آزاده تران
این روایت شماری از آموزگاران زن در افغانستان است که میگویند، در استخدام آنها تبعیض جدی جنسیتی وجود دارد و مردان تا حدود دو برابر بیشتر از زنان دستمزد میگیرند.
شهلا [نام مستعار] آموزگار ۲۵ سالهی یک مکتب خصوصی در غزنی است. شهلا در روزهای اول ماه حوت سال ۱۴۰۴ در آستانه شروع سال جدید آموزشی درخواست افزایش حقوق خود را به اداره مکتب فرستاد.
او گفته، پاسخی که شنید نه تنها شوکهکننده بود، بلکه ناامیدکننده هم بود. «مستقیم به من گفت که تو میخواهی به اندازه یک استاد مرد معاش داشته باشی.»
مدیر مکتب بدون ملاحظه به شهلا گفت، اگر با چهار هزار افغانی معاش در ماه کار نمیکنی، راهت سفید.
طالبان کار زنان را در نهادهای دولتی و نهادهای بینالمللی ممنوع کردهاند. محدودیتهای دستوپاگیر طالبان بسیاری از فرصتهای کاری دیگر را هم از زنان گرفته است. بخش آموزش و صحت، گزینههای بسیار کمی هستند که هنوز زنان میتوانند در آن کار کنند.
سازمان ملل میگوید، افغانستان یکی از بزرگترین شکافهای جنسیتی در نیروی کار را دارد. به عبارت دیگر، حدود ۸۰ درصد زنان در افغانستان از آموزش و کار محرومند.
همین محرومیت آسیبپذیری زنان را بیشتر کرده است. مثل شهلا که به خاطر مجبوریت ماند، با همان معاش چهار هزار افغانی در ماه. «این تنها مشکل من نیست، دامنگیر تمام زنان است.»
شهلا میگوید، برای زنان نان پیدا کردن در افغانستان دیگر حکم گشتن به دنبال سوزن در انبار کاه است. «چون بیکاری زیاد است، برای یک یا دو بست که اعلان میشود، بیشتر از ۲ صد نفر فورم پر میکنند.»
گزارشهای رسمی وجود دارد که تنها ۷ درصد زنان در بازار کار افغانستان حضور دارد.
شهلا حدود چهار سال است که در یک مکتب خصوصی آموزگار است. او گفته، فاصله معاش آموزگاران زن و مرد در این مکتب تا حدود دو برابر است. شهلا در ماه چهار هزار افغانی میگیرد، در حالی که همکار مردش هفت هزار افغانی معاش دارد.
این تفاوت از کجا میآید؟ شهلا میگوید، بست و ساعتهای کاری مشابه است، فقط در این میان جنسیت دونفر متفاوت است.
شهلا تنها نانآور خانواده شش نفری خودش است. پس از ساعت کاری مکتب او دستدوزی میکند تا گرسنه نمانند.
به دیدار لیلا [نام مستعار] در کابل میروم. آموزگار ۲۵ سالهای که دوسال است آموزگاری میکند. لیلا آموزگار مضامین ریاضی، انگلیسی و کامپیوتر است. او قبل از بسته شدن دانشگاهها به روی دختران، دانشجوی سال دوم کمپیوتر ساینس در دانشگاه کابل بود.
لیلا گفت، بیش از یک سال به دنبال کار بوده تا در این مکتب خصوصی با معاش چهار هزار افغانی در ماه استخدام شده است.
اما تبعیض درد لیلا هم هست: «مثلا، من سه مضامین اساسی را تدریس میکنم و برای اینکه دانشآموزان سطح یادگیریشان بالا برود، زحمتهای زیادی را متحمل میشوم. اما همکارم که آقا است مضمونهایی مثل دری، رسامی و خط را تدریس میکند. ساعتهای درسیاش هم با من یکسان است. او دو برابر من معاش میگیرد. من بهخاطر زن بودن ۴ هزار افغانی معاش میگیرم. همکاران مرد ما از ۵ هزار الی ۸ هزار افغانی معاش میگیرند.»
سازمانهای حقوقبشری میگویند، زنان در افغانستان با «جدیترین شکل تبعیض و خشونت» مواجهاند. هرچند عمدتا انتقادها بیشتر متوجه طالبان است، اما واقعیت از نظر زنانی مثل لیلا این است که تبعیض را فقط طالبان انجام نمیدهند، بلکه تبعیض جنسیتی در افغانستان ریشههای عمیق پیدا کرده است.
لیلا میگوید، تبعیض علیه آموزگاران زن سویههای دیگری نیز دارد. او به نحوهی برخورد پرخاشگرانه با زنان آموزگار هم اشاره میکند. «هر قدر از مشکلات بگویم باز هم کم است. ولی هیچکسی به اعتراضات ما گوش نمیکند؛ کسی و جایی نیست که صدای ما شنیده شود.»
در گفتوگو با دو مدیر مکتب خصوصی در کابل، آنها به بیشتر تبعیضها علیه زنان آموزگار اذعان کردند.
یک مسوول مکتب خصوصی در کابل گفت: «سطح معاشات آقایان و خانمهای آموزگار در مکاتب خصوصی متفاوت است. این یک واقعیت است. این را متاسفانه عملا میبینیم.»
چرا تبعیض
سهراب فرامرز [نام مستعار] میگوید محدودیتهای طالبان در واقع این زمینه را بیشتر کرده است. «وقتی که یک خانم نتواند آزادنه در بیرون کار کند و تنها منبع کاریاش آموزگاری و کار کردن در مراکز بهداشتی است، این محدودیت کاری خودش زمینهی سوء استفاده از حق زنان را ایجاد میکند و بعضی ادارههای مکاتب از این فرصت به نفع خودشان استفاده میکنند.»
میلاد شایگان [نام مستعار] مدیر مسوول یک مکتب خصوصی دیگر گفت: «امروز بسیاری از زنان و دختران حاضر هستند که در مقابل ۲ هزار افغانی تدریس کنند ولی در خانه ننشینند. این محدودیت، یک فرصت بسیار خوب برای مسوولین مکاتب شده است که معاش این زنان را بالا نبرند.»
دلیل دوم هم از نظر آقای شایگان فقر بیشتر زنان است. «دوما زنان سرپرست خانوادهها است که در مقابل معاش کم مقاومت نمیکنند. مثلا ما همکاران زن داریم در مکتب که نانآور خانوادهاش است. اینها حاضر هستند که در مقابل ۲ تا ۳ هزار افغانی هم کار کنند.»
برنامهی جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان میگوید، دو سوم خانوادههای تحت سرپرستی زنان، توانایی فراهم کردن غذا را ندارند.
سمیه امیری [نام مستعار] ۲۴ ساله، نانآور یک خانوادهی ۸ نفری است. او آموزگار یک مکتب خصوصی در کابل است. سمیه دانشجوی ادبیات دانشگاه کابل بود که طالبان دانشگاهها را به روی زنان بستند و تحصیل او در دانشگاه ناتمام ماند.
او میگوید: «مسوولین مکاتب که عمدتا مردان هستند، بهانهگیری میکند که شما اسناد ندارید یا تجربه کافی ندارید. به این بهانهها نسبت به مردان معاش ما استادان زن را کم میکنند.»
سمیه روزانه شش ساعت درس میدهد ودر ماه فقط پنج هزار افغانی دستمزد میگیرد. او گفته در جایی که او درس میدهد، بیشتر معاش یک آموزگار زن شش هزار افغانی است و کمترین معاش یک مرد هم شش هزار افغانی است. «تبعیض برای همهی زنان وجود دارد. بزرگترین نمونهاش همین کمبود معاش است.»
نرگس [نام مستعار] ۲۸ ساله، بیش از ۵ سال تجربهی آموزگاری در مکاتب خصوصی را دارد. او دانشآموختهی حسابداری است. او چهار ماه شده که به دلیل تفاوت معاش میان آموزگاران زن و مرد، از این شغل کنار رفته است و خانهنشین شده است.
نرگس که حدود پنج سال گذشته را با معاش ۳ هزار افغانی در یک مکتب خصوصی کار کرده، میگوید: «گاهی به سند من گیر میدادند و گاهی به تجربه من. مه پنج سال را تلاش کردم و مقاومت کردم که خود را از خانهنشینی زیر حاکمیت طالبان نجات بدهم. اما آخر نشد. در همه جا زنان دست کم گرفته میشوند و این ریشهی فرهنگی دارد.»
نرگس بیش از سه ماه است در جستجوی کار است.

