هانا نیومن، عضو پارلمان اروپا، از حزب سبزهای آلمان است که تمرکز کاریاش بر سیاست خارجی و حقوق بشر است. او پس از بازگشت طالبان به قدرت، از جایگاه خود برای دفاع جدی از حقوق زنان و دختران افغانستان استفاده کرده است. رسانهی رخشانه به مناسبت پنج سال حاکمیت طالبان با او گفتوگوی اختصاصی انجام داده است.
اشاره: این گفتوگو برای حفظ اختصار، روانی و انسجام متن بهصورت جزئی ویرایش شده است.
رخشانه: پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت میگذرد، چه چیزی در کارنامهی آنان تاکنون بیشتر از همه شما را نگران میکند؟
هانا نیومن: طالبان به ایدئولوژی خود وفادار ماندهاند. این برای مردم افغانستان فاجعهبار است، اما صادقانه بگویم، تعجبآور نیست. آنچه امروز مرا بیشتر نگران میکند این است که بخشی از جامعهی جهانی آهسته آهسته با این واقعیت کنار میآیند. در پنج سال گذشته، طالبان بهگونهی سیستماتیک حقوق، آزادیها و حضور عمومی زنان و دختران را از میان برداشتهاند. این درست همان بنیاد نظام حاکمیت آنان است. همزمان، توجه جهانی نیز تغییر کرده است. امروز بیشتر دربارهی مهاجرت، امنیت و تعامل دیپلماتیک میشنویم، در حالیکه زنان افغانستان و حقوق بشر به یک موضوع حاشیهای تبدیل میشوند. بزرگترین خطر امروز تنها آنچه طالبان انجام میدهند نیست؛ بلکه این است که جهان سرکوب زنان را به عنوان وضعیت عادی جدید بپذیرد. دقیقاً همان چیزی که باید در برابر آن ایستادگی کنیم.
رخشانه: به نظر میرسد شما باورمند هستید که طالبان در افغانستان آپارتاید جنسیتی برقرار کردهاند. اگر چنین است، استدلال شما چیست؟
هانا نیومن: وضعیتی که طالبان بر زنان تحمیل کرده است، بسیار فراتر از تبعیض است. ما تنها به این دلیل که آنان زن هستند شاهد محرومسازی سیستماتیک زنان و دختران از تقریباً همه عرصههای زندگی عمومی هستیم. دختران از آموزش متوسطه و تحصیلات عالی محروم شدهاند، زنان از بیشتر حرفهها، از مشارکت سیاسی و از بسیاری فضاهای عمومی کنار گذاشته شدهاند. حتا دسترسی به خدمات صحی بدون همراهی یک مرد محرم برای آنان محدود شده است. کسانی که مقاومت میکنند، با تهدید، مجازات و خشونت روبه رو میشوند.
اینها اقدامات پراکنده و جداگانه نیستند. این یک نظام منسجم است که برای حذف زنان از زندگی عمومی طراحی شده است. به همین دلیل است که بسیاری از زنان افغانستان خودشان واقعیت زندگیشان را آپارتاید جنسیتی توصیف میکنند. من باور دارم که ما باید به آنان گوش بدهیم. زبان سیاسی و حقوقی ما باید بازتاب دهندهی واقعیتی باشد که آنان در آن زندگی میکنند.
رخشانه: چرا فکر میکنید جهان در به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی در افغانستان کند عمل کرده است؟
هانا نیومن: حقوق بینالملل اغلب کندتر از واقعیت سیاسی حرکت میکند. از سوی دیگر، نوعی تردید نیز وجود دارد، زیرا آپارتاید جنسیتی هنوز به عنوان یک جرم مستقل در حقوق بینالملل به رسمیت شناخته نشده است. برخی حکومتها از گشودن بحثهای گستردهتر حقوقی یا ابتکارهای نو هراس دارند. اما ابهام حقوقی نمیتواند بهانهای برای بیعملی سیاسی شود. خود آپارتاید زمانی به عنوان یک جرم بینالمللی به رسمیت شناخته شد که جامعهی جهانی پذیرفت مفاهیم حقوقی موجود کافی نیستند.
رخشانه: چه راههایی برای بهرسمیتشناختن آپارتاید جنسیتی در افغانستان وجود دارد؟
هانا نیومن: بهرسمیتشناختن میتواند همزمان در چندین سطح صورت بگیرد. دولتها میتوانند آپارتاید جنسیتی را از نظر سیاسی، از طریق قطعنامههای پارلمانی و اعلامیههای حکومتی، به رسمیت بشناسند. سازمانهای بینالمللی نیز میتوانند این مفهوم را در کار و گزارشدهی خود شامل سازند. مهمتر از همه، گفتگوها درباره یک معاهدهی تازهی بینالمللی در مورد جنایت علیه بشریت، فرصتی را فراهم میکند تا آپارتاید جنسیتی بهگونهی صریح در حقوق بینالملل گنجانده شود. بهرسمیتشناختن تنها قدم اول است. این کار باید بر سیاست پناهندگی، تحریمها، تعامل دیپلماتیک و تلاشها برای پاسخگویی اثر بگذارد. در غیر آن، بهرسمیتشناختن خطر آن را دارد که بیشتر نمادین بماند تا معنادار.
رخشانه: آیا برنامهای وجود دارد که اتحادیهی اروپا آپارتاید جنسیتی در افغانستان را به رسمیت بشناسد؟
هانا نیومن: پارلمان اروپا همواره در حمایت از بهرسمیتشناختن آپارتاید جنسیتی و دفاع از حقوق زنان افغانستان موضع قوی گرفته است. در میان نهادهای اتحادیهی اروپا، آگاهی نسبت به وضعیت زنان در افغانستان از نظر محرومسازی سیستماتیک بیپیشینه، روبه افزایش است. در عین حال، بهرسمیتشناختن رسمی هنوز اتفاق نیفتاده است. من باور دارم که اتحادیهی اروپا باید در این زمینه پیشگام باشد. اروپا مدتها است خود را بهعنوان مدافع جهانی حقوق زنان معرفی کرده است. بنابراین، حمایت از بهرسمیتشناختن آپارتاید جنسیتی تنها دربارهی افغانستان نیست؛ بلکه دربارهی اعتبار ارزشهای خود اروپا نیز است.
رخشانه: اتحادیهی اروپا بهگونهی کلی طالبان را چگونه میبیند؟
هانا نیومن: اتحادیهی اروپا طالبان را به عنوان حکومت مشروع افغانستان بهرسمیت نمیشناسد. تعامل ما همواره بر اساس شرایط واضح اتفاق افتاده است. کمی پس از تسلط طالبان، اتحادیهی اروپا پنج معیار را تعیین کرد که حقوق بشر، حقوق زنان، حکومتداری فراگیر، دسترسی بشردوستانه و جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به پناهگاه امن برای تروریزم را در بر میگرفت. گاهی تماسهای ضروری عملیاتی ممکن است اجتناب ناپذیر باشد، به ویژه برای رساندن کمکهای بشردوستانه. اما تعامل هرگز نباید به عادیسازی سیاسی تبدیل شود. هر تماس با طالبان معنای سیاسی دارد. به همین دلیل، حفظ خطوط سرخ روشن همچنان ضروری است.
اتحادیهی اروپا همچنان باید بپذیرد که حمایت از افراد با رسیدن آنان به اروپا پایان نمییابد. زنانی که از آزار و سرکوب طالبان فرار کردهاند، نباید دوباره برای تمدید پاسپورت، ثبت تولد کودک یا گرفتن اسناد ابتدایی، وابسته به نهادهای زیر کنترل طالبان شوند. در غیر آن، ما خطر آن را ایجاد میکنیم که نفوذ طالبان فراتر از مرزهای افغانستان گسترش یابد.
رخشانه: ارزیابی شما از تلاشهای بینالمللی برای پاسخگو ساختن طالبان چیست؟ آیا این تلاشها به اندازهی کافی هماهنگ و مؤثر بودهاند؟
هانا نیومن: نه. جامعهی جهانی در محکوم کردن سیاستهای طالبان بهگونهی چشمگیری متحد بوده است، اما در تبدیل این محکومیت به فشار سیاسی پایدار، بسیار کمتر متحد عمل کرده است. ابتکارهای مهمی وجود داشته است؛ از سازوکارهای سازمان ملل گرفته تا تلاشها برای پاسخگویی در دادگاههای بینالمللی. اما در مجموع، فشارها پراکنده و اغلب واکنشی بودهاند. در عین حال، طالبان نشان دادهاند که آمادهاند انتقادهای دیپلماتیک را تحمل کنند، اگر این انتقادها پیامدهای معناداری در پی نداشته باشد. پاسخگویی نیازمند پایداری، هماهنگی و ثبات سیاسی است، نه ابراز نگرانیهای گاهوبیگاه.
رخشانه: چگونه میشود طالبان را در زمینهی حقوق زنان و مسائل حقوق بشری پاسخگو ساخت؟
هانا نیومن: هیچ ابزار واحدی وجود ندارد. پاسخگویی به معنای ترکیب فشارهای حقوقی، دیپلماتیک و سیاسی است. این شامل حمایت از سازوکارهای جاری بینالمللی برای پاسخگویی، وضع تحریمهای هدفمند علیه کسانی که مسوول نقضهای جدی حقوق بشر هستند، حفاظت از تلاشهای مستقل برای مستندسازی و اطمینان از این که حقوق بشر در محور هرگونه تعامل بینالمللی با طالبان باقی بماند، است. همچنین مهم است که سرکوب سیستماتیک زنان از سوی طالبان با مشروعیت سیاسی پاداش داده نشود. به رسمیت نشناختن طالبان نباید صرفاً نمادین دانسته شود، بلکه باید بخشی از حفظ فشار بینالمللی باشد. پاسخگویی یک اقدام واحد نیست، پاسخگویی حاصل اثر جمعیِ انتخابهای پیوسته و هماهنگ سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک است.
رخشانه: مبارزه زنان افغانستان علیه طالبان را چگونه میبینید؟
هانا نیومن: من آن را یکی از شجاعانهترین جنبشهای حقوق بشری در جهان امروز میدانم. با وجود خطرهای فوقالعاده زیاد، زنان افغانستان همچنان به سازماندهی، مستندسازی موارد نقض حقوق بشر، آموزش دختران، حمایت از یکدیگر و محو نشدن ادامه میدهند. مقاومت همیشه به شکل تظاهرات گسترده نیست، گاهی مقاومت یعنی آموزش دختران بهگونهی پنهانی، گاهی یعنی مستندسازی موارد نقض حقوق بشر، گاهی هم یعنی تنها خودداری از محو شدن است. زنان افغانستان قربانیان منفعل نیستند، آنها بازیگران سیاسیاند که آیندهی افغانستان را شکل میدهند.
رخشانه: اتحادیه اروپا چگونه میتواند از مقاومت زنان افغانستان حمایت کند؟
هانا نیومن: نخست، با گوش دادن دوم، با محافظت و سوم، با ایجاد فضای سیاسی. اتحادیه اروپا باید به حمایت از سازمانهای به رهبری زنان افغانستان، در داخل و بیرون از کشور ادامه دهد؛ فرصتها آموزشی را تقویت کند؛ راههای امن را برای کسانی که در معرض خطر قرار دارند فراهم سازد و اطمینان دهد که زنان افغانستان بهگونهی معنادار در بحثهای بینالمللی درباره آینده کشورشان مشارکت دارند.
محافظت با عبور زنان افغانستان از مرز پایان نمییابد. اروپا پذیرفته است که زنان افغانستان از سوی طالبان مورد آزار و سرکوب قرار دارند. این به رسمیتشناسی باید پیامدهای عملی داشته باشد. زنانی که از حاکمیت طالبان فرار کردهاند، هرگز نباید در موقعیتی قرار داده شوند که بار دیگر برای تمدید اسناد، ثبت فرزندانشان یا حل مسائل اداری ضروری، به نهادهای زیر کنترل طالبان وابسته شوند. در غیر آن، ما از نظر جغرافیایی مردم را از طالبان محافظت میکنیم، اما اجازه میدهیم قدرت طالبان از نظر سیاسی آنان را دنبال کند.
رخشانه: اگر وضعیت کنونی ادامه یابد، آینده زنان افغانستان را چگونه میبینید؟
هانا نیومن: وضعیت کنونی بهشدت نگران کننده است. هر سالی که دختران از مکتب دور میمانند و زنان از زندگی عمومی کنار گذاشته میشوند، آسیبهای ماندگاری بر جا میگذارد. نه تنها بر زندگی افراد، بلکه بر آینده افغانستان به عنوان یک کشور. با این حال، من همچنان امیدوار هستم، زیرا نظامهای استبدادی نمیتوانند کرامت انسانی را از بین ببرند. شجاعتی که زنان افغانستان در پنج سال گذشته نشان دادهاند، بیانگر تابآوری فوقالعاده است.

