رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

نان تلخ غربت؛ سیمای فقر در میان مهاجران افغانستانی در ایران

۱۷ سرطان ۱۴۰۵
نان تلخ غربت؛ سیمای فقر در میان مهاجران افغانستانی در ایران

عکس: ارسالی به رسانه رخشانه

حاشیه نویس*

سلمان، ساعت پنج صبح، قبل از آن که نور آفتاب بر تاریکی آسمان غبارآلود تهران چیره شود، راه میدانی را پیش می‎گیرد که محل تجمع کارگران است. در این بزنگاه هیچ چیزی نمی‌تواند مانع او شود، نه سرما نه هم ناتوانی. او یکی از هزاران کارگر مهاجر افغانستانی است که نان‌شان را از عمق دیوارهای بتنی، کوره‎های آجرپزی یا داربست‎های آویزان در آسمان به دست می‌آورند. نه بیمه دارد، نه قرارداد رسمی و نه مطمئن است که در غروب آن روز با دست پر و تن سالم به خانه بر می‎گردد یا خیر؟

غروب، سلمان به خانه‌ا‎ی نمناک در حاشیه‎ی شهر باز می‎گردد که بوی ناشی از نم در مقابل بوی غربت سلمان و خانواده‌ی او رنگ باخته است. سفره‎ی کوچکی در گوشه‎ای پهن می‎شود؛ سفره‌ا‎ی ساده که پاداش یک روز دویدن و خون دل خوردن سلمان است.

این فقط داستان زندگی سلمان نیست، بلکه روایت تلخ از جریان زندگی میلیون‎ها مهاجر افغانستانی است که در دل ده‎ها روزمرگیِ سخت، توهین و تحقیر، پا‎به‎پای چرخه‎های اقتصادی این دیار دویده‌اند؛ اما سهم‌شان از سفره‌ی زندگی روز‎به‎روز ناچیز و ناچیزتر شده است.

استثمار

این مطالب هم توصیه می‌شود:

کودکان مهاجر افغانستانی در ایران؛ گرفتار هفت‌خوان بوروکراسی برای ثبت‌نام در مکتب

روایت زنان؛ سفره خالی خانواده سربازی که در دفاع از افغانستان جان باخت

سنگینی کار، دست‎مزد ناچیز و یا حق‎تلفی از سوی کارفرما تنها کابوس مهاجر افغانستانی نیست، بلکه کابوس اصلی، لبه‎ی تیغی است که هر روز باید روی آن راه بروند. برای مهاجر افغانستانی کارکردن در ایران پیش از آنکه یک فعالیت اقتصادی باشد، یک مسابقه‎ی بقای دائم با اهرم‎های قانونی و اداری است.

فرصت‎های مجاز شغلی برای مهاجرین، سال‎هاست که به کارهای سخت و طاقت‎فرسا محدود شده است. دیوارهای بلند قوانین حمایتی و اداری حتی تحصیل‎یافتگان و متخصصین مهاجر را به سوی کارهای سخت فیزیکی و حتی کارهای غیر رسمی و پنهان با دست‎مزد ناچیزی که گاهی انکار کارفرما را در پی دارد، سوق می‎دهد. هزینه‎های گزاف تمدید کارت کارگری و مدارک اقامتی از یک سو و بروکراسی پیچیده‎ی همیشه در حال تغییر از سوی دیگر، قسمت زیادی از درآمد ناچیز کارگر مهاجر را پیش از آنکه به سفره خانه برسد، می‎بلعد.

کابوس اصلی اما ترس از دستگیری و ردمرز شدن است که همچون سایه مهاجر افغانستانی را تعقیب می‎کند. این ترس قدرت انتخاب را از کارگر مهاجر می‎گیرد و او را مجبور به پذیرش هر شرایط دشوار و تحقیرآمیزی می‎کند تا بتواند لقمه نانی بر سر سفره‌ی خانواده برساند.

بازار کار غیر رسمی، جایی است که قانون کار در آن رنگ می‎بازد و عدالت و انصاف زیر چکمه‎های زیاده‎خواهی و طمع کارفرمایان نابود می‎شود. این بازار برای کارگر مهاجر افغانستانی مثل یک اقیانوس بی‎قانون است که در آن کارفرما همه‌کاره و سخن او فوق همه قوانین قرار دارد. در بسیاری از کارگاه‎های زیرزمینی، پروژه‎های ساختمانی، مزارع و کوره‎های آجرپزی ساعت کاری تعریف‎شده‎ای وجود ندارد؛ کار از سپیده‎دم آغاز و تا پاسی از شب، یعنی تا فرسودگی کامل بدن کارگر ادامه دارد. این پایان ماجرای کارگر مهاجر نیست، بلکه در بسیاری موارد مورد استثمار و بی‎مهری پیمان‎کاران و سرکارگران هم‎وطن خود نیز قرار می‎گیرند.

با تأسف مهاجر افغانستانی آسیب‌پذیرترین بخش این بازار است. او کارهایی را انجام می‎دهد که به دلیل خطرات بالا و یا دشواری زیاد، در میان نیروهای بومی داوطلبی ندارد؛ اما در نهایت دست‎مزدی به مراتب کمتر را دریافت می‎کند. این‌جاست که فقر ساختاری پایه‎ریزی می‎شود؛ کارگری که بیشتر از همه عرق می‎ریزد، کمتر از همه پاداش می‎گیرد.

در این بازار، بیمه و امنیت شغلی برای کارگر مهاجر یک افسانه‌ی دست‎نیافتنی است. اگر کارگری از داربست سقوط کند و یا دستگاهی در کارگاه دست کارگر را ببلعد، هیچ چتر حمایتی وجود ندارد. هزینه‌ی سرسام‎آور درمان آزاد، یک شبه زندگی خانواده‌ی مهاجر افغانستانی را به نابودی می‎کشاند. در نهایت زندگی نان‎آور خانواده به ویلچر و از کارافتادگی ختم می‎شود که دیگر حتی توان نان خوردن را هم ندارد.

داستان مهاجر افغانستانی در ایران، متفاوت از هر داستانی دیگر است. عمیق‎ترین رنج مهاجر افغانستانی، ناتوانی در مطالبه‌ی ابتدایی‎ترین حقوق‌شان است. در بسیاری از موارد، کارفرمایان با آگاهی از وضعیت آسیب‎پذیر و شکننده‌ی پناهجویان، پرداخت حقوق آنها را ماه‎ها به تعویق می‌اندازند و در بسا موارد از پرداخت آن انکار می‎کنند؛ اما کارگر مهاجر نه پای گریز دارد و نه دست ستیز. مراجعه به پولیس و مراجع عدلی و قضایی نه تنها دردی از آنها را مداوا نمی‎کند، بلکه آنها (به‎ویژه مهاجرین بدون مدرک اقامتی) را با آسیب‎پذیری بیشتر روبه‎رو می‎سازد.

این ترس، کارگر مهاجر را به سکوت اجباری و فرساینده محکوم می‎کند. او یاد می‎گیرد که رنج را ببلعد و در برابر بی‎عدالتی لبخند بزند و به کمترین قانع باشد.

سایه سنگین رنج کاری بر وضعیت خانواده

اولین و بی‎دفاع‎ترین قربانی این فقر ساختاری،  جسم و روان کودکان خانواده‎ی مهاجر است. وقتی تمام درآمد ناچیز نان‎آور خانه، صرف اجاره‎ی اتاق‎های نمور حاشیه شهر، هزینه‎های تمدید مدارک، جریمه‎های اداری و طعمه‎ی هیولای تورم می‎شود، آموزش و تحصیل از اولویت خارج شده و به یک کالای لوکس بدل می‎شود. اما فاجعه‎ی عمیق‎تر و پنهان، بلوغ زودهنگام و اجباری این کودکان است. در خانه‎ای که اقتدار نان‎آور زیر بار استثمار خرد شده، جا‎به‎جایی فاجعه‎بار نقش‎ها رخ می‎دهد.

کودکان شرم پنهان در چشمان پدر و بغض‎های فروخورده مادر را می‎بینند، خیلی زود بار احساسی این فقر را بر دوش می‎کشند. آنها به جای تجربه‎ی کودکی، مکتب و بازی، داوطلبانه یا به اجبار به سمت کارهای خیابانی، زباله‎گردی و کارگاه‎های تاریک زیرزمینی هدایت می‎شوند. این فرآیند، عزت‎نفس و کرامت انسانی کودک را در بدو شکل‎گیری نابود می‎کند.

برای درک عمیق نان تلخ غربت، باید نگاهی به وضعیت اقتصادی چند سال اخیر جمهوری اسلامی ایران به‎ویژه پس از دو جنگ اخیر انداخت. تورم افسارگسیخته و گرانی روزافزون، کمر جامعه‎ی بومی را خم کرده است؛ اما برای جامعه‎ی مهاجر که هیچ پشتوانه‎ای ندارد، این تورم به معنای یک سقوط آزاد است. این در حالی است که جامعه میزبان با مکانیسم‎هایی مثل یارانه، سهام عدالت یا سبدهای حمایتی بخشی از ضربه‎ها را مهار می‎کند؛ اما مهاجر افغانستانی در برابر شلاق تورم کاملا برهنه و به معنای واقعی کلمه، رها شده است. درآمد او در جایگاه اولی میخ‎کوب شده است، اما هزینه‎های زندگی هر روز به شکل فزاینده‎ای سیر صعودی دارد.

لایه پنهان دهشتناک این تورم، فراتر از کوچک شدن سفره، پدیده‎ای به نام مرگ تدریجی سفره و سوءتغذیه است. سال‎هاست که گوشت سرخ از حافظه چشایی بسیاری از خانواده‎های مهاجر پاک شده؛ اما اکنون حتی اقلامی مانند گوشت مرغ، تخم مرغ، لبنیات و فرآورده‎های لبنی و کالاهایی مثل این هم دست‎نیافتنی شده است. امروزه میوه فروشان دوره‎گرد میوه‎های در مرز نابودی و کاملا غیر صحی را در حاشیه‎ شهرها که محل زندگی مهاجرین افغانستانی است برای فروش می‎آورند که خود گواهی زنده از وضعیت فاجعه‎بار زندگی مهاجرین است.

از نظر کارشناسان حوزه‌ی سلامت، خروجی مستقیم این وضعیت پنهان، بروز بحران‎های حاد سلامتی مانند فقر آهن و کم‎خونی شدید میان زنان و مادران باردار مهاجر، پوکی استخوان زودهنگام در جوانان، اختلال رشد، کوتاهی قد و افت هوش در کودکان است. فقر غذایی عملا ساختار ژنتیکی و آینده‎ی جسمی نسل بعدی را به نابودی می‎کشاند.

علاوه بر این، تورم مسکن لایه دیگری از خفقان را ایجاد کرده است. هر سال با افزایش غیرقابل پیش‎بینی ودیعه و اجاره، خانواده‎های کم‎درآمد مهاجر به مناطق دورافتاده‎تر، زاغه‎ها، اتاق‎های مشترک نمور و حتی فضای غیر صحی مرغ‎داری‎ها و دام‎داری‎ها عقب‎نشینی می‎کنند.

سخن آخر این که مهاجر افغانستانی در ایران، صرفا اعداد و ارقامی در آمارهای اقتصادی و نیروی کار ارزان در پروژه‎های عمرانی نیستند، بلکه آنها انسان‎های با کرامت، فرهنگ و پیشینه‎ی ریشه‎داری هستند که دست حوادث بی‎رحم آنها را به این سوی مرز پرتاب کرده است. چرخ بسیاری از صنایع، کارگاه‎ها و ساخت‎وسازهای این دیار با همین دستان پینه‎بسته می‎چرخند؛ دستانی که سهم‌شان از این همه سازندگی، سفره‎ای خالی و دل لرزان بوده است.

نان تلخ غربت تلنگری است برای وجدان‎های بیدار جامعه و سیاست‎گذاران. فقر ساختاری و استثمار پنهانی که امروز بر زندگی مهاجران سایه افکنده، نه با روح همسایگی و هم‎زبانی سازگار است و نه با اصول بنیادین اسلامی و حقوق بشری. کارگری که از جان و جوانی خود در این سرزمین مایه می‎گذارد، مستحق نانی همراه با امنیت، احترام و دست‎مزد عادلانه می‎باشد.

یادداشت*: نام نویسنده این مطلب مستعار است.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری