رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

دیر رسید، اما برنده شد

۳ عقرب ۱۴۰۵
دیر رسید، اما برنده شد

راضیه/ عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

  زحل آزاد

راضیه با کودک دو ساله‌اش در بغل وارد محل مسابقه شد. ۲ ساعت دیر کرده بود و حدود ۲۰۰ نقاش را دید که به آرامی نقاشی می‌کردند. او خیلی تلاش کرد که به موقع برسد، اما قبل از رفتن به مسابقه باید کارهای خانه را انجام می‌داد و از مهمانان پذیرایی می‌کرد.

راضیه لوازم کارش را پهن و شروع به نقاشی کرد. روز بعد، نامش به‌عنوان نفر سوم مسابقه اعلام شد. نتیجه‌ای که راضیه را خوشحال و حتا غافلگیر کرد.

مسابقه نقاشی شمامه به ابتکار گالری هنری «ارگ»، به تاریخ ۱۵ میزان در کابل برگزار شد. بیش از ۲۰۰ دختر در این رقابت شرکت کردند.

به گفته‌ی برگزارکنندگان آن، ۱۶۰ نفر در بخش نقاشی زنده و شماری دیگر در بخش انتخاب آثار برتر. شرکت‌کنندگان بخش نقاشی زنده سه ساعت فرصت داشتند تا یک پرتره بکشند، در حالی که در بخش دوم، آثار هنری‌ای ارزیابی شد که دختران پیش‌تر خلق کرده بودند.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

«ایورخواهی»؛ رسمی که همچنان از زنان قربانی می‌گیرد

هزاره‌ها و طالبان: آیا پاکسازی قومی جریان دارد؟ (بخش پایانی)

میثم ذوالفقار، از برگزارکنندگان مسابقه می‌گوید این رقابت با هدف حمایت از دختران و زنان هنرمندی راه‌اندازی شده بود که با وجود توانایی و علاقه، فرصت کافی برای نمایش آثارشان ندارند.

به گفته‌ی او، ایده اولیه برگزاری مسابقه طراحی لباس بود، اما برگزارکنندگان تصمیم گرفتند کار را با نقاشی آغاز کنند و در آینده، برای حمایت از دیگر شاخه‌های هنری زنان نیز برنامه‌هایی برگزار کنند: «ما برنامه‌ریزی کردیم که هر کاری از دست ما برمی‌آید، برای این بانوان هنرمند انجام بدهیم، کسانی که هنر دارند، اما متأسفانه فرصت ندارند از هنرشان استفاده کنند و آن را به نمایش بگذارند.»

با این حال، شرایط موجود بر چگونگی برگزاری مسابقه نیز تأثیر گذاشت. به گفته ذوالفقار، برگزارکنندگان در بخش انتخاب آثار برتر تصمیم گرفتند نقاشی‌هایی را بپذیرند که چهره افراد در آن‌ها نمایش داده نشده باشد. در این بخش، آثار  به طبیعت محدود شد.

مسوولان در مورد این تصمیم چیزی نمی‌گویند، اما دلیل آن روشن است؛ طالبان کشیدن و نشر تصویر موجودات زنده را حرام می‌دانند. در ماده‌ی هفدهم قانون «امر به معروف و نهی از منکر» این گروه  که از اسد ۱۴۰۳ اجرا می‌شود،  نشر تصویر انسان و حیوان در رسانه‌ها ممنوع شده است.

 رحرو عمرزاد، مدیر مرکز هنرهای معاصر افغانستان گفته است، طالبان به تصویر کشیدن موجودات زنده و هنر فیگوراتیو در آثار هنری را نیز ممنوع کرده‌اند.

اما مسابقه با تمام کم و کاستی‌هایش با استقبال خوبی مواجه شد: «وقتی مسابقه را اعلام کردیم، استقبال چشم‌گیری شد و دختران زیادی به ما پیام دادند. روز مسابقه هم بعضی‌ها با مادران و بعضی دیگر با خواهران‌شان آمدند. شور و اشتیاق را در نگاه‌های مضطرب‌شان می‌شد دید. از همه جالب‌تر، حضور مادر جوانی با طفل خردسالش بود که برای شرکت در مسابقه آمده بود.»

شرکت در این مسابقه، برای راضیه تلاشی بود تا هنری را که شش سال برایش زحمت کشیده، زنده نگه دارد. او که پیش از آمدن طالبان در ۲۴ اسد ۱۴٠٠، کارهایش را در نمایشگاه‌های هنری به دید عموم می‌گذاشت، حالا مجبور است کنج خانه نقاشی کند.

به گفته‌ی او، جایی که باید هم‌زمان بار کارهای خانه و مسوولیت بزرگ‌کردن دو فرزندش را هم به دوش بکشد.

راضیه تا صنف یازدهم درس خوانده است. او ده سال پیش، در ۱۸ سالگی، زمانی که به گفته خودش برای ازدواج زود بود، تن به ازدواج داد: «وقتی به خواستگارم جواب مثبت دادند، نتوانستم مخالفت کنم، چون حق این کار را نداشتم. در فامیل ما، تصمیم‌ها را همیشه پدر، برادر و کاکاها می‌گرفتند. خیلی زود ازدواج کردم.»

راضیه رنج‌ها، محدودیت‌ها و محرومیت‌های دختران از آموزش را روی بوم می‌آورد/ عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

سال‌های پس از عروسی، در میان فشارهای زندگی مشترک، به دنبال راهی بود تا کاری برای خودش انجام دهد. نقاشی کم‌کم به دل‌گرمی او تبدیل شد. در نمایشگاه‌های هنری شرکت می‌کرد و رنج‌ها، محدودیت‌ها و محرومیت‌های دختران از آموزش را روی بوم می‌آورد.

 اما با سقوط کابل، فضای کار برای او و دیگر زنان هنرمند تنگ شد: «قبلاً درباره محدودیت زنان نقاشی می‌کردم، این‌که چرا دختران نمی‌توانند به مکتب بروند و چرا حق انتخاب ندارند. روزهایی که تازه طالبان آمده بود و تلاشی خانه به خانه می‌کردند، از ترس،  تابلوهای زیادی را آتش زدم و حالا بیشتر طبیعت و سیاه‌قلم کار می‌کنم.»

به گفته‌ی راضیه، تغییر موضوع نقاشی‌ها، رنج درون او را کم نکرده است. هنوز هم دلش می‌خواهد صدای زنان افغانستان باشد، اما وقتی جایی برای نمایش کارهایش نیست، انگیزه‌اش می‌میرد: «روز  مسابقه خانه ما مهمان بود و خدا خدا می‌کردم که آنها زودتر بروند تا مسابقه را از دست ندهم. از یک طرف دختر دوساله‌ام بدون من نمی‌ماند و گریه می‌کرد. آخر مجبور شدم او را هم با خودم ببرم. خیلی استرس داشتم. وقتی رسیدم، دیدم همه‌جا پر است و دختران نقاش کارهای خود را خیلی پیش برده بودند. هیچ امیدی به برنده شدن نداشتم.»

روز بعد، وقتی نام راضیه  به عنوان برنده اعلام شد و مقام گرفت، خودش هم باورش نمی‌شد. او مبلغ پول نقد و یک بسته لوازم نقاشی برنده شد. با خوشحالی می‌گوید: «خیلی تعجب کردم. با خودم گفتم در میان این همه شرکت‌کننده، من هم توانستم مقام بگیرم. فهمیدم با وجود دو فرزند و این همه مسوولیت خانه، باز هم می‌توانم به آرزوهایم نزدیک شوم.»

گرفتن جایزه و ارزش مادی آن یک طرف، اما برای راضیه دیدن دختران پرانگیزه‌ای که با وجود همه مشکلات به مسابقه آمده بودند، پاداش اصلی بود.

 برنامه‌هایی که به گفته‌ی او، جان تازه‌ای به روح ناامید زنان در شرایط امروزی افغانستان تزریق می‌کند. او پیش از این هم در یک مسابقه آنلاین که از سوی یک زن افغانستانی در امریکا برگزار شده بود، مقام اول را گرفته بود.

با این حال، آینده برای او هنوز تاریک و مبهم است. او آرزو دارد آثارش در نمایشگاه‌های بزرگ جهان دیده شود و راوی زنان افغانستان باشد: «می‌خواهم آن‌قدر نقاشی کنم که آثارم ماندگار شوند. می‌خواهم روزهایی را که زنان افغانستان می‌گذرانند، محدودیت‌ها و رنج‌های‌شان را به تصویر بکشم. چیزهایی را که با تمام وجودم حس می‌کنم.»

زهرا رهنورد، یکی دیگر از شرکت‌کنندگان این مسابقه، از برگزاری چنین رقابت‌هایی استقبال می‌کند و می‌گوید این برنامه‌ها به دختران هنرمند انگیزه می‌دهد تا برای رسیدن به هدف‌های‌شان تلاش کنند و امید خود را از دست ندهند. او صنف  هفتم  مکتب بود که مانند هزاران دختر دیگر از ادامه‌ی آموزش محروم شد. اما به خانه‌نشینی تن نداد و اکنون حدود چهار سال است که به‌طور جدی نقاشی می‌کند. زهرا سبک «رئالیسم» یا واقع‌گرایی را برای آثارش برگزیده است.

او می‌گوید نقاشی به او فرصت می‌دهد چیزهایی را که در زندگی واقعی دست‌نیافتنی به نظر می‌رسند، روی بوم خلق کند. زهرا بیشتر چهره‌ی انسان‌ها را می‌کشد و در آثارش می‌کوشد محدودیت‌های اجتماعی، اندوه و حسرت فرصت‌های ازدست‌رفته‌ی هم‌نسلانش را بازتاب دهد: «وقتی کسی به نقاشی من نگاه می‌کند، برایم خیلی مهم است که احساس درونی آن را لمس کند و پیام نهفته در اثر را بگیرد.»

زهرا در مسابقه‌ی شمامه تصمیم گرفت سبک تازه‌ای را امتحان کند. با وجود اضطراب و نگرانی، نقاشی را تا پایان ادامه داد و مقام دوم را به دست آورد. این موفقیت و تشویق خانواده و دوستانش، انگیزه‌ی او را برای ادامه‌ی نقاشی بیشتر کرد.

برای دخترانی مانند راضیه و زهرا، نقاشی فقط یک هنر نیست، راهی است برای بیان احساسات، نشان‌دادن توانایی‌ها و زنده نگه‌داشتن امید در روزگاری که فرصت‌های زیادی از آنان گرفته شده است. 

به گفته آنها، برگزاری چنین مسابقاتی شاید نتواند محرومیت آنان از آموزش و محدودیت‌های زندگی‌شان را تغییر دهد، اما فرصتی فراهم می‌کند تا دیده شوند، با هم رقابت کنند و به یاد بیاورند که هنوز آرزوهایی دارند که برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنند.

حرف آخر راضیه، پیام به دختران در افغانستان است: «هیچ‌وقت دست از تلاش برندارید. تا تلاش نکنید، چیزی تغییر نمی‌کند. شاید جایی یک نور امید باشد، مهم این است که تسلیم نشوید. این وضعیت سخت، امیدوارم برای همیشه نباشد.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری