غزال محمدی
ششماه است که ژولیا پارسی در کمپ کلیسایی در حومه مگدبورگ در آلمان زندگی میکند؛ بهدور از خانواده و در انتظار سرنوشت نامعلوم.
ژولیا پارسی یکی از زنان معترض و زندانی پیشین طالبان است. او میگوید پرونده پناهندگیاش در روند دوبلین قرار دارد و از این میترسد که در نهایت مجبور به بازگشت به افغانستان تحت حاکمیت گروه طالبان شود.
او در صحبت با رسانهی رخشانه میگوید بازگشت به افغانستان برایش به معنای بازگشت به نظامی است که او را یکبار زندانی و شکنجه کرده است. «من فقط نگران زندانی شدن دوباره نیستم؛ نگران بازجویی، شکنجه، فشار بر خانوادهام و جان خودم هستم. طالبان من را میشناسند و میدانند که سالها در برابر سیاستهای حذف زنان ایستادهام.»
روند «دوبلین» سازوکاری در اتحادیه اروپا برای تعیین کشوری است که مسوول بررسی درخواست پناهندگی یک فرد است. بر اساس این روند، اگر پناهجو پیشتر در کشور اروپایی دیگری درخواست پناهندگی داده یا از آن کشور وارد شده باشد، ممکن است آلمان پرونده او را به همان کشور ارجاع دهد.
پس از بازگشت طالبان به قدرت در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، زنان از نخستین روزها در شهرهای مختلف کشور به خیابان آمدند و دست به اعتراضهای خیابانی زدند. در ماههای نخست، اعتراضات با حضور بیشتر زنان و پوشش گستردهتر رسانهای همراه بود.
اما با تشدید سرکوب طالبان، بازداشت، تهدید، شکنجه و بدرفتاری با معترضان، شکل اعتراض از خیابانی به محیطهای سربسته تغییر کرد.
اخیرا رهبر طالبان با توشیح قانون پولیس برای وزارت داخله این گروه، هر گونه تظاهرات در قلمرو افغانستان را ممنوع اعلام کرده است.
بخش آسیایی سازمان عفو بینالملل در واکنش به توشیح قانون پولیس طالبان گفته است که این سند حملهای گسترده به حقوق بشر است و پیامدهای جدی برای دادرسی عادلانه، حق محاکمه منصفانه و آزادی بیان دارد.
نگرانکنندهترین مفاد این قانون، ممنوعیت مطلق تمامی اشکال تجمع و تظاهرات است که نقض آشکار حق آزادی تجمعات مسالمتآمیز به شمار میرود.
برگشت اجباری در سایهی چنین قانونی برای ژولیا پارسی که شناخته شده ترین چهره زنان معترض در میان زنان افغانستان است، میتواند دردسرهای زیادی داشته باشد.

ژولیا از نخستین زنانی بود که پس از بازگشت طالبان به قدرت، در اعتراض خیابانی در کابل حضور یافت. او اولینبار با گروهی ۴۰ نفره از زنان معترض در تاریخ ۳ سپتامبر ۲۰۲۱، در منطقه فوارهآب در کابل برنامههای اعتراض خیابانی را آغاز کردند.
او درباره آن روزها به رخشانه میگوید: «آن روزها شرایط بسیار خطرناک بود و هنوز مشخص نبود طالبان با زنان معترض چه برخوردی خواهند کرد. با وجود همه ترسها و تهدیدها، ما به خیابان آمدیم و خواستههای خود را مطرح کردیم.»
ژولیا در دستکم ۵۰ برنامه اعتراضی اشتراک داشته و بهگفتهی او، خواسته اصلی معترضان در زمان اعتراض، حق کار، آموزش، آزادی و عدالت برای زنان بوده است.

او گفت: «برای من قابل قبول نبود که یکشبه دختران افغانستان از مکتب و دانشگاه محروم شوند، زنان از کار کنار گذاشته شوند و زنان و دختران از جامعه حذف شوند. نمیتوانستم در برابر این وضعیت سکوت کنم. به همین دلیل همراه با زنان دیگری که همین درد و نگرانی را داشتند، صدای اعتراض خود را بلند کردیم.»
ژولیا میگوید پس از بازداشت شماری از دختران معترض، بهشمول ندا پروانی، در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۳ در نزدیکی خانهاش بازداشت شد. او بههمراه پسرش به ریاست ۴۰ استخبارات منتقل شد و سهماه در آنجا زندانی بود.
او در مورد وضعیت زندان و رفتار طالبان با زندانیان میگوید: «اتاقی که من در آن نگهداری میشدم، بالای اتاق شکنجه قرار داشت. صدای فریاد و ناله کسانی که در پایین شکنجه میشدند، به اتاق من میرسید. صدای ضربه، فریاد و گریه را میشنیدم و هیچ کاری از دستم برنمیآمد. برای من این خودش یک شکنجه روحی بود. اینکه صدای شکنجه انسان دیگری را بشنوی و همزمان خودت هم زندانی باشی و ندانی چه چیزی در انتظار توست.»
او همچنین میگوید نیروهای طالبان از پسرش برای اعمال فشار روانی بر او استفاده میکردند. بهگفته ژولیا، طالبان هنگام بازجویی از پسرش فیلم میگرفتند و سپس آن ویدیوها را برای او نشان میدادند.
او توضیح میدهد: «از پسرم هم برای شکنجه روحی من استفاده میکردند. هنگام تحقیق و بازجویی از او فیلم میگرفتند و بعد آن ویدیوها را به من نشان میدادند. دیدن پسرم در آن شرایط برایم بسیار دردناک بود. آنها میدانستند که من مادر هستم و از احساسات من نسبت به فرزندم برای فشار آوردن به من استفاده میکردند. هر بار که ویدیوی او را میدیدم، نمیدانستم چه اتفاقی برایش افتاده و بعد از آن چه خواهد شد.»
ژولیا همچنین میگوید طالبان در جریان بازجویی درباره فعالیتهای اعتراضیاش، دلیل شرکت او در اعتراضها سوال میکردند و با تقلیل ارزش اعتراضش او را به دریافت کمکهای خارجی و مخالفت با اسلام متهم کردند.
او میگوید: «آنها تلاش میکردند اعتراضهای من را طوری نشان بدهند که گویا من مخالف اسلام یا مخالف حجاب هستم، در حالی که اعتراض من علیه اسلام یا حجاب نبود؛ اعتراض من علیه محرومیت زنان و دختران از حقوق اساسیشان، سرکوب و حذف زنان از جامعه بود.»
دشوارترین بخش دوران زندان ژولیا در زندان طالبان، گرفتن اعتراف اجباری بوده است.
او میگوید، طالبان تحت فشارهای روحی و جسمی او را مجبور به اعتراف اجباری کردند: «وقتی یک انسان را در انفرادی نگه میداری، از خانوادهاش بیخبر میکنی، او را تحت فشار جسمی و روحی قرار میدهی و بعد از او میخواهی چیزی را اعتراف کند، دیگر آن اعتراف آزادانه نیست. برای من، مجبور شدن به گفتن حرفهایی که خودم قبول نداشتم، یکی از تلخترین و سنگینترین بخشهای دوران زندان بود.»
او همچنین ادامه میدهد که دوران زندان، در اثر ضربه گوشش آسیب دیده است: «در دوران بازداشت، خودم هم با خشونت و شکنجه فیزیکی روبهرو شدم. به گوشم ضربه شدید وارد شد و پرده گوشم آسیب دید. بعد از آزادی، به دلیل همین آسیب مجبور شدم گوشم را جراحی کنم. باوجود انجام عملیات، آثار آن آسیب هنوز هم برایم باقی مانده است.»
ژولیا پارسی پس از نزدیک به سهماه حبس در ۱۸ دسامبر ۲۰۲۳ از زندان آزاد شده است. او میگوید آزادی او مشروط به سکوت و توقف فعالیتهای اعتراضی بود. «از من تعهد گرفته شد که فعالیتهای اعتراضی و فعالیتهایی را که طالبان مخالف سیاستهای خود میدانستند، ادامه ندهم. در واقع میخواستند با گرفتن تعهدنامه، مرا ساکت کنند و مانع ادامه فعالیتهایم شوند.»
ژولیا پس از آزادی، مدتی در افغانستان ماند و سپس به پاکستان و بعد با خانوادهاش به برازیل رفت.
این زن معترض میگوید، ششماه قبل برای اشتراک در برنامهای به اسپانیا سفر داشت و از آنجا تصمیم گرفت به برازیل باز نگردد و به آلمان رفت، اما در این کشور در روند دوبلین قرار گرفته و منتظر است روند قانونی مشخص کند کدام کشور مسوول رسیدگی به درخواست پناهندگی او خواهد بود.
او میگوید: «برای پروندهام وکیل گرفتهام و کارم از راه قانونی در حال پیگیری است. فعلاً باید این روند قانونی را طی کنم تا مشخص شود در نهایت کدام کشور مسوول رسیدگی به پرونده پناهندگی من خواهد بود.»
ژولیا پارسی مسوول یکجنبش اعتراضی زنان است که برنامههای اعتراضی را بر علیه سیاستگذاریهای طالبان اجرا میکنند او تاکید میکند که مبارزه او و سایر همسنگرانش برای بلند کردن صدای عدالتخواهی زنان افغانستان است.
او میگوید: «اما آزادی از زندان به معنی آزادی باورهای من نبود. من هنوز همان زن بودم و هنوز همان باور را داشتم که زنان افغانستان حق دارند آزادانه زندگی کنند، آموزش ببینند، کار کنند و در جامعه حضور داشته باشند.»
حبیبه سرابی، از چهرههای شناخته شدهی حقوق زنان و والی پیشین بامیان، میگوید فشارهای طالبان بر زنان، آنان را از حضور در خیابان بازداشته، اما این به معنای پایان مبارزه آنان نیست.
خانم سرابی میگوید: «اعتراضات نسبت به سالهای اول کمتر شده و ما دلیلش را میفهمیم، بخاطر این که فشار فوقالعاده زیاد شده، طالبان از انواع مختلف فشار، تهدید، شکنجه و حتی زندانکردن و تجاوز دریغ نمیکنند، اما این اعتراضات در داخل خانه و محیطهای سربسته، به شکل دیوارنویسی و به اشکال مختلف ادامه دارد.»
بهگفتهی خانم سرابی، اعتراضات خیابانی بهدلیل جلب توجه بیشتر، تاثیرگذاری بیشتری داشته، اما هزینه و پیامدهای آن نیز برای زنان معترض سنگین بوده است. او میگوید: «اعتراضاتی که در خیابان بود، تاثیرش بیشتر بود چون توجه بیشتری را جلب میکند، اما تلفات و عواقب آن هم بسیار ناگوار بود. ما شاهد حوادث رقتباری در جریان آن اعتراضات بودیم.»
آلمان اخراج مهاجران افغانستان از این کشور را شدت بیشتر بخشیده است. قرار بود ابتدا مهاجران محکوم به جرایم سنگینی چون تجاوز جنسی، قتل، تهدید امنیت ملی و جرایم مرتبط به مواد مخدر، اخراج شوند. اما اخیرا افراد بدون سابقه کیفری را هم اخراج کرده است.
روزنامه «بیلد» آلمانی روز سهشنبه، ۳ سنبله گزارش داده که ۳۰ مهاجر اهل افغانستان در یک پرواز چارتر از میدان هوایی لایپزیگ به کابل منتقل شدهاند.

