غزال محمدی
در واکنش به موج تازهای از بازداشت زنان و دختران هراتی بهاتهام «بدحجابی» توسط محتسبین امر به معروف طالبان، یک دختر ۲۰ سالهی هراتی در یک اقدام نمادین چادرش را به آتش کشید؛ حرکتی که به گفتهی او، پاسخی به تشدید فشارها و فضای ترس در هرات است.
بهدلیل نگرانیهای امنیتی در این گزارش از این دختر بهنام مستعار «نازنین» یاد شده است. او به رسانهی رخشانه میگوید: «میخواستم نشان بدهم که این تکه پارچهای که روزی برای ما نماد عبادت بود، اکنون به دستمالی برای خفهکردن صدای ما تبدیل شده است.»
اعتراض نازنین در حالی صورت میگیرد که باشندگان هرات از بازداشت دهها زن و دختر جوان توسط ماموران امر به معروف طالبان خبر دادهاند.
بهگفتهی منابع مردمی، از یک هفته به اینسو، موجی از بازداشت زنان و دختران در هرات به وسیله طالبان آغاز شده و محتسبین این گروه زنان و دختران را از سطح شهر بازداشت و به مکانهای نامعلوم منتقل کردهاند، تاکنون از سرنوشت بازداشتیها اطلاعی در دست نیست.
نازنین میگوید: «کارد به استخوان رسیده است. وقتی دیدم که طالبان حتا پوششهای سنتی و رایج ما را به رسمیت نمیشناسند و از آن بهعنوان ابزاری برای سرکوب، تحقیر و اخاذی از خانوادهها استفاده میکنند، احساس کردم که دیگر سکوت جایز نیست. آتشزدن چادر نماز تصمیم آنی نبود بلکه برآمده از خشم انباشته شده از سلب تمام حقوق انسانیام بود.»
بهگفتهی نازنین، در شرایطی که طالبان حجاب را به ابزار کنترل زنان تبدیل کردهاند، او با آتشزدن چادر نماز، اعتراض نمادین را ثبت کرده است. او میگوید: «شاید نتواند با یک ویدیو یک حکومت و قوانین را تغییر دهد ولی دیوار ترس را ترک میاندازد؛ وقتی دختران دیگر این ویدیو را میبینند متوجه میشوند که در خشم و ناامیدی خود تنها نیستند.»
نازنین لحظهی اجرای این اعتراض را ترکیبی از حس ترس و رهایی توصیف کرده و میگوید: «آمیزهای از ترس شدید و شجاعت مطلق را حس کردم. دستان من میلرزید میدانم که اگر هویت من فاش شود با شکنجه، زندان و حتا مرگ روبهرو خواهم شد و همزمان احساس رهایی. احساس کردم با زبانه کشیدن آتش برای چند ثانیه هم که شده زنجیرهای اسارت را ذوب کردم و کنترل زندگی خودم را پس گرفتم.»
ویدیوی آتشزدن چادر که در هرات به چادر نماز معروف است، پس از انتشار در شبکههای اجتماعی با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است. بهگفتهی نازنین، بخش بزرگی از کاربران بهویژه زنان و جوانان، از این اقدام حمایت کردهاند، اما در کنار آن پیامهای تهدیدآمیز و اتهام «بیدینی» نیز بر وی وارد شده است: «…عدهای از روی ترس و یا دیدگاه افراطی، من را متهم به بیدینی و یا به خطر انداختن جانم کردند؛ اما برآیند کلی نشان داده که این ویدیو توانست بحث درباره سرکوب زنان را دوباره داغ کند.»
موج بازداشت زنان و دختران فضای ترس کمسابقهای در شهر هرات ایجاد کرده است. کاربران شبکههای اجتماعی با نشر ویدیوهایی از خیابانها و بازارهای خلوت با آهنگ «شهر خالی» از امیرجان صبوری، خواننده و آهنگساز اهل هرات، میگویند حضور زنان در سطح شهر بهطور چشمگیری کاهش یافته است. شماری از دکانداران نیز از رکود بازارها بهدلیل کاهش رفتوآمد زنان شکایت دارند.
با اینحال، نازنین میگوید، ترس از بازداشت باعث شده تا خانوادهاش رفتوآمد او را محدود کنند. او گفت: «پدر و برادرم برای حفاظت از جان و آبروی من بهشدت مانع خروج من از خانه میشوند و اصرار دارند که اگر مجبور به بیرون رفتن شدم حتما باید سختگیرانهترین پوشش را داشته باشم. این یک نوع تحمیل از روی وحشت عظیمی است که طالبان در دل خانوادههای هراتی کاشتند، چون آنان میدانند در صورت بازداشت من هیچ قانون یا دادگاهی برای دفاع از من وجود ندارد.»
نازنین که در طول این هفته تنها یکبار از خانه خارج شده، این روزها را سختترین دورهی زندگی خود توصیف میکند که در هر لحظه ترس از بازداشت را در ذهنش تصور میکرده است. او میگوید: «پوشش من چادر سیاه و ماسک زخیم بود تا کمترین جلب توجه را نداشته باشم، سرکها همه خلوت بود و در تمام مسیر ضربان قلبم به شدت بالا بود؛ با دیدن هر رنجر طالبان این ترس مرگبار را داشتم که مبادا بدون هیچ دلیلی من را سوار موتر کنند و به جای نامعلوم ببرند. این ترس از تحقیر شدن و آبروریزی بود.»
در کنار این وضعیت، روایتهای دیگر زنان نیز از فشارهای روزافزونی روایت میکند. دختران هراتی میگویند که از ترس بازداشت در چهاردیواری خانههایشان محبوس شدهاند و خانوادههایشان اجازه خروج از منزل را برایشان نمیدهند.
یکی از این دختران مرجان عزیزی ۲۵ ساله، است، او میگوید که با آغاز موج بازداشت زنان و دختران، بیش از پیش فضای شهر هرات در اختیار مردان بوده و زنان به «محبوسین خانگی» تبدیل شدهاند.
مرجان میگوید: «این یک اختطاف گروهی است که با کلمه ناموس از مردم باج گیری میکنند. متاسفانه قبلا هم طالبان با اوامرشان میل به زندگی را از دختران گرفته بودن از این به بعد فکر کنم همه ما تبدیل به زندانیهای بدون زنجیر و محبوسین خانگی شدیم.»
او میگوید، پس از تشدید فشارها تصمیم گرفته کمتر به بازار برود و نوعی از اعتراض مدنی را دنبال کند. «بعد از شنیدن اخبار بازداشتها با باقی دختران تصمیم گرفتیم که تنها چیزی که در این روزها میتوانیم انجام دهیم، این است که حجاب دلخواه طالبان را نپوشیم و به مراکز تجاری نرویم.»
مرجان یکونیم سال پیش و با سرمایه یکمیلیون و پانصد هزار افغانی کافهای ویژه بانوان در هرات راهاندازه کرده بود، اما بهگفتهی او، با دستور رئیس امر به معروف طالبان در هرات، فعالیت این کافه متوقف شده و سرمایهاش هدر رفته است.
لیدا ۴۲ ساله، آموزگار در یکی از مکاتب دولتی هرات است. او که تا پیش از این با پوشش حجاب به محل کارش میرفت میگوید، در پی بازداشت زنان و دختران به اتهام «بدحجابی»، اعضای مرد خانوادهاش در این هفته مقررات سختگیرانهتری بر رفتوآمد او وضع کردهاند و از او خواستهاند تنها در صورت ضرورت از خانه خارج شود. «من معمولاً روزی دو تا سه بار از خانه بیرون میشوم، اما این هفته بیرون رفتن با احتیاط و نگرانی بیشتری همراه بود. هر بار که بیرون میروم، بیشتر حواسم به امنیت و وضعیت اطراف است.»
با بازگشت دوباره طالبان به قدرت سیاسی افغانستان پس از بیستسال، زنان و دختران افغانستان با محدودیتهای فزایندهای روبهرو شدهاند؛ از محرومیت از حق آموزش تا محدودیتهای گسترده بر رفتوآمد و حجاب اجباری. این محدودیتها در هفتهی اخیر با بازداشت زنان و سرکوب اعتراض باشندگان منطقه هزارهنشین جبرییل شدت گرفته است.
در اعتراض اخیر روز «سهشنبه، ۱۹ میزان»، دستکم ۷۰ تن از باشندگان منطقه جبرییل دست به راهپیمایی اعتراضی زدند. این اعتراض خیابانی یکساعت دوام داشت و با فیرهای هوایی و لتوکوب نیروهای قطعه خاص طالبان سرکوب شد.
منابع مردمی در جبرییل هرات به خبرنگار رسانهی رخشانه گفته بودند که در جریان سرکوب راهپیمایی اعتراضی باشندگان این منطقه، یک کودک ده ساله و یک مرد جان باختند و سه تن دیگر نیز زخم برداشتهاند.
واکنشها از سوی نهادهای بینالمللی به سرکوب معترضان در هرات توسط طالبان گسترده بوده و این نهادها سرکوب خشونتآمیز معترضان را تکاندهنده خواندهاند.

