رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

«ایورخواهی»؛ رسمی که همچنان از زنان قربانی می‌گیرد

۱ عقرب ۱۴۰۵
«ایورخواهی»؛ رسمی که همچنان از زنان قربانی می‌گیرد

بی بی رقیه ( نام مستعار)/ عکس: رسانه‌ی رخشانه

زیبا بلخی

در گوشه‌ی حویلی کرایه‌ای در حاشیه‌ی مزارشریف، تنور روشن است. بی‌بی رقیه* ۳۴ ساله، نان مردم محل را می‌پزد. فرزندانش برای گرم کردن تنور از کوچه‌ها پلاستیک و کارتن جمع می‌کنند. درآمد روزانه‌اش تا ۲۰۰ افغانی است و بیشتر وعده‌های غذایی خودش و سه فرزندش نان خشک با آب یا چای است. سه ماه است کرایه‌ی خانه، که سه هزار افغانی در ماه است را نپرداخته است. هر روز ممکن است صاحب‌خانه اسباب‌شان را به کوچه بریزد.

این بهای پاسخ منفی است که رقیه شش سال پیش پس از مرگ شوهرش به ازدواج با برادر شوهرش داد.

ازدواج اجباری زن بیوه‌ با برادر شوهر  که در اصطلاح محلی افغانستان به آن «ایورخواهی» هم گفته می‌شود، رسمی قدیمی در افغانستان است.

دفتر یوناما و کمیساریای عالی حقوق بشر ملل متحد، در گزارشی در سال ۲۰۱۰ گفته است، این کار ابزاری است برای محروم کردن زن از میراث و نگه‌داشتن دارایی در خانواده‌ی شوهر.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

هزاره‌ها و طالبان: آیا پاکسازی قومی جریان دارد؟ (بخش پایانی)

توقف موتر‌های «تونس» در مسیر برچی و دردسر مضاعف زنان

فعالان حقوق زن نگران هستند، این رسم قدیمی که با آگاهی و استقلال مالی زنان رو به افول بود، پس از بازگشت طالبان و بسته شدن راه‌های کار زنان، دوباره بیشتر جان بگیرد. 

شوهر رقیه در سال ۱۳۹۸، دو سال پیش از بازگشت طالبان، بر اثر سرطان درگذشت. شش ماه بعد، خانواده‌ی شوهر خواستند با برادر شوهرش ازدواج کند: «تو ننگ و ناموس ما هستی، یک سایه بالای سرت باشد و مردم پشت سرت حرف نزنند.»

 رقیه نپذیرفت که پیامدش هم برای او محرومیت از میراث، تهدید به گرفتن فرزندان و بیرون کردن از خانه بود: «اولادهایم را گرفتم، رفتم خانه‌ی پدرم.»

از پدرشوهرش یک حویلی، دو دکان و یک باغ مانده بود. سهم شوهر متوفای رقیه از این دارایی‌ها، به گفته‌ی او، حدود چهارصد هزار افغانی می‌شد که اکنون در اختیار برادران شوهرش است.

رقیه می‌گوید، در خانه‌ی پدر هم روی خوش ندید و با پس‌انداز اندکش خانه کرایه‌ای گرفت. رقیه آرایشگر بود و تا ممنوعیت آرایشگاه‌های زنانه از همین راه زندگی‌اش می‌چرخید. مدتی پس از ممنوعیت، پنهانی در خانه کار کرد، تا کلانتر محل (وکیل گذر) برایش هشدار داد که دست از این کارش بکشد: «با خود فکر کردم اگر من را طالبان بگیرند، نه پول دارم خود را خلاص بکنم نه کسی را. مجبور شدم آرایشگری را رها کنم.»

تعطیلی اجباری آرایشگاه‌های زنانه در ماه اسد ۱۴۰۲ از سوی طالبان اعمال شد. به گزارش رویترز، برآوردهای صنفی نشان می‌دهد بیش از ۶۰ هزار زن شغل‌شان را از دست دادند و ۱۲ هزار آرایشگاه بسته شد.

رقیه پس از ممنوعیت آرایشگری، مدتی در خیابان لباس دست‌دوم فروخت. کاری که به گفته‌ی او با مزاحمت طالبان دوام نکرد: «سایه‌بان‌های ما را چپه می‌کردند، همراه موتر آب‌پاش سر ما آب می‌انداختند، تحقیر و توهین می‌کردند. وقتی نمی‌ماندیم سایه‌بان‌ها را دور بکنند، با قنداق تفنگ می‌زدند.»

 حالا نان‌پزی آخرین راه اوست. دو فرزند بزرگ‌ترش تا صنف سوم مکتب رفته و حالا مکتب را ترک کرده‌اند.

بر اساس شریعت، زنی که فرزند دارد، مستحق یک‌هشتم میراث شوهرش است. اما دو هفته پیش، وقتی رقیه بار دیگر برای گرفتن سهم خود و فرزندانش به خانواده‌ی شوهرش مراجعه کرد، با همان پاسخ روبه‌رو شد؛ یا با برادر شوهرش ازدواج کند و همسر دوم او شود، یا از میراث محروم بماند. خانواده شوهرش همچنین تهدید کردند که در صورت شکایت، فرزندانش را نیز از او خواهند گرفت.

رقیه تاکنون به هیچ نهادی شکایت نکرده است. او می‌گوید از ترس این‌که فرزندانش را از دست بدهد، از پی‌گیری رسمی حق خود منصرف شده است.

مارینا* ۲۸ ساله از بلخ نیز بر سر دوراهی این انتخاب است. شوهرش چهار سال پیش در حادثه‌ی ترافیکی کشته شد و خانواده‌ی شوهر شرط گذاشتند یا از فرزندان و میراث دست بردارد یا با برادر شوهرش ازدواج کند.

به او گفتند: «تو ناموس ما هستی. اگر بروی مردم ما را بی‌غیرت می‌گویند.»

برادر شوهر مارینا ۵۳ ساله است، ۲۵ سال بزرگ‌تر از او.  مارینا در گفت‌وگوی تلفونی با رسانه‌ی رخشانه می‌گوید چاره‌ای نداشته: «وقتی خانواده خودم پشتم نباشد، در این شرایط طالبانی من چه کرده می‌توانستم؟ اولادهایم را از پیشم می‌گرفتند، من دربه‌در تنها می‌ماندم.»

او باور دارد اگر طالبان در قدرت نبود، می‌توانست خانه‌ی شوهر را ترک کند و با فرزندانش زندگی مستقلی بسازد. حالا نزدیک دو سال از آن ازدواج می‌گذرد.

مارینا از شوهر دومش یک نوزاد شش ماهه دارد. او زندگی جدید خودش را پر از خشونت توصیف می‌کند. اما بیشتر زخم زبان مردم او را اذیت می‌کند. «همسایه‌ها و قوم‌وخویش پشت سرم می‌گویند، تو همراه ایورت عروسی کردی، چطور توانستی؟ رفیق‌های شوهرم هم سرش گپ می‌زنند او را می‌گویند که تو با زن برادرت عروسی کردی، برایش چشم داشتی حتمن باز او هم اعصاب خراب میشه و با من بدرفتاری می‌کند و سر گپ‌های حق و ناحق بهانه‌گیری کرده باز جنگ و جنجال می‌کند.»

تبسم مرادی، فعال حقوق زن، می‌گوید این رسم با آگاهی زنان از حقوق‌شان و استقلال مالی آنان کم‌کم رنگ می‌باخت: «زنان می‌توانستند بیرون از خانه کار بکنند، استقلال مالی داشته باشند و زندگی خود و فرزندان‌شان را پیش ببرند.»

به گفته‌ی او، پس از بازگشت طالبان و منع تحصیل و کار زنان، این رسم‌ها دوباره بیشتر شده‌اند، چون زنان از نظر مالی وابسته به مردان شده‌اند و «مجبور هستند به خاطر این‌که اولادهای‌شان گرسنه نمانند، تن به [چنین نوع]  ازدواج اجباری بدهند.»

یادداشت: نام‌های با این * نشان در گزارش مستعار آمده است.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری