رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

«از شوخی‌ام پشیمان شدم»؛ روز جهانی دختر و روایت خانواده‌هایی که آینده‌ی دختران‌شان را در میان محدودیت‌ها گم کرده‌اند

۱۹ میزان ۱۴۰۵
«از شوخی‌ام پشیمان شدم»؛ روز جهانی دختر و روایت خانواده‌هایی که آینده‌ی دختران‌شان را در میان محدودیت‌ها گم کرده‌اند

عکس: رسانه‌ی رخشانه

زحل آزاد

علی محض شوخی به دختر ۱۴ ساله‌اش گفت: «امسال فارغ می‌شوی.» اشک در چشمان دخترش حلقه زد. او که صنف ششم است، تلخی این شوخی را تاب نیاورد و سرش را پایین انداخت و گفت: «بله پدر، فارغ می‌شوم.». از اتاق بیرون رفت.

در شرایط عادی، فراغت از صنف شش سزاوار تجلیل است. اما نه برای یک دانش‌آموز دختر در افغانستان. خانواده‌های دختردار می‌دانند این شوخی ممکن است به واقعیت تبدیل شود. علی می‌گوید: «بلافاصله از شوخی‌ام پشیمان شدم.»

علی*، ۳۹ ساله، پدری است که دخترش امسال صنف ششم مکتب است. مقطعی که می‌تواند پایان راه آموزش دختران در افغانستان باشد. او اما نمی‌خواهد شوخی‌اش به واقعیت تبدیل شود. می‌گوید تلاش کرده دخترش را طوری بزرگ کند که با وجود محدودیت‌ها، از آرزوهایش دست نکشد و باور داشته باشد که صنف شش پایان راه آموزش او نیست.

حدود سه ماه پس از آن‌که طالبان قدرت را در افغانستان به دست گرفتند، با یک دستور، دختران دانش‌آموز بالاتر از صنف شش را خانه‌نشین کردند. پنج سال گذشته است و این ممنوعیت برقرار است.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

«هرگز تسلیم نشوید»؛ پیام نخستین دختر سوارکار افغانستان

نهاد «رواداری» نشستی به هدف همبستگی با زنان افغانستان و نه گفتن به عادی‌سازی سرکوب زنان توسط طالبان برگزار کرد

روز جهانی دختر، که هر سال یازدهم اکتبر برگزار می‌شود، در سال ۲۰۱۱ با قطعنامه‌ی ۶۶/۱۷۰ مجمع عمومی سازمان ملل نام‌گذاری شد.  شعار امسال آن «پایان‌دادن به ازدواج کودکان و سرمایه‌گذاری بر حقوق دختران» است.  داده‌های یونیسف نشان می‌دهد حدود ۶۵۰ میلیون زن زنده در جهان پیش از ۱۸ سالگی ازدواج کرده‌اند و هر سال حدود ۱۲ میلیون دختر پیش از بلوغ به ازدواج درمی‌آیند.

در آستانه‌ی این روز، تجربه‌ی علی یک نگرانی همگانی در افغانستان است.  نگرانی از آینده‌ی دختران، و این پرسش که این نگرانی چگونه تصمیم خانواده‌ها را تغییر می‌دهد. گفت‌وگوهای رسانه‌ی رخشانه با این خانواده‌ها، پاسخ‌های متفاوتی را نشان می‌دهد. 

یونیسف در اگست ۲۰۲۶ اعلام کرد بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان در پنج سال گذشته از آموزش متوسطه محروم شده‌اند و افغانستان همچنان تنها کشور جهان است که آموزش متوسطه و عالی عملاً به روی دختران و زنان بسته است. کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف، گفته است: «پنج سال در تاریخ یک کشور کوتاه است، اما در زندگی یک دختر، دوره‌ی سرنوشت‌ساز است.»

علی از صنف‌های پایین، دخترش را به کورس زبان انگلیسی فرستاده است تا اگر روزی آموزش حضوری برای او به پایان برسد، بتواند از فرصت‌های آموزشی آنلاین استفاده کند. می‌گوید: «هر باری که دخترم ناامید شده، دلداری‌اش داده‌ام و تشویقش کرده‌ام که فقط به درس‌هایش فکر کند. از پوشاک خود و پسرانم زده‌ام تا او را به بهترین کورس‌ها بفرستم. سه سال است که در کنار درس مکتب، زبان انگلیسی می‌خواند. مطمئنم توانایی دنبال‌کردن صنف‌های آنلاین نهادهای آموزشی خارجی و استفاده از فرصت‌های تحصیلی بیرون از افغانستان را پیدا کرده است.»

اما برای نگین* ۱۴ ساله، دختر علی، تلاش‌های پدرش هنوز نمی‌تواند نگرانی از آینده را کاملاً از بین ببرد. او می‌خواهد داکتر شود. می‌گوید: «آرزوهای زیادی دارم و می‌ترسم یک روز برسد که نتوانم به آن‌ها برسم. پدر و مادرم خیلی تلاش می‌کنند تا احساس نکنم محدودیت‌ها مانع رسیدن به خواسته‌هایم می‌شوند، اما ما در جغرافیایی زندگی می‌کنیم که میلیون‌ها دختر به‌خاطر جنسیت‌شان مجبور شده‌اند از اهداف‌شان دست بکشند.»

فرخ*، مادر ۵۴ ساله، هر روز صبح دلواپسی‌هایش را با دو پسر ۱۰ و ۱۴ ساله‌اش قسمت می‌کند. از آن‌ها می‌خواهد خواهرشان را در مغازه‌ی لباس‌فروشی تنها نگذارند. حالا یکی پیش از چاشت و دیگری پس از چاشت، کنار خواهرشان می‌ماند تا او ناچار نشود کاری را که دوست دارد، رها کند.

او می‌گوید: «دخترم فقط یک هفته خانه‌نشین شده بود. دو سال پیش، طالب‌ها به دکانش رفتند و گفتند، محرم نداری، دکانت را بسته کن. اوقدر افسرده و زار شده بود که گویی سال‌هاست زندانی است. همیشه بیرون کار کرده. نمی‌تانه از کار کردن دست بکشه و مه هم دیده نمی‌تانم که پیش چشمم از بین بره.»

به گفته‌ی فرخ، پیش از حاکمیت طالبان، با وجود دشواری‌های زندگی، فرزندانش دست‌کم می‌توانستند کارهایی را که دوست داشتند انجام بدهند. حالا اما پسرانش را برخلاف میل‌شان نوبتی به دکان می‌فرستد تا خواهرشان تنها نماند. می‌گوید: «طفل است دیگر. در دکان خسته می‌شود و هر روز بهانه می‌آورد که با خواهرش نرود. صبح‌ها خانه‌ی ما یک حالی است که نپرس. گریه و دعوا. اما چی کنم؟ چاره‌ای نیست. اگر دخترم کار نکند، زندگی خود ما هم نمی‌چرخد. پدرش بیکار است، من هم که سواد ندارم و چیزی از دستم ساخته نیست.»

سیمین* ۲۶ ساله، دختر فرخ است. او بیش از هشت سال است که در کابل به‌عنوان فروشنده کار می‌کند و در تأمین مخارج خانواده‌اش سهم بزرگی دارد. سال اول دانشگاه بود که از ادامه‌ی تحصیل محروم شد، اما کارش را ادامه داد و همچنان بخشی از بار زندگی خانواده را به دوش کشید.

سیمین می‌گوید: «اگر کار نکنم، دیگر واقعاً زندگی برایم معنا ندارد. همین کار کردن است که در این پنج سال به زندگی‌ام ارزش داده. آرزوهای زیادی داشتم و برای آینده‌ام برنامه‌های زیادی ساخته بودم، اما همه از من گرفته شد. حالا همین مغازه تنها دل‌خوشی من است.»

سیمین افزود: «از طرف دیگر، اگر کار نکنم، خرج خانه از کجا شود؟ مکتب برادرهایم چه می‌شود؟ اگر من کار نکنم، این دو مجبور می‌شوند درس را ترک کنند یا دست‌فروشی کنند. دیگر چه کاری برای مردم مانده است؟»

نگرانی از آینده‌ی دختران، حرف مشترک خیلی از خانواده‌هاست. اما برای بعضی از پدر و مادرها، دیگر فقط دغدغه‌ درس و کار نیست. آن‌ها می‌گویند وقتی همه‌ی راه‌ها به روی دختران‌شان بسته شده، به ازدواج به عنوان تنها راه نجات فکر می‌کنند.

فرخنده* ۶۳ ساله، می‌گوید: «پارسال دختر کلانم را شوهر دادم و امسال هم یکی دیگرش را نامزد کردم. دومی اصلاً دلش نبود، ولی چاره چی است؟ تا سر کوچه برای خرید سودا می‌روند، در دلم صد رقم گپ می‌گردد و نگران می‌شوم که اتفاق بدی برایشان نیفتد.»

او که صاحب پنج فرزند دختر است، می‌گوید دلش می‌خواهد همه‌ی آن‌ها به تحصیل ادامه بدهند و زندگی‌ای را بسازند که خودشان می‌خواهند، اما اکنون آینده‌ای را که برای آن‌ها تصور می‌کرد، دور از دسترس می‌بیند. «دختر دومی‌ام تا صنف نهم درس خوانده، اما پنج سال می‌شود که مکتب نمی‌رود و در خانه مهره‌دوزی می‌کند. سه ماه پیش خواستگار آمد و جواب مثبت دادیم، اما خودش تا هنوز می‌گوید که عروسی نمی‌کند.»

شعار امسال روز جهانی دختر دقیقاً همین  است. یعنی پایان‌دادن به ازدواج کودکان؛ یونیسف می‌گوید مکتب فراتر از آموزش است. این کار به دختر صدا و توانایی رسیدن به ظرفیت کاملش را می‌دهد.

عادله*، ۳۴ ساله و مادر یک دختر، می‌گوید پیش‌تر امید داشت دخترش با تمام کردن مکتب، به دانشگاه برود و به آرزوهایش برسد. اما حالا، با وضعیت نامعلوم کشور و دست خالی خانواده برای فرستادن او به کلاس‌های آموزشی یا تحصیل در خارج، دیگر نمی‌داند چطور می‌تواند به آینده دخترش دلخوش باشد. «دخترم خیلی خوش دارد درس‌هایش ادامه پیدا کند. چند ماه در یکی از مکتب‌های آنلاین درس خواند، اما تلفن و اینترنت نداشت که درس‌ها را دنبال کند. تقریباً یک سال می‌شود که در خانه است و تنها برای درس‌های دینی به مسجد می‌رود.»

فاطمه*، ۱۶ ساله و دختر عادله، می‌گوید بیش از هر چیز نگران است که نتواند به تحصیل و هدف‌هایش برسد و فرصت‌هایی را که می‌توانند آینده‌اش را بسازند، از دست بدهد. می‌گوید: «اگر هیچ محدودیتی وجود نمی‌داشت، پنج سال بعد در دانشگاه درس می‌خواندم یا وظیفه‌ی خوبی داشتم و برای ساختن آینده‌ی خودم و خانواده‌ام تلاش می‌کردم.»

فاطمه می‌گوید ادامه‌دادن درس و رسیدن به آرزوهایش دشوار شده است. او آرزو دارد تحصیل کند. به گفته‌ی عادله، دخترش آرزو دارد داکتر شود، اما در شرایط کنونی راهی برای رسیدن به این هدف نمی‌بیند. او می‌گوید دخترش هر روز کتاب‌های مکتبش را باز می‌کند، به‌تنهایی درس می‌خواند و تمرین حل می‌کند، اما این تلاش‌ها، در نبود چشم‌اندازی روشن برای ادامه‌ی تحصیل، با ناامیدی همراه است.

عادله می‌گوید: «روزانه کتاب‌های مکتبش را باز می‌کند، پیش خودش درس می‌خواند و تمرین حل می‌کند. گاهی متوجه می‌شوم که آه سردی می‌کشد و کتاب‌هایش را جمع می‌کند. اگر بگویم دیدن این صحنه‌ها آزارم نمی‌دهد، دروغ گفته‌ام، اما خدا شاهد است که کاری از دست ما ساخته نیست. وقتی به آینده‌اش فکر می‌کنم، به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسم و کاملاً ناامید می‌شوم.»

روایت این خانواده‌ها، با وجود تفاوت در تصمیم‌ها و شرایط‌شان، از نگرانی مشترکی حکایت دارد: آینده‌ای نامعلوم برای دخترانی که می‌خواهند درس بخوانند، کار کنند و برای زندگی‌شان تصمیم بگیرند. در این میان، برخی خانواده‌ها هنوز در تلاش‌اند راهی برای ادامه‌ی آموزش دختران‌شان پیدا کنند و برخی دیگر، زیر فشار محدودیت‌ها و نگرانی از آینده، به تصمیم‌هایی تن داده‌اند که روزی تصور نمی‌کردند ناگزیر به گرفتن آن‌ها شوند.

علی، پدر نگین، این وضعیت را چنین خلاصه می‌کند: «دختر داشتن سخت است، آن‌هم وقتی در بدترین نقطه‌ی جهان و در بدترین مقطع زمانی قرار بگیری. مجبور به کارهایی شده‌ایم که اگر شرایط عادی بود، هرگز انجام نمی‌دادیم.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری