حوا جوادی
دوازدهم و سیزدهم جولای، اسلامآباد میزبان نهمین نشست سازمان همکاری اسلامی در مورد زنان بود. نشستی که عنوان آن «توانمندسازی اجتماعی-اقتصادی و سیاسی زنان در کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی: چالشها و راههای پیشرو» بود. نمایندگانی از ۵۷ کشور اسلامی و دهها سازمان و نهادهای فعال در کشورهای اسلامی در این نشست گردهم آمدند تا مسایل پیشروی زنان در جوامع اسلامی را بررسی کنند.
در بیانیه بلند ۳۲ مادهای که از این نشست بیرون آمد، تنها دوبار از افغانستان نام برده شده و در هر دو مورد به جز کلمات و مفاهیم کلی چیزی در آن دیده نمیشود. در مقدمه بیانیه آمده است که ما عمیقا نگران «ادامه محدودیتها بر تحصیل دختران و اشتغال زنان در افغانستان، که با ارزشهای اسلامیِ حامیِ کرامت، حقوق و پیشرفت زنان و دختران مغایرت دارد» هستیم و در بند ششم آمده که «بر ضرورتِ رفع موانع آموزشی و شغلی و تضمین مشارکت کامل، برابر و معنادار تمامی دختران و زنان در زندگی عمومی در افغانستان مطابق ارزشهای اسلامی» تاکید میکنیم.
در سایر بندهای بیانیه باز هم به نکات کلی اشاره شده که در دنیای پیشرفته کنونی نیازی نیست دو روز جلسه برگزار شود و صدها هزار دالر هزینه شود تا این نکات استخراج شود؛ از جمله برنامهریزی برای توانمندسازی اقتصادی زنان، ایجاد فرصتهای برابر شغلی، افزایش مشارکت سیاسی زنان و توسعه دسترسی زنانی به فرصتهای مالی.
نکاتی که زنان سازمان همکاری اسلامی نادیده گرفتند
در تاریخ معاصر جهان هیچگاه زنان بحرانی به اندازه بحرانی که اکنون در جوامع اسلامی با آن دست و پنجه نرم میکنند، تجربه نکرده است. سطح خشونت سیستماتیکی که اکنون در کشورهای اسلامی علیه زنان وجود دارد با سایر نقاط جهان قابل مقایسه نیست.
به طور نمونه، براساس یافتههای کمیسیون حقوقبشر پاکستان، در ۱۱ ماه اخیر سال ۲۰۲۵ موارد خشونت مبتنی بر جنسیت در این کشور ۲۵ درصد افزایش داشته است. در این بازه زمانی ۶۵۴۳ مورد خشونت جنسیتی ثبت شده است که ۳۸۱۵ مورد آن را تجاوز جنسی تشکیل میدهد؛ ۱۳۳۲ مورد قتل خانگی به ثبت رسیده که صدها مورد آن قتل ناموسی (honour killing) است.
در بنگلادش، وضعیت بسیار نگرانکنندهتر از پاکستان است. براساس آمار سازمان حقوقبشری ASK (Ain o Salish Kendra) خشونت علیه زنان از زمان آغاز شورشها تاکنون سیر صعودی داشته است. آمار پلیس مرکزی بنگلادش نشان میدهد که در ماههای اولیه سال ۲۰۲۵ به طور میانگین روزانه بیش از ۵۰ پرونده مربوط به خشونت علیه زنان و کودکان، یعنی ماهانه بیش از ۱۵۰۰ مورد آزار و اذیت زنان و کودکان در حوزههای پولیس ثبت شده است.
در نایجریه، ربودن دختران خردسال توسط گروههای بنیادگرای اسلامی به یک امر روزمره تبدیل شده است. به طور نمونه براساس یافتههای سازمان عفو بینالملل، در سه ماهه اول ۲۰۲۶ بیش از ۱۱۰۰ نفر در شمال نایجریه ربوده شدند که اکثر مطلق آنان زنان و کودکان بودند.
آپارتاید جنسیتی در افغانستان
در افغانستان وضعیت از بنیاد فرق میکند. نزدیک به پنج سال است که گروه کاملا ضد زن حکومت را در دست گرفته است و یکی از مخوفترین وضعیتهای انسانی را برای زنان رقم زده است. کابوس امر به معروف خواب را بر چشمان زنان افغانستان حرام کرده و کشور به صحنه نمایش بدترین زنستیزی در تاریخ بشر تبدیل شده است. موضوع تنها آموزش و کار زنان نیست. زنبودن اکنون به جرم سنگینی تبدیل شده است. گشت و گذار آزادانه زنان در کوچه، بازار و خیابان تقریبا کاملا ممنوع شده است.
پنجسال محرومیت از آموزش، میلیونها دختر را از رویاهایشان دور کرده و آنها را در قفس خانههایشان محبوس کرده است. تمامی نهادهای حامی زنان در جامعه لغو شده است و حتی اعضای خانواده هم نمیتوانند از حقوق دختران و زنانشان دفاع کنند. یک گروه با کارنامه سنگین تروریستی مردم افغانستان را به گروگان گرفته و انواعی از آلام و مصیبت را بر آنان تحمیل کرده است، که قربانی اصلی آن زنان و کودکان اند.
بازداشت زنان از سطح کوچه و بازار به بهانه نداشتن محرم یا پوشش مورد نظر طالبان امر عادی شده است. ازدواج کودکان زیر سن ۹ سال قانونی شمرده میشود و روزانه دهها تن در گوشه و کنار کشور در ملاءعام شلاق زده میشوند. هیچ مرجعی برای رسیدگی به خشونتهای خانوادگی علیه زنان وجود ندارد و در جامعه با زنان به عنوان مال و دارایی مردان رفتار میشود.
در بیانیه پایانی وزیران امور زنان کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی به هیچ یکی از این موارد اشاره نشده است. چشمپوشی از واقعیتهایی تا این حد تلخ و اظهار نگرانیهای تشریفاتی و کلی، سیمای مأیوسکنندهای از وضعیت زنان در جوامع اسلامی ترسیم میکند.
انتظار این بود که وزیران امور زنان در کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی به وضعیت زنان به عنوان «وضعیت ویژه» و «استثنایی» رسیدگی کنند و آن را در رأس آجندای نشست خود قرار دهند. این سازمان میتوانست از کارزار «به رسمیتشناسی آپارتاید جنسیتی» به عنوان «جنایت علیه بشریت» حمایت کنند و از حکومتهای متبوع خویش بخواهند تا برای تغییر وضعیت زنان در افغانستان اقدامات عملی انجام دهند.
دهها زنی که در این نشست حضور داشتند، میتوانستند کمیسیون ویژهای را برای تحقیق و بررسی وضعیت زنان در افغانستان ایجاد کنند تا به صورت ماهوار و سالانه گزارشی از وضعیت زنان افغانستان به کشورهای اسلامی ارائه کنند. این سازمان میتوانست کشورهای عضو سازمان اسلامی را وادار به اعطای بورسیههای تحصیلی برای زنان افغانستان نمایند تا دست کم بخشی از زنان بتوانند تحصیلات خود را در خارج از افغانستان ادامه دهند.
موضوعاتی از قبیل کودکهمسری، قتلهای ناموسی و نبود نهادهای حامی حقوق زنان، موضوعات دیگری است که در این نشست باید به صورت جدی در مورد آن بحث و تصمیمگیری میشد. شرکتکنندگان میتوانستند کشورهای عضو را ملزم کنند تا برای محو خشونت علیه زنان و کودکان اقدامات عملی ملموس انجام دهند؛ اقداماتی که نتایج آن به وضوح قابل مشاهده باشد.
راه دشوار مبارزه زنان در افغانستان
نشست دو روزه اسلامآباد نشان داد که مبارزات زنان افغانستان برای تامین حقوقشان کار آسانی نیست. کشورهای مسلمان نه تنها آنان را در مسیر برابریطلبی حمایت نمیکنند که با برقراری روابط با طالبان به بهانه حمایتهای بشردوستانه، عملا به بقا و استمرار حاکمیت زنستیزی در افغانستان کمک میکنند. این کشورها و حتی نمایندگان زن این کشورها تعهد و اراده جدی برای دفاع از حقوق زنان و حمایت از مبارزات برابریطلبانه ندارند.
با درک این واقعیت، زنان افغانستان باید مبارزه خود را بر مسیرهای حقوقی و قانونی متمرکز کنند که در چارچوب قوانین بشردوستانه بینالمللی وجود دارد. در این راستا، مستندسازی جنایت علیه زنان، ارجاع به محاکم لاهه و زمینهسازی برای بازتعریف مفهوم آپارتاید و به رسمیتشناختن «آپارتاید جنسیتی» به عنوان «جنایت علیه بشریت» تا سال ۲۰۲۸ از اهمیت بنیادی برخوردار است.
سازوکارهایی همچون محو هرگونه تبعیض علیه زنان، آزار و اذیت سیستماتیک زنان که مصداق «جنایت علیه بشریت» است، کارهای بنیادیاند که زنان و فعالان حقوق زن باید روی دست بگیرند. در واقع، اگر زنان افغانستان به اهداف مبارزاتی خود دست بیابند، دستاورد و نتایج آن برای زنان در تمامی جوامع اسلامی ثمربخش است. به نظر میرسد به جای آن که کشورهای اسلامی به زنان افغانستان کمک کنند، این کشورها خود به فعالیت و مبارزه زنان افغانستان برای توانمندسازی زنان و محو تبعیض علیه آنان نیاز دارند.
مسلما زنان افغانستان این روزهای دشوار را پشت سر خواهند گذاشت و بساط این استبداد و زورگویی علیه زنان را برخواهند چید. اما این که کشورهای اسلامی در برابر این همه بیدادگری سکوت کردهاند، چیزی است که به سادگی فراموششدنی نیست. حاکمان کشورهای اسلامی برای زنان افغانستان جز شرمساری هدیهای دیگری نداشتهاند.

