روایت زنان؛ شبی که مرا با پای برهنه و کوهی از درد پس به خانهی پدرم فرستاد
امروز صبح با صدای باد که به شیشهی پنجره اتاق میخورد، بیدار میشوم. انگار مثل همیشه خورشید برای تابیدن به...
بخوانید...Detailsامروز صبح با صدای باد که به شیشهی پنجره اتاق میخورد، بیدار میشوم. انگار مثل همیشه خورشید برای تابیدن به...
بخوانید...Detailsدقیقا یادم هست دو سال و چند ماه پیش قبل از آنکه کشور به دست گروه طالبان سقوط کند، در...
بخوانید...Detailsمونسه هستم. ۲۵سال سن دارم. بیشتر از دو سال از این ۲۵ سال عمر خود را در زیر سایهی طالبان...
بخوانید...Detailsدر حال حاضر، متاسفانه زنان و دختران در ولایت دایکندی بیشترین اذیت و آزار را در خیابانها از سوی اعضای...
بخوانید...Detailsقدمهایش را تند تند برمیدارد تا هرچه زودتر از خیابان عبور کند، مبادا کسی متوجهاش شود و او را ایستاد...
بخوانید...Detailsاز پشت کلکین به کوچهای که در سکوت کامل بهسر میبرد، چشم دوختهام. کوچه سوتوکور است. آرامِ آرام؛ چنانکه گویی...
بخوانید...Detailsاز روز جهانی محو کدام خشونت بر زن حرف میزنیم؟ پاسخاش روشن است. برای ما ۲۵ نوامبر، یادآور ۱۵ اگست...
بخوانید...Detailsکمربندش را میبندم و کالسکهاش را هُل میدهم. آفتاب بر پیشانیام میتابد، صورتم گرم میشود. ماسکم را برمیدارم تا گرمی...
بخوانید...Detailsنامش رویا است. از گونههای رنگپریدهاش پیدا است که روزهای سخت زندگیاش را پشت سر میگذارد. روزی که در سال...
بخوانید...Detailsدر هوای گرگومیش صبح کابل در پلسوخته کمتر رهگذری دیده میشود؛ اما صدای گوشخراش بوق موترها بسیار بلند است. زنی...
بخوانید...DetailsRegistered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana