رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

روایت زنان؛ هیچ دختری را مجبور به تحمل خشونت نکنیم

۲۲ میزان ۱۴۰۵
روایت زنان؛ هیچ دختری را مجبور به تحمل خشونت نکنیم

عکس: شبکه‌های اجتماعی

حلیمه ملک

روایتی را که می‌خوانید بر پایه‌ی یک داستان فردی است، اما واقعیت این است که این یک وضعیت فراگیر است. در افغانستان، برای بسیاری از دختران، ازدواج نه با انتخاب و رضایت، بلکه با تصمیم بزرگان خانواده رقم می‌خورد. دختری که باید دربارهٔ آینده‌اش تصمیم بگیرد، گاهی حتا حق ندارد بگوید با این ازدواج موافق نیست. خواست خانواده، قضاوت جامعه و ترس از حرف مردم فاکتورهای غالب بر انتخاب دختر است.

اما از نظر من، رنج بسیاری از این دختران فقط همین ازدواج اجباری نیست. این کار گاهی سرآغاز خشونت جسمی و روانی، تحقیر، توهین و محرومیت از حمایت خانواده هم است که زندگی را به تجربه‌ای دردناک برای قربانی تبدیل می‌کند. تلخ‌تر از همه، زمانی است که دختر برای نجات خود به خانه‌ی پدر پناه می‌برد، اما به‌جای حمایت، از او خواسته می‌شود به زندگی مشترکش برگردد و تحمل کند.

مریم نام مستعار دختری است که روایت زندگی‌اش در این یادداشت بازتاب یافته است. برای حفظ امنیت او و جلوگیری از شناسایی‌اش، هویت واقعی‌اش را پنهان نگه داشته‌ام.

وقتی مریم ازدواج کرد، خانواده‌اش حتا یک بار هم از او نپرسید که آیا مرد را دوست دارد، آیا آماده ازدواج است یا چه آینده‌ای برای خودش در نظر دارد. تصمیم گرفته شده بود و از مریم انتظار می‌رفت آن را بپذیرد. برای مریم، مخالفت‌کردن آسان نبود. در محیطی که حرف خانواده و قضاوت مردم می‌تواند سرنوشت یک دختر را تعیین کند، گفتن «نه» هزینه بزرگی دارد.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

شمار موارد مثبت پولیو در افغانستان به ۳۶ مورد رسید

سازمان ملل از ثبت چهار هزار و ۵۸۲ مورد نقض جدی حقوق کودکان در افغانستان خبر داده است 

مریم در ناچاری مطلق وارد زندگی‌ای شد که انتخاب خودش نبود. زندگی‌ای که به‌جای آرامش، برایش رنج و ترس به همراه آورد. پس از ازدواج، مریم با خشونت و رفتارهای آزاردهنده روبه‌رو شد. نه‌تنها از سوی شوهرش، بلکه از سوی اعضای خانواده‌ی او، از جمله مادر و خواهر شوهرش.

خشونت همیشه با زخم‌های آشکار همراه نیست. گاهی در توهین، تحقیر، تهدید، محدودکردن آزادی و شکستن اعتمادبه‌نفس یک زن خودش را نشان می‌دهد. زنی که هر روز در فضای ترس و بی‌احترامی زندگی می‌کند، ممکن است به‌تدریج احساس کند که هیچ اختیاری بر زندگی خودش ندارد.

برای مریم نیز، رنج تنها به رفتار شوهرش محدود نبود. او در خانه‌ای زندگی می‌کرد که در آن احساس امنیت و آرامش نداشت. جایی که باید پناهگاهش می‌بود، به فضایی تبدیل شده بود که تحمل‌کردنش هر روز دشوارتر می‌شد. با این حال، بسیاری از زنان در چنین شرایطی نمی‌توانند به‌آسانی از زندگی خشونت‌آمیز بیرون شوند. وابستگی اقتصادی، ترس از آینده، نگرانی درباره‌ی آبرو و نبود حمایت کافی، راه خروج را برای آنان دشوار می‌سازد.

وقتی خشونت ادامه یافت، مریم برای دریافت حمایت به خانواده‌ی خودش روی آورد. او از کسانی کمک خواست که انتظار داشت در سخت‌ترین لحظه‌های زندگی کنارش بایستند. حتا پاسخ مادرش آن چیزی نبود که به آن نیاز داشت. به او گفته شد که تحمل کند و به زندگی‌اش ادامه دهد. همین منطق کافی بود که حتا خانواده خودش چشم بر رنج‌های او ببندد. به او گفته شد بازگشت دختر از خانه‌ی شوهر می‌تواند حرف و حدیث مردم را به دنبال داشته باشد.

در برخی خانواده‌ها، نگرانی از قضاوت جامعه چنان سنگین است که درد و امنیت دختر در اولویت قرار نمی‌گیرد. گاهی خانواده‌ها تصور می‌کنند که حفظ ازدواج، به هر قیمت، بهتر از بازگشت دختر به خانه‌ی پدر است. حتا اگر آن ازدواج با خشونت و رنج همراه باشد. «دختر باید با پیراهن سفید از خانه‌ی پدر بیرون شود و با کفن از خانه‌ی شوهر.» این ضرب‌المثل یا بهتر است بگویم باور غلطی است که قرن‌ها بر ذهنیت مردم حاکم است.

پیراهن سفید، نماد عروسی و آغاز زندگی مشترک است، اما کفن پایان زندگی است. اما برای یک زن قربانی خشونت در جامعه افغانستان گویی بیش از این معنا دارد؛ زن بهتر است از خشونت بمیرد تا مورد قضاوت مردم واقع شود. وقتی چنین باورهایی به معیار قضاوت درباره‌ی زندگی زنان تبدیل می‌شوند، ازدواج دیگر صرفاً رابطه‌ای میان دو انسان نیست.  به موضوعی برای حفظ آبروی خانواده و جلوگیری از حرف مردم تبدیل می‌شود. در این میان، خواست و امنیت زن به حاشیه می‌رود.

دختری که از خشونت شکایت می‌کند، ممکن است به‌جای آن‌که مورد حمایت قرار گیرد، به صبر و تحمل دعوت شود. گاهی خانواده از او می‌خواهد به‌خاطر فرزندان، آبرو یا حرف مردم به زندگی مشترکش ادامه دهد.  بی‌آن‌که بپرسد در آن خانه چه بر او می‌گذرد.

اما هیچ آبرویی نباید از جان و سلامت یک انسان مهم‌تر باشد. هیچ دختری نباید میان تحمل خشونت و مرگ، یکی را انتخاب کند. خانه‌ی پدر باید پناهگاه او باشد و خانه‌ی شوهر نیز نباید به زندانی تبدیل شود که راه بیرون‌شدن از آن، تنها با کفن ممکن باشد.

ازدواج اجباری زمانی رخ می‌دهد که فرد بدون رضایت آزادانه‌ی خود به ازدواج وادار شود. موافقت ظاهری یک دختر، اگر نتیجه‌ی تهدید، فشار خانوادگی، ترس یا نداشتن امکان واقعی برای مخالفت باشد، لزوماً به معنای رضایت آزادانه‌ی او نیست.

زنی که از خشونت سخن می‌گوید، ممکن است با پرسش‌هایی مانند «چرا تحمل نمی‌کنی؟»، «مردم چه خواهند گفت؟» یا «اگر جدا شوی، آینده‌ات چه می‌شود؟» روبه‌رو شود. چنین واکنش‌هایی به‌جای کمک به زن، بار مسوولیت خشونت را بر دوش او می‌گذارد.

بنابراین، مقابله با خشونت خانوادگی تنها به توصیه‌‌ی زنان برای مقاومت یا ترک خانه محدود نمی‌شود. حمایت امن، دسترسی به خدمات حقوقی و روانی، آگاهی‌رسانی و مسوولیت‌پذیری خانواده‌ها و جامعه نیز ضروری است.

خانواده‌ها باید بپذیرند که دختران نیز حق دارند درباره‌ی زندگی، آموزش، کار و ازدواج خود نظر بدهند. شنیدن خواست یک دختر، نشانه‌ی بی‌احترامی به خانواده نیست، بلکه بخشی از احترام به شخصیت و کرامت انسانی او است. مادران و پدران باید بدانند که وادارکردن دختر به ماندن در یک رابطه‌ی خشونت‌آمیز، مشکل را حل نمی‌کند. نخستین وظیفه‌ی خانواده در چنین شرایطی، شنیدن سخنان زن، جدی‌گرفتن خطر و کمک به یافتن راهی امن است.

جامعه نیز باید نگاه خود را به زنانی که به‌دلیل خشونت از خانه‌ی شوهر بیرون می‌شوند، تغییر دهد.  بازگشت یک زن از رابطه‌ای آزاردهنده نباید مایه‌ی شرمساری او یا خانواده‌اش تلقی شود. مسوولیت خشونت بر عهده‌ی کسی است که مرتکب آن می‌شود، نه زنی که برای حفظ امنیت خود تلاش می‌کند.

روایت مریم تنها درباره‌ی یک ازدواج نیست، درباره‌ی حق انتخاب، امنیت و کرامت انسانی زنی است که در تصمیمی سرنوشت‌ساز، صدایش شنیده نشد و هنگام روبه‌روشدن با خشونت نیز حمایت مورد نیازش را دریافت نکرد. هیچ دختری نباید برای حفظ آبروی خانواده، امنیت و آرامش خود را قربانی کند. هیچ زنی نباید به این دلیل که ازدواج کرده است، مجبور به تحمل خشونت شود. و هیچ خانواده‌ای نباید قضاوت مردم را بر سلامت و زندگی دخترش مقدم بداند.

انسانی این است که دختری  با پیراهن سفید از خانه‌ی پدر بیرون شد، بتواند برای فرار از خشونت و یک رابطه خشونت‌بار با امنیت و سربلندی به خانه‌ی پدر بازگردد. هیچ دختری را مجبور به تحمل خشونت نکنیم.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری