رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

ترس از مرگ و سوزاندن تقدیرنامه‌ها

۱۵ میزان ۱۴۰۰
ترس از مرگ و سوزاندن تقدیرنامه‌ها

این عکس مربوط به یکی از دانش‌آموزان دختر در کابل است.

آرزو حکیمی

مریم(اسم مستعار) ۱۵ساله با سقوط شهر ایبک به دست طالبان تمام تقدیرنامه‌ها، شهادت‌نامه‌های مکتب و کتاب‌هایش را آتش می‌زند.

مریم را پس از نزدیک به دو ماه از آن اتفاق ملاقات می‌کنم. نوجوانی که بیشتر به یک میان‌سال افسرده شباهت دارد. او تمام دارایی ۹ساله‌اش را در یک چشم به‌هم زدند سوختانده‌است.

ترسِ کشته شدن توسط طالبان برای یک دانش‌آموز به‌جرم مکتب رفتن، در یکی از ولایت‌های شمالی افغانستان زیاد بعید به‌نظر نمی‌رسید. او زمانی که خبر سقوط شهر ایبک ولایت سمنگان را از تلویزیون می‌شنود، قصه‌هایی گذشته که راوی‌های بی‌شماری داشت در ذهنش تداعی می‌شود. او که بیشتر از خواهران کوچک‌ترش شوک دیده بود، فورا دست به سوزاندن کتاب‌ها و تقدیر نامه‌های مکتب‌اش می‌زند.

او می‌گوید برای یک کودک غیر قابل فهم است که چنین در حقش بی‌انصافی شود. این که به پسران حق آموزش باشد و به دختران نباشد. مریم از این نظام عصبانی است و می‌گوید:«تمام تقدیرنامه‌هایم چنان سوخت که حسرتم گرفت چرا خودم را آتش نزدم». مریم دوباره سرش را با عصبانیت بلند می‌کند و می‌گوید که من یک کودکم و چگونه می‌توانند براساس جنسیت مرا در خانه قفل کنند:« احساس می‌کنم تمام دیوارها و سقف خانه بر سرم فرو می‌ریزد».

این مطالب هم توصیه می‌شود:

یک دختر جوان در ولایت سمنگان از سوی برادرش به قتل رسید

قتل فجیع یک آموزگار زن؛ همسرش ابتدا او را با داس شکنجه و سپس به قتل رساند

مریم در یکی از روستاهای نزدیک شهر ایبک با پدر و مادر و پنج خواهرش زندگی می‌کند. او بزرگ‌ترین فرزند خانه است. از این که پنج خواهر کوچک‌ترش هم در تاریکی و آینده‌ی مبهم به‌سر می‌برند، غمگین است.

پدر و مادر او دهقان است و مریم در کنار درس‌هایش با پدر سر زمین‌ها و باغ‌ها کار می‌کرد. حالا با حضور طالبان زنان اجازه ندارند حتا از کنج‌ خانه‌ها تا سر زمین‌ها بروند. این باعث شده است که پدر مریم به تنهایی از پس کارها برآمده نتواند و آن‌ها در شرایط سخت مالی نیز قرار بگیرند.

خواهران کوچک‌تر او مکتب می‌روند؛ اما با دل‌های شکسته چون در مکتب درسی وجود ندارد. آن‌ها هنوز صنف شش نشده اند. اما می‌فهمند که دو سال بعد دیگر مکتب به روی آن‌ها نیز بسته می‌شود.

این درحالی است که مکتب‌های دخترانه در سراسر افغانستان تا صنف ششم باز است و به صنف‌های بالاتر اجازه آموزش داده نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری