جاوید تاشه
کتاب عشقاندوه زن: بررسی دوبیتیهای هزارگی از نظر سیاست جنسی و جامعهشناسی جنسیت، اثر پژوهشی فریده فریاد با ویراستاری دکتر محمدصادق دهقان و طراحی جلد از شاهده شایگان، در بهار ۱۴۰۳ خورشیدی توسط نشر «ناسوت» منتشر شده است. این اثر در قطع رقعی و ۱۷۴ صفحه، از طریق فروشگاه اینترنتی «لولو» در دسترس علاقهمندان و پژوهشگران حوزه مطالعات جنسیت، فرهنگ و ادبیات قرار دارد.
کتاب در سه فصل نگاشته شده است. فصل اول به مفهومشناسی ادبیات شفاهی و بررسی ویژگیهای زبانی و فرهنگی گویش هزارگی اختصاص دارد. نویسنده در این بخش با رویکردی زبانشناختی و مردمنگارانه، به تحلیل ساختاری ادبیات شفاهی در جامعه هزاره بهصورت گذرا پرداخته است. فصل دوم به مبانی نظری پژوهش و مرور انتقادی نظریههای فمینیستی در حوزه مطالعات جنسیت میپردازد. چارچوبهای نظری مرتبط با سیاست جنسی، بازنمایی زن و مناسبات قدرت در بستر فرهنگی دوبیتیها در این فصل تبیین شدهاند. فصل سوم به تحلیل دوبیتیهایی اختصاص دارد که نسلاندرنسل توسط مادران و دختران یا پدران و پسران سروده و سینهبهسینه نقل شدهاند و تا روزگار اکنون در حافظه فرهنگی مردم هزاره باقی ماندهاند. این فصل بازتابی از تجربههای زیسته، احساسات و سرنوشت زنان در قالب دوبیتیهاست.
کتاب عشقاندوه زن، از منظر جامعهشناسی جنسیت و سیاست جنسی، گامی نو در مطالعات ادبیات شفاهی و تحلیل فرهنگی در افغانستان بهشمار میآید. این اثر با تمرکز بر دوبیتیهای هزارگی، تجربه زیسته زنان هزاره را بازتاب میدهد؛ تجربهای که در قالب دوبیتی، مفاهیمی چون عشق، اندوه، رنج، فراق، سوگ، شادی، وصال، شجاعت، اعتراض، صبر و پایداری را روایت میکند. نویسنده با بهرهگیری از نظریههای دو پژوهشگر پیشگام مطالعات زنان «استفانی گرت» و «کیت میلت» نقشهای جنسیتی و بازنمایی زن در فرهنگ عامیانه را بررسی کرده است. در این پژوهش، دوبیتیها نهتنها اشعار عاشقانهاند، بلکه اسنادی زنده از وضعیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و عاطفی زنان در جامعه سنتی افغانستان بهشمار میآیند. کتاب نشان میدهد که چگونه زنان، حتی در چارچوبهای محدود سنت، دوبیتیها را بهمثابه ابزار مقاومت، اعتراض یا پذیرش در برابر ساختارهای مردسالارانه بهکار گرفتهاند.
فریده فریاد در فصل دوم، صفحه ۷۴ مینگارد: «در دوبيتیها، زبان به صورت مستقيم يا غير مستقيم، حامل اندوه زنان است. در نهايت، بايد گفت دوبيتىهاى هزارگى در بسترى شكل گرفتهاند كه بازتاب نظريههاى كيت ميلت و استفانى گرت را به خوبى مىتوان در آنها مشاهده و تحليل كرد، چون نقشها و انتظارات جنسيتى از طريق جامعهپذيرى و كنترل اجتماعى به افراد القا میشوند، در جوامع مردسالار، اين فرآيند به گونهاى پيش مىرود كه زنان را به پذيرش جايگاه فرودست خود وا مىدارد و اين واقعيت در ادبيات شفاهى به ويژه دوبيتىهاى هزارگى بازتاب يافته است. دوبيتىها به عنوان بخشى از فرهنگ شفاهى، در واقع، تجلى زبانى همين فرآيندهاى جامعه پذيرى جنسيتى هستند و زبان نيز همان طورى كه کیت ميلت اشاره كرده است، با ابزارهاى فرهنگى و اجتماعى تقويت مىشود. به گفته گرت، يادگيرى نقشهاى جنسيتى از طريق مشاهده و تقليد صورت مىگيرد؛ دوبيتىها با بازتاب رفتارهاى كليشهاى و نگرشهاى نابرابر نسبت به زنان، اين فرآيند را بازگو مىكنند.»
در ادامه نیز بخشهای از کتاب را به صورت نمونه میآورم که پژوهشگر براساس آن اندوه در دوبیتیها را زیر مجموعه ستم خانوادگی و ستم اجتماعیْ و عشق را زیر مجموعه آرزو و آزادی، ازدواج، دین و نفرت تحلیل کرده است. در باب محکومیت زن در چهارچوب خانه در صفحه ۹۷ و ۹۸ کتاب آمده: «در فرهنگهاى مختلف، زنان و دختران به گونههاى متفاوت در بندِ سران خانواده هستند كه معمولاً مردانند. مردان نيز حاكميت خود را به گونههاى مختلف بر آنان تحميل مىكنند و در حقيقت، زنان به حبس خانگى محكومند. در كشورهاى توسعه نايافته مثل افغانستان زير چتر نظام طالبانى، زنان نهتنها حق كار و تحصيل در بيرون از خانه را ندارند، بلكه حتى بدون محرم نمیتوانند گشتوگذار كنند. به دليل همين جبرگرايى و قدرت و نظام تحميلى است كه اكثر زنان مجبورند نقش حافظان فرهنگهاى سنتى و بسته را بازى كنند و وظايف خود را به خانهدارى و توليد مثل محدود سازند. نظام امروزى طالبان در تطبيق احكام خود بر زنان به طور دقيق مانند بيشتر پدرسالارىهايى است كه به قول ميلت از طريق سيستمهاى قانونى نهادينه مىشوند. زنان هزاره را نيز نمىتوان از اين ماجرا استثنا دانست. ترانهها و دوبيتىهاى عاميانه مردم هزاره گواه اين است كه زنان در قيد و بند خانواده و همسران بىمهر و بىعاطفه به سر مىبرند كه گاهى از اندوه و درد اين بىمهرى به تنگ مىآيند و غمشان را از طريق دوبيتى بازگو میكنند. چنين دوبيتىهايى، نه تنها راوى واقعى درد يك زن، بلكه هزاران زن ديگر است.»
در صفحات ۱۳۹ و ۱۴۰ پژوهشگر در باب نقش دین و مذهب برای مجازات زنان نگاشته: «میلت نيز معتقد است كه پدرسالارى سخت گيرانهاى كه در برخى اديان مانند اسلام جارى است، منع رابطه نامشروع يا اختيار جنسى را با حكم اعدام اعمال میكنند. در افغانستان و عربستان سعودى، زن زناكار (محصنه) هنوز با سنگسار و با حضور ملايانى اجرا مىشود كه اجراى اعدام را بر عهده دارند. اعدام با سنگسار زمانى در خاور نزديك هم رايج بود و اين مجازات هنوز هم در سيسيل مورد پذيرش است. نيازى به گفتن نيست كه هيچ مجازاتى براى مرد زناكار در اين جرم در نظر گرفته نشده و نيست به جز در زمانهاى اخير و موارد استثنايى. زنا به صورت كلى در مردان به رسميت شناخته نشده است. از ديدگاه ميلت، اين قواعد از طريق سيستمهاى قانونى نهادينه شده است. گذشته از بررسى وضعيت زنان در ساليان دراز، در همين چند سال اخير نيز دهها زن در ولایتهاى هزارهنشين و غير هزارهنشين، محكوم به سنگسار شدند و با حاكميت طالبان، اجراى سنگسار و شلاق بر زنان شدت گرفته است. در ميان زنانی كه در زمان (حكومت جمهورى) سنگسار شدند، تنها اسم «رخشانه» به رسانهها درز كرد؛ دخترى هفده ساله كه جرمش فقط پافشارى بر انتخاب خودش بود. ديگر زنانى كه محكوم و مجازات شدهاند و مىشوند، فقط به طور عام، «زن» ناميده مىشوند. مجازاتى كه از طريق دين و مذهب و به نام دين بالاى زنان اجرا مىشود، تنها به سنگسار كردن يا محكمه صحرايى محدود نمىشود، بلكه ستمهايى غير مستقيم نيز وجود دارد كه بسيارى از زنان هزاره را قربانى كرده است. از ديدگاه اسلام، «پاك دامنى»، يگانه ركن اساسى زندگى زن است و آن را يكى از مؤثرترين عوامل امنيت روانى مرد مىشمارد. آيه ٢١ سوره روم نيز بر اين گفتار گواهى مىدهد كه گفته است: «يكى از آيات لطيف الهى اين است كه براى شما از جنس خودتان، جفتى بيافريد تا در بَرِ او آرامش يابيد و با هم انس بگيريد.»
با خوانش همین چند نمونه از محتوای کتاب معلوم میشود که زبان کتاب روان و قابل فهم است. نویسنده با پرهیز از اصطلاحات پیچیده تخصصی، مفاهیم نظری را بهگونهای مطرح کرده که برای خوانندگان علاقهمند به ادبیات، فرهنگ و مطالعات زنان قابل درک و جذاب باشد. عشقاندوه زن، پژوهشی میانرشتهای در تقاطع ادبیات عامیانه، جامعهشناسی جنسیت و مطالعات فرهنگی است. اهمیت دیگر کتاب، گردآوری و حفظ دوبیتیها بهعنوان سندی تاریخی و اجتماعی است؛ چرا که هر دوبیتی، حافظه و تاریخ ناگفته زنان از مقاومت و اعتراض آنان است. برای نمونه چند دوبیتی را از متن کتاب میآورم و برای خوانش تحلیل دوبیتیها شما را به کتاب ارجاع میدهم. قابل یادآوریست که دوبیتی در کتاب آوانگاری و کلمات و اصطلاحات آن نیز معنا شده است تا برای خوانندگان ناآشنا با گویش هزارگی قابل فهم باشد.
مُلای نامُلا، طالِه مُونَه دید
از مُوری گنجینَه جاگِه مونَه دید
از مُوری گنجینَه جاگَه ره خیره
دو قُبَهی سرِ سینه مُونَه دید(ص.143)
اَزو روزی که رَفتی اُولبی دریا
جِیگر قَیلَه شودُوم بَینِ سیالا
اَزی آغِیلُ و قَریَه دیل مَه تنگَه
چِیم مَه مَندَه سَرِ کوتَلِ خاگا(ص. 132)
***
شُوی مَه خاتُوگره آبی بَلِه مَه
میچِیقَه قَطرَه قطرَه اَو دِیدی مَه
سَرلوچ، پای لوچ قُورُو بَغَل، دُوا نُوم
آبی بابا بِییه دَه پُورسِیدِی مَه(ص.110)
***
مُوشوم آوارهی روی زمین خو
سلامی نُوم به عزم آهنین خو
موسوُزوم از جُدایی، گپ نمیزنُوم
مَه بَلدی طفلکای نازنین خو(ص. 107)
***
سُوارِ اِرغَگگ مَندُوم دَه جای تُو
خَانِه خُورَه بیرو کَدُوم برای تُو
خُودا تُو رَه شَخِ ناخُو نَدیَیه
از مَه زیادتَرَک، خاتو نَدییه(ص 160)
فریده فریاد، دانشجوی رشتهی جنسیت و ادبیات است. تا پیش از سقوط کابل بهدست طالبان، بهعنوان معلم در مدارس و دانشگاههای خصوصی افغانستان فعالیت میکرد. کتاب آموزشی «دستور زبان فارسی» نیز از او توسط «انتشارات دانشگاه» در کابل به چاپ رسیده است. از خزان ۲۰۲۱، در فرانسه پناهنده است و کتابی با عنوان Collection de Chagrins-کلکسیون اندوه»، که روایت سه نسل از زندگی زنان افغانستانی است، به زبان فرانسوی منتشر کرده است. فریده فریاد با شرکت در کنفرانسها و سمینارها در فضای فرهنگی و دانشگاهی فرانسه به دادخواهی برای زنان افغانستان میپردازد.

