هانیه فروتن
یک کارمند زن در یکی از شفاخانهها در ولایت بلخ مدعی است که سال گذشته هنگام بازگشت از محل کارش، در مسیر راه از سوی نیروهای طالبان بازداشت و مورد تجاوز گروهی قرار گرفته است.
این زن ۲۳ ساله که خواسته از او به اسم ثریا در این گزارش یاد کنیم، میگوید که روز پنجشنبه ۲۵ اسد ۱۴۰۳ توسط افراد طالبان در ولایت بلخ بازداشت، شکنجه و مورد تجاوز گروهی قرار گرفته است.
او در صحبت تلفنی با رسانهی رخشانه توضیح میدهد: «هر روز پس از پایان شیفت کاری، شفاخانه را ترک میکردم و راهی خانه میشدم، اما همیشه از روبرو شدن با نیروهای {وحشی} طالبان هراس داشتم. آن روز پنجشنبه هم طبق روال همیشگی چند دقیقه بعد از اینکه شفاخانه را ترک کردم، سه مرد مسلح با پیراهنتنبانهای افغانی و صورتهای پوشیده، راهم را گرفتند. بدون توضیح، با تهدید اسلحه مرا مجبور کردند که سوار موتر رنجر (موتر نظامی طالبان) شوم.»
ثریا ادامه میدهد: «وحشت کرده بودم. فریاد زدم، التماس کردم، ولی کوچه خالی بود. یکیشان با قنداق تفنگ به سرم زد. همهچیز پیش چشمم تاریک شد. وقتی به زمین افتادم، دو نفره مرا کشال کرده به داخل موتر انداختند.»
به گفتهی ثریا، او را به مکانی ناشناخته در فاصله ۲۰ دقیقهای از مرکز شهر مزارشریف بردند؛ جایی که نه یک مرکز امنیتی، بلکه «خرابهای متروکه» بود.
منظور ثریا از خرابهی متروکه، حویلی کهنه با سه یا چهار اتاق است که فقط چند نفر محدود از اعضای طالبان در آن رفت و آمد میکردهاند.
روشن نیست که محل نگهداری ثریا مربوط به نهادهای امنیتی طالبان بوده یا یک زندان شخصی. خود ثریا هم در این مورد چیزی نمیداند.
اما قبلا نهادهای حقوقبشری از بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و نگهداری افراد در بازداشتگاههای غیر رسمی توسط طالبان ابراز نگرانی کردهاند.
ثریا ادعا میکند که افراد طالبان ابتدا او را به اتاقی انداختند که سه زن دیگر نیز در آن زندانی بودند.
«هر سه زن بسیار ترسیده بودند و هیچ کس هیچ چیزی نمیگفت. سوال میکردم هیچ جواب نمیدادند؛ پس از دو ساعت، دو مرد مسلح وارد اتاق شدند و مرا به یک اتاق خالی دیگر منتقل کردند.»
او روایت میکند: «شب اول با شکنجه و تحقیر گذشت. با کیبل مرا میزدند، دشنام میدادند و میگفتند، این فاحشهها جامعه را کثیف کردهاند. شب دوم، سه نفر به من حمله کردند همان سه نفر که مرا بازداشت کرده بودند بهجانم آمدند، هم لتوکوب میکردند و هم تجاوز کردند. سرگیجه داشتم مثل اینکه دوایی، چیزی داده بودند. فقط بهیاد دارم که به بدنم دستدرازی کردن و هر سه نفرشان هم صورتهایشان پت {پنهان} بود. به هوش که آمدم خونریزی و یک درد سنگینی داشتم و فامیدم که بی عزت شدم.»
ثریا با یادآوری این لحظات تلخ، بغضاش میشکند و بارها در جریان مصاحبه گریه میکند. او میگوید که چهار شبانهروز در اسارت طالبان بود. سه شب از این مدت را در اتاقی تاریک، نمور و متعفن بهتنهایی سپری کرده و مدعی است که مورد تجاوز گروهی سه مرد قرار گرفته است.
او توضیح میدهد که پس از تجاوز گروهی، او دچار خونریزی شدید شده است.
ثریا میگوید در این خرابه یک مامور زن نیز رفت و آمد میکرد و برای جنگجویان طالبان و زندانیان آب و نان میبرد.
او پس از خونریزی شدید از این مامور زن درخواست میکند که برایش نوار بهداشتی بیاورد، اما مامور زن حرفی نمیزد: «از زنی که آنجا رفت و آمد داشت و برایم آب و نان خشک میآورد، خواستم برایم نوار بهداشتی بیاورد، اما نیاورد. هیچ حرفی نمیزد. نه او و نه آن سه زنی که شب اول با آنها در یک اتاق بودم. همه سکوت کرده بودند. هرچه میپرسیدم، جیغ میزدم، فریاد میکشیدم، بیفایده بود.»
ثریا میگوید در آن حویلی که او و دیگر زنان نگهداری میشدند هیچ امکانات اولیهای در دسترس نبود. طالبان نه آب کافی و نه غذای مناسب به آنها میدادند.
روز پنجم این ماجرا، طالبان بدون هیچ توضیحی او را مجبور به امضای چند ورق کردند. به ثریا اجازه ندادند این ورقها را بخواند؛ اما ثریا حدس میزند که این ورق سندی به خاطر اعتراف اجباری از او بوده است. پس از امضای ورقها طالبان از او خواستند که با آنها برود.
ثریا نمیدانست که چه سرنوشت دیگری در انتظارش است، تا این که متوجه شد مردان مسلح با موتر رنجر او را از آن ساحه دور کردند و در یک دشت دور انداخته و رهایش کردند.
ثریا گفت: «همان سه نفر بعد از امضای چندین ورق که حتی اجازه نداشتم بدانم چی است، با چشم بسته سوار موتر کردن و حدود بیست دقیقه از همان خانه دورتر، در یک دشت و مثل یک جنازه از موتر مرا پایین انداختند. تهدیدم کردند که از این موضوع به کسی صحبت نکنم.»
او میگوید که در هنگام انتقالش از آن خانه به یک دشت {احتمالا ساحات علیآباد} هیچ حرفی میان ثریا و افراد طالبان رد و بدل نشده است: «هیچ حرفی ردوبدل نشد. جز ترانههای طالبان به زبان پشتو که در موترشان صدایش شنیده میشد.»
ثریا میگوید که با سختی خودش را توانسته از این حادثه نجات دهد. «یک رقمی خوده به سرک عمومی رساندم، لباسم خونی بود، سر و رویم هم ناشسته و بسیار آشفته، از هرکس کمک میخواستم از مه فرار میکردند، یک موتروان بعد از زاری و التماس زیاد راضی شد به پدرم زنگ بزنه. آدرس ره هم موتروان به پدرم داده بود. دقیق یادم نیست کدام ساحه بود ولی حدودا نیم ساعت از مرکز شهر فاصله داشت.»
ثریا مدعی است که نیروهای طالبان هنگام تجاوز بر او ویدیویی نیز ضبط کردهاند.
ویدیو گرفتن از زنان زندانی، روشی است که طالبان برای وادار کردن زنان به سکوت انجام میدهند و در گزارشهای قبلی رسانهی رخشانه نیز بازتاب یافته است.
رخشانه در یکی از همکاریهایش با روزنامهی گاردین، ویدیویی از تجاوز گروهی طالبان بر یک زن را مشاهده کرده بود که پنج مرد مسلح بر یک زن معترض به صورت گروهی تجاوز میکنند.
رسانهی رخشانه در چهار سال گذشته چندین مورد از تجاوز گروهی طالبان بر زنان و دختران را مستند کرده است. شورای حقوق بشر سازمان ملل، عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر نیز مواردی از شکنجه و تجاوز گروهی بر زنان در زندانهای طالبان را تایید کردهاند.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژهی سازمان ملل متحد برای افغانستان نیز در تاریخ هفتم عقرب سال گذشته خورشیدی، در گزارشی گفته بود که برخی از زنان و دختران در زندانهای طالبان مورد تجاوز و تعرض جنسی قرار گرفتهاند.
این تهدید، ماهها ثریا را در سکوتی دردناک فرو برد. او نه از ترس برای خود، بلکه به خاطر خانوادهاش، بهویژه پدر و مادر پیر و خواهرانش، این راز را در دلش نگهداشت. اما سرانجام در تماس با رسانهی رخشانه، جزییات تکاندهندهای از این تجاوز گروهی را فاش کرد.
خودش در این مورد میگوید: «حس کردم باید حرف بزنم. باید ظلمی که سرم صورت گرفته را فریاد بزنم. شاید با این کار، حتی یک دختر دیگر از این سرنوشت نجات یابد.»
تصاویری که ثریا با رسانهی رخشانه به اشتراک گذاشته، نشان میدهد که آثار کبودیها و زخمهای ناشی از ضربات کیبل بر بخشهایی از بدن او وجود دارد. اما او اجازه نشر این تصاویر را نداده است.
ثریا، نانآور خانوادهی هفتنفرهی خود است و میگوید طالبان او را به اتهام «نافرمانی» بازداشت کردند. او که پیش از تسلط طالبان دانشجوی رشتهی طب در دانشگاه بلخ بود، پس از سقوط دولت پیشین، بهعنوان کارمند یک شفاخانه در بلخ مشغول به کار شد. به دلیل نگرانی امنیتی، محل دقیق کار و وظیفهی او در این گزارش اشاره نشده است.
محتسبان طالبان بارها به او اخطار دادند که حق کار کردن ندارد. ثریا میگوید: «همیشه با حجاب کامل سر کار میرفتم و با همکاران مرد هیچ تماسی نداشتم. آخرین بار که آمدند، باز اخطار دادند و رفتند. چند روز بعد، مرا ربودند.»
او پس از این تجربهی هولناک دچار افسردگی شدید شده و به مدت شش ماه تحت درمان با داروهای ضد اضطراب قرار گرفته است. در گوشهی خانه، دور از چشم دیگران، با کابوسهای شبانه و ترسی مداوم زندگی میکند.
ثریا میگوید: «هر بار صدای باز و بسته شدن دروازه را میشنوم، قلبم تکان میخورد. فکر میکنم طالبان دوباره آمدهاند. دست و پایم میلرزد.».
ثریا که روزی با امید به تحصیل در رشتهی طب فکر میکرد، میگوید: «قبل از این، فکر میکردم میتوانم تغییری در زندگی خودم و دیگران ایجاد کنم. حالا فقط میخواهم زنده بمانم.»
خواهر ثریا با حفظ هویت خود با تایید آن چه بر سر ثریا آمده، به رسانهی رخشانه میگوید: «وقتی طالبان، ثریا را در دشت دور افتاده ایلا کردند، تمام بدنش زخمی بوده و خودش را به سختی توانسته به سرک عمومی برساند. وقتی آنجا میرسد، از یک راننده تاکسی کمک خواسته و توانسته از تلفن او به پدرش تماس بگیرد.»
خواهر ثریا که از او به اسم طوبا در گزارش یاد میشود، میگوید: «بعد از چهار روز بی خبری، از یک نمبر ناشناس به پدرم تماس گرفتن و ثریا را تسلیم پدرم کردند. پدرم بعد از او زنگ وارخطا از خانه بیرون شد و تقریبا 30 دقیقه یا بیشتر از آن با خواهرم داخل خانه شدن. با وضعیت خیلی بد، لباسهای خونآلود، جان کبود شده و موهای بریده شد. وقتی این حالت ثریا را دیدیم، همه شوکه شدیم، فقط که همه فامیل گنگ شده باشیم.»
این رویداد، ضربهی روحی عمیقی به خانوادهی ثریا وارد کرده است. به گفتهی طوبا، مادرش پس از این حادثه دچار اختلالات روانی شده و چندینبار تشنج کرده است.
طوبا میگوید: «مادرم از آن وقت بعد مشکل عصبی پیدا کرده و تشنج میکنه.»
به گفتهی طوبا، خانوادهاش پس از ناپدیدشدن ثریا بارها به مراکز امنیتی طالبان مراجعه کرده بودند، اما طالبان پاسخ روشنی ندادند: «چهار روز از ثریا خبری نبود. بارها به حوزه طالبان رفتیم و گفتیم که خواهرم گم شده. اما هر بار با بیاعتنایی روبهرو شدیم. فقط میگفتند، برین، خودش میایه.»
ثریا نیز تا پیش از امروز، سکوت را نشکسته و هرگز دربارهی آنچه در بازداشتگاه طالبان بر او گذشته، حرفی نزده است.
برخی از فعالان حقوق زن میگویند که بسیاری از این موارد رسانهای نمیشوند.
راحل تلاش، فعال در زمینهی حقوق بشر به رسانهی رخشانه میگوید: «زندانهای طالبان به مراکز شکنجه و تجاوز تبدیل شدهاند. زنان و دختران در این مکانها با خشونتهای سازمانیافته روبهرو هستند که آسیبهای جبرانناپذیری بهجا میگذارد.»
خانم تلاش به مورد دیگری نیز اشاره میکند: «دختر جوانی پس از تجاوز گروهی توسط طالبان باردار شد و به یکی از کشورهای همسایه پناه برد. او درد زندان، شکنجه، تجاوز، فرار و سقط جنین را تحمل کرد. این رنجها غیرقابل تصور است.»
تجاوز گروهی اعضای طالبان بر ثریا تنها یک مورد از خشونتهای گسترده علیه زنان در افغانستان تحت حاکمیت این گروه است.
از زمان بازگشت این گروه به قدرت در اگست ۲۰۲۱، گزارشهای متعددی از بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و آزار و اذیت جنسی زنان منتشر شده است.
ثریا میگوید: «شاید نتوانم زندگیام را به گذشته برگردانم، اما اگر صدای من باعث شود حتی یک دختر دیگر از این جهنم نجات یابد، ارزشش را دارد.»

