زهرا جویا
نرگس حسینزاده، مانند بسیاری از دانشجویانی که در آستانه فارغالتحصیلی هستند، تابستان امسال را با اضطراب و شتاب در حال پر کردن فرمهای درخواست میگذراند تا فرصت بعدی خود را پیدا کند. او به دستاوردهای چهار سال گذشتهاش افتخار میکند و مشتاق است که تحصیلاتش را ادامه دهد.
اما درخواست برای دورههای تحصیلات در مقطع بالاتر در دانشگاههای سراسر جهان فقط به این دلیل نیست. این تنها امید او برای دور ماندن از افغانستان، زادگاهش، است؛ جایی که بهعنوان یک زن، مدرکی که برای به دست آوردنش این همه تلاش کرده، عملاً بیارزش خواهد بود. اگر به کشورش بازگردد، از بیشتر فرصتهای آموزشی و شغلی محروم میشود و ناچار خواهد بود در خانهاش زندانی بماند.
درست در زمانی که زنانی مانند نرگس بیش از هر زمان دیگری به فرصت نیاز دارند، همین فرصتها نیز از آنها گرفته میشود. بسیاری از کشورهای غربی، تحت فشارهای سیاسی برای کاهش مهاجرت، درهای خود را به روی افغانها میبندند و از صدور ویزا برای افرادی که ممکن است پس از پایان اعتبار ویزای دانشجویی در آن کشور بمانند، خودداری میکنند. برخی از کسانی که در پنج سال گذشته موفق شدند از چنگال بیرحمانه طالبان فرار کنند، اکنون دریافتهاند که ماندن در خارج از افغانستان به همان اندازه دشوار شده که فرار از آن بود.
نرگس که ماه آینده فارغالتحصیل میشود، میگوید: «احساس میکنم وسط یک پل ایستادهام. پشت سرم کشوری است که در آن نمیتوانم آیندهای برای خودم بسازم و روبهرویم فرصتهایی قرار دارند که هر روز از دسترس من دورتر میشوند.»
نرگس درست زمانی که طالبان پنج سال پیش دوباره قدرت را در افغانستان به دست گرفت، از مکتب فارغ شده بود. تقریباً یکشبه همه چیز تغییر کرد. او فهمید که در رشته روزنامهنگاری دانشگاه کابل، که یکی از انتخابهای مورد علاقهاش بود، پذیرفته شده است؛ اما میدانست هرگز نخواهد توانست در آنجا تحصیل کند.
او با صدایی آرام میگوید: «آنها {طالبان} لذت موفقیتم را از من دزدیدند.»
اما یک پست فیسبوکی از«دانشگاه آسیایی زنان» که در آن بورسیههایی برای زنان افغان ارائه شده بود، همه چیز را تغییر داد. نرگس بلافاصله درخواست داد، آزمون ورودی را در یک کافه در کابل به دلیل ضعف اینترنت خانهاش، انجام داد و سپس در مصاحبه آنلاین با کارکنان این دانشگاه شرکت کرد.
دانشگاه آسیایی زنان در بنگلادش مستقر است و با هدف فراهم کردن آموزش عالی برای زنان آسیایی تأسیس شده است.
دانشجویان افغانستان از سال ۲۰۱۰ در این دانشگاه تحصیل کردهاند، اما در چند سال اخیر این دانشگاه به معنای واقعی کلمه به یک راه نجات تبدیل شده است. تنها چند روز پیش از آنکه طالبان قدرت را به دست بگیرد، این دانشگاه با خروج ۱۴۸ دانشجوی افغانستان از کابل به ایالات متحده کمک کرد؛ جایی که آنها موفق به دریافت بورسیه شدند.
این دانشگاه تاکنون بیش از ۳۵ هزار درخواست از دانشجویان افغانستان دریافت کرده و از فبروری ۲۰۲۲ تاکنون نزدیک به ۹۰۰ دانشجوی اهل افغانستان در آن ثبتنام کردهاند.
نرگس در رشته سیاست، فلسفه و اقتصاد تحصیل کرد.
وقتی به والدینش گفت که در این دانشگاه پذیرفته شده است، مادرش نگران شد؛ اما پدرش او را تشویق کرد و هر دو معتقد بودند که تحصیل دخترشان از حرف و حدیث مردم مهمتر است.
پدرش به او گفت: «این، آنگونه نیست که تصور میکردم تو به دانشگاه بروی، اما در شرایط فعلی بهترین گزینه است. باید بروی.»
تجربه نرگس تفاوتی آشکار با سرنوشت خواهر کوچکترش دارد؛ دختری که هنگام بازگشت طالبان به قدرت، صنف هفتم بود.
او باید امسال از مکتب فارغ میشد؛ اما در عوض همچنان در خانه مانده است.
نرگس میگوید: «هر قدر هم که به دستاوردهای خودم افتخار کنم، فکر کردن به او قلبم را میشکند.»
پناهگاهی امن
دانشجویان افغانستان سال گذشته، پس از دانشجویان بنگلادشی، دومین گروه بزرگ دانشجویی دانشگاه آسیایی زنان را تشکیل میدادند و مسوولان دانشگاه میگویند که با وجود همه چالشها، همچنان میخواهند امکان تحصیل زنان جوان افغان را فراهم کنند؛ چالشی که از جمله به این دلیل دشوارتر شده که دختران افغانستان دیگر اجازه حضور در مکاتب بالاتر از صنف ششم را ندارند.

درگیریها در ایران و تنشهای میان افغانستان و همسایهاش پاکستان نیز سفر دانشجویان افغانستان را با اختلال روبهرو کرده است.
سفر نرگس به چیتاگونگ، شهر ساحلی بنگلادش که دانشگاه در آن قرار دارد، تجربهای بسیار دشوار بود.
ده زن از فرودگاه کابل راهی بنگلادش بودند، اما دانشگاه به آنها توصیه کرده بود که جلب توجه نکنند و با هم سفر نکنند. با این حال، به گفته نرگس، طالبان از هویت آنها اطلاع داشت.
او میگوید: «همه چیز را انکار کردیم. گفتیم با هم نیستیم. گفتیم برای تحصیل سفر نمیکنیم. اما آنها مدام میگفتند: “ما میدانیم.”»
ساعتها این دانشجویان زیر نظر نیروهای مسلح طالبان نشستند، بیآنکه بدانند آیا اجازه سوار شدن به هواپیما را خواهند داشت یا نه. مأموران تلاش کردند پاسپورتهای آنها را ضبط کنند. حتی در مقطعی به آنها گفتند مقاومت کردن فایدهای ندارد، چون در هر صورت پروازشان را از دست خواهند داد.
نرگس میگوید: «واقعاً فکر کردم همه چیز تمام شده است. تصور میکردم قرار است مانع خروج ما از کشور شوند.»
در نهایت، پس از آنچه او گمان میکند با دخالت دانشگاه انجام شد، اجازه یافتند سوار هواپیما شوند.
وقتی سرانجام به بنگلادش رسید، نرگس میگوید احساسی را تجربه کرد که ماهها از آن محروم بود: آرامش.
پس از ماهها ترس، سرانجام توانست احساس آرامش کند، در تمام مسیر از میدان هوایی تا رسیدن به محوطه دانشگاه خوابید.
اکنون، چهار ونیم سال بعد، او دوران حضورش در دانشگاه را با ترکیبی از شادی و نگرانی به یاد میآورد. دانشگاه آسیایی زنان برای او پناهگاهی امن بوده است، اما آینده همچنان نامعلوم به نظر میرسد. هرچند دلش میخواهد به خانه بازگردد، اما میداند که چیزی در آنجا انتظارش را نمیکشد.
او مشغول آماده کردن درخواستهای خود برای دانشگاههای بریتانیا بود که متوجه شد محدودیت تازهای برای صدور ویزای دانشجویی متقاضیان افغان اعمال شده است؛ خبری که آن را «ویرانکننده» توصیف میکند.
او میگوید: «همین حالا هم فرصتهای بسیار کمی برای ما وجود دارد. وقتی یک درِ دیگر به روی ما بسته میشود، همه چیز تحت تأثیر قرار میگیرد.»

