رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

زن سرگردان پشت دروازه ساختمان ناحیه ۱۳ کابل

۱۱ حمل ۱۴۰۵
زن سرگردان پشت دروازه ساختمان ناحیه ۱۳ کابل

عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

بهزاد دقیق [نام مستعار]

با نگرانی در محوطه ساختمان ناحیه سیزدهم شهر کابل قدم می‌زدم. منتظر بودم که مدیر ناحیه بیاید و برگه درخواستی مرا امضا کند. باید اجازه بازسازی قسمت‌های باقی مانده خانه‌ام را که در طرح سرک‌سازی تخریب شده، می‌گرفتم. برای گذراندن وقت، لحظه‌ای خود را با شبکه‌های اجتماعی سرگرم کردم. چند پست فیسبوکی را بالا و پائین کردم. همه اخبار جنگ ایران و امریکا و اسرائیل بود. دوباره گوشی را بستم.

در دهلیز ساختمان مربوط به ناحیه، خانم نسبتا جوان نشسته بود و معلوم بود که حال مضطربی دارد. کنجکاو بودم که چرا خانم کنار دستی من نگران است. می‌خواستم سر صحبت را باز کنم. به خانم نزدیک شدم. سلام کردم. با بی‌حوصلگی پاسخ سلامم را داد، اما صورتش را به طرف دیگر برگرداند. روشن بود که نمی‌خواست صحبتی کند. چادرش را کمی بیشتر روی صورتش کشید.

کنجکاوی از سرم دست برنداشت و این بار پرسیدم: «همشیره مشکلی داشتی که تنها میان این همه مرد منتظر ایستادی؟» خانم صورتش را نیمه برگرداند و گفت: «اگر مامور ناحیه هستی کارم خلاص شود می‌روم بخدا کسی را در خانه ندارم.» گفتم نه! نه! من هم مشکلی دارم و منتظر مدیر هستم که عریضه مرا امضا کند و می‌روم خانه‌ی نیمه خراب شده خود را بازسازی می‌کنم.

خانم در صحبت راحت‌تر شد و گفت: «برار جان اگر واسطه‌ای داری عریضه مرا هم بگیر و امضای مدیر ناحیه را بگیر.» پاسخ مثبتی نداشتم. هیچ‌کسی را آن‌جا نمی‌شناختم. اکنون کارمندان همه غیر هزاره هستند. نام او در برگه درخواستی نسیمه [نام مستعار] بود. مادر چهار فرزند و صاحب خانه محقر یک طبقه‌ای در مسیر سرک قلعه قاضی ناحیه سیزدهم شهر کابل. خانه او هم در نقشه سرک‌سازی تخریب شده بود. اما ماموران طالبان اجازه نمی‌دادند نیمه باقی مانده را بازسازی کند تا محل سکونت شود.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

یک زن در بادغیس بر اثر شلیک ناخواسته پسرش جان باخت

یوناما از بازداشت سه خبرنگار توسط طالبان ابراز نگرانی کرد

اولین روزش نبود که سرگردان اداره طالبان شده بود. در برگه‌اش دستکم سه امضا خورده بود. از جمله امضای مدیر ناحیه که گفته بود، اصولا اجرآت شود. با لبخند به خانم گفتم: «اینه همشیره کار تو از عریضه من کرده پیشرفته، مدیرصاحب امضا کرده و دوسه نفر دیگر هم امضا کرده.»

در همین گفت‌‌وگو بودم که فضای دهیلز شلوغ شد. همه به طرف یک نقطه مشخص هجوم بردند. گفتند، «مدیر صاحب» ناحیه آمده است. بدون این که به خانم چیزی بگویم، دویدم به دروازه دفتر «مدیر صاحب!». مرد خشنی با نوک تفنگ همه را دور کرد. گفت، نام هرکسی خوانده شد، وارد دفتر شود.

همه باید منتظر می‌شدند تا نام خودش را بشنود. اما خانم در میان جمعیت نبود. بعد از معطلی زیاد، نوبتم رسید. مدیر سریع متن درخواستی مرا خواند، اما بدون تامل گفت: «کارت شدنی نیست. این موضوعات باشد برای بعد، من هم صلاحیت ندارم و این کار از بالا فعلن بند است.» 

حتا اجازه نداد که اصرار کنم، باید از دفتر مدیر بیرون می‌رفتم. در بیرون محوطه، خانم کنار دیواری ایستاده بود. گفت که ماموران طالبان او را از دهلیز ساختمان بیرون کردند. او حتا مصالح ساختمانی هم خریده بود، اما ماموران اجازه نداده بودند که خانه‌اش را بازسازی کند.

گفت، امشب باران می‌بارد و خانه‌اش سقفی ندارد. با تردید پرسیدم که چرا شوهرش را دنبال کارها نمی‌فرستد؟ پاسخ‌اش برای من خیلی تلخ بود. شوهر نسیمه با کراچی دستی در خیابان‌های دشت‌برچی میوه و سبزی تازه می‌فروخته است. دوسال قبل در انفجاری زخمی می‌شود. یک سال بعد به خاطر زخم‌های ناشی از همان انفجار جان خودش را از دست داده است.

از گفته‌های نسیمه روشن می‌شد که زندگی سختی دارد. گفت: «دخترانم از مکتب باز مانده و قالین‌بافی می‌کنند و خودم هم در یکی از منازل کار خانه می‌کنم و زندگی بخور نمیری داریم و خدا را شکر با آبرو هستیم و خانه‌ای داشتیم خوب بود از کرایه خانه بی‌غم بودیم که حالا او هم بر سر ما خراب شده.»

 کسی به نسیمه گفته بود که اگر پول دارد، رشوه بدهد. نقشه دولت و این حرف‌ها  فقط یک بهانه است. هدف این است که از مردم پول بگیرند. به هر بهانه‌ای. اما نسیمه که پولی نداشت: «من نه واسطه دارم و نه پول، خانه نیمه ویران که امشب قسمتی از خانه را با پلاستیک پوشاندیم که از باران دور باشیم و اولادها را یخ نکند.»

قوانین شهرداری طالبان طوری است که هیچ خانه‌ای در اطراف جاده‌های نو کشیده، ساخته یا بازسازی نشود. زمین باید اول از نظر قانونی تثبیت شود و نقشه شهرداری هم گرفته شود. مردم با این مشکلی ندارند. اما کارشکنی اداره‌های طالبان واقعا کام مردم را تلخ کرده است.

 بهانه به دست مجریان این قانون افتاده است و به وضوح از آن سوءاستفاده می‌کنند. حتی کسی را نمی‌گذارند که کاشی دستشویی و آشپزخانه‌های خود را ترمیم یا عوض کنند. کسی می‌گفت، ماموری در سمنت فروشی نشسته است و همین که کسی سمنتی بخرد، فورا می‌رود و خانه‌اش را تفتیش می‌کند. حتا مردم نل آب، لین برق، کاشی آشپزخانه بازسازی و یا خانه‌اش را رنگ نمی‌تواند. کسی به من گفت، سه سال می‌شود ماموران نمی‌گذارند بیرون خانه ساخته شده خود را پلاستر (عایق) کند. همه ساله بخاطر درزهای خشت ساختمان، آب باران داخل خانه‌اش رخنه می‌کند و خرابی‌های زیادی به بار می‌آورد.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری