روایتی از خط مقدم رزم؛ چرا در برابر طالب میایستم و چرا من یک معترضم؟ ( بخش دوم)
سرم را از زیر لحاف صندلی بلند کردم؛ پدرم درست در مقابل من نشسته بود؛ یکی از مردان دست به ...
سرم را از زیر لحاف صندلی بلند کردم؛ پدرم درست در مقابل من نشسته بود؛ یکی از مردان دست به ...
اولین خواستگار که آمد، پدرو برادرانم بدون اینکه به آموزش، فرهنگ و طبقهی خانواده پسر فکر کنند من را به ...
نیمه شب من و کودکان و همسرم را از خانه بیرون میکشیدند. باور نمیکردم! شاید غافلگیر شده بودم. شاید شناخت ...
نامام را « پلوشه» گذاشته بودند تعریف مادرم برای این انتخاب روشن بود! دوست داشت چون خورشید، نوری باشم بر ...
فرزندمان ساعت دوی شب، یعنی دو ساعت پس از رفتن آخرین سرباز امریکایی از افغانستان، به دنیا آمد؛ فرزندمان در ...
اشاره: رسانهی رخشانه در همکاری با فولر پروجیکت(The Fuller Project) که یک رسانهی غیرانتفاعی متمرکز به پوشش وضعیت زنان است، روایتهای زنان ...
روز شنبه، یک روز قبل از سقوط کابل، من در کورس آمادگی کنکور بودم و فکر نمیکردم شرایط این قدر ...
من وقتی به پای قصهی این زنان از حکومت طالبان مینشستم، هرگز تصور نمیکردم که من نیز روزی بخشی از ...
من همه رسانههای افغانستان را برای شنیدن و خواندن یک خبر خوب زیر رو میکنم، اما انگار اخبار چیزی جز ...
من از جایی که نشسته بودم، مسافران غمگین و آواره را که از فرط خستگی خوابشان برده بود، میدیدم و ...
Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana