تمنا تابان
در حال گفتوگو با مادری است که برای مشوره آمده است. آرام و چیده چیده صحبت میکند تا حرفهای خود را به درستی برساند. رعنا توکل (نام مستعار) دختری 25 ساله و تنها مشاور تغذیه کودکان در یک درمانگاه جامع در یک ولسوالی دور افتاده در بامیان است. به گفتهی خودش، از دو سال پیش و از روزی که قدم به این کار گذاشته تمام تلاشش این بوده که بتواند برای خانوادهها در مورد تغذیه کودکان آگاهیدهی کند.
رعنا در گفتوگو با رسانهی رخشانه میگوید: «راستش در ولسوالی که ما زندگی میکنیم میزان آگاهی مادران بسیار کم است و این باعث میشه آنها ناخواسته و ناخودآگاه باعث صدمه رساندن به کودکان خود شوند، مسئله بسیار حیاتی برای اطفال تغذیه و خوراک درست است.»
رعنا ترجیح میدهد به دلیل نگرانیهای امنیتی، جزئیات دقیق محل کارش در این گزارش نیاید.
تصویری که رعنا از وضعیت فقر شدید غذایی کودکان در بامیان میدهد، غمانگیز است. او میگوید: «در این منطقه اصلا تنوع غذایی وجود ندارد و غذای مردم همیشه یکنواخت است، وقتی از اکثر مادرا میپرسم که در هفته چند نوع غذا میخورند، تعداد نامهایی که میگیرند از ۳ بالاتر نمیره و آن سه هم کچالو، برنج و گاها شلغم پیاوه است.»
نام بامیان با فقر و دشواری گره خورده است. در ولسوالیهای دوردست و صعب العبور بامیان این دو مشکل بزرگتر است. معیشت مردم تنها متکی به زراعت و مالداری است که در سالهای اخیر خشکسالی به آن آسیب جدی زده است.
در آغاز ماه جوزای امسال جورجت گانیون، معاون سیاسی دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در سفر به بامیان گفت که مردم از افزایش فقر نگران هستند.
رعنا هم میگوید: «خانوادهها در اینجا اکثرشان فقیر هستند و شغل پایدار ندارند، تمام درآمدشان بستگی به محصولات زراعتیشان داره، که او هم در آخر سال چیزی نمیشه.»
رعنا روزانه یک و نیم ساعت از خانه تا محل کارش پای پیاده میرود. او میگوید، روزانه تا ۱۵ مورد با مادران در مورد سلامت غذایی کودکان با صبر و حوصله مشوره میدهد: «برای مادرا با کلمات عامیانه و عام فهم موضوعات صحی ره بازگو میکنم؛ اگر اونا نیاز به تکرار داشته باشند برایشان تکرار میکنم، خلاصه تا توان دارم تلاش میکنم اونا گپای مره یادشان بمانه و عملی کنند.»
رعنا، دانشآموخته تکنالوژی طبی از یک انستیتوت صحی، مدتی را در شفاخانه ولایتی بامیان در زمینه مشاوره تغذیه کودکان آموزش دیده است. او تاکید میکند به دلیل سردسیر بودن منطقه، مردم به میوهجات و حبوبات دسترسی ندارند و برای همین، کودکانی که دستکم رعنا روزانه میبیند، اکثر آنها به سوء تغذیه متوسط گرفتاراند.
او میگوید: «خیلی وقتا واقعا جگر خون میشم وقتی برای مادری میگویم که برای طفلت غذاهای مقوی بده و در هفته یک بار حداقل برایش حبوبات مثل لوبیا، نخود و عدس پخته کن. در جوابم میگوید، داکتر صاحب اگر ما بتوانیم شکم اینا را سیر کنیم خیلی کار کلان کردهایم ولو با نان جَو.»
از نظر سازمان بهداشت جهانی، سوءتغذیه کودکان به حالتی گفته میشود که بدن آنها مواد غذایی لازم برای رشد، سلامت و زندگی فعال را به اندازه کافی دریافت نکند.
رعنا میگوید، چشمدیدهای او از وضعیت کودکان در بامیان بسیار از آن چیزی که تصور میشود، فاصله دارد :«روزهای اول کارم بود یک مادر پیشم آمد که کودکش نظر به سنی که داشت هم قد خیلی کوتاه داشت و هم از نظر جسمی رشد چندانی نکرده بود، از طرفی دیگر خیلی هم لاغر و کم جان بود، مه وقتی مشکلاش ره از مادرش پرسیدم برایم گفت که ما ده خانه خیلی وقتا نمیتانیم سیر غذا بخوریم.»
رعنا مورد دیگری از چشم دید خود را در گفتوگو با رسانهی رخشانه چنین شرح میدهد: «یک مادر از یک جای بسیار دور ولسوالی آمد، خاک و خستگی از تمام وجودش میبارید، وقتی کودکش را آورد، برایم گفت که داکتر صاحب از تو میشه از خدا میشه مشکل مه را حل کو، طفلکم خیلی دیر میشه غذای درست نمیخوره و روز به روز لاغرتر میشه، وقتی ازش پرسیدم که آیا برایش شیر میدهی یا نه، گفت ده سن یک و نیم سالگی از شیر کشیدهام… از بس او طفلک زود از شیر گرفته شده بود و کم اشتهایی پیدا کرده بود نزدیک بود تلف شوه، ما به کمک همکارا او را چند روز بستر کردیم و در مدت بستر هر روز حدود نیم ساعت برای مادرش مشوره میدادم و در مورد مفیدیتهای شیر مادر، مدتی که باید یک کودک شیر بخوره، چگونه یک کودک شیرخوار تغذیه شوه و امثال این موارد برایش معلومات میدادم، پس از ۴ روز او کودک ره رخصت کردیم، بار دیگر که مراجعه کرد وضعیت کودک بهتر شده بود.»
رعنا وقتی از مراجعهکنندگانش یاد میکند، نمیتواند اندوه خود را پنهان کند: «متاسفانه وضعیت اقتصادی مردم بسیار خراب است. اطفال چون در سنین رشد خود قرار دارند، نیاز است تا درست تغذیه شوند که هماز لحاظ جسمی و هم از لحاظ ذهنی رشد نرمال داشته باشند، ولی متاسفانه در اینجا اینطور نیست بلکه قضیه برعکس است.»
از نظر صحی، پیامد سوءتغذیه در کودکان زیانبار است. سوءتغذیه در کودکان رشد مغزی و جسمی را مختل کرده، سیستم ایمنی را ضعیف میسازد و آنها را در برابر عفونتها آسیبپذیر میکند. این مشکل همچنین باعث توقف رشد، تاخیر در بلوغ، افسردگی و کمبود ویتامینها میشود و آینده کودکان را به خطر میاندازد.
رعنا گفته است، در کلینیکی که او کار میکند، تعداد کودکانی که به سوء تغذیه متوسط و مزمن گرفتار است، نسبت به کودکانسالم دو برابر است: «بیشتر کودکانی که به سوءتغذیه مزمن دچار هستند از قد کوتاهی رنج میبرند، متاسفانه قد کوتاهی در این منطقه یک مشکل جمعی و سراسری است.»
رعنا کوشش میکند با یاد کردن مثالهای عینی و ساده سازی مشورههایش، راه عملیسازی آن را آسان سازد: «برای مادران میگویم که چگونه از شیر، ماست و سرِشیر (قیماق) به بهترین شکل ممکن برای تغذیه کودکان خود استفاده کنند، اما متاسفانه اکثر خانوادهها به همین لبنیات هم دسترسی ندارند و این کار ره سخت میکنه.»
به گفتهی رعنا خانوادههایی که او با آنها کار میکند حتی توانایی خرید یک کیلو میوه را در زمان ارزانی آن ندارند: «تابستانها که معمولا قیمت میوهها ارزان میشه و سیب، زردآلو، انگور و شفتالو کیلوی ۲۰ روپیه میشه، بازهم اکثر خانوادهها قدرت خرید یک کیلو میوه ره ندارند و این واقعا جای نگرانی است.»
رعنا در بخش دیگر از صحبتهایش به یک واقعیت تلخ دیگری هم اشاره میکند: «متاسفانه مادرانی که من با آنان کار میکنم اکثرشان از آگاهی بسیار کمی در مورد تغذیه برخوردار هستند، اونا اکثرشان در مورد اهمیت تغذیه با شیر مادر نمیدانند و خیلی وقتا به دلیل مشغله زیاد و کارهای شاقه دفعات شیردهی به کودک ره کم میکنند، که این خود باعث سوءتغذیه طفل میشه.»
منطقهای که رعنا در آن کار میکند حدود ۳۵ هزار جمعیت دارد و تنها کلینیک فعال در آن منطقه، کلینیکی است که رعنا یکی از کارمندان آن است.
حلیمه (نام مستعار) ۳۷ ساله یکی از ساکنان آنجاست. مادر سه کودک که میگوید او و شوهرش به کار دهقانی مشغولاند: «تمام زندگی ما به زراعت بستگی داره، سالی که کچالو و گندم للمی ما به قیمت خوبتر فروخته شوه خوبه، ما یگان سیر لوبیا، نخود یا عدس ده خانه میگیریم، سالی که رقم پارسال کچالو و گندم ما ایلهرَو (نصف قیمت) شوه از روزگار مو خدا خبره.»
فقر، این هیولای خانمانسوز در این منطقه هر روز در حال گسترش است، مشکلی که اولین قربانی آن کودکان هستند.
با حاکمیت طالبان دامن فقر در افغانستان بزرگتر شده است. پیامد این فقر گستردگی سوءتغذیه کودکان است. آخرین گزارش صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) در افغانستان میرساند که ۳.۵ میلیون کودک زیر پنجسال در افغانستان به بیماری سوءتغذیه مبتلا هستند. همچنین این گزارش برنامهی جهانی غذای سازمان ملل متحد (WFP) که اعلام کرده است که در هر ۱۰ ثانیه یک کودک در افغانستان به بیماری سوءتغذیه مبتلا میشود.
وضعیت در ولایتهایی نظیر بامیان بدتر است. محسنه (نام مستعار) ۳۴ ساله، دیگر مادری که کودکش به دلیل فقر از مشکل سوءتغذیه رنج میبرد به رسانهی رخشانه گفته است که او نمیتواند مشورههای داکتران بخش تغذیه را عملی نماید، زیرا از نظر اقتصادی توان خرید یک کیلو شکر را نیز ندارد.
محسنه میگوید: «با نان خشک و برنج و کچالو که تقویه نمیشه، همین چیزا ره که داریم برای طفلای خود میدهیم دیگه اگه چیزی از بازار خریدنی باشه که از توان از مو نیه، ما حتی نمیتوانیم یک کیلو شکر بگیریم از دیگه چیزا خو تیر. داکترا میگه که باید برای طفلکت میوه بخری، سبزی بخری، در هفته دو سه بار لوبیا، نخود، ماش یا عدس بدهی، یا شیر و ماست بدهی، مه که هیچکدام از اینا ره خریده نمیتوانم چه کار کنم؟»

