رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

خشم و اعتراض در میان سرکوب و محدودیت بی‌پایان

۱ عقرب ۱۴۰۴
خشم و اعتراض در میان سرکوب و محدودیت بی‌پایان

عکسی از آثار لت‌وکوب بر بدن شایسته- ارسالی به رسانه‌ی رخشانه.

رها آزاد

به تاریخ ۱۶ سنبله، منابع محلی با انتشار عکس‌هایی از بدن یک زن که  آثار لت‌وکوب در آن مشهود بود، تایید کردند که طالبان یک زن را در ایست بازرسی لت‌وکوب کرده‌اند.

این ماجرا مربوط به شایسته تابان، زن معترض ۲۵ ساله است.

تصاویر نشان می‌دهد که او به شدت لت‌وکوب شده است.

شایسته تابان، اسم مستعار این زن معترض باشنده ولایت بدخشان است. او مدعی است که پدرش به خاطر زندانی شدن او توسط طالبان دچار سکته قلبی شده و فوت کرده است.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

نامه‌ به دخترم؛ تو الهام‌بخش من هستی

نامه به دخترم؛ به مناسبت فراغت از دانشگاه

شایسته می‌گوید: «مرگ پدر سنگین‌ترین تاوان اعتراضم بود، اما من هنوز اینجا ایستاده‌ام که صدای زنان باشم، صدای خودمان که از جامعه حذف شده‌ایم، حتا اگر خودم نیز قربانی این راه شوم.» 

پس از سقوط حکومت افغانستان در آگست ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، زنان و دختران در بدخشان از نخستین گروه‌هایی بودند که صدای اعتراض‌شان بلند شد. آن‌ها همراه با زنان دیگر در خیابان‌های کابل، مزار و هرات شعار «نان، کار، آزادی» سر دادند. اما به زودی با سرکوب، بازداشت، شکنجه و تهدید روبه‌رو شدند.

همزمان با سرکوب اعتراضات زنان در خیابان‌ها، دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرده که گروه طالبان از تاکتیک‌های خشن برای سرکوب اعتراضات زنان افغانستان استفاده می‌کنند.

شکنجه جسمی و روانی، اعتراف اجباری، حتا آزار جنسی از مواردی است که طالبان به عنوان سرکوب و شکنجه علیه اعتراضات زنان از آن کار گرفته است.

خشونت طالبان با زنان معترض، بسیاری از آن‌ها را ناچار به خاموشی یا فرار از کشور کرده است. اما اعتراض زنان به شکل پنهانی هنوز ادامه دارد.

شایسته می‌گوید: «من یکی از زنان معترض هستم.  لت‌وکوب شده‌ام، به زندان طالبان رفته‌ام، تهدید و تحقیر شده‌ام، اما هنوز زنده هستم و هنوز می‌گویم که ما زنان به عنوان نیمی از پیکر جامعه حق داریم آزاد زندگی کنیم، درس بخوانیم و پا به پای مردان کار کنیم.»

پیش از آن‌که خیابان برایش به میدان مبارزه بدل شود، شایسته یکی از فعالان حقوق زنان در بدخشان بود. او سال‌ها در برنامه‌های آگاهی‌دهی زنان شرکت می‌کرد.

به دلیل ترس از شناسایی او، برخی از جزئیات دقیق چگونگی به زندان رفتن او در این روایت حذف شده است. اما می‌گوید: «اولین بار در ۲۶ آگست ۲۰۲۱ ( ۴ سنبله ۱۴۰۰) یک اعتراض داشتیم با جمعی از دختران در بدخشان. وقتی طالبان شروع کردند به سرکوب، ما با راه‌اندازی چند صفحه مجازی عکس‌ها و ویدیوها را نشر می‌کردیم. یک روز شام طالبان به خانه ما هجوم آوردند و مه از خانه فرار کردم. در ایست بازرسی مرا بازداشت کردند و به زندان بردند. یک هفته در زندان بودم که بسیار روزهای وحشتناک را تجربه کردم.»

او گفته است، شمار طالبانی که به خانه‌ی او هجوم آورده بودند، پنج نفر بودند.

شایسته در مورد تجربه خود از یک هفته در زندان طالبان می‌گوید که بارها از سوی افراد طالبان در جریان بازجویی مورد لت‌وکوب قرار گرفته و دشنام شنیده است. یکی از جملاتی که بارها از سوی افراد طالبان به او گفته شده این بوده که «فاحشه را خارجی‌ها حمایت می‌کنند، حالا بگو بیایند و نجاتت بدهند.»

شایسته مدعی است که در جریان چهار سال حاکمیت طالبان، چندین بار مورد بازجویی افراد این گروه قرار گرفته است و  برای آزادی‌اش حدود ۵۰ هزار افغانی به طالبان پرداخته است.

به تاریخ ۲ سرطان ۱۴۰۲ وقتی با اعضای خانواده‌اش در سفری به سوی تخار می‌رفت و در موتر لینی یکی از مسافران از طالبان تمجید می‌کرد، او بر آشفت و گفت: «به لحاظ خدا، از کدام عدالت حرف می‌زنی؟ چهار سال است زنان افغانستان زندانی‌اند، حق ندارند درس بخوانند. شما از کدام عدالت سخن می‌گویی؟»

او  نمی‌دانست که این مسافر از افراد امر به معروف و نهی از منکر طالبان است. وقتی سخنان شایسته این مرد را خشمگین کرد و درگیری لفظی میان آن دو رخ داد، این مرد از راننده خواست تا موتر را متوقف کرده و او را پیاده کند. وقتی شایسته به اجبار از موتر پیاده شد، آن مرد کارت شناسایی خود را نشان داد که او کارمند اداره امر به معروف طالبان در ولسوالی کلفکان بود.

شایسته مدعی است که در همان ایست بازرسی، دو سیلی محکم از محتسب طالبان خورد: «محتسب دو سیلی محکم به صورتم زد و با صدای بلند گفت، تو از آزادی‌خواه‌های بدخشان هستی که اینقدر زبانت تیز است؟ من چیزی دیگر نگفتم. فقط خود را کنترل کردم که گریه نکنم.»

او می‌گوید، این ماجرا با پادرمیانی اعضای خانواده‌اش تمام شد.

شایسته در گفت‌وگو با رسانه‌ی رخشانه می‌گوید: «شب‌ها کابوس می‌بینم. گاهی در خواب دوباره در زندان طالبان هستم صداهای‌شان هنوز در گوشم است.»

شایسته در یک خانواده پنج‌نفری در یکی از ولسوالی‌های بدخشان زندگی می‌کند. او می‌گوید، سختی زیادی را دیده است، اما هرگز بنای این را ندارد که تسلیم سرکوب طالبان شود: «سرم درد می‌کند و گاهی حتا توان سخن گفتن از روزهای دشوار را ندارم. نه اینکه، ناامید شده باشم. فقط خاطرات بدی دارم. طالبان چنان با قنداق‌شان به سرم کوبیده‌اند و چنان سیلی‌های محکم به سر و صورتم کشیده‌اند که کلن یاد‌آوری‌شان درد دارد.»

آخرین تجربه‌ی شایسته از  آزار و اذیت طالبان همین یک ماه پیش بوده است. ۱۶ سنبله که به گفته‌ی خودش از تخار به سوی بدخشان می‌‌آمدند: «۱۶ سنبله از طرف تخار بدخشان می‌آمدیم، وقتی موتر به ایست بازرسی رسید، یک طالب با خشونت دروازه را باز کرد. چون تمام سرنشینان موتر زنان بودیم، بدون هیچ اجازه یا پرسشی، من چون ترسیدم با عجله موبایلم ره پنهان کرده بودم، شک کرد که تفنگ‌چه دارم. بعد موتر را تلاشی کردند و ما را نیز تلاشی کردند و چیزی پیدا نکردند و بعد موبایل را از جیبم کشید، روی سرک انداخت و با پایش شکست.»

او در توضیح بیشتر ماجرا می‌گوید: «گفتند شرم کن زن هستی زیاد صدایته بلند نکن و چپ باش؟ من گفتم، ما حق زندگی نداریم، حتی نفس کشیدن. با خشم فریاد زد “می‌گویم چپ باش فاحشه” این فاحشه گفتن برای من دردناک‌ بود. با درد و غم که تمام وجودم ره گرفته بودم من هم دو سیلی محکم به صورت طالب زدم. بعدش هم که گویی گرگ ره به جان خودم فراخوانده باشم. با تفنگ و کیبل مرا زدند، دو نفره.  فقط گریه می‌کردم.»

شمسیه راسخ (نام مستعار)  ۲۸ ساله و از فعالان حقوق زنان در بدخشان می‌گوید: «طالبان نه‌تنها زنان معترض را زندانی کردند، بلکه پس از آزادی هم آن‌ها را از زندگی عادی حذف می‌کنند. وقتی زنی هیچ جایی برای کار ندارد، سکوتش را به او تحمیل می‌کنند»

این فعال حقوق زنان می‌گوید: «من زنان معترض بی‌شماری را میشناسم که لقمه نانی برای خوردن ندارند.»

یکی از نزدیکان شایسته به رسانه‌ی رخشانه  می‌گوید که آنها نگران وضعیت او هستند.

این منبع که نخواست هویت‌اش در گزارش ذکر شود می‌گوید: «شایسته هر چند که خودش را قوی می‌گیرد، اما همه ما نگرانش هستیم. در اوایل خیلی موافق نبودیم همرایش، اما چون راه خودش را انتخاب کرده، حالا فقط می‌گوییم مواظب خودش باشد.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری