رها آزاد
۱۹ روز از مرگ سودابه، دختر ۲۰ سالهای که خود را به آبهای خروشان رودخانهی ولسوالی وردوج ولایت بدخشان انداخت، میگذرد. منابع به رسانهی رخشانه میگویند، او با پریدن به داخل آب خودکشی کرده است. ظاهرا خبر خودکشی سودابه از چشم رسانهها پنهان مانده است.
اما منابعی که رسانهی رخشانه با آنها صحبت کرده، دلیل اقدام به خودکشی این قربانی را غمانگیز توصیف میکنند. دستکم سه منبع گفتهاند، سودابه به دلیل افتادن از درخت از ناحیه اندام تناسلی خود دچار خونریزی شده بود که همین موضوع از سوی اطرافیانش سبب سرزنش او شده بود.
اطرافیانش او را سرزنش کرده بودند که «بکارت»اش را از دست داده است. سرزنشهایی که به گفتهی منابع، او را به تصمیم مرگبار خودکشی کشاند.
به دلیل مصونیت منابع، نامها در این گزارش مستعار آمده یا هویت آنها برای رسانهی رخشانه محفوظ است و برخی از جزئیات هم در این گزارش نیامده است.
ساکنان محلی، جسد سودابه را هشت ساعت بعد از خودکشی از رودخانهی وردوج بیرون کشیدند.
یک پرستار ۲۴ ساله در بدخشان که سودابه را پس از حادثهی افتادن از درخت دیده بود، در مورد چشم دید خود از وضعیت او به رسانهی رخشانه گفته است: «روزی که نزد ما آمده بود ۲۹ اسد بود. دستهایش میلرزید و دهنش خشک میشد هر لحظه. چپن سیاه پوشیده بود.»
به نقل از این پرستار، سودابه به داکتر متخصص وضعیت خود را چنین شرح داده است: «چهار روز پیش یک شام از درخت افتادم و تقریبا سه روز خونریزی داشتم، و جان درد هم داشتم. حالی زیاد میترسم کدام مشکلی برم پیش نیامده باشد. هرکس میگه وقتی شرمگاه دخترها آسیب ببینه پردهاش (پرده بکارت) پاره میشه. مادر اندرم را گفتم که با مه بیایه، اما نیامد خاطر که گفت نام بدی دارد، حتا زن برادرم هم راضی نشد با مه بیایه. حالی خدا کنه کدام مشکلی برم پیش نیامده باشه، اگر نی دیگه زندگی به مه سیاه میشه.»
یک منبع از نزدیکان سودابه در مورد حادثهی افتادن او از درخت به رسانهی رخشانه گفته است، تاریخ ۲۵ اسد ۱۴۰۴ سودابه هنگام بالا رفتن از درخت برای چیدن میوه در حویلی خانهشان به زمین سقوط میکند. این حادثه سبب شد کمر و لگن او آسیب ببیند و چند روز خونریزی کند.
برای همین، سودابه با یکی از بستگان خود که هویت او به دلیل نگرانیهای امنیتی در این گزارش محفوظ است، برای این که مطمئن شود برایش مشکل پیش نیامده است به داکتر مراجعه کرده بود.
هرچند نگرانی سودابه بیجا نبود، ناآگاهی و سطح پایین سواد در مناطق روستایی، یک معضل بزرگ در مقابل چنین مواردی است. در حال حاضر در بسیاری از روستاهای بدخشان و در کل افغانستان هنوز باور عمومی این است که پردهی بکارت، معیار باکره بودن دختران است.
اگر دختری هنگام اولین رابطهی جنسی خونریزی نکند، گمان میبرند او «دختر» نیست و خانواده بیآبرو میشود. این باور نادرست، ترس بزرگی در وجود سودابه ایجاد کرده بود و زندگیاش را تحت تاثیر قرار داده بود.
سودابه، ساکن قریه سرغیلان ولسوالی وردوج ولایت بدخشان بود و پنج سال قبل مادرش را به دلیل بیماری قلبی از دست داده بود.
رسانهی رخشانه با تلاشهای زیاد موفق نشد با خانوادهی سودابه صحبت کند. به همین دلیل از افرادی که متهم به آزار و اذیت روانی و فیزیکی سودابه است، در این گزارش نامی به میان نمیآید.
پرستاری که یک هفته قبل از خودکشی سودابه را دیده است میگوید: «هنوز در شوک هستم، باورم نمیشه یک هفته قبل زنده بود. برایش چهقدر اطمینان دادم که نگران نباشد ولی رفت و خودش را کشت.»
یکی از همسایههای سودابه هم گفته است: «در تمام قریه ای گپ سر زبان بود که سودابه دختری شه از دست داده.»
اما متخصصی هم که با رسانهی رخشانه صحبت کرده، گفته است که بررسی نشان میداد که برای سودابه هیچ مشکلی پیش نیامده است: «خونریزی سه روزه او به معنای از بین رفتن پردهی بکارت نیست و تنها ناشی از یک آسیب جزئی داخلی بوده است. پس از معاینه، مشخص شد که مشکل خاصی برایش ایجاد نشده بوده. اما چون مردم سنتی و اکثرا کم سواد هستند و سطح آگاهی هم پایین است. زندگی دختر را از بین بردند.»
او گفته است: «فشار زیاد، افتادن یا ضربه ممکن است به دیوارهی داخلی واژن یا دهانه رحم صدمه برساند و باعث خونریزی شود. و معمولا این خونریزی به دلیل پاره شدن پرده بکارت نیست.»
خودکشی در میان دختران جوان در افغانستان به ویژه در مناطق روستایی، از جمله بدخشان، پدیدهای رو به افزایش است و دلایل آن عموماً ترکیبی از فشارهای خانوادگی، فقدان حمایت عاطفی و اجتماعی و محدودیتهای شدید پس از بازگشت طالبان است.
این وضعیت وقتی با ناآگاهی و باورهای سنتی درباره بدن و ارزش دختران ترکیب میشود، باعث میشود که حتی مسائل پزشکی ساده یا آسیبهای جزئی، به بحران روانی و احساس ناامیدی عمیق منجر شود.
یکی از بستگان سودابه و مطلع از ماجرا به رسانهی رخشانه گفته است: «از بازار آمدم که گفتن مردهی سودابه ره ای آو کشیدن. هوش از سرم رفت. خدا به هیچکسی نشان نته.»
در این گزارش از او با نام مستعار صداقت یاد میشود و نسبت این منبع با سودابه و سن او به خاطر مصونیتاش محفوظ است. او میگوید، سودابه همواره با خشونت خانوادگی مواجه بود: «هر بار که میدیدمش یک جای از بدن یا دستش کبود یا زخمی بود.»
ساره نوری (نام مستعار) از فعالان حقوق زنان در بدخشان میگوید: «سودابه قربانی یک سیستم فرهنگی است که بدن زن را ملک خانواده میداند. نبود آموزش جنسی و آگاهی در کنار خشونت خانگی، باعث میشود دختران هیچ پناهی نداشته باشند. جامعهی ما باید بفهمد که ارزش یک انسان به پرده بکارت نیست، بلکه به زندگی و کرامت اوست.»
از نظر این فعال حقوق زنان، داستان سودابه تنها یک تراژدی فردی نیست، نمادی از بحران دختران جوان در محیطهایی است که آموزش، حمایت روانی و آگاهی برای آنها محدود است.

