رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

چرا همراهی مردان با اعتراضات زنان افغانستان محدود مانده است؟

۲۹ ثور ۱۴۰۵
چرا همراهی مردان با اعتراضات زنان افغانستان محدود مانده است؟

آرشیف/ ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

غزال محمدی

در نزدیک به پنج‌سال گذشته، زنان و دختران افغانستان در واکنش به محدودیت‌های طالبان بارها به خیابان آمدند، دست به اعتراض زیرزمینی زدند و ده‌ها جنبش اعتراضی آنلاین تشکیل دادند.

با این که طالبان به شدت اعتراضات زنان را سرکوب کرده، اما این اعتراضات ضربه‌ای کاری بر مشروعیت‌بخشی به طالبان نیز زده است.

دیده‌بان حقوق بشر قبلا گفته است، واکنش طالبان در برابر اعتراضات زنان وحشیانه بوده، مثل شکنجه در بازداشت، استفاده از گلوله جنگی برای سرکوب و تاکتیک‌های خشن دیگر.

اما در سوی دیگر، غیبت مردان در اعتراض علیه سیاست‌های زن‌ستیزانه طالبان، همواره مورد انتقاد بوده است. منتقدان این کار را نشانه‌ای از تنها ماندن زنان در این مسیر می‎خوانند.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

اتحادیه اروپا: سلامت مادران در افغانستان زیر سلطه‌ی طالبان با بحرانی جدی روبرو است

مرکز حقوق بشر افغانستان: طالبان ۳۵ تن را در جریان مراسم عزاداری شیعیان در ماه محرم بازداشت و زندانی کرده‌اند

  غیبت مردان؟

آیا مردان در اعتراض علیه طالبان زنان را تنها گذاشته‌اند و دلیل آن چه بوده؟ در این گزارش نگاهی شده به این پرسش از نظر شماری از فعالان حقوق زن و زنان معترض.

به روایت شماری از زنان معترض، این غیبت نشان می‌دهد که درد و رنج زنان هنوز برای بسیاری از مردان به اندازه‌ای جدی نشده که حاضر باشند برای آن هزینه بدهند.

زینب* یکی از زنان معترض، که بارها در اعتراض‌های خیابانی حضور داشته می‌گوید: «مردان شجاعت لازم برای به خطر انداختن جان خود برای زنان را ندارند چون آن‌ها خودشان را نسبت به زنان و دختران قربانی‌پذیرتر می‌بینند و به‌همین سادگی جان خودشان مهم‌تر است. متاسفانه در این مبارزه مردان نه سرباز بلکه تماشاگر هستند.»

زینب عضو جنبش تحول تاریخ زنان افغانستان است، او در اعتراض خیابانی یکم مارچ حضور داشته و معتقد است تفاوت چندانی میان مرد مخالف طالب و یا موافق طالب وجود ندارد، زیرا به گفته‌ی او در هر دو حالت، اراده‌ای جدی برای ایستادن در کنار زنان دیده نمی‌شود.

او می‌گوید: «مردان افغان در این نبرد سرباز نیستند متاسفانه تماشاگر هستند. پنج سال است که مردان صدای زخم خورده زنان افغانستان را نادیده گرفته و هیچ وقت نمی‌توانند از زنان در برابر طالبان حمایت کنند؛ این یک واقعیت سیاسی تلخ است نه یک قضاوت اخلاقی.»

به نظر زینب، یکی از دلایل این وضعیت بی‌باوری به اثرگذاری اعتراض‌ها است. او می‌گوید بسیاری از مردان ‌باور ندارند که اعتراض در برابر نیروهای مسلح طالبان نتیجه‌بخش باشد. «از نظر آن‌ها تا زمانی‌که سلاح در دست طالبان است با شال و روسری نمی‌توان آن‌ها را از حکومت برکنار کرد بی‌اعتمادی به تاثیر اعتراض همچنان باعث شده که حتا همدردی هم نکنند.»

ترس از برخورد شدید طالبان با معترضان دلیل دیگری است که به نظر می‌رسد غیبت مردان را در این کارزار باعث شده است.

 سلطان علی ضیایی، مسوول سازمان روزنه امید، می‌گوید طالبان از آغاز هر گونه واکنش مردان به سیاست‌های خود را با سرکوب پاسخ داده‌اند. به‌گفته او، حتی بیانیه‌ها برای باز شدن مکاتب نیز با برخورد شدید روبه‌رو شده است.

او می‌گوید: «طالبان در اولین حرکت مردانی که کوچک‌ترین بیانی در قبال باز شدن مکاتب داشتند را سرکوب نمود؛ چنانچه شاهد هستیم حتا استادان دانشگاه با اندک صحبت در مورد باز شدن دروازه مکاتب توسط طالبان دستگیر و راهی زندان شدند. اگر مردان حضور میدانی می‌داشتند این حضور بدتر از جنگ مستقیم با طالب بود که با شلیک مستقیم و گلوله صدای آن‌ها را خاموش می‌کردند.»

با این‌حال، ضیایی که خود نیز به‌‌دلیل سازماندهی اعتراضات بازداشت و زندانی شده، می‌گوید که شناسایی و برخورد طالبان با مردان معترض، در مقایسه با زنان شدیدتر است او در ۱۷ جدی ۱۴۰۱ هنگام جلسه هماهنگی برای اعتراض، بازداشت شد و مدت ۴۵ روز در ریاست استخبارات طالبان نگهداری شد.

در کنار این، آقای ضیایی همچنین به پراکندگی جنبش‌های اعتراضی زنان اشاره‌ کرد. به‌باور او چندپارچگی، باعث شده که این حرکت‌ها کمتر مورد حمایت اجتماعی و یا مردان قرار گیرد. «هر جنبش به تنهایی تلاش کرد تا فعالیت خود را پیش ببرد.»

شکریه بارکزی، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان می‌گوید، حمایت مردان از حقوق زنان در افغانستان همواره محدود و شکننده بوده و اغلب به شرایط سیاسی وابسته مانده است.

به باور او، در دوره‌های مختلف تاریخی فرصت‌هایی برای پیشرفت زنان ایجاد شده، اما این پیشرفت‌ها هیچ‌گاهی بر پایه حمایت اجتماعی گسترده استوار نبوده است. «پنج‌سال گذشته نقاب بزرگی را از چهره مردان افغانستان برداشته که نشان داده زنان در مبارزات به‌ویژه مبارزه‌ی جنسیتی همراهی از قشر مردان ندارند.»

خانم بارکزی همچنین با اشاره به تجربه خود در دوران بیست‌ساله نظام جمهوریت می‌گوید، حمایت مردان محدود بود و بسیاری از این حمایت‌ها بیش‌تر به انگیزه‌های سیاسی و اقتصادی وابسته بود.

حمید آریارمن، تحلیل‌گر اجتماعی، ریشه بی‌توجهی به حقوق زنان را در ساختار جامعه می‌بیند. از دیدگاه او، مردان افغانستان از کودکی در نظمی تربیت شده‌اند که در آن زنان باید تابع و محدود باشند. «ساخت اجتماعی مردان را چنان تربیت کرده که رنج زنان را رنجی ثانوی یا حتی نامرئی تلقی کنند، جایگاه آنان را به سطوح پایین‌تر اجتماع فرو بکاهند و زندگی زن را تابع اراده و اقتدار مرد بدانند.»

او‌ همچنین تاکید می‌کند که در چنین ساختاری، رنج زنان به‌اندازه‌ای عادی سازی شده که بسیاری از مردان نمی‌بینند یا جدی نمی‌گیرند که براساس آن «محروم‌شدن زن از حق آموزش کار و حضور در اجتماع، برای بسیاری‌ها نه یک‌ظلم آشکار بلکه بخشی از نظم پذیرفته شده‌ی زندگی است.»

او  می‌افزاید: «چه در حضور طالبان و چه در غیاب آنان، هر جا آزادی زن برای خانواده و اجتماع خطر تلقی شود، هر جا حذف زن از عرصه‌ی عمومی نشانه‌ی دینداری یا مردانگی شمرده شود، و هر جا خاموشی زن به‌عنوان فضیلت ستایش شود، ما با صورتی از همان منطق طالبانی مواجه‌ایم.»

به باور آقای آریارمن، همین ذهنیت باعث شده تا مردان در برابر حذف زنان از عرصه‌های عمومی واکنش جدی نشان ندهند و تا زمانی‌که این الگوهای فکری از داخل خانواده‌ها تغییر نکند، انتظار ایستادگی مردان در کنار زنان، دشوار است.

حبیبه سرابی، از چهره‌های شناخته شده‌‌ی حقوق زنان و والی پیشین بامیان می‌گوید، مردان افغانستان برای حمایت از زنان و دختران خود یک‌دست نیستند.

 او مردان را به سه دسته تقسیم می‌کند؛ گروهی با ذهنیت سنتی و نزدیک به تفکر طالبان، گروهی که درگیر فشارهای اقتصادی و ترس از دست‌دادن معیشت هستند و در نهایت، گروه کوچکی که در کنار زنان ایستاده‌اند.

با باور خانم سرابی گروه سوم تا هنوز به‌ اندازه‌ای بزرگ نشده که توازن اجتماعی را بوجود آورد. او می‌گوید: «یک دسته از مردان به دلیل تاریخ و سطح پایین آگاهی، افکار نزدیک به طالبان دارند. دسته دوم نگران معیشت و امنیت خود هستند و از ترس طالبان همراهی نمی‌کنند، اما دسته سوم کسانی‌اند که واقعا شجاعت دارند و در کنار زنان ایستاده اند.»

خانم سرابی، باور دارد که یکی از راه‌های تغییر این وضعیت، افزایش آگاهی در خانواده‌هاست. «این تغییر بیش‌تر به گفتگو و یا دیالوگ در داخل خانواده‌ها و دوستان؛ با برادر، شوهر و پدر اتفاق می‌افتد که ما چگونه در این گفت‌گوهای خود می‌توانیم موثق، معتبر و با استدلال حرکت کنیم و در همان گفتگو می‌توانیم آن‌ها را متقاعد کنیم که درست است که ما در یک شرایط نابرابر قرار داریم اما از لحاظ حقوق ما برابر هستیم. اگر مردان در کنار زنان ایستاد شوند این مبارزه شکل بهتری را خواهد گرفت.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری