رسانهی رخشانه
وقتی درد زایمان عزیزگلِ* ۳۶ ساله شروع شد، خانوادهاش ساعتها دنبال موتر گشتند تا او را به یک مرکز صحی برسانند، اما موفق نشدند. سرانجام او را سوار بر یک الاغ کردند و با سه ساعت سفر به نزدیکترین کلینیک رساندند.
پایان این سفر اما برای عزیزگل، آخر خط و برای خانوادهاش غمانگیز بود. او در طول مسیر دچار خونریزی شدید شد. کارکنان صحی گفتند رحم او پاره شده است.
گلاندام*، ۴۷ ساله و خواهر عزیزگل، میگوید، این اتفاق برای خواهرش در اوایل ماه جوزای امسال افتاده است: «از کلینیک جوابمان کردند. بسیار به مشکل یک موتر پیدا کردیم و یک ساعت راه آمدیم تا به شفاخانه رسیدیم. وقتی داخل رفتیم، داکترها گفتند مادر نیم ساعت پیش جان باخته و نوزاد هم زنده نیست. طفل را مرده از شکمش کشیدند.»
در این گزارش، رسانهی رخشانه با مادران، خانوادهها و کارکنان صحی در ولایتهای مختلف افغانستان گفتوگو کرده است. روایتهای آنان به این الگوی مشترک میرسد که امکان دسترسی بهموقع زنان باردار به خدمات صحی تقریبا از بین رفته است.
دفتر هماهنگکنندهی کمکهای بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان (اوچا) گفته است که میزان مرگومیر مادران در افغانستان حدود ۶۰۰ مورد مرگ در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. به گفتهی این سازمان، محدودیتهای طالبان دسترسی مادران و نوزادان به خدمات حیاتی و نجاتبخش را محدود کرده است.
«ساعت ۱۲ شب بود. در جریان عملیات از کمر به پایین بیحس بودم، اما هوش داشتم و کمکم صداهای اطرافم را میشنیدم؛ قابلههایی که بالای سرم بودند و دو نفری که عملیاتم میکردند، یکی از این قابلهها به دیگری میگفت، غلط کردی (اشتباه شده)، به این طرف برش بزن.»
این گفتههای معصومه* ۲۴ ساله است که در ۲۸ سنبلهی امسال برای تولد دومین فرزندش از قریهی «کولدره» ولسوالی یفتل به شفاخانه ولایتی فیضآباد بدخشان آمده بود. او میگوید، به سختی عمل جراحی را پشت سرگذاشت، اما کودکش زنده نماند. «خدا این درد را نشان ندهد.»
دلیل پزشکی مرگ نوزاد او فشردهشدن بند ناف دور گردن جنین عنوان شده است. اما خود معصومه باور دارد که تأخیر در انجام سزارین باعث مرگ کودکش شده است. «پنج روز درد کشیدم، هم عملیات شدم و هم در آخر طفلم را از دست دادم.»
معصومه خودش را در وضعیتی به شفاخانه رساند که کیسه آب جنینش پاره شده بود. وقتی ساعت ۱۰ شب به شفاخانه رسید، هرکدام از قابلهها را که برای کمک صدا میزد، جواب میشنید که متخصص در اتاق عملیات است. معصومه برای عملیاتی که فوری بود، باید صبر میکرد تا هشت زن دیگر قبل از او عملیات شوند. «در همین حالت من از شدت درد میمردم و منتظر متخصص بودم.»
معصومه وقتی به شفاخانه رسید، هنوز قلب کودکش میتپید. «وقتی معاینه کردند، گفتند قلب جنین میتپد.»
معصومه یک دختر دو ساله دارد و جنینی که از دست داد، پسر بود.
معصومه از آن شب به دشواری یاد میکند. او میگوید اتاقهای شفاخانه پر از مریضان ولادی بود و در بسترهایی که باید یک مریض در آنها میبود، به دلیل کمبود بستر و افزایش بیماران، هر کدام سه تا چهار مریض خوابیده بودند. او میافزاید حتی در دهلیز بیمارانی بود که چون داخل اتاقها جایی نداشتند، در دهلیز از درد به خود میپیچیدند.
آن شب، معصومه شاهد بود که یک مادر دیگر نیز به دلیل تاخیر در رسیدگی، کودک خود را مثل او از دست داد.
کریمه* ۲۳ ساله، برای تولد سومین فرزندش از قریهی «سنگلج» ولسوالی زیباک بدخشان به فیضآباد آمده است. کریمه میگوید، چهار روز میشود که در این شفاخانه بستر است و درد دارد. اما هنوز نوبت عملیات برایش نرسیده است. «گفتند طفلت به قدم است و ضربان قلبش هم بسیار ضعیف است، باید عملیات شوی. اما چون متخصصها مصروف هستند و بیشتر وقت را به واسطهدارها میدهند و آنها را عملیات میکنند، ما را کسی نمیپرسد چی حال داریم.»
شهر فیضآباد، مرکز ولایت بدخشان یک شفاخانه مرکزی دولتی دارد. جایی که چشم امید یک ولایت است. به شمول ساکنان شهر فیضآباد، بیماران از بیشتر ولسوالیهای این ولایت، بهویژه مادران باردار، خودشان را به آنجا میرسانند.
شفاخانهی ولایتی فیضآباد ۱۲۰ بستر دارد.
به گفتهی یک منبع در این شفاخانه، شمار مجموعی پرسونل این مرکز پیش از این ۱۹۶ نفر بود، اما اکنون این رقم به ۱۶۸ نفر کاهش یافته است. این شفاخانه روزانه بیش از ۸۰۰ مریض سرپایی را میپذیرد و حدود ۶۰ تا ۷۰ مریض نیز در بخشهای مختلف آن بستری میشوند.
خدمات صحی این مرکز در بخشهای جراحی، اطفال، داخلهی عمومی و نسایی ولادی ارائه میشود.
مراجعه به شفاخانههای خصوصی یک راه حل دیگر برای بیماران است. اما برای بسیاری از ساکنان فقیر بدخشان رفتن به شفاخانههای خصوصی ممکن نیست.
کریمه، مادر دو دختر پنج و سه ساله است. او میگوید دخترانش را نزد خانم کاکایش گذاشته و برای زایمان به فیضآباد آمده است و در طول این چهار روز هیچ اطلاعی از وضعیت آنها ندارد.
سه ساعت انتظار در دهلیز، با خونریزی
بیبیگل، ۴۵ ساله، مادر مروه* ۲۶ ساله است. او میگوید دخترش نزدیک به یک ماه میشود که جنین چهارماههاش را بهدلیل خونریزی زیاد و کمبود داکتر زن از دست داده است. «وقتی رسیدیم به شفاخانه، جز مریضهای بیشمار در صف، نه قابلهای بود و نه متخصص. قابلهها در اتاق عملیات بودند و هیچ متخصصی هم نبود.»
او میگوید با وجود خونریزی شدید و حالت بد دخترش، یکی از نرسها از آنان خواسته بود منتظر بمانند. «دخترم در دهلیز شفاخانه از درد و خونریزی زیاد ضعف کرد و افتاد. چون دیدم کسی نیست، به شوهرش گفتم که ببریم شفاخانهی شخصی، چون اینجا کسی نیست و دخترم میمیرد.»
به گفتهی بیبیگل*، آنان از ساعت شش صبح تا حدود ساعت نه در شفاخانهی دولتی منتظر ماندند، اما در این مدت کسی برای معاینهی دخترش حاضر نشد. پس از انتقال دخترش به یک شفاخانهی خصوصی، متخصص به آنان گفته بود که برای نجات کودک دیر شده است. «وقتی معاینه کرد، گفت دیر آمدید. طفل کاملاً از بین رفته و دخترم هم نزدیک بود از بین برود.»
تجربهی کریمه و مروه تنها نمونهای از مشکلات زنان مراجعهکننده به شفاخانهی ولایتی فیضآباد نیست. عالیه* ۲۱ ساله و ساکن ناحیه پنجم شهر فیضآباد، ۱۵ روز پیش زمانی به شفاخانه ولایتی این شهر مراجعه کرد که متوجه شد حرکت کودک در شکمش متوقف شده است. او تازه ماه هشتم بارداریاش را تکمیل کرده بود.
عالیه میگوید حدود ساعت شش شام به شفاخانه رسید. تنها یک قابله در اتاق پذیرش و چند رضاکار کارآموز حضور داشتند. افرادی که به گفتهی عالیه، تجربه کافی برای رسیدگی به بیماران نداشتند. او میگوید یکی از رضاکاران چندین بار فشار خونش را اندازه گرفت، اما نتوانست عدد آن را تشخیص دهد.
این در حالی است که طالبان در کنار ممنوعیت عمومی آموزش برای زنان، موسسه تحصیلی آموزشی صحی را هم بر روی دختران در افغانستان بستهاند.
عالیه* بیش از سه ساعت منتظر ماند تا یک متخصص را ببیند، اما کسی پیدا نشد او را معاینه کند. او به شفاخانه خصوصی رفت و آن جا عملیات شد. «در شفاخانه دولتی پایوازهایی هم بودند که به پای قابلههای رضاکار میافتادند تا مریضشان را ببینند. وضعیت شفاخانه دولتی بهشدت خراب است.»
این نخستین تجربه عالیه از شفاخانهی ولایتی فیضآباد نیست. او میگوید، قبلا وضعیت چنین نبود. به گفته او، حتی امکانات ابتدایی مانند «یک پلستر زخم، بنداژ و گاز پت» نیز در شفاخانه پیدا نمیشود و بیمارداران باید خودشان خریداری کنند.
عالیه که خودش فارغالتحصیل رشته قابلگی است و بعد از تولد اولین فرزندش دیگر نتوانسته کار کند، میگوید، آنچه دیده غیرقابلباور بوده است.
ثنا کریمی* یکی از قابلههای شفاخانه ولایتی فیضآباد، میگوید، مشکلات فراتر از توان آنان است. «ما تمام تلاشمان را برای رسیدگی به مریضها میکنیم، اما مشکل اساسی از بالاها است.»
ثنا که بیش از هفت سال است به عنوان قابله در این شفاخانه کار میکند، میگوید این نخستین سالی است که به گفتهی او، خدمات شفاخانه تا این اندازه ناکافی شده است. او میافزاید در بخش نسایی ولادی شمار بیماران بسیار زیاد است. روزانه به ۷۰ تا ۸۰ و در مواردی به ۱۰۰ نفر هم میرسد، در حالی که این بخش با کمبود متخصص و قابله مواجه است. «چون مریض زیاد است و رسیدگی نمیشود. باور کنید شبهایی که نوکری (مسوول شیفت) باشیم، تا خود صبح با یک متخصص و ۵۰ تا ۶۰ مریض بیدار هستیم. گاهی شده که در یک شب ۱۰ تا ۱۲ عملیات داشتیم و حتی ۱۵ دقیقه هم نمیتوانیم بخوابیم.»
ریشه مشکلات در شفاخانه ولایتی فیضآباد؟
یک داکتر در شفاخانهی ولایتی فیضآباد که به دلیل نگرانیهای امنیتی نخواست نامش در گزارش ذکر شود، گفته است که فساد و ناتوانی در مدیریت شفاخانه که اکنون زیر نظر طالبان است این وضعیت را خلق کرده است.
به گفتهی این داکتر، مدیریت خدمات شفاخانهی ولایتی فیضآباد از سال ۲۰۰۹ تا حدود یک سال پیش در اختیار مؤسسهی صحی آغاخان بود و پس از آن، مدیریت شفاخانه به مؤسسه داخلی سپرده شده است.
به دلیل اینکه رسانهی رخشانه نتوانست با این موسسه صحبت کند، نام آن در این گزارش نیامده است.
این داکتر مدعی است که این مؤسسه «با چندین تن از بزرگان امارت شریک است و حمایت میشود.»
این داکتر میگوید، که بودجه اختصاصیافته به شفاخانه از ماه مارچ تا دسامبر ۲۰۲۶ حدود ۱۵ لک دالر است، اما بخشی از این پول به جای بهبود خدمات صحی، حیف و میل میشود.
او همچنین میگوید شماری از متخصصان و کارمندان باتجربهی شفاخانه در ماههای اخیر به دلیل مشکلات مدیریتی و مالی از وظایفشان استعفا دادهاند. شفاخانه اکنون با کمبود جدی نیروی مسلکی مواجه است و حدود ۸۰ درصد نسخههای بیماران از بازار تهیه میشود.
به گفتهی این منبع، یک متخصص داخله عمومی، یک متخصص نساییولادی، مدیر قابلهها، مسوول فیزیوتراپی، لابراتوار، چند نرس باسابقه و همچنین تعدادی از کارمندان خدماتی از جمله گارد و کلینرها، از جمله افرادی هستند که استعفا کردهاند.
این منبع میگوید، تا یک سال پیش، چهار متخصص زن نساییولادی در شفاخانه کار میکردند. اکنون دو متخصص زن نساییولادی و ۱۱ قابله فعالیت دارند. در شیفت شب معمولاً یک متخصص نساییولادی، سه قابله رسمی و چند قابله رضاکار حضور دارند.
او در بخش دیگری از صحبتهایش میگوید تجهیزات پزشکی موجود نیز بهطور جدی آسیب دیدهاند. بسیاری از تجهیزات از دوره فعالیت مؤسسه آغاخان باقی مانده و از زمان واگذاری مدیریت شفاخانه، تجهیزات جدید قابل توجهی خریداری نشده است.
او میگوید حدود ۹۰ درصد تجهیزات موجود با وجود بودجهی کافی، به دلیل بیتوجهی به مرور از کار افتادهاند. این داکتر مشخصاً به تجهیزات اکسیژن اشاره میکند. دستگاههایی که ارزش آنها حدود ۲۰۰ هزار دالر است، حدود شش ماه است که بررسی فنی نشدهاند. او همچنین میگوید ستهای عملیات قابل استفاده نیست، ماشینهای انستزی (دستگاه بیهوشی) دستگاههای تعقیم خراب شدهاند و هنوز ترمیم نشدهاند.
به گفتهی این داکتر، کمبود تجهیزات و متخصصان باعث شده شماری از بیماران وخیم برای دریافت خدمات، توسط آمبولانس به ولایت قندوز فرستاده شوند.
فیضآباد، مرکز ولایت بدخشان، تا قندوز بیش از ۲۰۰ کیلومتر فاصله دارد و پیمودن این مسیر با موتر معمولاً حدود چهار تا پنج ساعت زمان میبرد. «خیلی دردآور است. یک متخصص نساییولادی تا صبح بیدار است و تعداد زیادی از مریضان وخیم نسبت به نبود امکانات به کندز ریفر میشوند.»
به گفتهی این داکتر، در یک سال گذشته موارد مرگومیر مادران و نوزادان، سوءتغذیه و همچنین سقط جنین در ولایت بدخشان افزایش یافته است. او دلیل این افزایش را کمبود امکانات و ارائه خدمات صحی با کیفیت پایین در مراکز صحی این ولایت میداند.
با این حال، به گفتهی او، به دلیل استعفای تمامی کارکنان بخش سیستم معلومات مدیریت صحی (HMIS)، در حال حاضر آمار دقیق و بهروز درباره مرگومیر مادران و نوزادان و موارد سقط جنین در دسترس نیست.
رسانهی رخشانه موفق نشد با مسوولان این شفاخانه صحبت کند.
درد فراگیر
حاکمیت طالبان از یک طرف و از سوی دیگر، تعلیق کمکهای امریکا، وضعیت خدمات صحی در افغانستان را به شدت آسیب زده است.
تا پایان سال ۲۰۲۵، به دلیل کمبود بودجه ۴۴۵ مرکز صحی در سراسر افغانستان بسته یا فعالیتشان متوقف شده و سازمان جهانی صحت گزارش داده است که از جنوری ۲۰۲۶ نیز حدود ۱۵۰ مرکز دیگر به همین دلیل بسته یا فعالیت آنها متوقف شدهاند.
مؤسسهی Refugees International در گزارشی در سال جاری میلادی با بررسی دادههای بیش از ۳۲۰ مرکز صحی در شش ولایت افغانستان، دریافت که مرگومیر مادران در شفاخانههای هرات در شش ماه نخست ۲۰۲۶ نزدیک به پنج برابر سال ۲۰۲۵ رسیده، مرگومیر نوزادان در شش شفاخانهی ولسوالی ننگرهار در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۶۰ درصد نسبت به سال ۲۰۲۴ افزایش یافته و بیش از دو سوم قابلهها پس از قطع کمکهای امریکا کارشان را از دست دادهاند.
فریبا رحیمی، قابلهی همان کلینیکی که عزیزگل به آنجا رسانده شد، به رسانهی رخشانه میگوید: «وقتی بیمار را آوردند، نیمههوشیار بود و خون زیادی از دست داده بود. رحمش پاره شده بود. در مرکز ما فقط ولادتهای نورمال انجام میشود، متخصص و تجهیزات مورد نیاز را نداشتیم. واقعاً از دست ما کاری ساخته نبود.»
در این کلینیک یک قابله، یک نرس و یک فارمسست کار میکنند. در حالی که پیش از قطع کمکها، شمار کارکنان شش نفر بود. با کاهش بودجه، تعداد کارکنان به سه نفر کاهش یافته و متخصص کلینیک نیز مهاجرت کرده است.
قربانیان و منابعی که از سرپل در این گزارش با آن صحبت شده میگویند، درد کمبود خدمات صحی بهویژه برای زنان باردار همهجا فراگیر است.
حوالی ساعت ۴ بعد از ظهر ماه اسد، کوثر* ۳۳ ساله، از ولسوالی کوهستانات ولایت سرپل برای تولد فرزند چهارمش به شفاخانه ولایتی این ولایت مراجعه کرد. اما به دلیل نبود داکتر متخصص در شفاخانه، طفلش را از دست داد.
به گفتهی کوثر، وقتی او در حالت اورژانسی به شفاخانه رسید، هیچ متخصصی نبود. آنها مجبور شدند به یک کلینیک شخصی در جوزجان بروند. اما خیلی دیر: «نه ماه زحمت بارداری را کشیدم، ولی به خاطر بیتوجهی این مردم، طفلم را از دست دادم.»
در همینحال، یک کارمند صحی در شفاخانه ولایتی سرپل، که به دلیل نگرانیهای امنیتی نخواست هویتش در گزارش ذکر شود، میگوید که شب شنبه، ۲۶ سپتامبر، یک زن جوان حدود ۲۴ ساله به دلیل عدم دسترسی به خدمات صحی در این شفاخانه جان خود را از دست داده است.
به گفتهی این کارمند صحی، او حدود سه ماه باردار بوده و جنینش ۱۰ روز پیش از مراجعه به شفاخانه سقط شده بود. «زن بسیار با وضعیت وخیم به شفاخانه رسید، خونریزی داشت و هیچ داکتر متخصص نسایی هم در آن زمان در شفاخانه نبود. به داکتر از طرف شفاخانه زنگ زده شد تا داکتر به شفاخانه رسید، زن بسیار خون از دست داده بود. متأسفانه قلبش ضعیف شده و تحت انستیزی فوت کرد.»
او گفته است: «زن بیچاره جوان بود و سر طفل دومش این قسم فوت کرده. اگر داکتر متخصص در آن زمان در شفاخانه حضور میداشت و بیمار زودتر تحت درمان قرار میگرفت، احتمال زنده ماندنش وجود داشت.»
در شفاخانهی ولایتی سرپل تنها دو داکتر متخصص در بخش نسایی و ولادی وجود دارد. به گفته منبع، داکتران بعد از ساعت ۱۲ چاشت و در جریان شب در شفاخانه حضور ندارند.
ریشه این وضعیت به هرچه باز گردد، قربانی آن زنان افغانستان هستند.
مثل عزیزگل که در یک منطقه دورافتاده در شمال افغانستان زندگی میکرد. او مادر چهار فرزند بود و این پنجمین بارداری و ولادتش بود. «عزیزگل در زمان بارداریاش یکبار هم نشد پیش قابله برود. ضعیف و لاغر شده بود و مدام از دردهای زیر شکمی ناله میکرد. حالش خوب نبود، ولی از روزگار بد پیش داکتر هم رفته نتوانست.»
یادداشت*: نامها در این گزارش مستعار آمده است.

