نان تلخ غربت؛ سیمای فقر در میان مهاجران افغانستانی در ایران

سلمان، ساعت پنج صبح، قبل از آن که نور آفتاب بر تاریکی آسمان غبارآلود تهران چیره شود، راه میدانی را پیش می‎گیرد که محل تجمع کارگران است. در این بزنگاه هیچ چیزی نمی‌تواند مانع او شود، نه سرما نه هم ناتوانی. او یکی از هزاران...

بخوانید...Details

اخبار

پوشش ویژه

نان تلخ غربت؛ سیمای فقر در میان مهاجران افغانستانی در ایران

سلمان، ساعت پنج صبح، قبل از آن که نور آفتاب بر تاریکی آسمان غبارآلود تهران چیره شود، راه میدانی را پیش می‎گیرد که محل تجمع کارگران است. در این بزنگاه هیچ چیزی نمی‌تواند مانع او شود، نه سرما نه هم ناتوانی. او یکی از هزاران کارگر مهاجر افغانستانی است که نان‌شان را از عمق دیوارهای بتنی، کوره‎های آجرپزی یا داربست‎های آویزان در آسمان به دست می‌آورند. نه بیمه دارد، نه قرارداد رسمی و نه مطمئن است که در غروب آن روز با دست پر و تن سالم به خانه بر می‎گردد یا خیر؟

بخوانید...Details

تحلیل و ترجمه

علیه جنگ؛ من از شهری می‌نویسم که همه‌‌چیزش را از دست داده است (بخش پایانی)

در نامه آخر آلبر کامو به چرایی مقاومت و دلایل پیروزی احتمالی آن در برابر فاشیسم و اشغال‌ نازی‌ها می‌پردازد. او این نامه را در بهار ۱۹۴۴ نوشته است؛ زمانی که خیابان‌های پاریس هنوز در تصرف نیروهای آلمانی بود و هسته‌های مقاومت مخفیانه و در زیرپوست شهر در حال فعالیت بودند.

علیه جنگ؛ هر گامی که حاکمان فاشیست بر می‌دارند جامعه را به سوی پرتگاه و سقوط نزدیک می‌کنند (بخش چهارم)

«وطن‌دوستی» از دید آلبر کامو، باید با ارزش‌های اخلاقی عجین باشد. اگر قرار باشد جامعه‌ای در صلح و آرامش زندگی کند، در گام نخست باید به اصولی بها دهد که اخلاق را در یک جامعه زنده نگه‌ می‌دارد. دامنه این اصول می‌تواند گسترده باشد، اما حداقل‌های آن میل به زندگی انسانی، عدالت و حقیقت است.

علیه جنگ؛ وطن‌دوستی، مشروط به عدالت و ارزش‌های اخلاقی باشد (بخش سوم)

نامه دوم کامو، ابعاد دیگری از ناسیونالیسم فاشیستی را زیر سوال می‌برد و در برابر آن میهن‌پرستی را مطرح می‌کند که در ذیل یا در کنار ارزش‌های بنیادین انسانی از قبیل نوع‌دوستی، حقیقت، عدالت، شادمانی و زندگی قرار دارد.

پرخواننده‌ترین‌ها

گزارش‌ها

انگشت‌شمار زنان راننده در بدخشان و دردسرهای بی‌شمار در ایست‌های طالبان

در جامعه‌ای سنتی مثل بدخشان رانندگی زنان حتا پیش از طالبان در بازارها به ندرت به چشم می‌خورد و با تجربه‌های ناخوشایند همراه بود. وضعیت حالا برای انگشت‌شمار زنانی که در جاده‌های شهر فیض‌آباد بدخشان رانندگی می‌کنند، بدتر شده است.