زیبا بلخی
در کنج اتاق تاریک، چادر کهنهای را تا زیر چشمهایش بالا کشیده و به نقطهی نامعلومی روی دیوار خیره مانده بود. این کار هر روزش است که به قول نزدیکاناش، ساعتها به دیوار زل میزند و یک کلمه سخن نمیزند.
به گفتهی خواهرش، از روزی که زندگیاش به بازی گرفته شد و شوهرش با حمایت طالبان فرزندانش را از او گرفت، دیگر مثل سنگ شده است.
این روایت زندگی نجلا (نام مستعار)، زن ۳۳ سالهای از مزارشریف، مادر سه فرزند و یکی از هزاران زن افغانستان است که زندگیاش به تصمیم یک مرد و حکم طالبان گره خورده است.
از فرزندان نجلا به دلیل نگرانیهای امنیتی در این روایت جزئیات بیشتری نمیآید.
نجلا به ندرت لب به سخن میگشاید. خواهرش که در این روایت از او با نام مستعار فرشته یاد میشود، جزئیات دقیق خشونتی را که شوهرش با حمایت طالبان بر سر زندگی نجلا آورده روایت میکند.
فرشته میگوید، با روی کارآمدن طالبان ورق زندگی نجلا یک بار دیگر برگشت. مردی که پنج سال پیش و قبل از طالبان نجلا را ترک کرده بود، سال گذشته 1403 دوباره به محکمه طالبان مراجعه کرد و ادعا کرد که هرگز نجلا را طلاق نداده و میخواهد دوباره با او زندگی کند.
او در برابر قاضی طالب گفته بود که زنش از آزادیهایی که در دروان جمهوریت به زنان داده شده بود، سوء استفاده کرده و خانهی او را ترک کرده است. همین اتهام کافی بود که قاضی طالبان بدون چون و چرا حکم کند که نجلا به خانهی شوهرش بازگردد.
از نظر طالبان آزادیهای نسبی زنان در دوره جمهوریت و نهادهای مدافع حقوق زنان، بخشی از پروژه کشورهای غربی برای به بیراهه کشاندن زنان افغانستان و خلاف شریعت طالبان محسوب میشود. بنابراین، طالبان رویکرد بسیار سختگیرانهای را در این مورد اتخاذ کردند.
این گروه تمامی نهادهای مدافع حقوق زنان را برچید. از جمله وزارت امور زنان را که بخشی از کار اصلی این نهاد تلاش برای برابری و خشونتزدایی علیه زنان در افغانستان بود. طالبان به جای وزارت امور زنان، وزارت امر به معروف و نهی از منکر را اساس گذاشت. نهادی که یک کار اصلی آن وضع محدودیت و تطبیق سختگیرانهی آن بر زندگی زنان در افغانستان است.
فرشته در مورد نجلا خواهرش میگوید: «وقتی طالبان روی قدرت شد یازنهام از فرصت استفاده کرد. به محکمه طالبان مراجعه کرد… قاضیهای طالب که به همه معلوم است طرفدار مرد است. حتا یک کلمه گپهای خواهرم را در محکمه نشنیدند.»
فرشته گفته خواهرش در دادگاه طالبان بسیار زیاد فحش و ناسزا شنید و مجبور شد که دوباره به خانهای برگردد که سالها قبل خود را از آن جهنم نجات داده بود.
برای نجلا برگشت به زندگی قبلیاش معنای قدم گذاشتن در یک جهنم واقعی را داشت. تنها شش ماه از این زندگی اجباری دوباره گذشته بود که دوباره شوهرش او را متهم به نافرمانی کرد و طلاق داد.
فرشته میگوید، محکمه اینبار نیز بیهیچ درنگی حکم طلاق را صادر کرد: «مثل تجاوز به زور همرایش همبستر میشد و باز همانند زندگی سابق لتوکوب و تحقیر و توهیناش میکرد.»
برای فرشته پذیرش این حجم نفرت از زن در ذهن افراد و مسوولان طالبان غیر قابل باور است. او میگوید، ارزش زن در نظام طالبان به اندازهی یک کالای بیارزش است: «یعنی اینقدر از زنها متنفر هستند که یک کلمه درد یک زن را نمیشنوند و نمیگویند ممکن همین حق به جانب باشد.»
نجلا پس از شش ماه به خانهی پدرش برگشت. اما با این تفاوت که دیگر حق نداشت فرزنداناش را ملاقات کند. این حق را دادگاه طالبان از او گرفته بود. از دومین باری که نجلا طلاق داده شد، حدود شش ماه گذشته است. او دوباره هرگز فرصت پیدا نکرده فرزندانش را ببیند. دردی که امان نجلا را بریده است. به گفتهی خواهرش او دیگر نفس نمیکشد گاهی در خوابهایش فریاد میکشد: «خواهرکم بسیار افسردگی شدید روبهرو شده. چندین بار قصد خودکشی کرده؛ خبر شدیم و نماندیم. بیاختیار چیغ میزند و بلند گریه میکند. گاهی ضعف میکند و بیهوش میشود. و بسیاری وقتها هم چپ و آرام در یک گوشه مینشیند. از سنگ صدا برآید از او نمیبرآید.»
نجلا 14 سال پیش در 19 سالگی ازدواج کرد. دستکم برای چند سالی نمیدانست که شوهرش معتاد است. همین اعتیاد بود که زندگیاش را به آتش کشید و منجر به جدایی نجلا از شوهرش شد.
حدود پنج سال پیش و در زمان حکومت جمهوریت بود که نجلا طلاق گرفت. آن هم زمانی بود که کارد به استخوان نجلا رسیده بود. فرشته آخرین باری که نجلا توسط شوهرش لتوکوب شد را چنین روایت میکند: «با چوب که ما همرایش خمیر را هموار میکنیم بسیار بیرحمانه خواهرم را لت کرده بود. وقتی فردایش با مادرم خانهشان رفتیم وضعیتاش را دیدیم که حتا راه رفته نمیتواند و تمام جانش کبود و سیاه گشته.»
یک وکیل مدافع در ولایت بلخ به شرط حفظ هویتاش میگوید که چنین مواردی در محکمه شرعی طالبان فراوان است: «در نظام قضایی طالبان رضایت زن در بسیاری موارد نادیده گرفته میشود و بیشتر محکمههای طالبان بر اطاعت زن از شوهر تاکید دارند. در واقع در این نظام اگر یک زن مدرک کتبی یا شاهد نداشته باشد دادگاههای طالبان اغلب حرف مرد را میشنوند و میپذیرند.»
مبتنی بر چشمدید و تجربیات روزمره این وکیل مدافع مرد، آنچه در نهادهای قضایی طالبان علیه زنان جریان دارد، بیعدالتی تمام عیار است: «ساختار حقوقی طالبان نه تنها از زن حمایت نمیکند، بلکه زمینهساز ظلم بیشتر میشود. در هیچ بخش از این ساختار، زن نمیتواند از خودش دفاع بکند. در ضمن در تمام اصول حقوقی و بینالمللی و حتا در قانون سابق افغانستان، مصلحت طفل در حضانت اصل است. اما در ساختار طالبان حضانت در بسیاری موارد به مرد داده میشود.»
طالبان در افغانستان دامن تمام سازوکارهای حمایتی از زنان را برچیدهاند. هیچ نهاد حقوقبشری در افغانستان فعال نیست.
از نظر فعالان حقوقبشر، آن چه طالبان در افغانستان انجام میدهند، آپارتاید جنسیتی است. در سایهی چنین وضعیتی است که زیر پا کردن حق زندگی، اختیار، انتخاب، آزادی و کرامت از زنان به سادگی آب خوردن شده است.

