تمنا تابان
«فریبا اندیشمند» نامی آشنا در بازار کسبوکارهای کوچک محلی در بامیان است. او با سن کم اما رویای بزرگ میخواهد محصولات لبنیاتی بامیان به خصوص «قروت» را به بازارهای جهانی برساند.
فریبا از ولسوالی شیبر بامیان و ۲۸ ساله است. او هشت سال قبل با راهاندازی یک کسبو کار کوچک محلی، امروز شرکتی را اداره میکند که بیش از صد کارمند زن دارد.
او میگوید، ایده راهاندازی این کسبوکار زمانی به نظرش رسید که شاهد بود چگونه دسترنج زنان روستایی سودی به آنها نمیرساند. «زنان در روستاها زحمت بسیار میکشند، ولی نمیتوانند در مقابل زحمت خود پولی مناسب دریافت کنند، از همی خاطر زنان همیشه با مشکل اقتصادی روبرو بودند.»
فریبا میگوید، نام «روزنه سعادت» را بر کسب و کار خود گذاشته است، به این امید که کارش قدمی برای بهبود اقتصاد زنان روستایی باشد.
طبیعت بامیان به دلیل کوهستانی بودن برای دامداری و پرورش حیوانات اهلی مناسب است. از طرفی پرورش این مواشی بخش اعظم اقتصاد خانوادهها را در این ولایت تشکیل میدهد.
مردم بامیان فرآوردههای متنوعی را به روشهای سنتی و نیمهصنعتی تولید میکنند. مثل قروت (کشک)، شیر، ماست، مسکه، چکه، قیماق (سر شیر) و روغن حیوانی.
«قروت» یکی از مشهورترین سوغاتهای این ولایت است. قروت بامیان بهویژه منطقه قرغنهتو به دلیل طعم عالی، چربی طبیعی و ماندگاری بالا شهرت خوبی دارد.
قروت یک فرآوردهی سنتی لبنی افغانستان است که از دوغ یا ماست تهیه میشود.
فریبا میگوید، اگر زمینه باشد، این محصول ظرفیت صادر شدن به خارج از کشور را دارد. «ما دو هدف عمده و اساسی داریم، اول معرفی محصولات لبنی بامیان در سطح ولایات کشور و سطح جهان و دوم هم بالا بردن سطح توانمندی اقتصادی زنان. ما میخواهیم زنان مالدار از لحاظ اقتصادی به خودکفایی برسند و سطح اقتصاد خانوادهها بلند برود.»
زنان و دختران در مناطق روستایی افغانستان، علاوه بر تربیت فرزندان و انجام کارهای خانه، بخش قابل توجهی از نیروی کار را نیز تشکیل میدهند. اما به صورت مشخص هیچ مزدی نمیگیرند و حق مالکیت ندارند.
با همه این مشقتهای زیاد، سازمان ملل گفته است، زنان روستایی عمدتا از فقر چند بعدی رنج میبرند.
فریبا تاکنون چهار گروپ تولیدی ایجاد کرده است که در هر گروپ ۲۵ زن شامل هستند. «خانمهایی که در گروپهای تولیدی کار میکنند، مواد اولیه لبنی را جمع میکنند و ما با موتر شرکت این مواد لبنی را جمعآوری کرده و پول آنان را دم دروازهشان تسلیم میکنیم، به این طریق آنان هم از خانه کار میکنند و هم لبنیات شان به قیمت مناسب به فروش میرسه.»
فریبا از طریق شرکت لبنیات «روزنه سعادت» به زنان روستایی آموزش تولید بهتر فرآوردههای لبنیاتی را هم فراهم میکند. «سالانه برای این گروپها برنامههای آموزشی مختلفی را مطابق به نیازشان تنظیم میکنیم و برای آنان در قسمت چگونگی رعایت موارد صحی، پربار شدن محصولات و همچنان تغذیه و پرورش دامهایشان مشاوره و آموزش میدهیم.»
او میگوید، تا هنوز دو برنامه آموزشی برای زنان برگزار کرده است.
شرکت فریبا تا هنوز توانسته سه نمایندگی در افغانستان فعال کند. در کابل، در مرکز بامیان و یک جای هم در منطقه پای «کوتل حاجیگگ» از مربوطات ولسوالی شیبر بامیان.
فریبا کار خود را از سرمایه بسیار اندک ۵۰ هزار افغانی شروع کرد، زمانی که فقط خودش کار میکرد و حالا سرمایهی او از یک میلیون افغانی بالاتر رفته است. «کوشش کردم برای دیگر خانمها هم انگیزه بدهم که کار و بار تجارت ره شروع کنند، چند تن از همسایههایم با الگوپذیری از من کار تجارت را شروع کردند و حالا کاروبار خوبی دارند.»
فریبا میخواهد محصول محلی را جهانی کند، اما هنوز حتی امکان صادرات ندارد. او میگوید به دلیل بالا بودن هزینههای ترانسپورت هوایی تا هنوز نتوانسته لبنیات بامیان را به خارج از کشور صادر کند. «ما به سه کشور خارجی نمونه روان کردیم و کسانی که برای، شان نمونه روان نمودیم بسیار مورد استقبال قرار گرفت، حتی تعدادی از تاجران برای ما گفتند که ماهانه تا حدود یک تن قروت برای ما بفرستید، اگر این کار میشد شاید ما میتوانستیم که ۸۰ فیصد قروت بامیان را به خارج از کشور صادر کنیم.»
از طرف دیگر، کمبود امکانات مثل وسایل مدرن دولتی کار آنها را محدود نگهداشته است. «اگر بتوانیم این وسایل را خریداری کنیم میتوانیم فعالیتهای خود را وسعت بیشتر ببخشیم و افراد زیادتری را در پروژهها دخیل بسازیم.»
فریبا میگوید، آنها بستهبندیها را به صورت دستی انجام میدهند. «خانوادهها شیر، ماست، دوغ، قروت، چکه، قیماق، مسکه و روغن حیوانی را که از مواشی شان به دست میآورند…وقتی این محصولات به شرکت آورده شد روی بستهبندی، جداسازی و سایر بخشها کار میکنیم تا برای ارسال به بازار آماده شود.»
فریبا میگوید، حدود ۵۰۰ زن در تمام نمایندگیها با آنها همکار است. «قیمتها متفاوت است به طور مثال ما هر کیلو چکه را از خانواده ها به قیمت ۵۰ افغانی خریداری میکنیم و سپس بعد از بستهبندی آن را به کیلویی ۶۰ تا ۸۰ افغانی به فروش میرسانیم، همین طور دوغ، شیر، ماست و قروت، ما کوشش میکنیم محصولات را از زنان روستایی با بالاترین قیمت بخریم چون هدف ما رشد اقتصاد این زنان است، ما فی کیلو قروت را از خانواده ها کیلوی ۳۸۰ خریداری میکنیم و آن را پس از بستهبندی از ۴۰۰ تا ۴۵۰ به فروش میرسانیم.»
فریبا میگوید، در فصل بهار و تابستان روزانه تا ۱۴۰ کیلو قروت هم تولید میشود. «در فصل زمستان تولیدات ما خیلی پایین میآید چون فصل شیردهی مواشی نیست.»
فریبا در نمایشگاههای زیادی اشتراک کرده است. او میگوید، از هر نمایشگاه یک تجربهی جدید آموخته است. «با شرکتهای زیادی آشنا میشویم، محصولات ما در آنجا معرفی میشود، با دیگر تجارتپیشهها به تبادل تجارب میپردازیم و نیازها و پیشنهادهای مشتریان خود ره بهتر میشناسیم، اینها همه ما را در قدمهای بعدی کمک میکند.»
فریبا پس از گذشت هشت سال پشتکار و تلاش میگوید، به گذشته که نگاه میکند، با وجود دشواریهای زیاد از کارش راضی است. «در حقیقت این کار برای من امید و روحیه میبخشد، وقتی میبینم زنان زیادی با من کار میکنند و مه میتوانم باعث شوم تا اونا انگیزه بگیرند و کارشان ارزش پیدا کند.»
فریبا هر صبح ساعت هشت به دفتر مرکزی کارش میآید. قبل از ۱۰ کارمند رسمی خودش. کارهای آنها نیازمند مدیریت دقیق است تا محصولات سر وقت و بدون فاسدشدن به دست مشتریان برسد.
فریبا برای رساندن دسترنج زنان روستایی بامیان به بازارهای جهانی راه درازی در پیش دارد. حالا فقط توانسته این محصولات را از روستاهای بامیان راهی کابل کند. اما روی میز کار او، بستههایی قرار دارند که قرار است روزی از مرز افغانستان عبور کنند.
دفتر فریبا یک اتاق کم عرض با سبدهای کوچک پلاستیکی حاوی قروت که کنار هم و به صورت منظم چیده شده است. در گوشه همین فضای کوچک دو زن در حال ساختن گلولههای قروت است.
زهرا سلطانی[نام مستعار] از همکاران فریبا میگوید، از روزی که همکاری خودش با این شرکت را شروع کرده از محصولات حیوانی خود درآمد دارد. «هر روز ما بیش از سه صد افغانی بابت فروش محصولات خود میگیریم که این موضوع از لحاظ اقتصادی ما را بسیار کمک میکنه، حالا بر خلاف گذشته مالداری به یکی از منابع عایداتی ما تبدیل شده، اما قبلا فقط زحمت مالداری ره میکشیدیم و مفاد چندانی گرفته نمیتوانستیم.»
یا نجیبه حسنزاده که یکی دیگر از اعضای گروپ تولیدی شرکت روزنه سعادت است، از زمانیکه با این شرکت کار میکند روز به روز زندگیش بهتر شده است. «پولی که از طریق فروش محصولات خود میگیریم یک بخش از مصارف زندگی ما را تامین میکنه.»

