رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

در معرض خشونت؛ از خانه تا خیابان: «کسی زن را آدم حساب نمی‌کند»

۴ قوس ۱۴۰۲
در معرض خشونت؛ از خانه تا خیابان: «کسی زن را آدم حساب نمی‌کند»

جوانه‌ی گندم(مستعار)

قدم‌هایش را تند تند برمی‌دارد تا هرچه زودتر از خیابان عبور کند، مبادا کسی متوجه‌اش شود و او را ایستاد کند. در هوای گرم تابستان راه رفتن با لباس بلند و کاملا پوشیده بسیار دشوار است. چادر کلانی به دور سرش پیچانده تا مبادا یک تار مویش دیده شود و ماسکی که به سختی می‌شود از پشت آن نفس کشید. بوت‌های ورزشی نیز پوشیده است تا صدای قدم‌هایش طالبی را تحریک نکند.  

به محض ورود به خانه، ماسک را از صورتش برمی‌دارد تا بتواند نفس راحتی بکشد. لباس‌هایش را تبدیل می‌کند و آب سردی به دست و رویش می‌زند. با همان حالت خستگی یک راست به سراغ سنگ ‌صبورش می‌رود؛ مادرش.

با صدایی خسته و ناامیدانه برای مادرش قصه‌ی امروزش را تعریف می‌کند و دلیل زود آمدنش از کورس را.

امروز ماموران امر به معروف طالبان سرزده به آموزشگاه آمده بودند. بارها این اتفاق افتاده است؛ وقتی که ماموران امر به معروف می‌آیند، دختران به همکاری آموزگاران از درهای پشتی آموزشگاه پا به فرار می‌گذارند. بعد از تعطیل شدن دانشگاه‌ها و بسته شدن مکتب‌ها، تنها امید دختران همین آموزشگاه‌ها هستند.  

این مطالب هم توصیه می‌شود:

سکوت را بشکنیم؛ نیمه شب اصرار داشت که تماس تصویری بگیرد

سکوت را بشکنیم؛ بسیاری از مردان پیام دادند که تقصیر من است

مادرش هم به او قصه‌ی زن همسایه‌اش را می‌کند که امروز شنیده است. زن برای گرفتن نکاح‌خط به محکمه‌ی طالبان در بامیان رفته بوده؛ اما با وجود داشتن حجاب اسلامی باز هم به او اجازه‌ی ورود نداده‌اند. به آن زن گفته شده که«کسی زن را آدم حساب نمی‌کند.»، مگر آن که محرم خود را بیاورد و خودش مانند یک مترسک در کنار محرمش باشد.

دختر آهی از سرناامیدی و درد می‌کشد و خود را مانند پرنده‌ای می‌بیند که بال پرواز ندارد. چند سال پیش، چه رویاهای بلندپروازانه‌ای در سر داشت؛ اما اکنون بیش‌تر از دو سال می‌شود که دنیایش دیگر رنگی ندارد. دیگر برای بیرون رفتن آرایش نمی‌کند. لباس‌های رنگی و زیبای دخترانه‌اش را نمی‌پوشد. با دوستانش با صدای بلند نمی‌خندد. این است حقیقت تلخ زندگی هزاران دختر و زن افغانستان.

ما همه محکوم به زندگی تحمیلی هستیم.  دیگر صدای‌مان شنیده نمی‌شود، حق انتخاب نداریم. زندگی ما در حلقه‌ی تنگ خشونت اسیر شده است، یا شاید بهتر این است که بگویم اصلا حق زندگی از ما گرفته شده است.

یادداشت: مسوولیت محتوایی این روایت به دوش نویسنده آن است

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری