مژده محمدی
در گوشهای از شهر هرات، گروهی از دختران در یک کارگاه تولید لامپ سرگرم کار هستند. این دختران با فراگیری دانش در بخش ساخت و تنظیم ولتاژ لامپهای خانگی و خیابانی بهصورت دستساز، مشغول کار هستند.
آنها روزانه از هشت صبح تا پنج عصر در این کارگاه سرگرم اند که لامپهایی با قدرت پنج تا پنجاه وات و لامپهای خیابانی با قدرت پنجاه تا صد وات را تولید میکنند.
ستاره محمدی(مستعار) ۴۰ ساله و مسوول کارگاه کوچک ساخت لامپ، در صحبت با رسانهی رخشانه میگوید، بهعنوان یکزن برخلاف ذهنیت رایج که کار در بخش برق را مردانه تصور میکنند، با راهاندازی این کارگاه، با چنین ذهنیتی میجنگد.
ستاره میگوید: «چون جامعه ما مردسالار است؛ مردان سعی دارند تا زنان را از بخش برق دور نگهدارند، همیشه گفتهاند، نکن، بشین این کار مردانه است در صورتی که تبدیل یک فیوز خیلی کار راحت است و ترسی هم ندارد. من این کار را انجام دادم و میخواهم به زنان و دختران هراتی هم آموزش میدهم.»
این کارگاه را ستاره پنج سال پیش تنها با پنج هزار افغانی سرمایه اولیه راهاندازی کرد. کاری که امروز ارزش آن به بیش از ششصد هزار افغانی رسیده و لامپهای تولیدی در این کارگاه در شهرهای کابل، جلالآباد، قندهار و لغمان توزیع میشود.
لامپهای تولیدی این کارگاه بهگونهای طراحی شدهاند که در شرایط بیثبات برق افغانستان نیز قابل استفادهاند. به گفتهی ستاره: «لامپهای ما در ولتاژ پایین هم روشن میشوند و دوام بالاتری نسبت به نمونههای وارداتی دارند.»
او برای اطمینان به مشتریانش، ضمانت یکساله پس از فروش نیز ارائه میکند؛ اقدامی که نشان از اعتماد به کیفیت کار زنان دارد.
عکسهایی که ستاره به رسانهی رخشانه ارسال کرده، دخترانی را نشان میدهد که در کارگاه سرگرم کارند. ستاره قبل از راهاندازی این کارگاه، آرایشگری میکرد. با ممنوعیت کار زنان در آرایشگاه، ستاره تصمیم گرفت تا کار در این بخش را آغاز کند. او میگوید: «شوهرم انجینیر برق است و در کنار من برای آموزش است تا من بتوانم در این بخش پیش بروم.»
ستاره از اولین تجربهاش در مورد کار برق که او را علاقمند به آن کرده، میگوید: «در شب زمستان، ترانس خانه ما سوخت و شوهر من هم در خانه نبود. چون هوا زیاد سرد بود من به شوهرم تماس گرفتم تا نحوه وصل ترانس یدکی خانه را برای من توضیح دهد؛ او از طریق تماس به من نحوه تبدیل فیوز برق و وصل کردن ورودی و خروجی کابلها را توضیح داد و من اجرا کردم. در آن لحظه ترس زیادی داشتم ولی توانستم که انجام دهم و از همان زمان خواستم تا در این بخش کار کنم.»
بخشی از کار ستاره، آموزش تخنیکی ساخت لامپ برای دختران است. او هر روز دو ساعت به دختران به صورت عملی ساختن لامپ را آموزش میدهد.
در حالحاضر دستکم ده دختر در کارگاهش در حال آموزش عملی ساخت لامپ هستند. ستاره میگوید: «ابتدا سطح آگاهی دختران در این بخش را جویا میشوم که چقدر آگاهی دارند؛ چون همین تجهیزات در هر خانهای وجود دارد، ولی در عموم آشنایی با ابزار کار در میان زنان کم است.»
صنفهای ستاره در بخش ساخت لامپ برای دختران رایگان برگزار میشود و آموزشها کاملاً عملی است. ستاره در مورد نحوهی آموزش میگوید: «من عملی آموزش میدهم، چون در بخش برق تئوری مطرح نیست. شاگردان در هفته اول ابزار کار را میشناسند، در هفتههای بعد کار ساخت لامپ بصورت دستی انجام میشود، که تجهیزات کار در دسترسشان گذاشته میشود و آنها کار میکنند و بعد در پشت دستگاهها کار را ادامه میدهند.»
دورههای آموزشی در این بخش ششماهه است و کارجویان در این کارگاه بعد از اتمام این دوره، میتوانند در کارگاه مشغول بهکار شوند. ستاره میگوید: «زنانی که علاقمندی بیشتری به کار در این بخش دارند، میتوانند در ظرف سه ماه هم بیاموزند.»
به گفتهی ستاره در حالحاضر تیم همکارانش توانایی تولید دستکم دوصد نوع لامپ خانگی و خیابانی را دارند، اما نبود سرمایهی کافی، کرایهی سنگین کارگاه و وابستگی به واردات مواد خام از ایران و چین، سه مانع بزرگ در برابر کار اوست.
ستاره با نگرانی از وضعیت خانه و کارگاهاش میگوید: «ماهانه پنجهزار افغانی کرایه کارگاه را میدهم ولی از وقتی که مهاجرین برگشتند صاحبخانه من را تحت فشار قرار میدهد تا کرایه را بیشتر بدهم، منم دنبال خانه هستم ولی با مبلغی که من میخواهم خانهای پیدا نمیشود.»
در کنار مشکل جای، سرمایهی اندک مژگان هم او را در تنگنا گذاشته است. او میگوید، در بیشتر مواقع بهدلیل نبود سرمایه کارش معطل شده است: «ما فعلا الایدی و ترانس را از ایران و چین وارد میکنیم و در اینجا بستهبندی میکنیم؛ اگر مواد خام را به صورت عمده خریداری کنم برای من ارزانتر تمام میشود، ولی حالا سرمایهای در دسترس ندارم و نظر به قرارداد مواد خام خریداری میکنم که هزینه خرید و آوردن مواد خام برای من زیاد تمام میشود.»

در میان کارجویان این کارگاه، دختران تحصیلکردهای نیز دیده میشوند که پس از بستهشدن دروازههای دانشگاهها، به اینجا پناه آوردهاند. ستاره میگوید، دخترانی که حتا دانش ابتدایی در این بخش را نداشته باشند هم با اشتراک در این کارگاه علاقمند کار در این بخش میشوند. او میگوید: «زنان در خانه توجهی به این بخش ندارند و فکر میکنند که کار مردانه است، ولی همین زنان زمانیکه با من کار میکنند دلچسپتر کار میکنند و خیلی قویتر به پیش میروند و برای ما میگویند که کار در این بخش برایشان خیلی خوشایند است.»
در جامعهای که کار فنی و برقی را «مردانه» میدانند، مژگان با کار خود به این ذهنیتها پاسخ داده است. او روایت میکند که در آغاز بسیاری از اطرافیانش گفته بودند: «این کار زنانه نیست.» اما اکنون مژگان در کنار خودش زمینه کار را برای زنان و دختران فراهم کرده است.
با این حال، هنوز خانوادههایی هستند که به دخترانشان اجازه حضور در کارگاه را نمیدهند: «یکی از شاگردان من خودش راضی بود ولی خانواده او میگفتند که این کار مردانه است و به درد تو نمیخورد ولی از نظر من در شرایطی که همه دختران در خانه هستند و هیچ مکتب و پوهنتون به رویشان باز نیست، خانوادهها باید بگذارند تا دختران حداقل در حرفهای کار کنند و آنها را محدود نکنند.»
لیلما ۲۵ ساله، از جمله دخترانی است که در کارگاه ساخت لامپ مشغول کار است. او در صحبت با رسانهی رخشانه گفته که در ابتدا خانواده با رفتناش به کارگاه مخالفت میکردند. او میگوید: «مردم افغانستان به کاری که کار زنانه نباشد اجازه نمیدهند و خانواده من هم چون پشتون هستند ابتدا راضی نمیشدند که به کارگاه بروم ولی من و خانم محمدی چندین مرتبه صحبت کردیم که در اخیر اجازه دادهاند که من در کارگاه کار کنم.»
لیلما در دوران طالبان، با وجود داشتن مدرک دانشگاهی از رشته ادبیات پشتو، به دلیل دیدگاه سنتی خانوادهاش نتوانسته بود کاری در بیرون از خانه انجام دهد. اما حالا دو ماه است که هر روز دو ساعت در این کارگاه، آموزش ساخت لامپ را فرا میگیرد.
او از روزهایی میگوید که ماندن طولانی مدت در خانه او را درگیر افسردگی کرده بود: «این یک بخش سرگرمکننده و آموزشی است و از حالت افسردگی که چند وقت آن را تحمل میکردم من را نجات داده است. چون از محیط خانه بیرون شدم، حالت افسردگی و مشکلات روحی کمتر شده فکر من مشغول شده است.»
با اینحال، لیلما با اشاره به محدودیتهای فعلی از زنان میخواهد تا برای رسیدن به رویاهای خود مبارزه کنند: «ماها سالهای زیادی برای اینکه روزی به یکجای برسیم و درآمد مستقل داشته باشیم درس خواندیم، ولی حالا که زمینه فراهم نیست من از دختران میخواهم خانواده خود را قناعت بدهند تا حداقل بتوانند در خارج از خانه حرفهای را به پیش ببرند.»
با تسلط گروه طالبان بر افغانستان و وضع محدودیتها بر حق آموزش و کار زنان، شماری مانند ستاره به کار در بخشهای صنعت روی آوردهاند. این زنان از نهادهای حمایتکننده و مردم میخواهند تا از کارشان حمایت کنند.
ستاره میگوید: «ما بیشتر کار خود را با دست انجام میدهیم و حالا متکی به الایدی و ترانس که از ایران و چین وارد میشود هستیم، اگر برای من کمک شود من نیاز دارم دستگاههای پرس و قالب دایکاس را خریداری کنم، تا کار خود را صفر تا صد خودمان پیش ببریم.»

