آزاده تران
ناهید تلاش [نام مستعار] یکی از هزاران دختری است که با راهاندازی یک آموزشگاه مخفی برای دختران قریهاش در برابر محدودیتهای طالبان ایستاده است. به گفتهی خودش، این خطر را برای «پیروزی نور بر تاریکی» به جان خریده است.
مکتب مخفی و خانگی ناهید اکنون ۵۰ دانشآموز دختر دارد که همه بالاتر از صنف ششم هستند و به دستور طالبان خانهنشین شدهاند.
ناهید گفته است: «همهی خانوادهها میخواستند دخترانشان باید شوهر کنند، دخترا هم جز پذیرفتن و خودکشی چاره نداشتند. من با دیدن چنین وضعیتی از خودم سوال میکردم، من برای نجات اینها (دختران) چکار میتوانم؟»
همین پرسش به تصمیم راهاندازی یک مکتب مخفی خانگی در قریهای دور افتاده در یکی از ولایات مرکزی افغانستان انجامید: «با آنکه هیچ کس کنارم نبود، ولی تمام خطر را با دستان خالی به جانم گرفتم.»
زندگی ناهید ۲۳ ساله هم قربانی محدودیتهای طالبان شده است. او مکتب را تمام کرده و در دانشگاه در رشته اقتصاد قبول شده بود که طالبان افغانستان را گرفتند.
ممنوعیت رفتن دختران بالاتر از صنف ششم به مکتب، از اولین اقدامات طالبان علیه دختران در سال اول حاکمیت این گروه بود. به دنبال آن، در ۲۸ قوس سال ۱۴۰۲ وزارت تحصیلات عالی طالبان با صدور دستوری، زنان و دختران را از رفتن به دانشگاه نیز تا اطلاع ثانوی منع نمود.
سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد (یونسکو) و صندوق حمایت از کودکان این سازمان (یونیسف) در اعلامیهای مشترک گفتهاند که ۲.۲ میلیون دختر نوجوان در افغانستان از آموزش محروم هستند.
ناهید با حاکمیت طالبان، فرصت رفتن به دانشگاه و عضویت یک تیم والیبال دخترانه در زادگاهش را از دست داد و به جای آن مجبور به ازدواج و مهاجرت شد.
ناهید گفته است: «وقتی از آرزوهایم میگفتم، دختران ایرانی برایم میگفتند که تو افغانی چقدر پُر رو استی، آمدی در کشور ما نوکری میکنی و بعد خود را باسواد میدانی و برای خودت رویا و اهداف هم داری. من سر کار گریه میکردم و میگفتم، خدایا من آدمی بودم که باید دانشگاه میخواندم، نه اینکه اینجا بیایم کار کنم.»
ناهید که به خاطر ترس از طالبان افغانستان را در ماه اسد ۱۴۰۰ ترک کرده بود، از جملهی کسانی بود که در طرح اخراج گستردهی مهاجران از ایران در سال ۱۴۰۳ دوباره به زادگاهش برگشت.
به قول خودش، با تجربههای تازهای که در مهاجرت فرا گرفته بود. «آمدن طالبان و بسته شدن دانشگاه و از یک طرف سختیهای مهاجرت، چنان عقدهای به دلم گذاشته بود که باعث شد دو برابر تلاش کنم. باور کنید نان چاشت را درست نمیخوردم، انگلیسی خواندم و همینطور با تمام خستگی که از کارهای روزانه با من بود، شبانه فنبیان به صورت آنلاین خواندم.»
«حتا صحبت با تو خطرناک است، چه رسد به همکاری»
ناهید که از مهاجرت برگشت، زادگاهش دستکم برای دختران مثل گذشته نبود. او در توصیف این تغییرات گفته است: «دیدم دخترانی که روزی دوستانم بودند به اجبار به دور از آرزوهایشان عروسی کرده بودند. تعداد دیگری هم به اجبار به حوزه علمیه (مدرسه دینی) برای فرار از کارهای خانه و عروسی کردن میرفتند. همهی خانوادهها و دختران انگیزه و شور و شوق خود را از دست داده بودند.»
معضل ازدواج اجباری دختران در افغانستان برای نهادهای حقوقبشری یک نگرانی جدی است.
مرکز حقوق بشر در ۹ دلو ۱۴۰۳ در گزارشی گفته است، حدود ۷۰ درصد از دختران محروم از آموزش، مجبور به ازدواج زودهنگام یا زیر سن شدهاند.
رهبر طالبان به تازگی اصولنامهی جزایی محاکم این گروه را توشیح کرده است. توشیح و انتشار غیررسمی محتوای این سند نگرانیهای گستردهای را در میان نهادهای حقوق بشری و جامعه بینالمللی برانگیخته است؛ از جمله این نگرانی که اقدام مذکور زمینهی افزایش خشونت خانوادگی، ازدواج اجباری و مصونیت عاملان را فراهم کرده است.
ناهید در بهار امسال اتاق کوچکی از خانهاش را محل آموزشگاه مخفی دختران ساخت.
او در اینجا به طور رایگان برای دختران فنبیان، مضمونهای مکتب و زبان انگلیسی درس میدهد.
ایجاد «مکتب خانگی» مثل هزاران کار ممنوعه توسط طالبان در افغانستان، برای ناهید خالی از ترس، چالش و قربانی نبود. «برایم میگفتند حتا صحبت با تو خطرناک است، چه برسد که با تو همکاری کنیم.»
اشاره ناهید به ترس از طالبان است. این گروه مخالف آموزش مخفی زنان است. در مواردی که طالبان از وجود آموزشگاه مخفی مطلع شدهاند، آن را بستهاند.
در کنار آموزشهای آنلاین، آموزش مخفی در افغانستان دومین اقدام هرچند کوچک اما قدرتمند در مخالفت با طالبان است. به دلیل فعالیت مخفیانه، آماری از میزان این نوع آموزشگاهها در دسترس نیست، اما دستکم رسانهی رخشانه از وجود مکتب و آموزشگاههای مخفی زیادی آگاه است که به دختران آموزش میدهند.
این کار برای ناهید آسان نبود. مهمترین مانع ترس مردم از طالبان بود.
او گفته است، بارها به دروازه خانهها رفت و خانوادهها را قانع کرد که دختران خود را به آموزشگاه بفرستند یا از ازدواج اجباری آنها صرف نظر کنند.
ناهید از دخترانی روایت میکند که با ایجاد مکتب مخفی، بهانهای برای خلاصی از ازدواج اجباری پیدا کردهاند. «باور کنید صبحها وقت به خانههایی که نزدیک بود پیاده میرفتم و آنهایی که دورتر بود با همسرم با موتورسیکل میرفتیم. پیش پدر و مادر دختر زاری میکردم که دخترانشان را اجازه بدهند که بیایه و درس بخواند. هر مشکل و تهدیدی باشد، خودم به پایش ایستاده استم.»
او گفته است، ناامیدی خانوادهها از آموزش دختران در حال پررنگتر شدن است. خطر بزرگ از نظر ناهید همین است: «با همهی خانوادهها که جمعا ۳۰ خانواده میشود، به صورت حضوری و زنگ (تماس) صحبت کردم که دخترایشان را بگذارند درس بدهم. ولی همهی خانوادهها یک رقم گمان بد میکردند که گویا از آنها سوءاستفاده میکنم و دخترانشان را به بیراهه میبرم.»
بسیاری از جزئیات و نحوه کار این آموزشگاه به دلیل مصونیت کار آنها قابل آوردن در این گزارش نیست.
اما روایتهایی که ناهید از وضعیت دختران دارد، تلخ است. او میگوید، خیلی از دختران در سن پایین در خطر ازدواج اجباری قرار دارند. «مثلا، پدر و مادر یک خانواده گفتهاند که (چه کسی) از مکتب خانگی صاحب سواد و مدرک شده که دخترای ما شود. بان (بگذار) که شوهر کنند، پشت بخت شوند.»
یا مثلا دو دانش آموز ۱۳ و ۱۵ ساله که هر دو به ازدواج بدل داده شده بودند و قرار بود در بهار امسال مراسم عروسیشان را برگزار کنند. «پدرایشان میگفتند که از دخترای شان دوری کنم که آنها را بد راه (بیراه) میکنم. تا اینکه دخترا را تشویق کدم که با ازدواجشان مخالفت کنند. حالا عروسیشان به تعویق افتاده. فعلا هر دو دختر بهجای مدرسه به مکتب خانگی من در صنف هفتم درس میخوانند. هر دویشان تصمیم گرفتهاند که هرگز به ازدواج اجباری شان تن ندهند.»
ناهید میگوید، در روستایی که جمعیتشان زیاد هم نیست، از این دست روایتها زیاد میبیند و میشنود.
کار دیگری که ناهید میکند، زمینهسازی برای آموزش بهتر برای دختران است. مثل زمینهسازی برای آموزش آنلاین. مثلا او یکی از همکاران «پل آموزش برای افغانستان» است.
آموزشگاه آنلاین که بنیانگذار آن، دکتر شکردخت جعفری است، مخترع و فیزیکدان شناخته شده که تاکنون چندین جایزه معتبر بینالمللی را به دست آورده است. او در سال ۱۳۹۸ توانست که دستگاه «دوزسنج» ثبت تششعات پرتو درمانی سرطان را در بریتانیا ثبت کند که دستآورد عظیمی در حوزه درمان سرطان بود.
ناهید در پاسخ به این سوال که آیا نمیترسد و از این کار خسته شده است یا نه، میگوید: «باسواد شدن یک دختر مساوی با باسواد شدن یک خانواده است. من در این راه هر چه تلاش کنم کم است و هرگز احساس خستگی نمیکنم.»

