روایت زنان؛ هر روز با هزاران سوال بیجواب از خواب بیدار میشوم
شاید هیچگاه نتوانم عمق درد و رنجهایی را که در این سه سال تحمل کردیم، به طور کامل بیان کنم....
بخوانید...Detailsشاید هیچگاه نتوانم عمق درد و رنجهایی را که در این سه سال تحمل کردیم، به طور کامل بیان کنم....
بخوانید...Detailsباری استادم برایم ضرب المثل معروفی را نقل کرده بود که معنایش را امروز بهتر درک میکنم. گفته بود: «نباید...
بخوانید...Detailsنگاهی به من انداخت و گفت: دخترش است و مریض شده. پاسخاش با هیچ کدام ازسناریوهایی که در ذهن خود...
بخوانید...Detailsبدون هماهنگی قبلی وقتی به دیدارش رفتم سرگرم مشتریهایش بود. دوست دارد در این روایت کوتاه با نام مستعار نگین...
بخوانید...Detailsنام طالب برای دختران افغانستان یادآور جهل، خشونت، انزوا و زنستیزی است. سه سال آزگار است که این گروه مکتب،...
بخوانید...Detailsاو را در یک بعدازظهر گرم کنار دکانهایی که لباس دستدوم میفروختند، دیدم. بر سر قیمت دودست لباس دست دوم...
بخوانید...Detailsیادداشت: این روایت، نامهی یک آموزگار به دانشآموزاناش و پاسخ یکی از دانشآموزان به اوست. این نامهها را نهال نادری،...
بخوانید...Detailsنیلوی عزیزم! میدانم که روزهای سختی را تجربه میکنی اما هیچ کس نگفته بود که زندگی قرار است آسان باشد....
بخوانید...Detailsزیر گرمای سوزان آفتاب روی چوکی چوبی کوچک، زن قدخمیده و استخوانی، تسبیح بدست در انتظار مشتری نشسته است. وقتی...
بخوانید...Detailsخاکستر غم روی قلبم نشسته، سنگین و بیرحم. هر نفس که میکشم، بوی ناامیدی را با خود میآورد. صدای پاهایم...
بخوانید...DetailsRegistered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana