حوا جوادی
ویژگیها و مختصات
برای این که فهم روشنتری از جنایت «پاکسازی قومی» داشته باشیم در این بخش یکی از مهمترین اسناد بینالمللی موجود برای تشخیص و شناسایی پاکسازی قومی بررسی میشود.
چارچوب تحلیلی سازمان ملل برای جلوگیری از جرایم فجیع
بان کیمون، دبیر کل پیشین سازمان ملل، در جولای ۲۰۱۴ مجموعه شاخصها و نشانههایی را منتشر کرد که براساس آن میتوان «پاکسازی قومی» در یک جامعه را شناسایی و پیشبینی کرد. در همین راستا وبسایتی هم راهاندازی شده است تا از وقوع جرایم فجیع از جمله جرم نسلکشی، جنایت علیه بشریت و جرایم جنگی جلوگیری شود. در این چارچوب تحلیلی مجموعه عوامل مرتبط با «پاکسازی قومی» به چند دسته تقسیم شدهاند.
عوامل مشترک جرایم فجیع
در این چارچوب تحلیلی، ۸ عامل مشترک که میتواند منجر به تحقق هر یکی از جرایم فجیع شود، فهرست شدهاند. این عوامل عبارتند:
۱- منازعات مسلحانه یا اشکال دیگر بیثباتی
موارد زیر بهعنوان شاخصهای این عامل بیان شده اند:
-منازعات مسلحانه بینالمللی (بینالدول) یا غیربینالمللی (non-international armed conflict).
-بحران امنیتی، ناشی از پشتپازدن به توافقنامه صلح، منازعات مسلحانه در کشورهای همسایه، تهدید مداخلات خارجی و فعالیتهای تروریستی.
– بحران حقوقبشری یا وضعیت اضطراری از قبیل حوادث طبیعی یا بیماریهای فراگیر (epidemics).
– بیثباتی سیاسی ناشی از به قدرترسیدن ناگهانی یک گروه، یا تغییر غیرمعمول نظام سیاسی یا انتقال غیرمعمول قدرت.
– بیثباتی سیاسی ناشی از منازعه بر سر قدرت یا ظهور فزاینده گروههای ناسیونالیستی، جنبشهای مسلحانه یا رادیکال در مخالفت با قدرت مرکزی.
– تنش سیاسی ناشی از حکومتهای استبدادی و یا سرکوب شدید سیاسی.
– بیثباتی اقتصادی ناشی از کمبود منابع، یا مناقشه بر سر استخراج و نحوه استفاده از این منابع.
– بیثباتی اقتصادی ناشی از بحران شدید در اقتصاد کلان ملی.
– بیثباتی اقتصادی ناشی از فقر حاد، بیکاری گسترده یا نابرابری عمیق افقی.
– بیثباتی اجتماعی ناشی از مقاومت یا تظاهرات جمعی علیه سیاستهای حکومت.
– بیثباتی اجتماعی ناشی از تبعیض و محرومیت یا تنشهای ناشی از مسایل هویتی و برداشتهای افراطی از آن.
۲- پیشینه نقض شدید حقوقبشر بینالمللی و قوانین بشردوستانه بینالمللی
شاخصهای این عامل عبارتند از:
-اعمال محدودیت شدید در گذشته و حال یا نقض شدید حقوق بشر یا قوانین بشر دوستانه بینالمللی به خصوص اگر الگویی از حمله به گروههای معین (قومی و مذهبی) در گذشته وجود داشته باشد.
– پیشینه ارتکاب نسلکشی، جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی و تحریک به ارتکاب آنها.
– وجود سیاست مصونیت در قبال نقض شدید حقوق بشر و قوانین بشردوستانه بینالمللی، یا دیگر اشکال جرایم فجیع و تحریک به ارتکاب آنها.
– عدم تمایل به جلوگیری از تحقق جرایم فجیع.
– ادامه حمایت از گروهها و افرادی که دست به جنایات فجیع میزنند.
– توجیه، ارایه گزارشهای نادرست و یا انکار نقض فاحش حقوق بشر و قوانین بشردوستانه بینالمللی.
– نبود روندها و نهادهای ملی عدالت.
– بیاعتمادی عمیق به نهادهای حکومتی به خاطر سیاست مصونیت در قبال جرایم فجیع.
۳- ساختارهای ضعیف دولت
شاخصهای ساختار ضعیف دولت عبارتاند از:
– نبود زیرساختهای حامی ارزشهای حقوقبشری یا عدم توانایی در محافظت از این ارزشها.
– نبود ساختارهای عدلی و نهادهای حقوقبشری.
– نبود قوه قضاییه مستقل و بیطرف.
– نبود کنترل کارآمد ملکی بر نیروهای امنیتی.
– حاکمیت ضعیف و فساد گسترده در نهادهای حکومتی.
– نبود مکانیسمهای داخلی و بینالمللی نظارت بر اعمال حکومت.
۴- انگیزهها و مشوقها
شاخصهای این عامل عبارتند از:
– انگیزههای سیاسی به خصوص تلاش برای متمرکزسازی و یکدستسازی قدرت.
– انگیزههای سیاسی در راستای تقویت جایگاه یک گروه قومی یا گروهی از نخبگان.
– منافع نظامی و استراتژیک از قبیل تصرف سرزمین و منابع موجود در آن.
– تهدید واقعی یا خیالی گروه (قومی و مذهبی) خاص علیه منافع گروه مسلط و عاملان جنایات فجیع.
– حمایت واقعی یا خیالی گروه (قومی و مذهبی) خاص از مخالفان مسلح.
– ایدئولوژی مبتنی بر برتری یک گروه قومی و مذهبی خاص.
– سیاسیسازی اختلافات و تنشهای گذشته.
۵- ظرفیت ارتکاب جرایم فجیع (نسلکشی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی)
شاخصهای مهمی در این زمینه وجود دارند:
– در دسترسبودن نیروی انسانی، اسلحه و مهمات.
– ظرفیت حملونقل و جابهجایی نیروی انسانی و نیز حملونقل و توزیع اسلحه و مهمات.
– ظرفیت بسیج و استخدام جنگجو.
– فرهنگ قویِ اطاعت از قدرت و فرمانبرداری.
– حضور گروههای مسلح غیردولتی.
۶- غیبت عوامل مهارکننده
در این مورد نیز شاخصهای مهمی وجود دارند:
– فقدان توانایی گروههای قربانی و آسیبپذیر از خود در برابر حملات.
– فقدان نهادهای مدنی قدرتمند و نبود رسانههای مستقل و آزاد.
– فقدان علاقه نهادها و کنشگران بینالمللی و دسترسی نداشتن قربانیان به رسانههای بینالمللی.
– فقدان یا حضور ضعیف نمایندگی سازمان ملل و غیبت سایر کنشگران بینالمللی.
– عدم عضویت یا مشارکت جدی گروه حاکم در میثاقها و معاهدات بینالمللی بشردوستانه و حقوقبشری.
– عدم تعامل و انزوای حکومت در برقراری روابط با جامعه بینالمللی و دولتهای منطقه.
– همکاری محدود و حداقلی گروه حاکم با سازوکارهای بینالمللی و منطقهای حقوق بشر.
– عدم تمایل به گفتوگو با گروههای مخالف.
– فقدان علاقه جامعه بینالمللی برای اعمال فشار بر گروه حاکم برای پایبندی به تعهدات بینالمللی از جمله حقوق بشر.
– عدم تمایل کشورهای منطقه برای حمایت از جمعیت و گروههای آسیبپذیر و در معرض خطر جرایم فجیع.
– فقدان سازوکار هشدارآمیز برای جلوگیری از وقوع نسلکشی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی.
۷- اقدامات مقدماتی و شرایط تسهیلکننده وقوع جرایم فجیع
– وضع قوانینی که زمینهساز سلب حقوق اولیه گروهها و جمعیت آسیبپذیر میشود.
– تعلیق یا مداخله در کار نهادهایی که حامی حقوق گروههای آسیبپذیر به شمار میروند.
– بسیج دستگاههای امنیتی علیه گروههای آسیبپذیر و قربانیان جرایم فجیع.
– دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی.
– ایجاد گروههای شبه نظامی و حمایت از آنها.
– اعمال کنترل شدید بر کانالهای ارتباطی یا ممنوعیت دسترسی به آنها.
– اخراج یا عدم اجازه حضور نهادها و رسانههای غیردولتی.
– افزایش نقض حق حیات یا تصویب قوانین و مقرارتی که زمینه برای تعرض به گروههای آسیبپذیر را فراهم میکند.
– اعمال شرایط تهدیدکنندهی حیات، اخراج، ضبط املاک، جمعآوری، جداسازی، تخلیه، بیجاشدگی یا کوچ اجباری گروههای آسیبپذیر و قربانی.
– تخریب یا چپاولِ کالاهای اساسی یا تأسیسات حیاتی و نهادهای فرهنگی گروههای آسیبپذیر.
– علامتگذاری افراد یا اموال آنان بر اساس وابستگی به یک گروه.
– سیاسیسازیِ هویت، رویدادهای گذشته یا انگیزهها برای دست زدن به خشونت.
– افزایش ادبیات و گفتار تحریکآمیز.
۸- عوامل اشتعالبرانگیز (triggering factors)
شاخصهای این عامل عبارتند از:
– استقرار ناگهانی نیروهای امنیتی یا آغاز درگیریهای مسلحانه.
– سرایتِ درگیریهای مسلحانه یا تنشهای شدید کشورهای همسایه.
– تهدید مداخلات خارجی.
– تغییرات ناگهانی یا غیرمعمول رژیم، انتقال قدرت، یا تغییر در قدرت سیاسی گروهها.
– آغاز حملات علیه حق حیات گروههای آسیبپذیر و نخبگان آنها.
– عدم رواداری مذهبی.
– اقدامات تحریکآمیز و نفرتپراکنی گسترده علیه گروههای آسیبپذیر.
علاوه بر این عوامل مشترک، در چارچوب تحلیلی سازمان ملل، به چندین عامل دیگری نیز اشاره شده است که با وجود آنها میتوان پیشبینی کرد چه نوع جنایتی ممکن است در یک جامعه رخ دهد. در یادداشت بعدی به این عوامل پرداخته میشود.

