رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

قصه‌های تلخ مهاجرت؛ هدیه به یونان رسید، از دختر معصومه خبری نیست

۱۹ جوزا ۱۴۰۵
قصه‌های تلخ مهاجرت؛ هدیه به یونان رسید، از دختر معصومه خبری نیست

هدیه/ عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

زحل آزاد

«یک شبانه‌روز را با کشتی خراب روی آب گذراندیم، با این ترس که هر دقیقه ممکن است کشتی پر از آب شود و همه غرق شویم.» هدیه در آن لحظه‌های سخت فقط به یک چیز فکر می‌کرد: اگر خودش در راه سختی مهاجرت تسلیم مرگ شود، سرنوشت کودکان چه خواهد شد؟ نگرانی‌اش فقط همین نبود: «یا اگر خدای نکرده بلایی سر آن‌ها (کودکانش) بیاید، چگونه به زندگی ادامه بدهم؟»

هدیه زن ۲۷ ساله‌ای است که به‌تازگی از مسیرهای قاچاق و رودخانه‌های مرزی خود را به یونان رسانده است؛ مسیری که صدها پناهجوی دیگر عمدتا از افغانستان و کشورهای جنگ‌زده را به کام مرگ کشانده است.

هزاران کیلومتر دورتر از هدیه، معصومه*، زنی دیگر در افغانستان هنوز چشم‌انتظار دخترش است. دختری که روزی با امید رسیدن به زندگی بهتر خانه را ترک کرد، اما دیگر هیچ خبری از او نرسیده است؛ نه تماسی، نه پیامی و نه نشانی از سرنوشتش.

هدیه و معصومه یکدیگر را نمی‌شناسند، اما میان تجربه‌هایشان یک خط مشترک کشیده شده است؛ خطی که از مهاجرت آغاز می‌شود و با خطرهای بی‌شمار گره می‌خورد. نتیجه اما متفاوت است. مثل هدیه که از خطر جان به سلامت می‌برد و یا دختر معصومه که معلوم نیست چه بر سرش آمده است.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

«تعهد گرفتند از خانه خارج نشوم»؛ روایت غنچه‌گل کریمی، ملکه‌ی زنبورداری افغانستان از دردسرهای طالبان

طالبان: فردی که سه دختر را در شهر کابل زیر گرفته بود بازداشت شد

سازمان ملل در گزارش سالانه خود اعلام کرد که در سال ۲۰۲۵، دستکم ۹ هزار مهاجر در مسیر مهاجرت جان داده‌اند. این سازمان گفته، آمار واقعی ممکن است بسیار بالاتر از این باشد.

هدیه می‌گوید پس از مرگ پدر و مادرش در سال ۱۳۹۹ افغانستان را ترک کرده و به ایران رفت تا در کنار نامزدش زندگی تازه‌ای را آغاز کند. اما زندگی در ایران آن‌گونه که تصور می‌کرد پیش نرفت و به گفته او، شرایط برای مهاجران افغان با دشواری‌های زیادی همراه بود.

با سقوط کابل به دست طالبان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، امید بازگشت به افغانستان نیز از میان رفت و آن‌ها تصمیم گرفتند مسیر مهاجرت به اروپا را از راه قاچاق در پیش بگیرند.

برای هدیه این تصمیم از سر انتخاب نه، بلکه نتیجه شرایطی بود که به گفته او هیچ راه دیگری برایشان باقی نگذاشته بود: «ما حتی نمی‌توانستیم به نام خود سیم‌کارت بگیریم، در صف نانوایی،  بیمارستان و مسیر کار تا خانه را افغانی گفته، توهین می‌شدیم. برگشتن به افغانستان ممکن نبود و آینده‌ای هم در پیش نداشتیم.»

پس از مدت کوتاهی اقامت در تهران و سپری شدن مراسم ازدواج‌شان، آنها راهی ترکیه شدند. هدیه می‌گوید شش سال در ترکیه زندگی کردند؛ سال‌هایی که میان تلاش‌های پی‌درپی برای رسیدن به اروپا و بلاتکلیفی دائمی سپری شد.

دو دختر هدیه در ترکیه به دنیا آمدند. برای مهاجران در ترکیه هم زندگی آسان نبود. هدیه می‌گوید، پیدا کردن خانه نیز برایشان دشوار بود و در بسیاری موارد صاحب‌خانه‌ها حاضر به اجاره دادن نبودند و اگر هم خانه‌ای پیدا می‌شد، با کرایه‌های بسیار بالا که آن‌ها توان پرداختش را نداشتند.

در کنار تمام این مشکلات، ترس دائمی از بازگردانده شدن به افغانستان بیش از همه او را آزار می‌داد: «ترس از بازگرداندن به افغانستان مرا وحشت‌زده می‌کرد. با خودم می‌گفتم اگر به آن جهنمی که طالبان ساخته‌اند برگردانده شوم، آینده دختران چهار و دو ساله‌ام چه خواهد شد؟»

در حالی که هدیه روزهایش را در انتظار سرنوشت پرونده‌اش در یونان سپری می‌کند، در افغانستان، معصومه هنوز در انتظار خبری از دخترش است؛ خبری که هر روز با امید و ترس هم‌زمان آغاز می‌شود.

معصومه، حدود ۵۸ سال سن دارد و مادر هفت فرزند است. دختر او ۲۲ ساله بود که افغانستان را ترک کرد و اکنون حدود هفت سال از آن زمان می‌گذرد. معصومه نمی‌داند دخترش در میان آن موج‌های دریا که او فقط وصفش را شنیده، زنده مانده یا نه.

نظر به گفته‌های معصومه، دخترش در سال ۱۳۹۸ با بورسیه تحصیلی به ترکیه مهاجرت کرد، اما این تصمیم او خلاف میل پدر و برادرانش بود. «همیشه می‌گفت می‌روم، از افغانستان می‌روم، اینجا جای زندگی نیست. او مثل بقیه خواهرانش نبود و اصلاً به حرف‌های پدرش گوش نمی‌کرد؛ سرکش و یک‌دنده بود. روزهای نزدیک به رفتنش هم در خانه همیشه جنجال بود. پول سفرش را هم خودش پیدا کرده بود و می‌گفت از دوستانش قرض گرفته است.»

از آخرین باری که معصومه صدای دخترش را از طریق یک پیام صوتی شنیده، حدود پنج سال می‌گذرد. «گفته بود از ترکیه بیرون شده و به سمت اتریش می‌رود. گفته بود مادر جان، برایم دعا کن و هر وقت رسیدم، حتماً تماس می‌گیرم. تا حالا اما هیچ خبری از او نشده است.»

او در پاسخ به این پرسش که چرا برای یافتن سرنخی از دخترش اقدام نشده است، پاسخ ناراحت کننده‌ا‌ی می‌دهد. «هر وقت بخواهم در موردش حرف بزنم، پدرش ناراحت می‌شود و می‌گوید دختری که از خانه رفته و از راه حق دور شده، بهتر است نباشد. برادرهایش هم می‌گویند شاید با کسی فرار کرده و از شرم نمی‌تواند تماس بگیرد.»

معصومه خواست نام از دخترش در این گزارش نیاید.

گفتن این حرف‌ها برای معصومه آسان نیست. «فکر می‌کنم پارسال بود که کسی به من گفت مشخصات دخترت را در اینترنت بگذار تا شاید پیدا شود. وقتی این موضوع را با پسر بزرگم در میان گذاشتم، سرم قهر شد و گفت با آبروی ما بازی می‌کنی؟ خویشاوندان چه خواهند گفت؟ می‌گفتند دخترت از اول هم بد بود و حتماً با کسی فرار کرده است.»

با گریه ادامه می‌دهد: «مدام از دخترهایم می‌پرسم که آیا خواهرشان پیامی داده یا زنگی زده است. آن‌قدر پرسیده‌ام که احساس می‌کنم خسته‌شان کرده‌ام. چه کنم، دست خودم نیست.»

در جزایر یونان، قبرستان‌هایی وجود دارد که در آن‌ها سنگ‌های بی‌نام در کنار هم ردیف شده‌اند؛ هرکدام پایان یک سفر، یک امید و شاید یک زندگی. هیچ‌کس نمی‌داند این قبرها متعلق به چه کسانی‌اند.

گزارش‌ها و تصاویر متعددی از این قبرستان‌های بی‌نام و نشان مهاجران در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. در ویدیویی که اخیراً توسط یک گردشگر ایرانی نشر شده، بیش از صد قبر بی‌نام و نشان دیده می‌شود که گفته می‌شود شماری از آن‌ها متعلق به مهاجرانی از افغانستان است.

در این ویدیو تنها برای سه قبر نام و تاریخ وفات درج شده که یکی از آن‌ها مربوط به یک زن اهل افغانستان است.

سیما نوری، فعال حقوق بشر که سال‌ها در زمینه حمایت از حقوق زنان کار کرده است، می‌گوید مهاجرت‌های غیرقانونی زنان و دختران به یک بحران جدی حقوق بشری تبدیل شده است.

به گفته خانم نوری، بسیاری از این زنان به دلیل ناامنی و نبود گزینه‌های امن، ناچار به عبور از مسیرهای غیرقانونی می‌شوند و در این مسیر در معرض سوءاستفاده، قاچاق و خشونت قرار می‌گیرند.

او تأکید می‌کند که پس از رسیدن به کشورهای ترانزیتی مانند ایران، پاکستان و ترکیه این زنان با مشکلاتی چون بی‌سرپناهی، نبود حمایت اجتماعی، خطر بازداشت و دیپورت و محرومیت از خدمات درمانی و روانی روبه‌رو هستند. به گفته او، نبود مدارک قانونی و حمایت‌های حقوقی، آن‌ها را در وضعیت آسیب‌پذیرتری قرار می‌دهد.

یادداشت: معصومه نام مستعار است

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری