رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

هزاره‌ها و طالبان: آیا پاکسازی قومی جریان دارد؟ (بخش پنجم)

۲۸ میزان ۱۴۰۵
هزاره‌ها و طالبان: آیا پاکسازی قومی جریان دارد؟ (بخش پنجم)

عکس: Abbas Basher

حوا جوادی

دور اول ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱

قتل‌عام مزار

«طالبان (وقتی وارد مزار شریف شدند) دیوانه‌وار دست به کشتار زدند. آن‌ها سوار بر تویوتاهای‌شان، در کوچه‌های تنگ مزار بالا و پایین می‌رفتند و به چپ و راست شلیک می‌کردند و هر جنبنده‌ای را می‌کشتند– دکانداران، کراچی‌وانان، زنان و کودکان، خریداران و حتی بزها و الاغ‌ها. آن‌ها وارد محله هزاره‌نشین سید‌آباد شدند، دو روز بعدی را صرف اعدام مردان هزاره در خانه‌هایشان و پیش چشمان زنان و فرزندانشان کردند. به زنان هزاره تجاوز شد و صدها مرد و پسر جوان دستگیر شدند و به زندان منتقل شدند».

«آن‌ها بدون هیچ هشدار قبلی به هرکسی که در خیابان بود تیراندازی می‌کردند، بدون آن که میان مردان، زنان و کودکان تفاوتی قائل شوند. به زودی خیابان‌ها از اجساد و خون پوشیده شد. برخلاف دستورات اسلام که بر تدفین فوری تاکید دارد، اجساد رها شدند تا در سرک‌ها بپوسند.»[1]

این مطالب هم توصیه می‌شود:

خانواده‌های رانده‌شده از خانه‌های‌شان در جلال‌آباد شب‌ها را در مساجد و جاده‌ها سپری می‌کنند

ده‌ها نهاد و فعالان حقوق‌بشر خواستار توقف کوچ اجباری باشندگان شهرک امیدسبز توسط طالبان شدند

بعدها یکی از فرماندهان طالبان به احمد رشید گفته بود که ملاعمر، رهبر طالبان، به آن‌ها گفته بودند که تنها دو ساعت کشتار کنند. به گفته این فرمانده طالبان، آن‌ها اما دو روز کامل کشتار کردند. [2]

این روایت احمد رشید، روزنامه‌نگار پاکستانی است که از نزدیک شاهد کشتار و قتل‌عام هزاره‌ها بدست افراد طالبان در سال (۱۹۹۶) ۱۳۷۸ خورشیدی بوده است؛ کشتار بی‌رحمانه مردم عادی در کوچه و پس‌‌کوچه‌های مزار به جرم «هزاره‌بودن».

تشنه بودن طالبان به خون هزاره‌ها فقط به اینجا خلاصه نشد. هزاران نفری که از محلات هزاره‌نشین بازداشت‌شدند هرگز زنده بر نگشتند.

یک شاهد تاجیک که در بازداشت بوده، به دیدبان حقوق بشر گفته است: «برخی از زندانیان، به‌ویژه هزاره‌ها، مورد ضرب‌وجرح قرار می‌گرفتند. آن‌ها را می‌بستند، روی زمین رو به شکم می‌خواباندند و سپس طالبان با کیبل آن‌ها را می‌زدند. طالبان از همه می‌خواستند اسلحه خود را تحویل دهند و بگویند کجا می‌توان هزاره‌ها را پیدا کرد. آن‌ها می‌گفتند: “اگر یک هزاره را تحویل دهید، شما را رها می‌کنیم”.»

«او برای سه روز در بازداشت بود. مقام‌های طالبان در زندان — که طبق گزارش‌ها همگی از افراد غیرمحلی و اصلی طالبان بودند — زندانیان را بر اساس قومیت تفکیک می‌کردند؛ هزاره‌ها و سایر شیعیان در یک طرف نگه داشته می‌شدند و ازبک‌ها و تاجیک‌ها در طرف دیگر. برخی از بازداشت‌شدگان مجبور می‌شدند در شناسایی قومیت‌های مختلف کمک کنند. در مواردی، مسوولان از بازداشت‌شدگان می‌خواستند با خواندن نماز به شیوه اهل سنت، سنی بودن خود را اثبات کنند. بسیاری از ازبک‌ها، تاجیک‌ها، ترکمن‌ها و معدود پشتون‌های حاضر در آنجا پس از آنکه کسی آمد و ضمانت/تأییدشان کرد، آزاد شدند.

با پر شدن زندان، شمار زیادی از زندانیان به سایر زندان‌ها در افغانستان، عمدتاً در شبرغان، هرات و قندهار منتقل شدند. وسایلی که برای انتقال زندانیان استفاده می‌شد، کانتینرهای فلزی بزرگ به طول ۲۰ تا ۴۰ فوت (حدود ۶ تا ۱۲ متر) بودند. شاهدان تخمین زدند که این کانتینرهای بزرگ می‌توانستند بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر را به‌صورت فشرده و متراکم در خود جای دهند. گزارش شده است که دست‌کم ۳۵ کانتینر پر از زندانی از زندان مزار منتقل شدند. یک شاهد که برای چند روز در بازداشت بود اظهار داشت که حداقل در یک مورد، ملا نیازی (والی) شخصاً بر روند انتخاب زندانیان برای انتقال نظارت داشته است. شاهد دیگری نیز گزارش داد که خروج تعداد زیادی از این کانتینرها را از زندان دیده است.»[3]

 به گزارش دیدبان حقوق‌بشر، آن‌ها یک‌بار دیگر، در هنگام فرار از مزار در منطقه قزل‌آباد هزاره‌ها را به صورت گروهی کشتند.

کشتار گروهی در یکه‌ولنگ (۲۰۰۱)

موج دیگر کشتار گروهی هزاره‌ها در یکه‌ولنگ، در چندین مرحله و به خصوص در اوایل سال ۲۰۰۱ میلادی صورت گرفت. در گزارش دیدبان حقوق‌بشر، در مورد  این رخداد آمده که طالبان بی‌محابا کشتار کردند. در میان افراد کشته شده بیماران، کارمندان نهادهای خیریه و موسفیدانی که برای طلب عفو پیش فرمانده طالبان رفته بودند نیز بودند:

«پس از شکستن خط دفاعی در سرخ‌کوتل، نیروهای طالبان بدون مقاومت دیگری به سوی «نیَک» (مرکز ولسوالی) پیشروی کردند و صبح روز ۸ جنوری (۱۹ جدی ۱۳۷۹) به آنجا رسیدند.»

«با رسیدن به مرکز ولسوالی، طالبان ۱۱ گروه بازرسی و تلاشی را سازماندهی کردند. به هر یک از این گروه‌ها بخش خاصی از مرکز یکه‌ولنگ اختصاص داده شد و آن‌ها در بخش‌های مربوط به خود، خانه به خانه رفته و ساکنان مرد را بازداشت و جمع‌آوری کردند. گروه تلاشی اختصاص داده شده به «دره‌علی»، ۱۲ رأس اسب را مصادره کرد و به این ترتیب توانست در سراسر این دره که تنها بخشی از آن از طریق جاده قابل دسترسی است، رفت‌وآمد کند.»

«محل اصلی اعدام در یکه‌ولنگ، ظاهراً بیرون از دفتر نهاد امدادرسانی در نیَک بوده است؛ جایی که بازداشت‌شدگانِ دره‌علی در آنجا به قتل رسیدند. شاهدان عینی همچنین گزارش دادند که پشته‌ها و انباشته‌هایی از اجساد را در چهار نقطه دیگر در داخل و اطراف نیَک دیده‌اند: بیرون از شفاخانه ولسوالی، در دره پشت مسجد در منطقه بازار کهنه، بیرون از منبر  قریه مندیَک و در قلعه ارباب حسن. از میان این نقاط، بزرگ‌ترین پشته اجساد در قلعه ارباب حسن قرار داشت. موارد دیگری از کشتار نیز از محلات اطراف مرکز ولسوالی گزارش شد، از جمله در بیرون از کلینیک‌های جذام و توبرکلوز.»

«شاهدان عینی گزارش دادند که کارمندان (مرکز هماهنگی برای افغانستان) (CCA) – که یک نهاد امدادرسانی محلی است – به نام‌های سید سرور و سید طالب، در زمره غیرنظامیانی بودند که در دره‌علی بازداشت شده و در بیرون دفتر نهاد امدادرسانی اعدام شدند. سایر اعضای کارمندان نهادهای امدادرسانی نیز در میان کشته‌شدگان شناسایی شدند.»

«چندین تن از کارمندان یک کلینیک محلی دیگرِ جذام نیز در میان کشته‌شدگان شناسایی شدند: سید یاقوت، باغبان از قریه کته‌خانه (در نزدیکی مرکز ولسوالی یکه‌ولنگ)؛ مردی به نام نجار تقی از قریه آخوندان؛ گل‌آقا فرزند محمود از قریه سرآسیاب؛ و سید مهدی فرزند برکی، نگهبان، او نیز از قریه سرآسیاب. یکی از بیماران مبتلا به جذامِ این مرکز به نام سید امیر از قریه پنج‌و‌اک نیز در میان کشته‌شدگان گزارش شده است.»

نیروهای طالبان پیش از آنکه در ۲۳ جنوری (دلو ۱۳۷۹) دوباره از ولسوالی بیرون رانده شوند، تنها توانستند به مدت دو هفته در یکه‌ولنگ باقی بمانند. در زمان عقب‌نشینی به سمت شمال از طریق دره شکاری، در تاریخ ۲۰ جنوری (۳ دلو)، کاروانی از نیروهای طالبان در منطقه تاله و برفک با گروهی از چوپانان هزاره مواجه شدند. ظاهراً به دلیل خشمگین شدن از اینکه مسیرشان توسط هزاره‌ها مسدود شده بود، برخی از افراد طالبان به سمت این گروه تیراندازی کردند.»

دیدبان حقوق‌بشر می‌افزاید، که هزاران خانواده به خاطر ترس از کشتار طالبان از منطقه آواره‌ شدند و به ولسوالی‌های پنجاب یا لعل و سرجنگل گریختند.[4]

دستور ترک افغانستان

در سال ۱۳۷۷، پس از آن که طالبان از کشتار هزاره‌ها فارغ‌شدند و بر تمامی نقاط شهر مزار شریف مسلط شدند، عبدالمنان نیازی، در بلخ سخنرانی کرد. او از پشت بلندگو هزاره‌ها را کافر خطاب کرد. گفت طالبان برای انتقام آمده‌اند و هزاره‌ها به هرجایی که بروند آن‌ها را پیدا کرده و می‌کشند. او برای هزاره‌ها سه گزینه پیش رو گذاشت:‌

  • مسلمان شوند
  • افغانستان را ترک کنند
  • کشته شوند[5]

محاصره اقتصادی

پس از آن که در مرحله اول طالبان در مزار شکست خوردند و از آنجا عقب‌نشینی کردند، از جوزای ۱۳۷۶ تا زمان تسلط‌شان بر بامیان، در سنبله ۱۳۷۷ دست به محاصره کامل هزاره‌جات زدند. راه‌ها را بستند، جلو ورود سوخت، گندم، مواد خوراکی و کمک‌های بشردوستانه به مناطق هزاره‌نشین را گرفتند.

تلاش‌های نهادهای حقوق‌بشری و حتی سازمان ملل برای رفع محاصره اقتصادی نتیجه نداد. [6]

تخریب مجسمه‌های بودا

ملا عمر در ۸ حوت ۱۳۷۹ برابر با ۲۶ فبروری ۲۰۰۱، دستور تخریب مجسمه‌های بودا در بامیان را صادر کرد؛ دستوری که با واکنش‌های گسترده‌ی بین‌المللی مواجه شد. سازمان ملل از جمله یونسکو با انتشار بیانیه‌ای، تندیس‌های بودا را میراث جهانی خواند و از طالبان خواست آن‌ها را نابود نکند. کوفی‌عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل هیئتی را مامور کرد و به قندهار فرستاد تا با طالبان گفت‌وگو کنند و از آن‌ها بخواهند که از این اقدام صرف‌نظر کنند.

مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۹ حوت ۱۳۷۹ قطع‌نامه‌ای صادر کرد و از طالبان خواست که به کنوانسیون‌های حفظ میراث فرهنگی پایبند بمانند و دست به تخریب تندیس‌ها نزنند. سازمان اسلامی آیسسکو (ISESCO) و نمایندگان کشورهای اسلامی نیز از طالبان خواستند که در تصمیم خود تجدید نظر کنند. با این حال، این تلاش‌ها نتیجه نداد و در ماه مارچ ۲۰۰۱ برابر با اواخر حوت، طالبان مجسمه‌های بودا را منفجر کردند.

کیت کلارک، خبرنگار ارشد بی‌بی‌سی جهانی در افغانستان که از نزدیک روند تخریب تندیس‌ها را پیگیری کرده بود، اقدام طالبان را تلاش عامدانه، وقاحت‌بار و شرم‌آور برای «پاکسازی تاریخ» (wipe out history) خواند.[7]


[1] Rashid Ahmad (2010), Taliban : militant Islam, oil and fundamentalism in Central Asia, New Haven, CT: Yale University Press, p. 73.

[2] Rashid Ahmad (2010), Taliban : militant Islam, oil and fundamentalism in Central Asia, New Haven, CT: Yale University Press, p.73.

[3] https://www.hrw.org/legacy/reports98/afghan/Afrepor0-02.htm#P114_24041

[4] https://www.hrw.org/reports/2001/afghanistan/afghan101-03.htm

[5] Rashid Ahmad (2010), Taliban : militant Islam, oil and fundamentalism in Central Asia, New Haven, CT: Yale University Press, p.74.
https://www.hrw.org/legacy/reports98/afghan/Afrepor0-02.htm#P114_24041

[6] https://reliefweb.int/report/afghanistan/people-afghan-region-hazarajat-risk-starvation-says-un-coordinator.

[7] https://www.afghanistan-analysts.org/en/reports/context-culture/an-attempt-to-wipe-out-history-the-destruction-of-the-bamian-buddha-colossi-in-2001/

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری