تمنا تابان
زحل ارشاد* ۳۲ ساله و مادر دو کودک، پیش از بازگشت طالبان به قدرت، زنی بود که زندگیاش مسیر متفاوتی داشت. او رییس یک اداره مهم دولتی بود، آدم مستقلی که برای آینده خود و خانوادهاش تلاش میکرد. اما با حاکمیت طالبان، همان تحولی که زندگی میلیونها زن و دختر در افغانستان را تغییر داد، برای زحل آغاز یک فصل تاریک شد.
نزدیک به پنج سال است که زحل خشونت شدیدی در زندگیاش تحمل میکند. در عکسهایی که او از خود در اختیار رسانهی رخشانه گذاشته، آثار خشونت در بدنش پیدا است. او میگوید: «از سال ۲۰۲۱ به بعد که طالب آمد، تا امروز با خشونتهای روانی، فیزیکی و هزار بدبختی دیگر سر و کار دارم، فقط از سخت جانی تا هنوز زنده ماندهام.»
حاکمیت طالبان در آستانه پنجسالگی خودش است. با حاکمیت این گروه، نگرانی از افزایش خشونت علیه زنان بیشتر شده است.
سازمان ملل در ماه نوامبر سال گذشته گزارش داد که خشونت علیه زنان ۴۰ درصد افزایش یافته است.
محدودیتهای طالبان علیه زنان و قوانین ضد زن طالبان، از عوامل اصلی این افزایش خشونت است.
رهبر طالبان سال گذشته اصولنامهی جزایی محاکم این گروه را توشیح کرد که مطابق آن در صورتی که مردان اعضای بدن زنان را نشکنند، لتوکوب زنان مجازات محسوب نمیشود.
سازمان عفو بینالملل اعلام کرده بود که اصولنامهی جزایی محاکم طالبان، خشونت علیه زنان را بیش از پیش نهادینه میکند.
زحل گفته است: «اگر بازار بروم و پس خانه بیایم و او بفهمد که بازار رفتهام مرا لتوکوب میکند.»
تاکنون شوهرش یک بار بینی زحل را شکسته است. اما او هرگز نتوانسته جایی شکایت کند. زحل به دلیل مسوولیتی که در یک اداره کلیدی در حکومت پیشین داشت تحت تعقیب است.
پس از به قدرت رسیدن طالبان، زحل محل زندگیاش را تغییر داد؛ اما بر اساس سندی که در اختیار رسانهی رخشانه قرار داده است، حکم جلب او نیز صادر شده است. این سند نشان میدهد که حکم جلب او در دومین سال حاکمیت طالبان صادر شده است.
به دلیل نگرانی زحل، محل دقیق زندگی، ادارهای که او در آن رییس بود و برخی جزئیات دیگر در این گزارش نمیآید. «شوهرم با لگد به بینیام زده بود که خون مثل نل از آن فوران میکرد، به شفاخانه … رفتم و عکس گرفتم، بند بینیام شکسته بود.»
زحل میگوید، مستندی از خشونت علیه خود را به یوناما در افغانستان فرستاده است، اما هیچ پاسخی نگرفته است.
زحل در سال ۲۰۱۹ ازدواج کرده است. او میگوید، تا پیش از طالبان هیچگونه خشونتی را تجربه نکرده بود. «حدود ۳ هفته قبل ساعت خود را گم کرده بود، مرا گفت ساعتم را پیدا کن، من هر چه گشتم ساعتش را پیدا نتوانستم، وقتی دوباره خانه آمد و فهمید که ساعتش پیدا نشده مرا تا حد مردن لتوکوب کرد.»
زحل فرزند سوم خود را باردار است. او میگوید، بیهیچ بهانهای تقریبا هرچند روز خشونت فیزیکی را تجربه میکند. او گفته، وقتی زیر لتوکوب شوهرش قرار دارد، فقط تلاش میکند از جنین خود محافظت کند. «در پیش روی کودکانم میزند. آنها فقط نگاه میکنند و گریه میکنند. مرا اینطرف و آنطرف کشانده لتوکوب میکند. من هیچ کاری کرده نمیتوانم. او (شوهرش) مثل دیوانهها میشود… با لگد، مشت و سیلی به سر و صورتم میزند، به پاها و دستهایم و هرچیزی که به دستش بیاید میزند.»
زحل پس از یک سال زندگی در جایی که برای فرار از طالبان به آنجا رفته بود، دوباره به محل زندگی اول خود بازگشت. حتا برای خودش در یک نهاد غیر دولتی کار پیدا کرد. او ۱۰ ماه به سختی توانست به کارش ادامه دهد. خشونت و بهانهجوییهای شوهرش او را مجبور کرد کار خود را رها کند.
او به این واقعه اشاره میکند: «میخواستم دفتر بروم، قبل از رفتن شوهرم از من کاری خواست، گفتم دیر میشود و پس از آمدن انجام میدهم. او بدون کدام معطلی اول با جارو مرا لتوکوب کرد، وقتی جاور تکه تکه و شکسته شد، کیبل برق را برش کرده به حدی مرا لتوکوب کرد که صدای چیغ و فریادم دیگر همسایهها را خبر کرد.»
ویدیویی که او از این صحنه فرستاده، این جزئیات را تایید می کند.
عفو بینالملل گفته است، زنان در افغانستان از دسترسی به عدالت محروم شدهاند.
زحل به دلیل ترس از گذشته کاریاش از یک طرف، از سوی دیگر نگرانی از این اگر طلاق بگیرد، کودکان خود را از دست خواهد داد، نتوانسته در برابر این خشونت هیچ اقدامی کند. «در اوایل زندگی با من خیلی خوب بود، فکر میکنم بخاطر جایگاهم بوده. حالا حکومت طالب آمد، من نیاز به نان شب و روزم[دارم] و درماندهام میداند هیچ کاری پیدا نمیتوانم. از طرفی میداند اولادایم را دوست دارم نقطه ضعف من است و بخاطر پیشینه کاریام به حکومت طالب مراجعه نمیتوانم دیگر مثل برده هستم.»
سازمان ملل قبلا در گزارشی گفته است، بسیاری از زنان در افغانستان به دلیل ترس از انتقام، بیباوری به نهادهای عدلی و فشارهای اجتماعی، هرگز درباره خشونتهایی که تجربه کردهاند سخن نمیزنند.
سکوت تحمیلی و فرهنگ نهادینهشدهی تحمل خشونت، باعث شده است که موارد زیادی از خشونت، حتی شدیدترین آنها، هرگز گزارش نشود.
زحل نیز میدانست که روایت کردن این داستان ممکن است برایش پیامدهایی داشته باشد، اما با وجود ترس از انتقام، تصمیم گرفت سکوت خود را بشکند. چون فکر میکرد راه دیگری نمانده است. نه تحمل اسارت خشونت را دارد و نه راهی برای دادخواهی.
*یادداشت: زحل ارشاد نام مستعار است

