زیبا بلخی
وقتی از دخترانش حرف میزند، صدایش میلرزد. میگوید هر بار که دختران ۱۵ ساله و ۱۳ سالهاش گریه میکنند، خودش را در ۲۷ سال پیش میبیند، زمانی که در ۱۶ سالگی بدون رضایتش، به ازدواج مردی درآمد که ۱۵ سال از او بزرگتر بود.
او میگوید آن ازدواج، پایان کودکی و رویاهایش و آغاز سالهایی بود که با خشونت، تحقیر و رنج سپری میکند. حالا، پس از گذشت نزدیک به سه دهه، قرار است همان سرنوشت برای دو دخترش تکرار شود.
پروانه* ۴۳ ساله، باشنده ولایت سمنگان است. او در سال ۱۳۷۸ و در دور نخست حاکمیت طالبان، مجبور به ازدواج اجباری شد.
به گفتهی او، پدرش برای آنکه به باور خودش از «بیآبرویی» خانواده جلوگیری کند، تصمیم گرفت هرچه زودتر دخترش شوهر کند. «در دوره اول طالبان بیشتر از حالی طالبان دختران را فرار میدادند و همراهشان ازدواج میکردند. ازدواجهای اجباری زیاد بود، پدرم هم از شرایط همان زمان ترسید که نشود من را هم که دختر جوان بودم طالبان فرار بدهند و باعث بیعزتی و بیآبرویی خانواده شوم. به همین خاطر به زور در سن خورد عروسیام را کردند.»
پروانه میگوید، در همان زمان، یک فرمانده مربوط به طالبان، دختر کاکایش را که هم سن او بود، با زور به نکاح خود درآوده بود. «من را به پسر یکی از دوستهایش بخشید. من و مادرم اصلا خبر نبودیم. پدرم همان شب خانه آمد و گفت که شیرینیات را دادیم و بخیر در همین چند روز عروسیات است.»
حاکمیت طالبان در دههی ۹۰ میلادی مثل این دوره برای زنان مصیبتبار بود. ممنوعیت کار، آموزش و آزادیهای اجتماعی مثل امروز برقرار بود.
با این که تحقیق مستقلی نشده، اما مواردی از نکاح اجباری افراد طالبان با زنان در دوره اول حاکمیت این گروه مستند شده است. وضعیتی که در این دور نیز ادامه دارد. تاکنون چندین مورد از نکاح اجباری افراد و فرماندهان طالبان با زنان و دختران رسانهای شده است.
خاطرات پروانه تلخیهای زیادی از آن دوران در خود دارد. «یک شب زیاد گریه کردم و عذر و زاری کردم، پدرم عصبی شد و همراه چوب بسیار لت و کوبم کرد و برایم گفت رضایت تو مهم نیست، عزت و آبروی خانواده مهم است.»
پروانه پس از ازدواج، همراه همسرش از بلخ به سمنگان رفت. پروانه میگوید، به دلیل سن کم، بسیاری از کارهای خانه را بلد نبود و همین باعث خشونت زیادی بر او شد. «گاو دوشیدن را یاد نداشتم، نان پختن در تنور را یاد نداشتم.»
او میگوید، یک بار دستش با سیخ داغ سوزانده شد، بارها لتوکوب شد و دستکم سه بار به خاطر خشونت، سن پایین و ناتوانی جسمی سقط جنین کرد.
سرانجام، حدود شش سال پس از ازدواج، نخستین فرزندش به دنیا آمد. او اکنون مادر پنج فرزند است؛ سه پسر و دو دختر.
هر دو دختر پروانه تا پایان صنف ششم درس خواندهاند.
دختر بزرگترش دو سال پیش و دختر کوچکتر پروانه سال گذشته، پس از پایان صنف ششم، از ادامه آموزش بازماندند.
با این که طالبان مدعیاند، از هزاران ازدواج اجباری جلوگیری کردهاند. اما در عمل این طور نیست.
چند هفته پیش، منابع معتبر در ولایت بادغیس گفته بودند که طالبان یک کودک دختر ۱۷ ساله را در ولسوالی بالامرغاب این ولایت به دلیل نپذیرفتن درخواست ازدواج یک متنفذ قومی نزدیک به این گروه، به پنج سال زندان محکوم کردهاند.
دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) هم در گزارشی دربارهی وضعیت حقوق بشر در افغانستان گفته بود طالبان یک دختر زیر ۱۸ سال را بهدلیل تن ندادن به ازدواج اجباری بازداشت و زندانی کردهاند.
این نگرانیها مربوط به قوانین طالبان است که کودکهمسری را افزایش میدهد؛ مثل اصولنامه تفریق زوجین یا جدایی همسران که در تاریخ ۲۴ ثور امسال توسط رهبر طالبان توشیح شد.
بخش زنان سازمان ملل متحد در ماه جوزای سال ۱۴۰۵ اعلام کرده است که «اصولنامه تفریق زوجین» طالبان به دلیل تعیین نکردن حداقل سن قانونی برای ازدواج میتواند به عادیسازی ازدواج کودکان منجر شود.
کمیته حقوق کودک سازمان ملل متحد نیز در واکنش به توشیح این سند گفته است، این سند «ازدواج کودکان را مشروعیت بخشیده و سکوت دختران را بهعنوان رضایت به ازدواج تلقی میکند.»
به گفته پروانه، دوماه پیش همسرش تصمیم گرفت هر دو دخترش را شوهر دهد. مخالفت او و دو دخترش راهی را نگرفت. «نمیخواهم سختیهایی که من کشیدم را دخترهایم هم بکشند. من اصلا دوران نوجوانی و جوانی خود را نفهمیدم. به معنی واقعی هیچ زندگی نکردم. از وقتی خود را شناختم زیر ظلم و ستم شوهر بودم.»
دختر ۱۵ ساله پروانه با یک مرد ۳۸ ساله و دختر ۱۳ سالهاش با مردی ۳۵ ساله به اجبار نامزد شدهاند و قرار است تا یک ماه دیگر مراسم عروسی آنها برگزار شود. «هر سه ما را در زیرخانهی خانه ما برد تا صدای ما را همسایهها نشنود و با مشت و لگد بسیار لت و کوب کرد…برایم گفت خوبیات همی است که با این ازدواج مخالفت نکنی. اگر نه هم تو را طلاق میدهم و هم اولادها را از پیشت میگیرم دیگر اجازه نمیدهم تا وقت مرگت اولادها را ببینی. به دخترهایم هم گفت دیگر مخالفت نکنند. توان مبارزه نداشتم، چون در کشوری هستیم که واقعن زن هیچ کاری نمیتواند.»
پروانه ترس داشت که این داستان را بازگو کند، اما گفت، از هر راهی تلاش میکند دستکم از برگزاری مراسم عروسی دختران به این زودی جلوگیری کند.
وضعیتی که بر سر دختران پروانه آمده، دقیقا همان سرنوشتی است که خودش قربانی آن شد.
پروانه با اندوه میگوید، دختر بزرگش میخواست پزشک شود و دختر کوچکش آرزو داشت در دانشگاه اقتصاد بخواند. «دیگر فرصت درس و ادامه تحصیل نخواهند داشت.»
رضایت در ازدواج یک حقبشری است. در ماده ۱۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است: «ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانهی زن و مرد واقع شود.»
اما با حاکمیت طالبان پدیده ازدواج اجباری افزایش یافته است. این پدیده با ممنوعیت آموزشی که طالبان علیه دختران در افغانستان برقرار کرده است، پیوند دارد. برآورد میشود دستکم ۲.۲ میلیون دختر در افغانستان تاکنون از آموزش محروم شده باشند.
مرکز حقوق بشر در ۹ دلو ۱۴۰۳ در گزارشی گفته است، حدود ۷۰ درصد از دختران محروم از آموزش، مجبور به ازدواج زودهنگام یا زیر سن شدهاند.
*یادداشت: پروانه نام مستعار است.

