تمنا تابان
در تاریخ ۲۰ جوزا در ایلاق کوهستانی «شیخ سنگ» در منطقه شمسالدین ولسوالی یکهولنگ بامیان یک جوان ۱۹ ساله در درگیری با آدم ربایان جان خود را از دست داد. براساس گفتههای منابع مطلع، دستکم چهار فرد مسلح برای ربودن خواهر ۱۲ ساله قربانی به خانهی آنها حمله کرده بودند. در این ماجرا، محمدامین هنگام ممانعت از اختطاف خواهرش، جان خود را از دست داد.
منابع میگویند، قربانی هدف دو گلوله قرار گرفته بود. یک مرمی در پا و دومی هم در قلبش.
ماجرا چه بوده؟
منابع نزدیک به محمدامین، قربانی این ماجرا میگویند، مهاجم اصلی مردی از همین ولسوالی و ساکن روستای «گردن شیب» بوده است. او پس از قتل محمدامین طی درگیری با طالبان به خاطر دستگیریاش کشته شده است. سه همدست او متواری است.
عزمالله* ۲۲ ساله، از نزدیکان محمدامین به رسانهی رخشانه گفته است، فردی به نام علی این آدمربایی را سازماندهی کرده بود.
به گفتهی عزمالله، ریشه این ماجرا به سالها پیش برمیگردد. علی با دختری از منطقه محل سکونت محمدامین نامزد میشود. او گفته چون این ازدواج اجباری بود، دختر با مرد دیگری از خانه فرار میکند.
منابع گفتهاند، ماجرای علی در ظاهر با نامزد قبلیاش با این رویداد تمام میشود و او با زنی دیگر ازدواج میکند. اما منابع مدعی است که او پیش از طالبان و در زمان جمهوریت همسرش را سر بریده است. «در آخرای جمهوریت بود که علی خانمش را سر بریده و از منطقه فرار کرد، او حدود یک سال تحت تعقیب بود، اما گرفتار نشد.»
رسانهی رخشانه در تاریخ ۲۹ میزان سال ۱۳۹۹ خبری از بامیان نشر کرد که در روستای «گردنشیب» ولسوالی یکهولنگ نمبر یک، مردی همسرش را سربریده و خودش فرار کرده است. دلیل سر بریدن این زن ۳۵ ساله توسط شوهرش، خشونت و مشکلات خانوادگی عنوان شده بود.
وزارت امور زنان در زمان جمهوریت نیز این رویداد را تایید کرده بود.
به گفتهی عزمالله، پس از این که طالبان بر افغانستان حاکم شدند، گفته میشد علی در ولایت غور با طالبان کار میکند. رسانهی رخشانه این ادعا را نیز نمیتواند مستقلانه تایید کند.
طالبان نیز که وقوع این رویداد را تایید کرده، در مورد وابستگی مهاجم با حکومت این گروه چیزی نگفته است.
عزمالله میگوید، مهاجم در این اواخر به منطقه برگشته بود و چند بار مسلح هم دیده شده بود.
به دلیل ترس از طالبان، عمدتا گشتوگذار مسلح افراد غیر از طالبان، در مناطق تحت کنترل این گروه غیر ممکن است و سرکوب سخت طالبان را در پی دارد.
موسی*۳۲ ساله یک منبع آگاه دیگر در مورد این ماجرا گفته است، ۱۸ روز پیش از حادثه، محمد امین همراه با مادر و خواهر ۱۲ سالهاش در کوههای منطقهی شمسالدین به ایلاق رفته بودند. «کسی برای علی خبر داده بود که دختر و پسری از خسران قبلیات (نامزد اولش) به ایلاق آمده است.»
خانواده محمدامین ساکن روستای «شمسالدین» است و در زمان حادثه پدرش در روستا سرگرم کارهای کشاورزی بوده است.
به دلیل اشتغال ساکنان بامیان به مالداری، عمدتا مردم در فصل بهار و تابستان موقتا به ایلاقهای کوهستانی کوچ میکنند تا مواشی آنها بهتر به علفهای کوهی دسترسی داشته باشند.
موسی گفته است، وقتی علی این خبر را میشنود «برای گرفتن انتقام از نامزد قبلیاش و فرو نشاندن کینهی دیرینهاش»، تصمیم میگیرد دختر دیگر خانواده نامزد قبلیاش را اختطاف کند. «علی با این تصور که این دختر از جملهی دختران خسران قبلیاش است، میآید تا او را اختطاف کند.»
وقتی مهاجم شب چهارشنبه، ۲۰ جوزا با سه مرد مسلح دیگر برای اختطاف به ایلاق کوهستانی «شیخ سنگ» میآیند، براساس معلومات اشتباه به خیمه محمدامین حمله میکند.
منابع گفتهاند، درگیری حوالی شام رخ داده و محمدامین که سرگرم چوپانی در نزدیکی خیمه خود بوده، متوجه حضور افراد و سر و صدای خواهرش میشود. او خودش را به خیمه میرساند: «قاتل صدا میزند که پیش نیا وگرنه با مرمی میزنم، اما چون مسئله ناموس بود و محمدامین هم پسر باغیرت و ننگی بود بازهم پیش میرود، قاتل یک مرمی اول در پایش میزند، اما محمدامین بازهم متوقف نمیشود مرمی دوم را که میزند، به قلب محمدامین اصابت میکند.»
مهاجمان با کشتن محمدامین، موفق میشوند خواهر ۱۲ سالهاش را اختطاف کنند. «بعد ازی که کمی از خیمه اونا دور میشوند، از دختر میپرسند که تو دختر کی هستی و او جواب میگوید دختر فلانی، در همینجا علی و همدستانش متوجه میشوند که به اشتباه کس دیگری را اختطاف کردهاند و معلوماتی که برایشان رسیده بود، دروغ بوده است. آنان دختر را رها کرده و خودشان فرار میکنند.»
به گفتهی عزمالله، شاهدان عینی در این ماجرا چهار مهاجم را دیده است. کسانیکه این چهار نفر را دیده بودند، میگویند که سه مرد همراه علی از اهالی محل و همان منطقه نبودند، بلکه کاملا بیگانه به نظر میرسیدند.
در ایلاق محل رویداد، حدود چهار خانواده دیگر نیز بودهاند.
به گفتهی منابع، عمدتا ساکنان مناطق همجوار ولسوالی یکهولنگ همدیگر را میشناسند. عزمالله تاکید میکند که طالبان تا هنوز موفق به پیدا کردن این سه فرد مسلح نشدهاند، که این خود گمانهزنیهای زیادی را میان مردم ایجاد کرده است.
به گفتهی این منبع، مردم گمان میکنند که این سه فرد از دوستان علی و از ولایت غور بودهاند که پس از وقوع این تراژیدی شبانگاه به ولایت غور فرار کردهاند.
به قول نزدیکان محمدامین، او تنها پسر خانوادهاش بوده و پس از قتل او وضعیت روحی و روانی مادر و پدرش «بسیار وخیم» است. «مادر و پدر محمدامین در شوک بزرگی فرو رفتهاند، این حادثه تنها پسرشان را از آنان گرفت، از سویی خانوادهی محمدامین بسیار فقیر و نادار هستند.»
پدر و مادر محمدامین از نظر روحی در وضعیتی نبودند که با رسانهی رخشانه صحبت کنند. اما فردی که با مادر محمدامین صحبت کرده، گفته است او همین که از کشته شدن پسرش خبر شد، برای ساعاتی از هوش رفته بود.
پس از اینکه خبر جان باختن محمدامین در پی تلاش برای حفاظت از خواهرش منتشر شد، این رویداد به صورت گسترده در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. کاربران در شبکههای اجتماعی از شجاعت او در دفاع از خواهرش ستایش کردهاند.

