زیبا بلخی
کشوی چوبی الماری را به آرامی بیرون کشید. با احتیاط چند کاغذ را بیرون آورد و به روی میز کوچک کنار دستش گذاشت. عنوان نوشته شده روی کاغذ نام رسانهای بود که میخواست راهاندازی کند. برگههای کاغذی را یکی یکی نشان داد و روشن بود که روزها طول و عرض ادارههای طالبان را رفته تا جواز تاسیس آن را بگیرد.
در نهایت پاسخ سخت طالبان در بخش صدور جواز، او را سر جای اولاش بازگرداند: «وقتی به طرف اسنادهای ما دید که رسانه ویژهی زنان است، نام رسانه هم زنانه است و در تشکیلاتش هم زنان شامل است، برایم گفت برتان جواز داده نمیتوانیم. وقتی دلیلش را پرسیدم، بسیار با عصبانیت گفت به زنها جواز نمیدهیم و اگر کسی بخواهد رسانه تاسیس بکند مدیر مسوول و صاحب امتیازش نباید زن باشد.»
این روایت نجلا است، دختر خبرنگاری در افغانستان که رویای تاسیس یک رسانهی ویژه زنان را در سر میپروراند. اما همین یک رویا به قول معروف، به هزاران در بسته خورد.
نجلا نام واقعی او نیست و به درخواست خودش نام ولایتی هم که در آن زندگی میکند، در این روایت نمیآید.
لوگو، اساسنامه، طرزالعمل، حتا متن قرارداد همکاراناش را هم آماده کرده بود. چند صفحه را نشان داد، اما در نهایت کاغذها را گذاشت کنار و گفت: «رویایی که شب و روز در خواب و بیداری آن را میدیدم، اکنون به دلیل محدودیتهای سختگیرانهی طالبان از دستم ربوده شده بود.»
نجلا شش ماه قبل تصمیم گرفته بود این رسانه را راهاندازی کند. در این راه شماری از دوستان نزدیکاش هم در کنارش بودند.
طالبان محدودیتهای زیادی بر کار رسانهها و خبرنگاران، بهویژه زنان خبرنگار در افغانستان وضع کردهاند. اقداماتی که پیامدهای ویرانگری در پی داشته است.
براساس شاخص جهانی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۲۵ که از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر شده، افغانستان از میان ۱۸۰ کشور در رتبه ۱۷۵ قرار گرفته است. سازمان گزارشگران بدون مرز گفته است، تسلط طالبان بر کشور «ناقوس مرگ» را برای آزادی مطبوعات و مصوونیت روزنامهنگاران بهخصوص خبرنگاران زن به صدا درآورده است.
اما نجلا باور دارد که وضعیت واقعی دستکم برای زنان خبرنگار در افغانستان بسیار بدتر از چیزی است که در گزارشهای بینالمللی منعکس میشود: «مسوولین رسانهها با چشم تهدید به سوی یک خبرنگار زن میبینند و فکر میکنند همین کارمندهای زن در رسانهاش تهدیدی برای او و یا رسانهاش است. از این قسم نگاهها خسته شده بودم و تصمیم به ایجاد رسانه را گرفتیم.»
نجلا برای دریافت جواز به هر دری زد. به هر اداره طالبان که فکر میکرد میتواند به او به عنوان یک خبرنگار اجازه تاسیس رسانه را بدهد، مراجعه کرد. حتا از والی ولایت محل زندگیاش حکم موافقت را هم گرفت.
نجلا و همکارانش به کمک یکدیگر قدمبهقدم به جلو رفتند. هزینههای اولیهای که برای ساخت این رسانه نیاز بود را میان خود تقسیم کرده و از پسانداز خود در این جهت استفاده کردند: «ما پول زیاد نداشتیم اما انگیزه ما بیشتر بود.»
روزها سرگردانی نجلا و دوستاناش پشت ادارههای طالبان یک چیز را برای او روشنتر کرد: «طالبان میخواهند تنها صدای قابل شنیدن صدای خودشان و حرفهای خودشان باشد. اگر یک رسانه توسط زن ایجاد شود بدون شک تا اندازهای به نقض حقوق زنان، خشونت، محدودیتها و تبعیضها میپردازد و این چیزیست که طالبان نمیخواهند.»
نجلا در راهروهای ادارههای طالبان با دختران دیگری هم سرخورد که مثل او در پی تاسیس یک رسانه بودند: «یک دختر دیگر بود که او هم میخواست رسانه بسازد از ولایت … بود. در سندهایش که برایم نشان داد، صاحب امتیاز خودش بود، مدیر مسوول هم یک زن بود و دو همکار مرد هم در تشکیلاتشان داشتند ولی بیچاره برایم گفت یک سال است من را میگویند امروز بیا، فردا بیا. هیچ پاسخ قطعی نمیدهند که جواز میدهند یا نه. او دختر ناامید شده بود.»
رویای پرشور نجلا زمانی به خاموشی گرایید که با فردی که در وزارت اطلاعات فرهنگ طالبان میشناخت تماس گرفت. او که از حکومت پیشین هنوز در آنجا کار میکرد، واقعیت را رک و پوست کنده به نجلا شرح داد: «متاسفانه طالبان فعلا همین قانون را در پیش گرفتهاند که برای زنان اجازه تاسیس رسانه داده نمیشود و جواز نمیدهند. برای بعضی زنها مستقیم میگویند که نمیتوانند جواز بدهند ولی برای بعضی دیگر سیاست امروز و فردا را در پیش میگیرند.»
نجلا این تصمیم طالبان را به معنی ختم حضور معنادار زنان در رسانهها میداند. او میگوید طالبان از روایتسازی مستقل، افشای ظلم و دروغ و بیداری اجتماعی بهخصوص در مورد زنان هراس دارند، به همین دلیل مخالف تاسیس رسانه از سوی زنان هستند.
روایت خاموشی، سانسور و تبعیض علیه زنان خبرنگار در افغانستان از روزهای اول حاکمیت طالبان کلید خورد. طالبان قدم به قدم حذف کامل زنان از رسانهها را پیش برده است. اولین قدم ممنوعیت تحصیل دختران در رشتهی خبرنگاری در دانشگاه بود. جدا سازی محیط کار، زدن ماسک هنگام ارائه برنامه، گرفتن حق شرکت زنان خبرنگار در برنامهها، پاسخ ندادن سخنگویان طالبان به زنان خبرنگار، تنها چند مثال از مشکلات گستردهی زنان خبرنگار است.
علاوه بر محدودیتهای گسترده که زنان خبرنگار به خاطر جنسیت خود تحمل میکنند، محدودیتهای حرفهای نیز بار سنگینی بردوش آنها است. همین باعث شده است که حضور زنان در عرصهی روزنامهنگاری در افغانستان در آستانهی حذف کامل قرار بگیرد. براساس گزارش سازمان ملل، بیش از ۸۰ درصد خبرنگاران زن در افغانستان از کار دست کشیدهاند.

