تمنا تابان
تا حدود دو سال پیش، خانوادهی بختآور (نام مستعار) ۵۳ ساله نزدیک به چهل سال ساکن یکی از مغارههای بامیان بودند. آنها به خاطر فقر نتوانستند در طول این مدت برای خود سرپناه بسازند.
اما بختآور یکی از هفت خانوادهای بود که در ماه سنبلهی ۱۴۰۱ از مغارههای شان با «زور میل تفنگ» کوچ اجباری داده شدند. او میگوید، در دو سال گذشته، زندگیاش بیشتر در کام فقر سقوط کرده و به آوارگی کشیده شده است.
منابع محلی به رسانهی رخشانه گفته بودند پشتونهایی که تازه به بامیان آمدهاند از یک طرف و شماری از تاجیکهای ساکن بامیان از طرف دیگر بر مغارهها ادعای ملکیت کردهاند و بعضی از ساکنان مغارهها را مجبور به کوچ اجباری کردهاند.
در آن زمان، بررسیهای رسانه رخشانه نشان داد که دستکم هفت خانواده از مغارههای محل سکونتشان مجبور به کوچ اجباری شده بودند.
پس از دوسال، اکنون بختآور میگوید: «وقتی سموچ ما را به زور از ما گرفتند، ما مجبور شدیم از بامیان مهاجر شویم، کابل رفتیم تا بتانیم هم کار کنیم و هم وضعیت زندگی ما بهتر شوه، زندگی ما خوب که نشد هیچ بلکه بدتر شد، کرایه خانه در کابل بسیار بالا بود و نتوانستیم کرایه ره پوره کنیم، پس از ۵ ماه مجبور شدیم دوباره پس بامیان برگردیم.»
خانوادهی بختآور از زمان برگشت به بامیان تاکنون مجبور شده چهار بار خانه خود را تغییر دهد، حال فقر بیشتری بر زندگی آنها مستولی شده است: «مجبور شدیم در یک خانهی نیمه ویرانه با یک هزار کرایه زندگی کنیم، ولی هر روز وضعیت روزگار ما بدتر و بدتر شده رفت.»
شوهر بختآور بیماری قلبی دارد و توان کار ندارد. او و پسر خردسالش تنها نانآور خانه هستند: «مجبوریم هر کاری که گیر ما بیایه انجام بدهیم تا زنده بمانیم و از طرفی مصارف دوای شوهرم ره پوره کنیم.»
به گفتهی بختآور، اکنون مغارهای که او و خانوادهاش به زور از آن اخراج شده بودند، خالی از سکنه است.
حدود دوازده هزار مغاره در دل صخرههای سخت کنده شدهاند. براساس روایتهای تاریخی، قدمت آنها به یک هزار و ۵۰۰ سال قبل بر میگردد که بخشی از تاریخ باشکوه بامیان است. اما صدها سال بعد، این مغاره پر از ساکنان درماندهای شد که سرپناهی جز آن ندارند.
مغارهها در دل صخرهها طوری ساخته شدهاند که عموما در تابستان سرد و در زمستان گرم هستند. برای همین، آنجا محل زندگی بسیاری از ساکنان فقیر بامیان گشته است.
ساکنان این مغارهها به شدت فقیرهستند. مثل بختآور و خانوادهاش که زندگی آنها به کارهای شاقه خزانی وابسته است. مثل کچالو چینی: «هر سال میرفتم سر زمینها کار میکدم. کچالو چینی میکدم و خوراک و سوخت زمستان خوده پوره میکدم، امسال از دست کوچکشی هیچ بیکار نشدم تا مثل هر سال کار کنم. از یک سو، صاحبخانه ما نمیمانه که کچالو و خَشَک (خاشاک) ره در خانه بیارم (انبار کنم.)»
ماجرای کوچ اجباری چیست؟
رسانهی رخشانه موفق نشد نظر مقامهای محلی طالبان را در مورد کوچ اجباری مغارهنشینها به دست آورد.
اما مولاداد یکی از مدعیان مالکیت مغارههای باستانی بامیان در گفتوگو با رسانهی رخشانه ادعا میکند که تمام مغارههایی که در بامیان وجود دارد در مالکیت آنها است: «مغارههای پشت سرک که پشتهی زمین ما حساب میشه کاملا از ما مردم تاجیک است و اگر دعوای قانونی پیش بیایه ما برنده هستیم.»
رحمتالله مطیع (نام مستعار) یک منبع مطلع و مسوول در اماکن تاریخی بامیان میگوید، مغارهها از جملهی آثار باستانی و ملکیت دولت است نه ملکیت شخصی فرد یا گروه خاص: «از نظر قوانین ملی و بینالمللی مکانهایی مانند مغارههایی که در بامیان وجود دارد ملکیت فردی کسی حساب نمیشود، بلکه ملکیت عامه و یا ملکیت دولت است.»
او میگوید، این مغارهها آثار باستانی هستند و باید دولت با سرپناه دادن به ساکنان آنها از این مغارهها محافظت کنند.
برای افرادی مثل بختآور هم هیچ گاهی توضیح داده نشده که چرا آنها باید از مغارهها بیرون رانده شوند: «ما چهل سال میشه که ده همی سموچ زندگی میکنیم. اگر اونا سند داشتند چرا در این چهل سال گذشته ادعا نکردند که حالی میگویند این سموچ مال ما است.»
در زمان حکومت جمهوریت با وجود سرایز شدن میلیاردها دالر کمک جامعهی جهانی هیچگونه توجهی برای اسکان مغارهنشینها نشد. در عصر گروه طالبان نیز همین وضعیت ادامه دارد.
قرار بود سازمان ملل تا پایان سال ۱۴۰۲ برای ۱۴۴ خانوادهی ساکن مغارهها شهرک بسازد. این شهرک در تپهی جلال «شهرک بابا» ساخته میشد که هزینهی ساخت هر خانه، ۴ هزار و ۴۰۰ دالر امریکایی برآورد شده بود. کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان (UNHCR) سنگ بنای این شهرک را در تاریخ ۱۱ ثور همان سال گذاشت و زمین شهرک که ۱۲ هکتار را در بر میگرفت، از سوی ادارهی امور مهاجرین و عودتکنندگان طالبان در بامیان آماده شده بود.
اما حکومت طالبان به دلایل نامعلوم کار ساخت این شهرک را متوقف کرد و تا امروز دیگر از آن خبری نیست.
بررسیهای رسانهی رخشانه نشان میدهد که در حال حاضر کوچ اجباری ساکنان مغارهها متوقف شده است، اما خانوادههایی مثل بختآور بیش از دو سال است که طعم تلخ آوارگی را میچشند.
به گفتهی بختآور: «دستشان از هوا کوتاه و پای شان از زمین کنده است.»

