غزال محمدی
کافه و رستورانت نارنج در مرکز شهر زرنج یکی از محدود جاهایی است که زنان میتوانند در آن کار کنند، گردهم آیند، درس بخوانند و ساعتی را بهدور از محدودیتها دیدار و همدلی کنند. عاطفه اسماعیلی، زن ۳۰ ساله، دو سال پیش نخستین کافه ویژه بانوان را راهاندازی کرده است.
در ولایت نیمروز، در جنوبغرب کشور، ساختارهای سنتی جامعه و محدودیتهای خانوادهها برای حضور زنان و دخترانشان در اجتماع، حتا پیش از بازگشت طالبان به قدرت، فرصتهای آنان را برای حضور در اجتماع و فعالیتهای اقتصادی محدود کرده بود.
با بازگشت طالبان و اعمال محدودیتها بر زندگی زنان، این محدودیتها شدیدتر شده است.
این کافه در شرایطی بهفعالیت خود ادامه میدهد که بهگفتهی منابع محلی، پس از تشدید محدودیتها بر زنان و سرکوب معترضان علیه پوشش اجباری در هرات، حضور زنان در فضاهای عمومی در نیمروز بهطور چشمگیری کاهش یافته است.
یکمنبع محلی به شرط حفظ هویت خود به رسانهی رخشانه میگوید: «قبلا زنان زیاد به بازار میرفتند، اما حالا نه. بعد از تظاهرات هرات واقعا خلق مردم تنگ شده و وقتی بازار میرویم مثل شهر ارواح است، همه شهر خلوت است و فقط مردان هستند.»
او میگوید ماموران امر به معروف طالبان بهطور مستمر پوشش زنان را در فضاهای عمومی کنترل میکنند و به مالکان رستورانتها هشدار دادهاند که حضور زنان با حجاب مانتویی میتواند به بستهشدن رستورانتهایشان منجر شود.
عاطفه اسماعیلی در مورد رفتار طالبان با این کافه ترجیح میدهد چیزی نگوید.
عاطفه اسماعیلی، مدیر کافه و رستورانت نارنج، دوسال پیش و با سرمایه یکصدوپنجاههزار دالر امریکایی، این کافه را راهاندازی کرده است. «احساس کردم زنان نیاز به فضای امن و آرام دارند و به همین دلیل کافه نارنج را ایجاد کردم تا این مکان بر علاوه اینکه زمینه اشتغالزایی را برای زنان ایجاد کرده زنان در این مکان گردهم جمع میشوند و ساعتی را به خوشی و آرامی سپری میکنند.»
کارکنان این کافه، پنجزن جوان بین سن ۱۸ تا ۳۰ سال هستند که در بخشهای آشپزی، کافه و حسابداری این مکان مشغول بهکارند.
بهگفتهی عاطفه، این زنان از خانوادههای کم درآمد میآیند. «این درآمد به آنان کمک کرده تا در تأمین هزینههای زندگی و حمایت از خانوادههایشان نقش مؤثری داشته باشند.»
با این حال، هیچ یک از کارکنان این کافه حاضر نشدند با خبرنگار رسانهی رخشانه گفتوگو کنند.
به گفتهی عاطفه، فضای سنتی حاکم بر جامعه نیمروز باعث شده زنان از دیدهشدن و مصاحبه با رسانهها هراس داشته باشند. «حتا اگر موسسات محلی و خارجی برای بازدید از فضای کافه میآیند و از فضای کافه عکس و ویدیو میگیرند این زنان در زیر میزها پنهان میشوند.»
استقبال زنان از این کافه چشمگیر است. عاطفه میگوید، این کافه روزانه از دستکم ۳۰ تا ۵۰ نفر میزبانی میکند و روزهای پنجشنبه، جمعه و ساعتهای عصر شلوغترین زمان فعالیت کافه نارنج است.
پیتزا، ساندویج، چکن برگر، موهیتو، قهوه، کاپوچینو و نوشیدنیهای سرد از محبوبترین سفارشهای مشتریان است.
با وجود استقبال مشتریان، درآمد کافه ثابت نیست و بهفصل و تعداد مشتریان بستگی دارد. بهگفتهی عاطفه میانگین درآمد ماهانه کافه ۳۰ هزار افغانی است. «در برخی دورهها به دلیل افزایش هزینهها و کاهش توان خرید مشتریان، مجبور شدیم بعضی آیتمهای منو را حذف کنیم یا برنامههای جانبی و تفریحی کافه را به تعویق بیندازیم، اما فعالیت اصلی کافه همچنان ادامه دارد.»
بهگفتهی عاطفه، کاهش قدرت خرید مردم، افزایش قیمت مواد اولیه و احتمال وضع محدودیتهای بیشتر بر فعالیت زنان، از مهمترین چالشهای ادامه فعالیت این کافه است.
کافه نارنج تنها جایی برای پذیرایی و خوردن غذا نیست؛ بلکه فضایی برای برگزاری جلسات، مطالعه، مشاوره و فرصتهایی برای آموزش آنلاین برای زنان نیز هست.
عاطفه، میگوید: «کافه نارنج توانسته احساس تنهایی و ناامیدی میان زنان و دختران که بعد از محرومشدن از حق آموزش و کار ایجاد شده را کاهش دهد. زنان علاوه بر اینکه میتوانند از این فضا استفاده کنند در کنار خوردن غذاها و نوشیدنیها میتوانند جلسات مشورهدهی را برگزار کنند… زنان میتوانند صحبتهای دوستانه داشته باشند، مطالعه داشته باشند و جلساتی را برگزار کنند… موقعیت این کافه در مرکز شهر است و این باعث شده که زنانیکه برای کار و یا خرید به بازار میروند در ظهر و یا عصر به این کافه بیایند و غذا و نوشیدنیهای مورد علاقه خودشان را بخورند.»

عکس: ارسالی به رسانهی رخشانه
مردان حق ورود به این کافه را ندارند.
کافه نارنج با ظاهری آراسته و فضایی آرام، به پاتوقی برای خانوادهها مبدل شده است. در گوشهای از کافه، چند زن با چادرنماز نشستهاند و گفتگو میکنند.
ثریا* ۲۴ ساله، دانشآموز صنف نهم بود که به خاطر ممنوعیت آموزشی طالبان در افغانستان، هرگز دوباره فرصت نکرد مکتب برود.
او اکنون هر روز به کافه نارنج میآید تا از طریق صنفهای آنلاین، آموزش زبان انگلیسی را ادامه دهد. ثریا میگوید در خانه به اینترنت پایدار و فضای آرام برای درس خواندن دسترسی نداشت. به همین دلیل، هر روز حدود یک ساعت را در کافه نارنج سپری میکند و با استفاده از اینترنت این کافه در صنف آنلاین خود شرکت میکند.
او میگوید: «هر روز از ساعت هفت تا هشت به کافه میآیم، گوشیام را به اینترنت وصل میکنم و درسهای زبان انگلیسیام را میخوانم. اینترنت اینجا کمک میکند بدون مشکل به صنف وصل شوم و درسهایم را از دست ندهم.»
ثریا میافزاید که حضور در این کافه تنها به ادامه آموزشاش کمک نکرده، بلکه به او فرصت داده است تا برای ساعتی از فضای خانه بیرون شود و در محیطی آرام و امن درس بخواند. «وقتی اینجا درس میخوانم، تمرکز بیشتری دارم و احساس میکنم هنوز میتوانم برای آیندهام تلاش کنم. اگر این کافه نبود، ادامه دادن صنفهای آنلاین برایم بسیار دشوار میشد.»
سوسن بیش از یکسال است که مشتری کافه نارنج است. او و دوستانش معمولا روزها جمعه، از ساعت سه الی پنج عصر در کافه دور هم جمع میشوند.
او میگوید: «کافه رفتن یعنی ساعتی از خانه میزنی بیرون تا از فضای بستهی خانه بیرون شوی و برای خودت وقت بگذاری. فضای آرام و دیکوراسیون آن باعث شده که آمدن به کافه برایم لذتبخش باشد.»
سوسن و دوستانش گاهی از دورهمیهایشان در کافه ویدیو تهیه کرده و در شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، منتشر میکنند، اما او میگوید رفتن به کافه و رستورانت زنان هنوز جا نیفتاده است.
او میگوید: «در میان مردم رفتن دختران به کافه مناسب نیست. بعضی خانوادهها اجازه نمیدهند دخترانشان کافه بروند. گاهی هم فکر میکنند وقتی ما کافه میرویم و عکسهایمان را نشر میکنیم میخواهیم پولمان را به رخ دیگران بکشیم.»
با اینحال، رفتن به کافه برای دختران نمیروزی تنها محل دیدار با دوستان نیست. سودابه*، آموزگار زبان انگلیسی، از فضای این کافه برای برگزاری صنف خود استفاده میکند.
او میگوید: «در نیمروز زنان کمی در فضایی عمومی حضور دارند و تنها مکانی که میتوانم صنفهای خود را تبلیغ کنم، همین کافه است.»
با وجود امکانات محدود، نگاه عاطفه به آینده روشن است. او امیدوار است با حمایت مردم روزی بتواند شعبههای دیگر کافه خود را در ولایتهای همجوار راهاندازی کند و فرصتهای شغلی، آموزشی و فرهنگی بیشتری را برای زنان فراهم سازد. عاطفه میگوید: «توسعه فعالیت کافه نارنج، افزایش فرصتهای کاری برای زنان و ایجاد فرصتهای آموزشی و فرهنگی برای بانوان است. متاسفانه یکی از چالشهایی که ما با آن روبهرو هستیم ایناست که مردم توانایی خرید را ندارند. نه اینکه قیمتهای ما زیاد باشد، فقر در جامعه زیاد شده.»

