زحل آزاد
اواخر ماه ثور سال روان، فوزیه* ۲۷ ساله، برای ورزش و پیادهروی صبحگاهی از خانه بیرون شد؛ اما دیگر به خانه برنگشت. نزدیکان او مدعیاند که فوزیه، توسط افراد طالبان بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است. از آن روز تاکنون، خانوادهاش در بیخبری مطلق به سر میبرند و هنوز هیچ اطلاعی از سرنوشت او ندارند.
فقط یک بار پدر فوزیه قبل از مرگ و در همان ساعت اولیه ناپدید شدن دخترش، تماسی از حوزه امنیتی طالبان دریافت کرده بود: «دخترت بیحجاب از خانه بیرون شده. پروندهاش کلان است. اگر امروز دو لک افغانی همراه با سند خانه نیاوری، او را به محبس منتقل میکنیم.»
این گزارش بر اساس گفتههای چند تن از نزدیکان فوزیه و افراد آگاه با موضوع تهیه شده است. محل دقیق زندگی و برخی از جزئیات هم به خاطر مصونیت منابع از گزارش برداشته شده است.
به گفته بستگان فوزیه، او صبح زود برای ورزش از خانه خارج شد و قرار بود مدت کوتاهی بعد برگردد؛ اما با گذشت ساعتها به خانه برنگشت.
بشیر* ۵۷ ساله، یکی از بستگان او میگوید چند ساعت پس از ناپدید شدن فوزیه، پدرش تماس تلفنی از یک شماره ناشناس دریافت کرد. به گفتهی بشیر، تماسگیرنده مدعی بود که فوزیه به یکی از حوزههای طالبان منتقل شده و برای آزادی او باید ضمانت و پول نقد فراهم شود.
بشیر میگوید پدر فوزیه که از بیماری قلبی رنج میبرد، در آن زمان در محل کارش بود. او با شنیدن این خبر به شدت شوکه شده، سکته کرد و عصر همان روز جان باخت.
رسانه رخشانه موفق نشد با مادر فوزیه گفتوگو کند. مادر فوزیه به دلیل وضعیت روحی خراب قادر به صحبت نیست.
همچنین بستگان و نزدیکان او نیز به دلایل امنیتی نمیخواهند جزئیات بیشتری درباره محل زندگی خانواده یا حوزهای که به گفته آنان تماس از آن گرفته شده بود، در این گزارش ذکر شود.
موارد بازداشتهای خودسرانه، اخاذی طالبان از خانوادهها در ازای آزادی بازداشتشدگان، ناپدیدسازی و قتلهای خودسرانه، پیشینهی طولانی در نزدیک به پنج سال حاکمیت طالبان دارد. رسانه رخشانه پیش از این دهها مورد از این دست را مستند و منتشر کرده است.
در روزهای اخیر طالبان بازداشت خودسرانه زنان را به بهانهی حجاب در هرات شدت بخشیده است. براساس گزارشهای رسمی، دهها دختر و زن تاکنون بازداشت شدهاند.
موارد بازداشتهای خودسرانه، اخاذی در برابر آزادی بازداشتشدگان، ناپدیدسازیهای اجباری و قتلهای فراقانونی در طول حاکمیت طالبان توسط نهادهای حقوق بشری و هیأت سازمان ملل متحد در افغانستان (UNAMA) مستند شده است.
UNAMA از طالبان خواسته است که بازداشتشدگان را در حالت بیخبری از خانواده نگه ندارند و محل نگهداری آنان را به خانوادهها اطلاع دهند.
بشیر، از نزدیکان فوزیه در گفتوگو با رخشانه گفت: «آن روز به من زنگ زدند و گفتند بیا، پدر فوزیه ضعف کرده و در شفاخانه است. وقتی رفتم، از مادرش ماجرا را شنیدم. او گفت فوزیه بهخاطر ورزش کردن و اینکه گویا لباسش مناسب نبوده، بازداشت شده و به حوزه منتقل شده است.»
به گفته او، فوزیه آن روز دیر کرده بود و مادرش نگران شده بود، به سرک رفته اما کسی را برای ورزش در آنجا ندیده و تماسهایش با تلفن فوزیه نیز بیپاسخ مانده و گوشی او خاموش بوده است.
مادر فوزیه همچنین به خانهی چند تن از دوستان او که هر از گاهی برای ورزش و پیادهروی باهم میرفتند سر زده و پرسوجو کرده، اما هیچکس از او خبری نداشته است.
او ساعتها با نگرانی در جستوجوی دخترش گشت تا اینکه تماس پدر فوزیه رسید. بشیر به نقل از مادر فوزیه میگوید: «تقریباً چاشت شده بود که پدر فوزیه زنگ زد. دل نادل تماس را جواب دادم. با صدای گرفته پرسید فوزیه خانه است؟ گفتم نه. گفت بدبخت شدیم زن، از حوزه زنگ زدهاند که دخترت را بازداشت کردهایم.»
بشیر ادامه میدهد: «گفته شده بود که دخترت بیحجاب از خانه بیرون شده، وقتی مجاهدین او را نصیحت کردهاند، به آنها اهانت کرده و پروندهاش کلان است. اگر امروز دو لک افغانی همراه با سند خانه و دو وکیل نیاوری، او را به محبس منتقل میکنیم.»
تماس پدر فوزیه به مادر او با همین گفتوگوی کوتاه قطع میشود و لحظهای بعد دوباره تلفن زنگ میخورد. به گفتهی بشیر، اینبار تماس از طرف همکاران پدر فوزیه بوده که گفته است او بیهوش شده و همسایهها او را به شفاخانه منتقل کردهاند.
به گفته بشیر، پس از مرگ پدر فوزیه، آنها یک روز بعد به همان حوزهای که با پدر فوزیه تماس گرفته بود و چندین حوزه دیگر طالبان مراجعه کردند، اما به آنان گفته شده است که هیچ فردی با این نام و مشخصات در آنجا نگهداری نمیشود.
بشیر میگوید او همراه با مادر فوزیه بیش از ده بار به حوزههای نزدیک مراجعه کردهاند و هر بار پاسخ رد و ناامیدکننده دریافت کردند. به گفته او، در یکی از مراجعات، با برخورد تند و تحقیرآمیز یکی از افراد طالبان در حوزه… رو به رو شده و او را از پیگیری بیشتر منصرف کرده است.
بشیر میگوید: «در هر حوزهای که میرفتیم، برخورد زشتی با ما داشتند. طوری رفتار میکردند که انگار ما دنبال یک متهم خیلی کلان هستیم، نه عزیز خودمان که فقط برای سلامتیاش از خانه بیرون شده بود. آخرین بار یکی از افراد امارت به من گفت: تو بیغیرت هستی، از اول نمیگذاشتی زن و دخترت از خانه بیرون شوند. کارتان شده از این بندیخانه به آن بندیخانه پشت زنانتان گشتن. شما بسیار بیغیرت هستید و شهر را شما غربی ساختهاید.»
مومنه*، ۲۵ ساله و از دوستان نزدیک فوزیه، در گفتوگو با رسانه رخشانه گفته است که فوزیه چند بار از جنگجویان موتورسیکلت سوار طالبان هشدار دریافت کرده بود که اگر یک بار دیگر او را در حال ورزش کردن ببینند، بازداشتش خواهند کرد.
بر اساس گفتههای مومنه، پیش از سقوط کابل به دست طالبان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، فوزیه در رشته ژیمناستیک فعالیت ورزشی داشت. به گفته او، فوزیه پس از بازگشت طالبان به قدرت نیز نزدیک به دو سال بدون آنکه از خانه برای ورزش بیرون شود، تمریناتش را بهصورت پنهانی در خانه ادامه داد. مومنه میگوید فوزیه پس از آن، علاوه بر تمرینات خانگی، برای پیادهروی و دویدن از خانه بیرون میرفت و ورزش را به بخشی از برنامه روزانه خود تبدیل کرده بود.
به گفتهی او: «اوایل با هم برای پیادهروی میرفتیم، اما بعد از اینکه طالبان محل پیادهروی را به بخش زنانه و مردانه تقسیم کردند، من دیگر نرفتم چون مادرم اجازه نمیداد. اما فوزیه بهطور مداوم برای ورزش میرفت. به نظرم روز عید روزه بود که با هم نشستیم و صحبت کردیم. میگفت دو موتورسوار به او گفته که دیگر در سرک ورزش نکند، گفته بودند زن باید حیا و عفت داشته باشد و ورزش برایش حرام است. میگفت افراد طالبان سه بار به او اخطار دادهاند که اگر دوباره او را در حال ورزش ببینند، او را با خود خواهند برد.»
طالبان پس از به قدرت رسیدن در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، زنان را بهطور کامل از فعالیتهای ورزشی محروم کردند و سرکوب فعالان این حوزه توسط این گروه ادامه یافته است. بر اساس گزارشها، هرگونه فعالیت ورزشی، چه علنی و چه زیرزمینی، میتواند خطر پیگرد، بازداشت و برخوردهای خشونتآمیز را به همراه داشته باشد.
در یکی از نمونههای اخیر، نیروهای امر به معروف طالبان خدیجه احمدزاده، مربی تکواندوی زنان را همراه با دو مرد دیگر در منطقه شهرک جبرئیل ولایت هرات بازداشت کردند و پس از حدود دو هفته از زندان آزاد کردند.
خاتمه، ۵۴ ساله و یکی از بستگان نزدیک فوزیه، نیز میگوید که آنها به دلیل نگرانی از به خطر افتادن سایر اعضای خانواده و موضوع آبرو، این مسئله را با هیچ رسانه یا نهادی در میان نگذاشتهاند و حتی بسیاری از اقوام آنان نیز از ناپدید شدن فوزیه مطلع نشدهاند.
به گفته او: «مادرش اصلاً در وضعیت خوبی نیست. از یک طرف مرگ شوهرش و از طرف دیگر بیخبری از دختر جوانش، او را از پا انداخته است. کاکاهای فوزیه گفتهاند اگر کسی از این موضوع باخبر شود، آبرویشان میرود و خواهرهایش هم از ترس کاری نمیتوانند بکنند. برادران فوزیه هم در ایران هستند و جز غصه خوردن، هیچ کاری از دست هیچکدام ما ساخته نیست.»
با گذشت بیش از یک ماه از ناپدید شدن فوزیه، خانواده او همچنان در بیخبری کامل به سر میبرند و سرنوشت او در هالهای از ابهام باقی مانده است.

