رها آزاد
در این گزارش روایت سه دختر نوجوان آمده است که هرکدام میگویند به دلیل ترس از ازدواج زودهنگام، مجبور شدهاند قاعدگی خود را پنهان کنند. در جایی که آنها زندگی میکنند، اغلب باور این است که شروع قاعدگی یعنی دختر وارد مرحله بزرگسالی شده و باید ازدواج کند.
شروع قاعدگی در دختران معمولاً بین سنین ۱۰ تا ۱۵ سالگی آغاز میشود. متخصصان صحی میگویند، آغاز قاعدگی تنها نشاندهنده ورود بدن به مرحله بلوغ است و به معنای آمادگی جسمی، روانی و اجتماعی برای ازدواج نیست.
با این حال، در برخی جوامع سنتی هنوز باورهایی وجود دارد که قاعدگی را با آمادگی برای ازدواج پیوند میدهد. ذهنیتی که گاه سبب ترس، پنهانکاری و نگرانی در میان دختران نوجوان میشود.
شایسته* ۱۶ ساله، از یک سال پیش تا کنون قاعدگی را تجربه میکند. او در یک سال گذشته این موضوع را از خانواده و حتا مادرش پنهان کرده است. چرا؟ «میگویند دختر که یکبار کمر درد شد، خلاص است، یعنی به بلوغ رسیده، جوان شده و وقت عروسی کدنش است.»
شایسته صنف ششم مکتب بود که پس از حاکمیت دوباره طالبان در افغانستان، دروازههای مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته شد و او پس از آن خانهنشین شد.
او درباره نخستین تجربه قاعدگیاش میگوید: «اولین بار که مریض شدم، بهار پارسال بود. وقتی خون دیدم خیلی ترسیدم، اول گریه کردم. بعد چون کمکم دربارهاش شنیده بودم، رفتم یک تکه پاک گرفتم تا کالایم خونی نشود و کسی نفهمد. خیلی ترسیده بودم، شکمم و کمرم درد میکرد، اما به کسی چیزی نمیگفتم.»
به گفته شایسته، در همان سه تا چهار روز نخست قاعدگیاش، درد شدیدی را تجربه کرده اما برای اینکه کسی متوجه وضعیتش نشود، کارهای خانه را مانند همیشه انجام میداده است.
او با خانوادهاش که چهار برادر و یک خواهر کوچکتر از خودش دارد، در شهر فیضآباد، مرکز ولایت بدخشان در یک منطقه نسبتاً دورافتاده زندگی میکنند.
شایسته میگوید پنهان کردن قاعدگی برایش مشکلات زیادی ایجاد کرده است: «وقتی مریض باشم، نماز خوانده نمیشه، اما باز هم میروم در اتاق دیگه چند دقیقه میمانم و پس میایم میگویم نماز خواندم. امسال در رمضان خیلی به عذاب شدم با وجود مریضی، روزه گرفتم تا کسی نفهمد.»
براساس فقه اسلامی، نماز خواندن و گرفتن روزه هنگامی که زنان و دختران در حال قاعدگی هستند، از آنها برداشته شده است.
در جایی که شایسته زندگی میکند، ازدواجهای زیر سن نیز رایج است. او میگوید، یک دوست او شانزدهم همین ماه پیش مجبور به ازدواج شده است. «بسیار میترسم، به همین خاطر به کسی نمیگویم که مریض میشوم، حتی مادرم. چون اگر بفهمند شاید یکی دو سال دیگه مره هم به شوهر بتن. اینجا وقتی دختر مریض (قاعدگی خود را ببیند) شود، میگن به عروسی برابر است.»
مروه* میگوید هرچند به حمایت مادرش تا حدودی امیدوار است، اما در خانواده آنها تصمیمهای مهم بیشتر از سوی مردان گرفته میشود و زنان نقش کمتری در تصمیمگیری دارند. «پارسال کسی از قومهای آغایم (پدرم) پشت مه خواستگاری آمده بود، آغایم قبول داشت اما مادرم نه، چون مادرم به آغایم گفته دخترمان تا حالی کمردرد نشده و خورد است بان حداقل امی مریضی شه بیبینه باز عروسی کند.»
مروه ۱۵ ساله نیز تا هنوز قاعدگیاش را مثل یک راز نگهداشته است. فقط مادرش خبر دارد.
مروه دو سال میشود که از آموزش بازمانده است. او صنف ششم را به پایان رسانده، اما به دلیل محدودیتهای آموزشی نتوانسته به تحصیل ادامه دهد و اکنون خانهنشین است.
مروه از نخستین تجربه قاعدگیاش نیز میگوید. او زمانی که برای اولین بار خون را در پیراهنش دیده، وحشت کرده و گریسته است؛ اما به گفته خودش به مرور زمان به این وضعیت عادت کرده است.
مروه ساکن ولسوالی یفتل بالا است. او در یک خانواده هشتنفری زندگی میکند.
کوثر* ۲۰ ساله نیز تجربهای مشابه شایسته و مروه دارد، اما به گفته خودش او از این مسیر سخت عبور کرده است.
کوثر در مورد نخستین تجربه قاعدگی و سالهای دشواری که پس از آن سپری کرده، میگوید: «اولین بار که مریض شدم ۱۴ ساله بودم. بینهایت ترسیده بودم، باورم نمیشد که کلان شده بودم.»
نا آگاهی در مورد قاعدگی، باعث شده بود که مروه فکر کند دیگر حق ندارد از دنیای کودکی خودش لذت ببرد. «فکر میکدم مریض شدن یک چیز بد است. تا دو سال هیچ کس نمیفهمید ولی بعد از دوسال چون مه در این دوره زیاد درد شدید دارم، باز فهمیدند.»
برای کوثر هم دلیل پنهان کردن قاعدگیاش ترس از ازدواج بود.
کوثر ساکن ناحیه اول شهر فیضآباد است. او پیش از حاکمیت دوباره طالبان در افغانستان دانشآموز صنف نهم بود، اما با ممنوعیت آموزش دختران، مانند هزاران دختر دیگر از ادامه تحصیل بازماند و اکنون در یک کارگاه خیاطی مشغول کار است.
مادر ۴۵ ساله کوثر که خودش در کودکی حتا پیش از شروع قاعدگی خود ازدواج کرده، میگوید هرگز نمیخواهد سرنوشت دخترش مانند او شود. با این حال، او میگوید از شوهرش میترسد و باور دارد که در بسیاری از خانوادهها مردان تصمیم نهایی را میگیرند. «دو دخترم را پدرشان بسیار ریزه ریزه به شوهر داد. کوثر را هم میخواست سه سال پیش به شوهر بته اما مه قبول نکردم و جنجال کردم که نکن هنوز طفل است و گناه دارد.»
این مادر میگوید خانوادههای زیادی را میشناسد که در آنها قاعدگی به عنوان نشانه آمادگی دختر برای ازدواج تلقی میشود، بدون توجه به اینکه او چند سال سن دارد.
شمسیه راسخ* ۴۰ ساله، یک متخصص زنان و زایمان در شهر فیضآباد بدخشان میگوید، قاعدگی تنها یکی از نشانههای بلوغ است و تمام تغییرات جسمی در این مرحله خلاصه نمیشود. به گفته او، در این دوران بدن دختران به تدریج دچار تغییرات میشود.
او تأکید میکند که قاعدگی به هیچ عنوان به معنای آماده بودن بدن برای ازدواج نیست. به گفته او، هرچند دختران معمولاً از حدود ۱۰ یا ۱۱ سالگی وارد مرحله بلوغ میشوند و قاعدگی را تجربه میکنند، اما بدن آنها در این سالها کامل نشده و به بلوغ کامل جسمی نمیرسند و نباید میان آغاز قاعدگی و آمادگی برای ازدواج ارتباط مستقیم برقرار شود.
این متخصص میگوید روزانه در کلینیک شخصیاش با مریضانی روبهرو میشود که سنشان در حدود ۱۶ تا ۱۸ سال است و با مشکلات مربوط به بارداری و زایمان مراجعه میکنند. به گفته او، در بسیاری از این موارد به دلیل ناتمام بودن رشد جسمی و کمسن بودن مادر، خطرات جدی در جریان حمل و ولادت به وجود میآید، خطراتی که گاهی جان مادر یا نوزاد را تهدید میکند و پیامدهای جدی صحی در پی دارد.
سمیه رستگار* ۳۱ ساله یک فعال حقوق زنان در بدخشان میگوید: «پیوند دادن قاعدگی با آمادگی برای ازدواج یک برداشت نادرست و آسیبزا است که ریشه در باورهای سنتی دارد.»
به گفته او، این نوع ذهنیت باعث میشود دختران از بیان طبیعیترین موضوعات مربوط به بدنشان احساس ترس و شرم کنند.
یادداشت: نام های با این* نشان به خاطر مصئونیت آن ها مستعار آمده است.

