رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

مادرش اولین کسی بود که روی بدن «چغیل چغیل» شده نوروز خودش را رساند

۲۳ قوس ۱۴۰۴
مادرش اولین کسی بود که روی بدن «چغیل چغیل» شده نوروز خودش را رساند

عکس‌: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

تمنا تابان

در روزی که نوروز و رحمت‌الله مورد حمله‌ی مسلحانه کوچی‌ها قرار گرفتند، به جز سه تن از زنان، دیگر کسی در قریه‌ی «قوتوی پایین» ولسوالی دایمیرداد حضور نداشتند. برادر بزرگتر نوروز و رحمت‌الله به بازار دایمیرداد رفته و نورالله، کوچکترین برادر آنان نیز برای شرکت در یک رقابت کتاب‌خوانی چند قریه پایین‌تر رفته بود.

به گفته‌ی منابع، در روز رویداد، نوروز علی و رحمت‌الله برای جمع‌آوری هیزم سوخت  زمستان به کوه روبه‌روی قریه رفته بودند.

به تاریخ ۲۳ عقرب امسال در روز جمعه، کوچی‌های مسلح در روستای «قوتوی پایین» از مربوطات ولسوالی دایمیرداد ولایت میدان وردک دو برادر به نام‌های رحمت‌الله «گل‌میری» ۱۹ ساله و نوروزعلی «گل‌میری» ۲۶ ساله را تیرباران کردند. در این رویداد، نوروزعلی جان خود را از دست داد و رحمت‌الله از ناحیه سر به شدت زخمی شد و هنوز در کما به سر می‌برد.

در این گزارش رسانه‌ی رخشانه موفق شده با واسطه جریان ماجرا را از زبان مادر این دو قربانی و برخی منابع مطلع دیگر بازگو کند. در این رویداد، پسر ۱۴ ساله این خانواده نیز یک هفته بعد در تاریخ ۳۰ عقرب به دلیل شوک ناشی از این حادثه جان داده است.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

محتوای «اصول‌نامه جزایی محاکم طالبان» چیست؟

فقر بیشتر و آوارگی؛ سرنوشت خانواده‌ای که از مغاره‌اش در بامیان کوچ اجباری داده شد

بدن «چغیل چغیل» شده

به گفته‌ی منابع، مادر این دو قربانی اولین کسی بوده که خودش را به محل حادثه رسانده است. منبعی که با رسانه‌ی رخشانه گفت‌وگو کرده، به نقل از مادر نوروز گفته است: «نوروز را با مرمی چغیل چغیل (سوراخ، سوراخ) کرده بودند، وقتی نزدیکش شدم هنوز زنده بود و از دهنش خون می‌آمد، می‌خواست چیزی بگوید ولی هیچ چیزی گفته نتوانست، چند بار زبانش دور خورد ولی حرفی گفته نتوانست.»

روشن نیست که هنگام حمله چند نفر دخیل بوده‌اند. اما مادر قربانیان گفته که فرزندانش از چهار طرف مورد حمله قرار گرفته بودند. رحمت‌الله با پناه گرفتن پشت سنگی زنده می‌ماند، اما به شدت زخمی می‌شود.

به گفته‌ی یک منبع دیگر، طالبان به خانواده‌ی نوروز علی گفته‌اند که پنج تن از کوچی‌ها را به اتهام قتل نوروز و زخمی ساختن رحمت‌الله بازداشت کرده‌اند.

مادر نوروز که یکی از شاهدان اصلی رویداد است گفته است که وقتی صدای فیر را شنید نگران شد. با صدای بلند نام نوروز را صدا کرد: «نوروز در جوابم گفت که مادر جان صبر کو.»

صدای رگبارها که می‌خوابد، او با دو زن دیگر به طرف محل حادثه می‌رود و با یک فاجعه روبرو می‌شود. به قول منبع: «در آن روز مادر نوروز دو انتخاب داشت یا قوی بماند و فرزند دیگرش که زخمی بود را نجات دهد یا با گریه و زاری بر سر جسد نوروز فرزند رشیدش  تاب و توانش را از دست دهد که در این صورت رحمت‌الله نیز بر اثر خون‌ریزی از بین می‌رفت، او راه اول را انتخاب کرد، نوروز و رحمت‌الله را بالای الاغ‌هایی که برای هیزم آوردن برده بودند سوار کرده به قریه آورد.»

قربانیان بعدا توسط موتر به یک مرکز درمانی منتقل شدند که نوروز در محل حادثه جان داده بود. 

سلیم (نام مستعار) ۳۶ ساله در مورد وضعیت رحمت‌الله گفته است که در زمان حادثه رحمت‌الله فرار می‌کند و کوچی‌های مسلح بالای او فیر می‌کنند که مرمی به فرق سر رحمت‌الله اصابت کرده است: «خوش‌بختانه مرمی به مغز نرسیده ولی در بین جمجمه باقی مانده که بی‌هوشی رحمت‌الله هم از همی خاطر است. داکترا گفته‌اند اگر مرمی ره بکشیم احتمال داره بینایی و هوشیاری رحمت‌الله برای همیش از بین برود، به همی خاطر او ره بستری کرده و تلاش دارند تا مرمی ره توسط دارو کم کم از بین ببره یا هم بیرون کنه.»

«آخر چه گناه‌شان بود، به خاطر کار و غریبی خود کوه رفته بود، نه د کسی کار داشت و نه به کسی غرض.» این سوالی است که بارها مادر نوزوز با گریه از همه پرسیده است. اما کسی برای آن پاسخی ندارد.

الله‌داد صالحی (نام مستعار) از فعالان اجتماعی دایمیرداد در مورد دلیل این حادثه گفته است، هدف کوچی‌ها از این کار کوچ اجباری مردم برای تصاحب خانه‌های آن‌ها است.

او گفته است: «در این منطقه دو قریه به نام‌های قوتوی بالا و پایین واقع شده، قبلا بیشترین خانواده در قوتوی بالا زندگی می‌کردند، حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ خانواده، اما متاسفاته به دلیل جنگ‌ها و گوشه بودن و موقعیت بد جغرافیایی، مردم از ترس این قریه را ترک کردند تا این‌که قریه کاملا خالی شد. در قریه قوتوی پایین نیز چند خانواده زندگی می‌کردند، اما به مرور زمان همگی رفتند به جز نوروز و برادرانش که شش برادر بودند. این‌ جوانان افراد بسیار باغیرت و نترسی بودند که صرف برای حفاظت از خاک خود نخواستند قریه را ترک کنند، زیرا در صورت ترک قریه این قریه و قریه قوتوی بالا هر دو به دست کوچی‌ها می‌افتاد. حالا کوچی‌ها با رقم زدن این فاجعه می‌خواهند این برادران را هم از قریه‌ی قوتوی پایین کوچ دهد.»

او معتقد است کوچی‌ها در تلاش برای کوچ اجباری مردم دست به این اقدام زده است: «کوچی‌ها در ولسوالی دایمیرداد حتی یک متر زمین هم ندارند. از سویی ادعایی هم نمی‌توانند، دلیل این‌که بیشتر درگیری‌های کوچی‌ها و مردم در دایمیرداد اتفاق می‌افتد این است که این ولسوالی در حقیقت حیثیت دروازه هزارستان ره دارد، یعنی وقتی کوچی از این‌جا عبور کنند، می‌تواند به سایر نقاط هزارستان به راحتی سفر کنند و خیمه بزنند. قبلا جنگ‌هایی هم که شده، مردم تلاش کرده‌اند تا کوچی‌ها نتوانند به این دروازه داخل شوند.»

هرچند مادر نوروز از نهادهای حقوق‌بشری و طالبان می‌خواهد صدای او را بشنوند، اما دست‌کم از نظر الله‌داد صالحی، دست طالبان هم در این خون آلوده است. آقای صالحی گفته است: «هیچ‌گاه کوچی از طالب جدایی ندارد و اگر امروز کوچی می‌تازد با زور طالب می‌تازد.»

کودکی که «زهره ترک» شد

مادر نوروز  در مورد مرگ نورالله گفته است، او در روز رویداد در قریه نبوده است. کودک ۱۴ ساله که حدود چهار ساعت پای پیاده برای شرکت در یک مسابقه کتابخوانی چند قریه پایین‌تر در مکتب معروف به «مکتب عطایی» رفته بود.

گل علم (نام مستعار) ۳۳ ساله یکی از منابع آگاه از این رویداد می‌گوید که نورالله هنوز در صحنه‌ی امتحان بود که خانواده‌‌اش به آموزگاران مکتب خبر رویداد را می‌گوید. به او گفته شده بود که مادرش کار دارد و به خانه برگردد. وقتی چهار ساعت پای پیاده به خانه می‌رسد با دیدن اوضاع در شوک می‌رود.

گل علم گفته است: «در روز اول بسیار گریه می‌کرد، ناآرام بود، کم کم رفته رفته آرام شد، خیلی ساکت شده بود، نه نان می‌خورد و نه گپ می‌زد، یک هفته این طوری گذشت.»

مادرش در مورد لحظه‌های منتهی به مرگ فرزند ۱۴ ساله‌اش گفته است: «نورالله پسرم مرگ نوروز و زخمی شدن رحمت الله را تحمل نتوانست و زهره ترک شد. شبی که نورالله جان داد قبلش چند بار ده خواب ناله‌های عمیق می‌کد، مه گفتم شاید خواب بد دیده، آخرین بار یک ناله و آه عمیق کرد و پای خوده دراز کشید، وقتی نزدیکش رفتم دیدم از دهانش خون سیاه و غلیظ آمده. دست و پایش ره که دست زدم سرد بود، خیلی وارخطا شدم. قلبش ره دست زدم دیدم نمی‌پره، بچه‌گگم دل‌پاره شد، مرگ برادرش او را دل‌پاره کد. کوچی دو پسرم را از مه گرفتند. او پسر دیگرم هم که بی‌هوش در شفاخانه است.»

تحمل این وضعیت برای هرکسی دشوار است. مادر قربانیان این رویداد نیز روزهای سختی دارد. گل علم که از نزدیک با خانواده‌ی نورالله و نوروز در ارتباط است می‌گوید: «اگر چه مادر نوروز زن شجاع و قوی است که خود جسد جوانش را از کوه پایین کرده و پسر زخمی‌اش را به خانه آورده و سپس با کمک قوما به شفاخانه انتقال داده است؛ اما با وجود همین شجاعت و غیرت داغ جوان و مرگ دو عزیزش این زن را از پا انداخته است و او افسردگی گرفته است.»

این اولین بار نیست که کوچی‌های مسلح دست به کشتار افراد ملکی هزاره می‌زنند. قبلا هم موارد مشابهی اتفاق افتاده است.  با حاکمیت طالبان، هجوم کوچی‌ها به مناطق هزاره‌نشین افزایش یافته و از طرف دیگر، نگرانی از روند کوچ اجباری مردم هم بیشتر شده است.

مرکز حقوق بشر افغانستان (AHRC) در پیوند به کوچ‌های اجباری و غصب ملکیت‌های شهروندان گفته است که طالبان با زور اسلحه و تهدید، مردم را کوچ اجباری می‌دهند.

گل علم به رسانه‌ی رخشانه گفته است: «شما تصور کنید وضعیت مادری را که دو جوان رشیدش بی‌ هیچ گناهی صرف به جرم هزاره بودن توسط افرادی به نام کوچی در روز روشن پیش چشمانش تیر باران می‌شود، او مجبور می‌شود به تنهایی نعش جوانش را بر دوش گرفته و از کوه پایین کند، در سوی دیگر حاکمیت طالبان که داد از امنیت و عدالت می‌زند، اما در این‌گونه موارد هیچ‌گاه قاتلین را به سزای اعمال‌شان نمی‌رساند.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری