رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

نامه به دخترم؛ ﮐﺎش می‌توانستم ﺑراﯾت ﺑﯾش از این‌ها ﻣﺎدری ﮐﻧم

۲ جوزا ۱۴۰۲
نامه به دخترم؛ ﮐﺎش می‌توانستم ﺑراﯾت ﺑﯾش از این‌ها ﻣﺎدری ﮐﻧم

عکس:‌ ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

اشاره: نامه به دخترم، فرصتی است برای مکتوب کردن وضعیتی که طالبان بر سر زنان و دختران آورده‌اند.

رسانه‌ی رخشانه از همه‌ی مخاطبان خود طی فراخوانی خواسته است که از طریق نامه‌نگاری، راوی روزهای سخت زنان و دختران افغانستان باشند. آن‌چه در ادامه‌ی این مطلب می‌خوانید، روایتی است از آن‌چه زنان و دختران این‌روزها در دومین دور حاکمیت گروه طالبان تجربه می‌کنند.

در سرزمین مادری‌ات، به این دنیای پر از خوبی و بدی، زشتی و زیبایی چشم گشودی. ﮔاه‌گاهی از این‌که تو را به دنیا آوردم، اﺣﺳﺎس ﺧوﺑﯽ ﻧدارم و این‌که هیچ‌گاه نمی‌توانم ﻣﻧکر خاکی باشم که آباء و اﺟدادﻣﺎن در آن ﮐودک ﺑودﻧد، جوان شدند و پیر و فرسوده، به آخر خط رسیدند و تن‌های ﺷﺎن در اﯾن ﺧﺎک آرامیده اﺳت که ﺑﮫ آن ﺗﻌﻠﻖ دارﯾم و رگ رگ اﯾن ﺟﺎن، ﺑﺎ اﯾن آب و ﺧﺎک در ھم‌ﺗﻧﯾده شده اﺳت.

در ﺧﻠوﺗم به دور از ھﯾﺎھو، ﺑﮫ ﻓﮑر ﻓرو می‌روم. ﻗﻠم ﻧﺎﻣرﺋﯽ ذھﻧم را ﺑﮫ دﺳت می‌گیرم و روی ﺟﺎی ﺟﺎی  ﻣﻐزم میﻧوﯾﺳم؛ ای‌ﮐﺎش در ﺳرزﻣین  دﯾﮕری ﻣﺗوﻟد می‌شدم و ﻧﮭﺎل وﺟود زﯾﺑﺎی دﺧﺗرﮐم را آن‌ﺟﺎ می‌کاشتم.

دخترم!

این مطالب هم توصیه می‌شود:

سازمان جهانی صحت از ثبت دو مورد جدید پولیو در افغانستان خبر داد

کوچی‌های مسلح سه مرد را در پنجاب بامیان لت‌وکوب و بالای زنان و کودکان تیراندازی کردند

ﮐﺎش می‌توانستم ﺑراﯾت ﺑﯾش از این‌ها ﻣﺎدری ﮐﻧم، ﮐﺎش می‌توانستم ﯾﮏ ﺳرزﻣﯾن ﺧﯾﺎﻟﯽ ﺑراﯾت ﺑﺳﺎزم ﮐﮫ میﺗواﻧﺳﺗﯽ در آن ﺳﺎل‌های ﺳﺎل بی‌واهمه ﭘﺎ روی رد ﭘﺎھﺎی ﻧوﺷﺗﮫ‌ھﺎی ﺑﯽ‌زﺑﺎن ﮐﺗﺎب‌ها ﺑﮕذاری و طﻌمِ داﻧﺎﯾﯽ را ﺑﺎ ﺟﺳم و روﺣت ﺣس ﮐﻧﯽ. ﮐﺎش می‌ﺗواﻧﺳﺗم ﺑراﯾت ﭼوب ﺟﺎدوﯾﯽ ﺑﺳﺎزم که اﯾن ﺧﺎک را ﮐﺎﻧون پر مهر و ﮔرم‌‌ﺗر از آﻏوش ﻣن ﺑﯾﺎﺑﯽ و ﺑﺳﺎزی و ﺧود را آﺳوده در آن رھﺎ  ﮐﻧﯽ. کاش می‌توانستم زندگی در این خاک را مثل صبحانه‌ی دل‌خواه‌ات، روی بشقاب خوشبختی آراسته کنم و تو از خوشی چشمانت برق بزند، به صورتم با تبسم نگاه کنی و دلت پر شود از هیاهوی بی‌هراستﮐﺎش م، بی محابا به سمت خیابان بدوی و با دامن چین چین فیروزه‌ای رنگ، چرخ‌زنان بر روی سنگ‌فرش‌های خاکستری رنگ شادی بپاشی.

فرزندم!

ﻓﮑر می‌کنم ﭼﻘدر ﺗﺻوراﺗم از واﻗﻌﯾت‌ھﺎﯾم دور اﺳت و ﻣﺣﺎل! ﻣﮕر ﺗو ﭼﮫ ﮔﻧﺎھﯽ ﻣرﺗﮑب ﺷده‌ای که ﻓﻘط می‌خواهی دﻧﯾﺎ را ﺑﺎ دﺧﺗراﻧﮕﯽھﺎﯾت زﯾﺑﺎ ﮐﻧﯽ، ﻣﮕر ﻏﯾر از اﯾن اﺳت؟  ﺗو ھرﮔوﻧﮫ ﺑﺎﺷﯽ  و ﺑﺎ ھرﭼﮭره‌ای ﺑﺎﺷﯽ، دل‌ﻧﺷﯾﻧﯽ.

ﭼرا ﺗﺣﻣل اﯾن ﻣﮭره‌ی نایاب زﻧدﮔﯽ ﮐﮫ ﺑﮫ دﻧﯾﺎ ﻧور می‌بخشد را ﮐﺳﯽ ﻧدارد؟ ﭼرا؟ واقعا نمی‌داﻧم!

دﺧﺗرِ زﯾﺑﺎﯾم!

 ﺗو ﻗوی ﺑﻣﺎن و ﺑﺑﯾن دﻧﯾﺎ آﺧر به وجود نازنینت در این عالم هستی جواب «بلی» خواهد داد. من هم مثل مادران این سرزمین، در رویایی به سر می‌برم که در آخر آن رویا با صدای کسی به خود می‌آیم و شیرینی‌اش با تلخی واقعیت باهم گره می‌خورد.

قربانی مهربانی چشمانت شود مادر…

مادرت، سعادت

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری