رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

در عملیات حدیثه، کاسه جراحی پر «چره» شده بود

۱۲ قوس ۱۴۰۱
در عملیات حدیثه، کاسه جراحی پر «چره» شده بود

عکس:‌ ارسالی به رسانه رخشانه.

کریمه مرادی­­

حدیثه در قطار اول نشسته بود. زمانی‌که مهاجم انتحاری وارد صنف شد، او زیر چوکی پناه گرفت و از گلوله‌باری مهاجم در امان ‌ماند. اما درانفجار داخل صنف، چره‌های زیادی در بدن حدیثه جا خوش کرد. زمانی که داکتران او را جراحی کردند با تعجب برایش گفته‌اند که چطور زنده مانده است: «در کدام قسمت صنف بودی؟  کاسه‌ای که در عملیات خانه داشتیم مکمل چره پر شده بود.»

با عملیات‌های زیادی که روی بدن حدیثه صورت گرفته، هنوز چره‌های زیادی در بدنش باقی مانده است؛ سه چره در ناحیه کمر، چند چره دیگر در پای و هم‌چنان پرده گوش چپ او پاره شده است. این از جمله عملیات‌های مهم و ظریف است که به قول حدیثه در افغانستان امکان ندارد. چره‌های که در کمر حدیثه اصابت کرده نزدیک به رگ‌های عصبی‌اش رسیده که این احتمال وجود دارد او را زمین‌گیر و فلج کند. حدیثه تقریبا یک ماه به شفاخانه بستر بود. هنوزهم بخاطری تداوی‌اش تقریبا هر روزه به شفاخانه می‌رود. درد امانش را بریده است.

حدیثه نظری، یکی از ده‌ها زخمی‌ آموزشگاه «کاج» است. دختری که بعد از گذشت نزدیک به دو ماه نه زخم‌های بی‌حساب بدنش خوب شده و نه حالت روحی‌اش بهتر شده. به قول خودش یک پایش در خانه پای دیگرش در شفاخانه است: «زمانی که بخاطر پانسمان پایم به شفاخانه می‌روم امید به خدا می‌کنم که آیا دوباره زنده آمده می‌توانم یا خیر. داخل موتر حتی احساس خطر می‌کنم، به کلی آرامش ندارم.» او در روز حادثه در قطار اول نشسته بود. دوستش بهاره کنار او نشسته بود. هرچند زخم‌های بدن بهاره به اندازه زخم‌های حدیثه هم نبود، ولی آنچه که باعث مرگ بهاره شده سکته مغزی در لحظه انفجار بوده است.

مسیر خانه حدیثه تا آموزشگاه فاصله زیادی است. خانه‌اش در چهار قلعه چهاردهی در جاده فیض محمد کاتب هزاره است. شش ماه شده بود که به آموزشگاه «کاج» می‌رفت. در هر امتحان‌ آزمایشی که داده بود، بیشتر از ۳۰۰ نمره گرفته بود و کارت طلایی آموزشگاه را نیز داشت. می‌گوید، ممکن است روزی زخم‌های بدنش خوب شود؛ اما داغ عمیق آن حادثه برای همیشه با او خواهد ماند: «زمانی که به هوش آمدم همان دخترهای که چند لحظه پیش همرای‌شان قصه و احوال پرسی می‌کردیم به روی زمین بی‌دفاع  افتاده بودند و کاری از دستم ساخته نبود. گوش‌هایم بیخی بسته شده بود، چشمم ضعیف شده بود. با کمک استادی از صنف برآمدم. همان قدر دیدم که دست و پاهای دخترا از هم جدا شده بود.»

این مطالب هم توصیه می‌شود:

گزارش سازمان ملل: تداوم ممنوعیت آموزش دختران خطرات ازدواج زودهنگام را افزایش می‌دهد

اعتراض از بسته بودن مکاتب دخترانه؛ طالبان در هرات دو فعال مدنی را بازداشت کردند

حدیثه فرزند بزرگ خانواده است. ۲۱ ساله است و سه خواهر کوچک‌تر از خودش دارد و برادر ندارد. او  سال ۱۳۹۸ از مکتب فارغ شده است. تنها نان‌آور خانواده پدر حدیثه است که از راه  دکان‌داری خرچ خانواده شش نفری خود را تأمین می‌کند. البته این روزها درمان حدیثه حساب دخل و خرجش را بهم ریخته است. اما نگرانی آن‌ها درمان حدیثه است که باید بیرون از افغانستان انجام شود.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری