رها آزاد
در این گزارش که با ۲۴ دختر جوان بین سنین ۱۸ تا ۲۵ سال در شهر فیضآباد و ولسوالیهای اطراف آن، گفتوگو شده، از اختلال شدید در قاعدگی گفتهاند. آنها گفتهاند، مشکلاتی مانند تاخیر در قاعدگی، خونریزیهای نامنظم، دردهای شدید همزمان با دوران قاعدگی را تجربه کردهاند.
به گفتهی آنها، اغلب به دلیل تابوهای فرهنگی نمیتوانند در مورد مشکلات خود به خانوادهها حرف بزنند یا به داکتر مراجعه کنند؛ در نتیجه، به گفتهی خودشان، با این مشکلات تنها میمانند.
دستکم سه داکتر زن در بدخشان در این گزارش گفتهاند، به دلیل استرس ناشی از محدودیتهای طالبان، اختلال قاعدگی در میان دختران افزایش یافته است.
آنها گفتهاند، استرس مزمن اثرات قابل توجهی بر چرخه قاعدگی دارد.
چهار سال از حاکمیت طالبان بر افغانستان گذشته است. در این مدت، این گروه با وضع محدودیتهای زیاد، زندگی زنان را به چهار دیواری خانهها محصور کرده است. منع آموزش، کار، آزادی اجتماعی و گسترش رفتارهای خشونتبار ماموران طالبان در خیابانها با زنان، در این چهار سال در صدر خبرها بوده است.
ارزیابی نهادهای مستقل بینالمللی نشان میدهد که این رفتارهای طالبان، زنان را از نظر روانی آسیب جدی زده است. از جمله، ریچارد بنت، گزارشگر ویژهی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان میگوید که اقدامات طالبان دختران را در چهار دیوار خانهشان محصور کرده و آنها را به سمت افسردگی و اضطراب سوق داده است.
در این گزارش به جزئیات برخی از این صحبتها پرداخته شده است. یکی از این دختران مروت ۲۲ سالهاست. چشم های گودرفته، صورت رنگ و رو رفته و بیقراریاش به روشنی گویای کمخونی و لحظههای دشوار او بود.
مروت را در اتاق انتظار درمانگاه دیدم. کنار مادرش روی چوکی نشسته بود و منتظر نوبت خود بود. چهرهاش رنگ پریده و از شدت درد، بیاختیار فریاد میزد. دردش آنقدر شدید بود که چند نفر از بیماران، با وجود داشتن نوبت زودتر، از جا برخاستند و جای خود را به او دادند.
مادر مروت، زنی ۴۸ ساله است. بعد از بیرون آمدن از اتاق داکتر سر صحبت را با او بازکردم. او گفت: «مروت دو ماه میشد که کمردرد نشده بود، اما دیشب کمردرد شد و وضعیتاش خیلی خراب شد. به همین خاطر آوردمش که داکتر ببیند مشکل چیست.»
مادر مروت گفت، دخترش بعد از این که دیگر نتوانست مکتب برود، گوشهگیر و افسرده شده است: «اشتها ندارد، با کسی زیاد صحبت نمیکند و کمردردیاش هم نامنظم شده دو ماه بعد و سه ماه بعد کمردرد میشه و حالش بسیار بد میشه.»
در صف انتظار، دختر جوان دیگری نشسته است و میگوید، قاعدگیاش سه ماه به تاخیر افتاده است. فاطمه ۱۹ ساله که با خواهر زاده ۱۴ سالهاش به درمانگاه آمده بود، اصالتا از ولسوالی یفتل بدخشان است ولی بیشاز یک سال شده بود که در شهر فیضآباد در خانه خواهرش زندگی میکند.
کنار فاطمه صندلی خالی بود، رفتم و کنارش نشستم و سر صحبت را با او باز کردم، هرچند که درد داشت، اما حاضر به صحبت شد.
فاطمه گفت: «مه دیر دیر مریض ماهوار میشم. مثلا گاهی چند ماه بعد و وقتی هم که میشم زیاد درد شدید دارم، و حالا خواهرم مجبورم کرد که یکبار پیش داکتر بیایم.»
فاطمه سه سال است با این مشکل مواجه است و این اولین باریست که نزد داکتر آمده است. او دلیل این که قبلا به داکتر مراجعه نکرده است را اینگونه توجیه میکند: «مادرم میگوید کمردردی یک درد عادی است همگی تجربهاش میکنند. نیاز نیست آدم بروه پیش داکتر پیسه مصرف کند، پیسه باشد که آدم روزگار بگذارند.»
فاطمه قبل از حاکمیت طالبان در افغانستان صنف نهم مکتب بود. اما او بعد از حاکمیت طالبان مثل هزار دختر دیگر از مکتب باز ماند و به گفتهی خودش افسردگی گرفت و ماهها با هیچکسی صحبت نمیکرد: «از وقتی مکتبها بسته شد مه از هر لحاظی وضعیتام خراب شد، زیاد مریض میشم، اشتها ندارم و امی مریض ماهوارم هم گدود شده، یعنی ماهها میشه مه مریض نمیشم. شاید دلیلش امی مشکلات روحی و روانی باشد.»
در بسیاری از مناطق دورافتاده افغانستان، قاعدگی نهتنها بهعنوان یک پدیده طبیعی پذیرفته نمیشود، بلکه همچنان با شرم و سکوت همراه است.
دخترانی که وارد این مرحله از بلوغ میشوند، از همان آغاز با مجموعهای از محدودیتهای فرهنگی و خانوادگی روبهرو میشوند، از نداشتن آگاهی گرفته تا تحقیرهای پنهان و آشکار.
فاطمه در صحبتهایش اضافه میکند که در همان قریهای که خانوادهاش زندگی میکنند، قاعدگی یک شرم بزرگ است. دختران در دوران قاعدهگی از آشپزی کردن ممنوع میشوند، همین طور از نگهداری اطفال و نشستن بر سر دسترخوان، زیرا این زمان به عنوان یک آدم ناپاک دیده میشوند.
بعد از معاینه، داکتر به فاطمه تذکر داده است که کیست تخمدان دارد و همینطور کمخون است و باید تغذیهی مناسب و کافی داشته باشد، تشویش و استرس را از خود دور کند.
بر اساس گزارشهای بینالمللی، بیش از ۷۰ درصد دختران و زنان افغانستان در مناطق دورافتاده از بهداشت قاعدگی مناسبی برخوردار نیستند.
همینگونه اختلالات قاعدگی و دردهای شدید در میان زنان جوان افغانستان بسیار بالاست و عوامل اجتماعی و روانی از جمله استرس ناشی از محدودیتهای طالبان، بسته شدن مدارس و کمبود امکانات درمانی، این وضعیت را وخیمتر کرده است.
سمانه (نام مستعار) ۲۴ سال دارد و همراه با خانوادهی هشت نفرهشان در ولسوالی بهارک ولایت بدخشان زندگی میکند، سمانه نیز از دردهای شدید قاعدگیاش شکایت میکند: «من خودم متوجه وضعیتم هستم و بدنم ره میشناسم. مخصوصا وقتی مشکلی داشته باشم یا از لحاظ روحی خوب نباشم، گاهی میشه که در یک ماه دوبار پریود میشم، درد شدید همراه با خونریزی شدید میداشته باشم.»
سمانه اضافه میکند که زمانی که بیشتر استرس دارد و حالت روحی خوبی ندارد، در یک ماه دوبار قاعدگی را تجربه میکند.
سمانه قبل از حاکمیت طالبان در افغانستان در دانشگاه بدخشان حقوق و علوم سیاسی میخواند و تنها یک سال به پایان تحصیلاتش مانده بود که طالبان دروازههای دانشگاهها را به روی دختران بستند. سمانه نیز اضافه میکند که: «از وقتی دانشگاه بسته شد و کلن در خانه هستم ای حالتم بدتر شده و زیاد نگران آیندهام هستم»
سمانه دلیل این اختلال در قاعدگیاش را استرس ناشی از بسته شدن دانشگاهها میداند.
راضیه ۲۳ ساله نیز همین مشکل را دارد. او گفته است، هر سه تا چهار ماه بعد قاعدگی را تجربه میکند، همراه با درد شدید، حالت تهوع و ضعف: «بعد از آمدن طالبها هم کارم ره از دست دادم و هم دانشگاه ره، بعد وضعیت روحی و روانی ام دچار اختلال شد، بعد یک مدتی در پهلوی اینکه در تمام امور زندگیم اختلال آمد در قاعدگیام اختلالاتی وارد شد.»
راضیه در دانشگاه بدخشان اقتصاد میخواند و همچنین در یک اداره دولتی مصروف کار بود.
در این گزارش با سه متخصص بخش زنان نیز صحبت شده است.
جمیله راسخ، داکتر ۳۵ سالهای که در مرکز ولسوالی بهارک معاینه خانه شخصی دارد میگوید: «هرچند دردهای قاعدگی دردهای طبیعی هستند، اما اگر بسیار شدید همراه با خونریزی شدید باشد، آنگاه باید به داکتر مراجعه شود. چون ممکن است شخص مشکلات جدیتری داشته باشد.»
این متخصص که بیشتر از هفت سال میشود در معاينه خانهاش با مریضان زیادی سر و کار دارد، اضافه میکند: «روزانه بیشتر از ۳۰ تا ۳۵ مریض داریم و در این میان چهار تا پنجتن از این مریضان دختران جوانی هستند که از مشکلات قاعدگیشان شکایت دارند.»
همچنین داکتر راسخ میافزاید: «این رقمی که من میگویم، هنوز رقم دقیق نیست، چون اکثر دخترخانمهایی که با این مشکلات روبهرو هستند، نزد داکتر مراجعه نمیکنند.»
او تأکید میکند که بسیاری از این دختران به دلایل مختلفی مانند سنتهای محدودکننده مثل شرم و حیا، فشارهای خانوادگی یا حتا مشکلات اقتصادی، از رفتن نزد داکتر خودداری میکنند؛ حتا اگر دردهای شدید قاعدگی را تجربه کنند یا تأخیر طولانی در چرخهی قاعدگیشان داشته باشند.
سمیرا سادات (مستعار) ۴۱ سال دارد و از داکتران با تجربه در فیضآباد است. او متخصص بخش نسایی ولادی است و شش سال هم در شفاخانه دولتی در فیضآباد نیز کار کرده است و در حال حاضر در شهر فیضآباد معاینهخانه شخصی دارد. وی میگوید: «روزانه بیشتر از شصت تا هفتاد مریض مراجعه میکنند که در این میان پنجتا شش تنشان دختران جوان هستند که تاخیر در قاعدگیشان دارند.»
این متخصص میافزاید که استرس شدید، اضطراب مزمن یا تجربههای آسیبزا میتواند سیستم هورمونی بدن دختران را مختل کند و باعث تأخیر یا بینظمی در چرخه قاعدگیشان شود.
او گفته است: «از وقتی نظام تغییر کرده است، دخترهای جوان زیادی میآیند که از دردهای شدید قاعدگی یا تأخیر در قاعدگیشان شکایت دارند، چون فقر، بیکاری، استرس، نبود فرصت تحصیلی و همهی این موارد بالا بر روح و روانشان تأثیر گذاشته و مشکلات روحی هم که طبعا روی چرخه قاعدگی تاثیرات خودش ره دارد.»
وجیهه رسولی، متخصص بیماریهای زنان که در شهر فیضآباد معاینه خانه دارد، میگوید: «تقریباً هر روز دستکم یک بیمار دارم که از تأخیر در قاعدگی یا دردهای شدید قاعدگی شکایت میکند.»
خانم رسولی چهار سال است که در شهر فیضآباد مشغول به کار است. او یکی از سه متخصصی است که در این گزارش با آنها گفتوگو شده است.
به گفتهی این پزشکان، هر یک از آنها روزانه دختران جوان زیادی که مشکلات یا اختلالات قاعدگی دارند را ویزیت میکنند. این آمار، نشاندهندهی گستردگی و جدیبودن این مشکل در میان دختران و زنان جوان در بدخشان است.
بر اساس گفتههای این پزشکان، تأخیر در قاعدگی، خونریزیهای شدید یا دردهای غیرطبیعی، میتواند دلایل گوناگونی داشته باشد؛ از جمله استرس و فشارهای روانی، سوءتغذیه، اختلالات هورمونی، سندروم تخمدان پلیکیستیک، یا حتی بیماریهای دیگر.
آنها گفتهاند، برخی از دختران و زنان نیز بهدلیل عفونتهای دستگاه تناسلی، فیبروم رحم یا تجربههای دردناک اولیه، قاعدگیهای دشوارتری را تجربه میکنند. با اینحال، بسیاری از این موارد بهدلیل شرم اجتماعی، تابوهای فرهنگی و نبود آگاهی کافی، تشخیص داده نمیشوند و فرد بدون مراجعه به پزشک، با این مشکلات تنها میماند.

