رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

 از بازداشت تا تهدید به اعدام؛ روایت مژده، زن آرایشگری که طالبان لت‌وکوبش کردند

۲۷ سنبله ۱۴۰۴
 از بازداشت تا تهدید به اعدام؛ روایت مژده، زن آرایشگری که طالبان لت‌وکوبش کردند

Getty Images

هانیه فروتن

ظهر روز چهارشنبه، ۲۰ آگست امسال،  گروهی از جنگ‌جویان طالبان به خانه‌ی مژده هجوم بردند. طالبان بدون هیچ ملاحظه‌ای او را به جرم آرایشگری، نداشتن محرم مرد و آنچه بدحجابی می‌خواندند، بازداشت و زندانی کردند.

رسانه‌ی رخشانه روایت بازداشت شدن مژده را از زبان راضیه، دوست نزدیک او نوشته است.

راضیه می‌‎گوید که طالبان این دختر را به مدت هشت شبانه‌روز زندانی کردند.

 به گفته‌ی راضیه، مژده پس از امضای تعهدنامه‌ی اجباری و پرداخت مبلغی به عنوان جریمه‌ی نقدی، آزاد شد و ناچار به ترک کابل شده است.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

ممنوعیت طالبان در هرات از نقش‌آفرینی زنان در کانال‌های یوتیوب؛ روایت دو زن بازیگر از حذف و خانه‌نشینی

روایت زنان؛ آرزوهای بر باد رفته «زهرا»

راضیه می‌افزاید که  ساعت ۱۱:۳۰ روز چهارشنبه، مژده در حال آماده کردن غذای ظهرش بود که صدای همهمه و فریاد از بیرون حویلی آمد، افراد طالبان فریاد می‌زدند: «مژده نام د همی حویلی است، داخل شوید! داخل شوید!»

او می‌گوید،  یکی از افراد طالبان با پریدن از دیوار خانه وارد حویلی شده و مژده با دیدن این صحنه، سراسیمه از راه عقب خانه به کوچه‌ی پشت فرار کرد. پاهایش برهنه بود و حتی فرصت نیافت تا چادری سرش کند.

راضیه ادامه می‌دهد: «از ترس، رمق دویدن و گریختن نداشت، در جایی خوده مخفی کرد تا طالبان بروند، اما آن‌ها پیدایش کردن و با زور تفنگ او را با خود بردن.»

طالبان خانه‌ی مژده را تلاشی کردند و حتی لوازم آرایش او را نیز با خود بردند. تصاویری که از خانه‌اش در اختیار رسانه‌ی رخشانه قرار گرفته، نشان می‌دهد که اتاق‌ها زیر و رو شده و ردی از آشفتگی در هر گوشه به چشم می‌خورد.

حفیظ، یکی از باشندگان محل نیز شاهد یورش طالبان به خانه مژده بوده است. او نیز مثل راضیه حمله‌ی طالبان به خانه مژده را ترسناک توصیف می‌کند و می‌افزاید که این گروه با چهار موتر نظامی دنبال مژده آمده بودند.

او افزود: «اول فکر کردم دنبال سلاح هستند، اما بعد دیدم که یک دختر را دست‌بند زده و چشم بسته او را داخل رنجر کرده و بردن.»

حفیظ همچنین می افزاید: «هیچ کس از ترس جرات نکرد یک قدم بانه، فقط سیل می‌کردیم. مولوی طالب که ریشش تا کمر بود،  با صدای بلند می‌گفت: «ای دختر فاحشه است.  خانه‌اش را مکان فساد ساخته و آرایشگاه جور کرده. می‌برمیش که به دیگرا عبرت شوه.»

به قول راضیه، طالبان نخست مژده را به حوزه هجدهم کابل بردند و پس از یک شبانه‌روز به زندان پلچرخی انتقال دادند.

راضیه چنین توضیح می‌دهد: «یک شب در حوزه ماند و طالبا از او خواستن با خانواده‌اش تماس بگیره، اما هیچ‌کس نبود که سراغی از او بگیره یا دنبالش بگرده.»

بر اساس اطلاعات به‌دست‌آمده، مژده سال‌ها پیش پدر و مادرش را از دست داده بود. او بی‌هیچ خویشاوندی، به قول راضیه، در بی‌پناهی و تنهایی زندگی‌اش را ادامه می‌داد.

به گفته‌ی راضیه، آن شب، مژده در تنهایی کامل و بدون هیچ پشتیبانی، مجبور بوده در میان افرادی که هر لحظه تهدید به مرگش می‌کردند، منتظر روز بعد بماند.

در زندان، مژده بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفت و تهدید به مرگ شده است.

راضیه توضیح می‌دهد: «حتی صحبت کردن در این مورد برایش سخت بود. می‌گفت طالبا با کیبل او را لت می‌کردن و از او می‌خواستن اعتراف کنه که فعل زنا انجام می‌دهد. هر کدام از آن‌ها به نوبت او را تهدید می‌کردن که ای فاحشه، سنگ‌سار خواهد شد.»

«در یک اتاق تاریک که هیچ چیزی نداشت انداخته‌ بودند. شب اول چهار مرد آمده‌ و تا توان داشتن مژده را لت کردند. می‌گفته‌اند  فاحشه‌ زود اقرار کن به جرمت. به انگشتان پا و دست‌ها و پشتش با کیبل می‌زدند.  هر شب همی داستان بوده، میگفتن صبا اعدامت می‌کنیم، امشب کشته میشی،  زود بگو با کی‌ها زنا کردی؟»

طالبان به مژده یک گیلاس آب و نان قاق را به‌عنوان سه وعده غذا می‌دادند و همواره با تحقیر و توهین لفظی و فیزیکی می‌خواستند از مژده اعتراف اجباری بگیرند.

 راضیه می‌گوید، جنگجویان طالبان مژده را به اعدام تهدید کرده‌اند.

مژده هفت شبانه‌روز را در زندان پلچرخی کابل سپری کرده و سرانجام در عصر روز هشتم آزاد شده است. آزادی او مشروط به امضای تعهدنامه‌ای بوده که در آن ذکر شده باید ازدواج کند، دیگر فعالیت آرایشگری نکند و بدون محرم به محل کارش نرود؛ در غیر این صورت، او را به عقد یکی از مجاهدین درمی‌آورند.

 علاوه بر این،  مبلغ ۲۰ هزار افغانی پول نقد، یک جوره گوشواره و سه انگشتر طلایش را نیز به عنوان جریمه پرداخت کرده است.

راضیه می‌گوید، طالبان شب‌هنگام مژده را به خانه‌اش آورده و همان‌جا رها کردند. او آن شب را پشت درِ قفل‌شده‌ی خانه‌اش تا صبح گذرانده است. فردای آن روز، به کمک یکی از همسایه‌ها وارد خانه شده و از میان وسایل به‌هم‌ریخته و شیشه‌های خردشده، چند دست لباس و لوازم ضروری‌اش را برداشته و راهی شمال افغانستان شده است.

مژده ۲۹ ساله است و در یکی از شفاخانه‌های دولتی غرب کابل به عنوان نرس کار می‌کرد.

راضیه تصریح می‌کند، مژده در روزهایی که به وظیفه‌اش نمی‌رفت و وقت آزاد داشته، در خانه به زنان خدمات زیبایی ارائه می‌داد.

به گفته ی راضیه، مژده امروز دیگر در کابل نیست. خانه‌ای که روزی برایش پناه بود، با هجوم طالبان  به یادگاری تلخ بدل شده است. زخم‌های هشت شبانه‌روزی که در زندان طالبان گذرانده، هنوز با اوست.

زخمی که تنها یکی از صدها قصه‌ی ناگفته‌ی زنانی است که در سایه‌ی ترس و سرکوب روزگار می‌گذرانند.

راضیه شرح داده است: «خیلی ترسیده بود و فقط می‌خواست هرچه زودتر از کابل دور شود. می‌گفت اگر اینجا بمانم، دوباره می‌آیند و دگه د زندانی کردن و شکنجه قانع نمیشن. این بار حتما مجبورم می‌کنن با یکی از ملاهای طالبان ازدواج کنم.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری