ساعت‌ها انتظار در دهیلز با خون‌ریزی: مادرانی که شفاخانه نجات‌شان نمی‌دهند

وقتی درد زایمان عزیزگلِ* ۳۶ ساله شروع شد، خانواده‌اش ساعت‌ها دنبال موتر گشتند تا او را به یک مرکز صحی برسانند، اما موفق نشدند. سرانجام او را سوار بر یک الاغ کردند و با سه ساعت سفر به نزدیک‌ترین کلینیک رساندند.

بخوانید...Details

اخبار

پوشش ویژه

ساعت‌ها انتظار در دهیلز با خون‌ریزی: مادرانی که شفاخانه نجات‌شان نمی‌دهند

وقتی درد زایمان عزیزگلِ* ۳۶ ساله شروع شد، خانواده‌اش ساعت‌ها دنبال موتر گشتند تا او را به یک مرکز صحی برسانند، اما موفق نشدند. سرانجام او را سوار بر یک الاغ کردند و با سه ساعت سفر به نزدیک‌ترین کلینیک رساندند.

بخوانید...Details

تحلیل و ترجمه

روایت زنان؛ چرا مبارزه با طالبان ضروری است، مبارزه با تفکر طالبانی در خانه‌ها ضروری‌تر؟

من دختری از پنجشیر هستم. از سرزمینی که نامش برای بسیاری با مقاومت، ایستادگی و مخالفت با طالبان گره خورده است. ما بارها به این پیشینه افتخار کرده‌ایم و گفته‌ایم که پنجشیر در برابر طالب سر خم نکرده است.

پرخواننده‌ترین‌ها

گزارش‌ها

ساعت‌ها انتظار در دهیلز با خون‌ریزی: مادرانی که شفاخانه نجات‌شان نمی‌دهند

وقتی درد زایمان عزیزگلِ* ۳۶ ساله شروع شد، خانواده‌اش ساعت‌ها دنبال موتر گشتند تا او را به یک مرکز صحی برسانند، اما موفق نشدند. سرانجام او را سوار بر یک الاغ کردند و با سه ساعت سفر به نزدیک‌ترین کلینیک رساندند.

«از شوخی‌ام پشیمان شدم»؛ روز جهانی دختر و روایت خانواده‌هایی که آینده‌ی دختران‌شان را در میان محدودیت‌ها گم کرده‌اند

علی محض شوخی به دختر ۱۴ ساله‌اش گفت: «امسال فارغ می‌شوی.» اشک در چشمان دخترش حلقه زد. او که صنف ششم است، تلخی این شوخی را تاب نیاورد و سرش را پایین انداخت و گفت: «بله پدر، فارغ می‌شوم.». از اتاق بیرون رفت.