رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

جنگ و فقر چگونه رویاهای کودکانه را می‌دزدد

زینب پیرزاد زینب پیرزاد
۲۳ جدی ۱۳۹۹

در میان انبوهی از آدم‌ها و در هیاهوی دست‌فروشان جاده‌ی تیمورشاهی کابل، شبیه بادی از کنارم رد می‌شود. تنها صدایی که مرا وادار می‌کند تا برگردم و ببینم، صدای آهنی است که با همان سرعت در زمین می‌خورد.

او با سرعت عجیبی از میان جمعیت عبور می‌کند. برای این که با او هم‌گام شوم، اندکی می‌دوم. او خلاف تصورم سرش را بر می‌گرداند و با لبخند شادی از من پذیرایی می‌کند. اسمش سمیه است. چشمان درشتی دارد و عالمی از معصومیت در آن‌ها برق می‌زند. بدن کوچک و لاغرش عین پرنده‌ها حرکت می‌کند، وقتی با او قدم می‌زنم گاهی کم می‌آورم. هر عابری با نگاه حقارت به او می‌نگرند؛ اما سمیه سرش گرم تٌند رفتن است. 

نوک انگشت‌های دستش از سرما کبود شده است. پیراهن رنگ و رو رفته‌ای به تن دارد که جسه‌ی ‌لاغر او میان آن گم شده است. کفشی پلاستیکی پاره بدون جوراب، پایش از سردی سرخ شده است. سمیه را ظاهرا اکثر دست‌فروشان شهر می‌شناسند؛ زیرا وقتی با او حرف می‌زنم، اطرافیان ما با پوزخند می‌گویند: ” او کارش همین است”. سرم دود می‌کند از این حرف‌ها که چقدر ما بی‌رحمیم و چقدر هر خشونت و فلاکتی تبدیل به عادتی شده که ما را منحرف می‌کند و هیچ درک و شناختی از نا بسامانی نداریم.

 در ازدحام و نامهربانی شهر و آدم‌ها ما دنبال جای امنی برای گفت‌وگو می‌گردیم تا از او بشنوم.

ماینی منفجر می‌شود و زندگی‌یی ویران

سمیه ۱۳ساله است. او در یکی از روزهای تابستان ۱۳۹۵ در شهر تالقان پای راستش را در انفجار ماینی از دست می‌دهد. وقتی به هوش می‌آید، تنها چیزی که دنیای کودکانه‌ی او را تار می‌کند؛ تلاش برای قدم زدن است که نمی‌تواند. او از آن روزها تنها همین خاطره‌ی تلخ را به یاد دارد. هرچند حالا “نان” دغدغه‌ی مهم‌تری برای او است تا پای کوچکش که به جای آن با لوله‌ی آهنی زنگ‌زده‌ای راه می‌رود. 

این مطالب هم توصیه می‌شود:

اوچا: ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان با سوءتغذیه حاد مواجه هستند

انفجار دو ماین قدیمی در هلمند جان یک کودک را گرفت

سمیه دختری در کابل

پای راست او پایین‌تر از زانو قطع می‌شود و انگشت‌های پای چپش در محل انفجار جا می‌ماند. این‌ها تنها هدیه‌ی جنگ برای کودکی او نیست؛ همان حادثه باعث می‌شود که او لکنت‌زبان نیز پیدا کند. 

سمیه تا صنف سوم در مکتب درس خوانده است. او بعد از انفجار ماینی که به احتمال زیاد در جنگ‌های داخلی دهه هفتاد در ولایت‌های شمالی افغانستان جاسازی شده بود، از دنیای کودکانه‌اش برای همیشه محروم می‌شود. 

سرگردانی در جاده‌ها برای لقمه‌ای نان 

وقتی سمیه کوچک بود، طالبان در روستای آن‌ها حمله می‌کند و پدر او کشته می‌شود. بعد از آن مادر او با کودکانش دست به گدایی می‌زنند. پای سمیه طعمه‌ی جنگ و فقر می‌شود. او هنگام خواستن خیرات در مرکز شهر بالای ماینی قرار می‌گیرد و بعد از آن با رنج مضاعف فقر و معلولیت به شهر کابل کوچ می‌کنند. 

حالا او با مادر و خواهر و برادرانش در یکی از خانه‌های کوه نوآباد  دهمزنگ کرایی زندگی می‌کنند. 

او روزانه با عصای آهنی‌اش یک ساعت راه می‌رود تا به مرکز شهر می‌رسد. مسیر راه برای او هیچ وقت خوشایند نیست او با متلک‌ها و نگاه‌های تمسخرآمیز عابران روبرو می‌شود. و آن‌جا برای چند افغانی پیش هر رهگذری دست دراز می‌کند. 

با صدای کودکانه ولی هیبت مسئولیت‌پذیرانه‌ای می‌گوید که صد تا ۲۰۰ افغانی به خانه می‌برد تا برای نان و کرایه خانه سهمی گرفته باشد. بهار سال گذشته یکی از برادران او که سرباز ارتش ملی بود در قندهار جان باخت. مرگ او فشار اقتصادی و روانی بیشتری برای آن‌ها آورد.

خیال‌پردازی گم شده

وقتی از او می‌پرسم چه رویایی دارد؟ چه را بیشتر دوست دارد؟ نگاه معصومانه‌ای می‌کند و با چشمانش می‌فهماند که این چیزها چیست؟ از پرسشم خجالت می‌کشم و نمی‌توانم بیشتر از این به چشمانش نگاه کنم.

او قربانی جنگ و فقری شده است که تمام رویاها، تصور و تجسم آرزوها را از او گرفته است. کودکی او با جنگ‌ها و خشونت‌ها خلط شده و او دیگر قادر به خیال‌پردازی نیست. گفتم دوست دارد که مکتب برود؟ دوباره نگاه کنجکاوانه‌ انداخت و سکوت کرد. 

اما او در هر صورتش کودک است وقتی از بازار به خانه بر می‌گردد، با خواهر کوچک‌ترش که مادرزادی معلول است، کارتونی “موش و پشک” می‌بینند. برای لحظه‌ای دوباره غرق دنیای کودکی‌شان می‌شوند. فراموش می‌کند که فردا دوباره باید نگاه‌های سنگین، سردی هوا و گاهی گرسنگی در خیابان‌ها را متحمل شود.

موضوعات: جنگفقرکودکان

بخوانید...

طالبان: حجاب زنان باید ضخیم، غیرزینتی و بدون عطر باشد
خبرها

طالبان: حجاب زنان باید ضخیم، غیرزینتی و بدون عطر باشد

۲۹ جوزا ۱۴۰۵
«تعهد گرفتند از خانه خارج نشوم»؛ روایت غنچه‌گل کریمی، ملکه‌ی زنبورداری افغانستان از دردسرهای طالبان
گزارش

«تعهد گرفتند از خانه خارج نشوم»؛ روایت غنچه‌گل کریمی، ملکه‌ی زنبورداری افغانستان از دردسرهای طالبان

۲۸ جوزا ۱۴۰۵
سازمان جهانی صحت از ثبت دو مورد جدید پولیو در افغانستان خبر داد
خبرها

سازمان جهانی صحت از ثبت دو مورد جدید پولیو در افغانستان خبر داد

۲۷ جوزا ۱۴۰۵
کوچی‌های مسلح سه مرد را در پنجاب بامیان لت‌وکوب و بالای زنان و کودکان تیراندازی کردند
خبرها

کوچی‌های مسلح سه مرد را در پنجاب بامیان لت‌وکوب و بالای زنان و کودکان تیراندازی کردند

۲۶ جوزا ۱۴۰۵
ماموریت یوناما برای یک سال دیگر در افغانستان تمدید شد
خبرها

ماموریت یوناما برای یک سال دیگر در افغانستان تمدید شد

۲۵ جوزا ۱۴۰۵
 بازداشت، ارعاب و خانه‌نشینی زنان؛ «دخترم یک هفته شد مریض است، از ترس طالبان داکتر نبرده‌ام»
گزارش

 بازداشت، ارعاب و خانه‌نشینی زنان؛ «دخترم یک هفته شد مریض است، از ترس طالبان داکتر نبرده‌ام»

۲۵ جوزا ۱۴۰۵
  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری