رها آزاد
چشمهای گود رفته و صورت استخوانیاش به خوبی شرححال دوران دشوار ۹ ماه بارداری را میداد. سیدبیگم* ۳۸ ساله، برای به دنیا آوردن هفتمین فرزندش از قریه «خندود» ولسوالی واخان، به مرکز بدخشان آمده بود. دو روز راه پیموده بود تا خودش را به شفاخانه ولایتی در فیضآباد برساند.
سیدبیگم به خاطر ضعف جسمی نتوانست به صورت عادی ولادت کند. «در کلینیک خندود آنقدر امکانات نیست که مرا عملیات کند. قابلهای که آنجا کار میکرد گفت باید به فیضآباد بروم. به همین خاطر آمدم تا عملیات شوم و طفلم به دنیا بیاید.»
او میگوید در طول بارداری حتی به غذای کافی دسترسی نداشته است، چه رسد به غذاهای مغذی و تغذیه مناسب دوران بارداری که برای سلامت مادر و جنین ضروری است. «در نُه ماه بارداری، بیشتر روزها فقط شورچای خوردهام و گاهی هم دوغ یا ماست. حتا یادم است اخرین بار که غذای خوب خوردم در یک عروسی در قشلاق یک ماه قبل بود که گوشت خوردم. در سه ماه اول بارداری هم همیشه حالم خراب بود.»
روایتهای میدانی این گزارش نشان میدهد که فقر، دسترسی بسیاری از زنان باردار در بدخشان به غذای مناسب را از بین برده و آنها را ناچار ساخته دوران بارداری را با حداقل امکانات غذایی سپری کنند.
برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان گفته که دامنه و شدت گرسنگی و سوءتغذیه در افغانستان رو به افزایش است.
این بحران بیشتر از همه زنان و دختران را آسیبپذیر کرده است.
سیدبیگم میگوید، سه کودکش که سوءتغذیه داشتند در شفاخانه بستری شدهاند؛ آنها ۷ ساله ۵ ساله و ۳ ساله هستند. «روزها میشود که در خانه چیزی جز نان خشک برای خوردن پیدا نمیشود. وقتی چیزی جز نان خشک نداریم، چطور غذای مقوی پیدا کنیم.»
درآمد اندک خانواده سیدبیگم به زراعت و مالداری وابسته است.
سیدبیگم همچنین از مرگ خانم برادرش هنگام زایمان در کلینیک قریه خندود روایت میکند. «در ماه جوزا امسال خانم برادرم هنگام ولادت جان باخت و نوزادش هم هنگام تولد فقط یک و نیم کیلوگرام وزن داشت و به سوءتغذیه شدید مبتلا بود. او هم یک هفته بعد از تولد جانش را از دست داد.»
سیدبیگم تنها زنی نیست که چنین شرایطی را تجربه میکند و دسترسیاش به غذای کافی و مناسب محدود است. در مناطق دور دست بدخشان، بوِیژه ولسوالیها پیدا کردن زنان باردار با چنین تجربههای دشوار، آسان است.
ماهگل* ۳۰ ساله، که یک هفته پیش چهارمین فرزندش را در کلینیک ولسوالی زیباک به دنیا آورده، خودش و کودکش به سوءتغذیه شدید مبتلا است.
چشمهای گود رفته و صورت استخوانیاش، نشانههای آشکار سوءتغذیه و فرسودگی جسمی او بود.
ماهگل میگوید: «در طول نُه ماه بارداری، با وجود سنگینی بخیز و بنشین باید از صبح تا شب کارهای سخت قشلاق را انجام بتیم. آخرش تنها چیزی که میخوریم شورچای بود و گاهی دوغ و ماست. در یک شبانهروز فقط یک وعده غذای روغنی میخوردم، آن هم شب. همین شد که بچهام به این حال و روز افتاد و در شفاخانه بستر شد. خودم هم وقتی سرم را بلند میکنم، چشمهایم تاریک میشود.»
در مورد توجه به سلامت تغذیه مادران در زمان بارداری تاکید زیادی وجود دارد. زنان باردار باید در طول روز، سه وعده غذایی اصلی و دو تا سه میانوعده سالم مصرف کنند تا انرژی و مواد مغذی مورد نیاز بدن مادر و رشد جنین تأمین شود. رژیم غذایی باید شامل غلات، گوشت، ماهی، تخممرغ یا حبوبات، شیر و لبنیات، میوه و سبزیجات تازه و مقدار مناسبی از مغزها باشد.
همچنین مصرف کافی آب و استفاده از مکملهای اسید فولیک و آهن، در صورت تجویز کارکنان صحی، برای حفظ سلامت مادر و جنین اهمیت دارد.
ماهگل نه تنها به این استندرد غذایی دسترسی نداشته، بلکه به سوءتعذیه هم گرفتار شده است. «قابله در کلینیک ولسوالی به من گفت که خوراکم را منظم کنم، اما نمیدانستم چه کار کنم. چون توان خرید و تهیه میوه و بعضی غذاهای خوبتر را که داکترها توصیه میکردند، نداشتم. ماهها میگذشت اما روی میوه را نمیدیدم. جز فصل میوه اگر باشه باز همسایهها روان میکردند، از باغهایشان. مرغ داریم که تخمش برای مهمان است و حتا خودمان گوشتش را هم مصرف نمیکنیم که به خاطر مهمان است.»
ماهگل میگوید زمانی که به سوءتغذیه مبتلا بود، یکبار از کلینیک ولسوالی زیباک برایش غذای مقوی داده شده بود. اما مجبور شد به جای این که خودش از آن استفاده کند به کودکان خود بدهد.
ماهگل، ساکن قریه نوآباد ولسوالی زیباک است و برای درمان نوزاد تازه متولد شدهاش که سوءتغذیه دارد به فیضآباد آمده بود.
عدم دسترسی به غذا از یک سو و از سوی دیگر اینکه کارهای روزمزه در دهات نیز عمدتا به دوش زنان است، شرایط بارداری را دشوارتر میکند.
ماهگل مادر چهار فرزند است و میگوید از صبح که بیدار میشود، چه در دوران بارداری و چه در شرایط عادی، تمام کارهای خانه بر دوش اوست؛ از پاککاری و آشپزی گرفته تا زمینداری، مالداری و حتی کارهای سنگینتری مانند خشاوه زمین و آوردن آب از چشمه.
زرمینه، ۲۳ ساله، ساکن قریه زیچ ولسوالی اشکاشم نیز میگوید به دلیل اینکه در دوران بارداری به غذای کافی دسترسی نداشت و بیشتر اوقات در زمینهای زراعتی کار میکرد، خودش به سوءتغذیه مبتلا بود و نوزادش نیز هنگام تولد با سوءتغذیه حاد به دنیا آمد.
او میگوید، فرزندش دو ماه پیش جان خود را از دست داد. «چهار ساله شده بود، اما هنوز حتی راه رفته نمیتوانست و مثل طفلهای دیگر نبود، شبها فقط گریه میکرد. هرچند او را به فیضآباد بردیم و سه ماه هم تحت مراقبت بود، اما خوب نشد.»
زرمینه میافزاید: «در دوران بارداری بیشتر شورچای و گاهی تخم مرغ میخوردم اما کارمان بسیار زیاد است. بعضی شبها هم همان غذایی را که دیگر اعضای خانواده میخوردند، مثل لوبیا و برنج میخوردم.»
زرمینه میگوید با وجود این مشکلات، وضعیت زندگی و تغذیه خانوادهاش نسبت به برخی خانوادههای دیگر در قریه بهتر است؛ اما چون تمام روز را در کارهای شاقه و سنگین روستا میگذراند کودکش دچار سوءتغذیه شد.
او میگوید زنانی را میشناسد که در سه وعده غذایی روزانه، جز شورچای چیزی برای خوردن ندارند.
شورچای، نوشیدنی سنتی مردم بدخشان است که از چای و نمک و گاهی اندکی شیر یا روغن حیوانی تهیه میشود، برای بسیاری از خانوادههای فقیر، گاه جای یک وعده غذایی را نیز میگیرد.
در جریان تهیه این گزارش، با دستکم ۲۱ زن باردار در ولسوالیهای یفتل، بهارک، شهر بزرگ، اشکاشم، شغنان و زیباک صحبت شده است.
این زنان میگویند که در طول روز تنها یک وعده غذای روغنی مصرف میکنند و در بسیاری موارد توانایی تهیه غذای متنوع و مقوی را ندارند.
مریم احمدی* ۴۵ ساله، متخصص زنان و زایمان در شهر فیضآباد است که بیشتر از هشت سال است به درمان زنان میپردازد. او میگوید، توجه به سلامت تغذیه زنان باردار اصلا وجود ندارد. «برخی از مادران که مراجعه میکنند با سوءتغذیه شدید و کمخونی روبرو هستند، چون در طول دوره بارداری به غذای کافی و سالم دسترسی ندارند به همین دلیل جنین خوب رشد نمیکند و مادر نیز به سوءتغذیه مبتلا میشود. مادران خودشان میگویند اکثرا شورچای میخورند و دسترسی به غذای کافی و مقوی ندارند.»
او میگوید، زنان باردار برای حفظ سلامت خود و رشد طبیعی جنین باید در طول روز غذای کافی و متنوع مصرف کنند. کمبود مواد مغذی مانند پروتئین، آهن، فولیک اسید، کلسیم و ویتامینها میتواند خطر کمخونی، سوءتغذیه، زایمان زودرس و تولد نوزاد کموزن را افزایش دهد.
این متخصص زنان و زایمان میگوید مادران از روستاها به نزد او مراجعه کردهاند که در ماه هشت و هفت و یا ۹ بارداریشان، کمتر از ۴۷ کیلوگرام وزن داشتهاند، که این نشانهای از کارهای شاقهی روستا و تغذیه ناکافی مادر میتواند باشد. سوءتغذیه شدید در مادران میتواند باعث مشکلاتی مانند کموزنی نوزاد هنگام تولد، زایمان زودرس و افزایش خطرات جدی برای مادر و جنین شود.
ثنا کریمی* ۲۹ ساله، قابلهای که در مرکز صحی در ولسوالی بهارک ولایت بدخشان مشغول به کار است میگوید، بسیاری از زنان باردار با کمخونی، ضعف جسمی و سوءتغذیه مراجعه میکنند. «مادرهایی داریم که وقتی میآیند بسیار کموزن هستند و به سوءتغذیه مبتلا هستند و وقتی هم برشان میگویم غذاهای کافی و کامل و خوب بخورید، شکایت میکنند که ندارند.»
یادداشت: نامها در این گزارش مستعار است.

