رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

روایت زنان؛ روزی پندار باطل طالبان خواهد شکست

۲ قوس ۱۴۰۳
روایت زنان؛ روزی پندار باطل طالبان خواهد شکست

Getty Images/ بی بی سی فارسی

ن. حسیب

من یک دختر افغانم. توضیح همین جمله‌ی ساده چهارکلمه‌ای بسیار سخت است. نه‌تنها برای من، بلکه برای تمام دخترانی که در افغانستان زندگی می‌کنند. به همین چهار کلمه که بیش‌تر فکر کنیم، به جایی می‌رسیم که شدیدا تاسف‌آور است.

 دخترانی هستیم که در سرزمینی بنام افغانستان زندگی می‌کنیم. تحصیل، کار و هر چیز دیگری را که معنای آزادی دارد بر ما حرام کرده‌اند. به جرم این که در سرزمین افغانستان جنسیت ما دختر است، حق نفس کشیدن و حق رویاپردازی نداریم. باید تمام آرزوهایمان را بر روی یک کاغذ بنویسیم و به دست باد بسپاریم.

در یک کلام، ما را وادار به آن کرده‌اند که مثل پرنده‌ای در قفس به  زندگی خود ادامه بدهیم.

 یک لحظه فکر می‌کنم آیا من انسان هستم؟ بلی می‌بینم دست و پا و دیگر اعضای بدنم، مانند دیگر انسان‌هاست. از خود می‌پرسم، در افغانستان، تفاوت من و یک حیوان در چیست که حتا حق سوال کردن را هم ندارم. حتا شنیدن صدایم را حرام می‌دانند. 

این مطالب هم توصیه می‌شود:

یک تحقیق تازه: بدترشدن «چشم‌گیر» وضعیت افراد دارای معلولیت، بویژه زنان زیر سلطه طالبان

آموزگار دست‌فروش در خیابان‌های بلخ: «چه خشونتی بالاتر از این که کار، تحصیل، آزادی و روزی ما را گرفتند»

من حق ندارم گیسوانم را رها کنم تا باد ملایم بهاری با آن بازی کند و یا بوی گل‌های رنگارنگ را استشمام کنم، من حق ندارم پرده سیاه را  از صورتم بردارم و غروب  آفتاب را  تماشا کنم . آیا این انصاف است؟ به تاریخ قبل از اسلام که دختران را زنده به گور می‌کردند، می‌اندیشم. حتا ترجیح می‌دهم که آن زمان به دنیا می‌آمدم، دست‌کم در کودکی زیر خاک می‌رفتم. حداقل نمی‌دانستم برای چه زنده به گور می‌شدم. نه حالا که بزرگ شده‌ام، احساس می‌کنم یک موجود زنده هستم و حق زندگی دارم؛ اما با مرگ تدریجی هر روز مرا  شکنجه می‌کنند و از بین می‌برند.

با این که طالبان و فکر طالبانی صدای مرا حرام کرده‌اند؛ اما من فاش می‌گویم، آری! تو از من می‌ترسی. تو می‌دانی که شجاع‌تر از تو هستم. شجاعتم، دانش و فهمم است. شماها که سلاح و شلاق دارید، خوب می‌دانید که من ابهت عقاب را دارم؛ بلندپرواز و تسلیم‌ناپذیر.  

 شماها سال‌هاست که در پی نابودی و در قفس کردن ما هستید. اما فقط یک جمله برای  شما و هم فکران‌تان می‌گویم، شاید بتوانی ظاهرا در قفسم کنی؛ اما روح و رویای بلند من، چنان است که در قفس شما نمی‌گنجد.

 من دوباره متولد خواهم شد قوی‌تر از قبل؛ یک روزی تو را شکست خواهم داد. این پندار باطل شماست که خیال می‌کنید می‌توانید با هزاران حیله و نیرنگ به بهانه دین، مذهب و فرهنگ مرا حبس کنید. در حقیقت شما از من هراس دارید و این ترس شما، به من و همجنسانم نیرو می‌بخشد. روزی خواهد رسید که تو را از پا در آورم . من به آن روز ایمان دارم و با همین ایمان هرگز از تلاش دست برنمی‌دارم تا پندار باطل تو بشکند.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری