در اول حمل سال ۱۴۰۱، کلثوم با شوقی کودکانه و آمادگی تمام، کتابها و لباس مکتبش را آماده کرده بود تا بعد از ماهها انتظار، دوباره پشت میز صنفش بنشیند. اما درست در همان روز اول سال آموزشی، خبر تکاندهندهای شنید: دروازههای مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته شده است و او دیگر حق رفتن به مکتب را ندارد.
زمانی که این دستور از سوی رهبر پنهان طالبان صادر شد، کلثوم تنها ۱۳ سال داشت و در صنف هفتم درس میخواند. پس از ماهها رنج، افسردگی و مبارزه با ناامیدی، سرانجام روزنهی تازهای برایش گشوده شد. او توانست از راه یکی از مکاتب آنلاین ویژهی دختران، دوباره به درسش ادامه دهد. اما اکنون، با تصمیم تازهی طالبان برای قطع انترنت، این آخرین امید نیز در آستانهی خاموش شدن است.
عصر روز دوشنبه، کلثوم پشت تلفن نشسته بود و به توضیحات استاد ریاضی دربارهی یکی از درسهای صنف دهم گوش میداد که ناگهان صدا قطع شد. چندبار گوشیاش را خاموش و روشن کرد، اما دیگر موفق نشد به کلاس آنلاین وصل شود. لحظاتی بعد، برادر بزرگترش خبر داد که اینترنت از طریق شبکه فایبر نوری در مزارشریف به دستور هبتالله، رهبر طالبان، قطع شده است.
کلثوم میگوید: «وقتی خبر را شنیدم، حس کردم خانه دور سرم میچرخه دلم سست شد. خیلی شوکه شدم؛ یکبار دیگه حس کردم میان خروارها غم تنها رها شدم، امارت [طالبان] اخرین امیدم را هم گرفتن.»
کلاسهای آنلاین برای کلثوم و هزاران دختر بازمانده از مکتب، آخرین روزنهی امید پس از محرومیت از آموزش حضوری بود. به گفتهی خود او، طالبان با قطع گستردهی انترنت پرسرعت در افغانستان، قصد دارند همین یگانه دلخوشی را نیز از همنسلان او بگیرند.
مقامات طالبان در بلخ روز دوشنبه، ۲۴ سنبله، اعلام کردند که شبکهی فایبرنوری به دستور رهبر این گروه و با هدف «جلوگیری از منکرات» قطع شده است. این تصمیم به سرعت در چندین ولایت دیگر نیز اجرا شد و تاکنون بیش از ده ولایت افغانستان به انترنت دسترسی ندارند و فعالیتهای نهادهای آموزشی، بانکها، بنگاههای تجارتی و ادارات دولتی در ولایات مذکور بهگونهی جدی مختل گردیده است.
تاکنون کاربران در ولایتهای بلخ، قندهار، هلمند، ارزگان، نیمروز، قندوز، تخار، غور، بدخشان و بغلان از دسترسی به خدمات انترنت فایبر نوری و وایفای محروم شدهاند.
منابع در ولایت هرات نیز میگویند که دسترسی کاربران به انترنت فایبر نوری در این ولایت قطع شده، اما وایفای شماری از شرکتهای ارایهی دهندهی خدمات انترنتی قطع و شماری تا هنوز فعال است.
روشن نیست این تصمیم طالبان به چه سرانجامی خواهد رسید. اما دستکم روشن شده است که این اقدام پیامدهای تلخ زیادی برای زنان و دختران داشته است.
«احساس میکنم که واقعا راهی نمانده»
کلثوم با گریه از پشت خط تلفن میگوید: «تا امروز خوده دلداری میدادم که با تمام کردن مکتب آنلاین شاید بتوانم زمینهی دانشگاه خواندن ره هم فراهم کنم. این اندک امیدی بود که میتوانستم به آرزوهایم برسم… اما حالا چه کنم؟ طالبای خدا ناترس، زندگی ره برایم تلخ کرده و دیگر هیچ امیدی به آینده ندارم.»
شنیدن این خبر تلخ نه تنها برای کلثوم، بلکه برای هر دختر دیگری، یک کابوس است. زحل ۲۲ ساله نیز میگوید که تمامی فعالیتهایش با «اجرای این دستور ملای قندهاری مختل شده» و به بنبست رسیده و از تصمیم تازه طالبان شوکه شده است.
او و تیم ۱٠ نفرهاش، که به بیش از ۳٠٠ دختر فرصت آموزش آنلاین در زمینههای عکاسی، زبانهای خارجی، مهارتهای سخنرانی و دروس مکتب را فراهم کردهاند؛ روایت میکند: «ما همه در شوک هستیم. سه روز از انتشار خبر و اجرای این تصمیم ظالمانه و احمقانه طالبان میگذرد و تیم ما هنوز نمیداند چه کند. تصور اینکه در عصر دیجیتال امروزی ما قرنها عقبگرد را تجربه میکنیم، ویرانگر است، چه برسد به حقیقتش.»
زحل گفته است: «طی چند روز اخیر، تعداد شاگردای ما به نصف کاهش یافته و دیگر هیچ دختری از قندهار، هلمند، بلخ و هرات نمیتواند در کلاسها شرکت کند. هرشب، در پایان کلاس، شاگردا با چشمان اشکبار خداحافظی میکنند و میگویند شاید آخرین جلسهای باشه که حضور داشته باشند.»
زحل، باشندهی ناحیهی ۱۳ کابل است و خودش نیز در یکی از دانشگاههای آنلاین در رشتهی مدیریت تحصیل میکند. به گفتهی او، با قطع انترنت در سرتاسر افغانستان، ممکن است دیگر قادر به ادامه تحصیل نباشد: «احساس میکنم که واقعا راهی نمانده و به بنبست خوردهام.»
به گفتهی کلثوم، او با تمام وجود تلاش میکند نگذارد آن امید کوچک خاموش شود، اما هربار که صفحهی سفید باز نشدن یک لینک را میبیند، انگار تمام آیندهاش تاریکتر میشود. او میگوید: «ما هیچوقت انتظار نداشتیم مسیرمان ساده باشد، ولی اینکه تنها پل نجاتمان هم فرو بریزد، دردش خیلی زیاد است.»
در چهار سال گذشته، زنان و دختران زیادی با استفاده از انترنت، نه تنها راههای جایگزین برای یادگیری پیدا کرده بودند، بلکه توانستند از طریق تجارت آنلاین، از خانههای خود درآمد کسب کنند. نمونهی آن شمسیهی ۲۳ ساله است که با فروش لباسهای دستدوز افغانی و فعالیت در شبکههای اجتماعی، به خودکفایی رسیده است.
شمسیه، که امروز صاحب یک برند است و در دوسال اخیر موفق شده یک مغازه نیز باز کند، میگوید: «کسبوکارم وابسته به انترنت است. اگر نتوانم عکس و ویدیوهای محصولاتم را به مشتریها نشان دهم، فروش هم نخواهم داشت. وقتی فروش نباشد، مجبورم مغازهام را ببندم و کارم تعطیل شود.»
او در گفتوگو با رسانهی رخشانه میگوید که به دلیل بالابودن قیمت لباسها، بیشتر مشتریانش خارج از افغانستان هستند و در صورت ادامهی این محدودیت، نه تنها خودش، بلکه حدود ۳۰ زن دیگر نیز –که با او همکاری میکنند- منبع درآمدشان را از دست خواهند داد. شمسیه شرح میدهد: «تقریباً ۳۰ زن دیگر از همین راه و در کنار من با دوخت این لباسها نان شبشان را درمیآوردند. حتی برای ارتباط با آنها هم به انترنت نیاز دارم تا نمونهها و سفارشها را برایشان بفرستم.»
در کنار شمسیه، سحر ۳۱ ساله نیز حکایت خودش را دارد. او که یگانه نانآور خانواده است، میگوید با قطع کامل انترنت، تنها منبع درآمدش از دست خواهد رفت. سحر در ناحیه هجدهم کابل زندگی میکند. پس از سقوط کابل در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، شغل رسمیاش را در یکی از ادارات دولتی از دست داد و دو سال پیش کسبوکار کوچکی در زمینهی ساخت کیفهای دستی زنانه راهاندازی کرد؛ که تولیدات آن از طریق پلتفرمهای آنلاین به فروش میرسند.
او با اندوه میگوید: «تمام درآمد ما از خرید و فروش آنلاین است. با قطع شدن انترنت، من و خانوادهام با مشکلات فراوانی روبهرو میشویم؛ کرایه خانه، قیمت بالای مواد غذایی، کمبود آب و رسیدن زمستان، همه بار زندگی را سنگینتر میکند. من تنها نانآور خانوادهام هستم.»
ساعت ۲ بعد از ظهر است و فرزانه موبایل در دست دارد و به صنف آنلاین زبان انگلیسی خود که در برنامهی «زووم» تدریس میگردد، وصل شده. وایفای خانگیشان که تا دیروز مسیر اصلی درسهایش بود قطع شده و او حالا مجبور شده است از انترنت سیمکارت استفاده کند. اتصال ضعیفاش بارها باعث قطع و وصل شدنش به صنف میشود، صدای استاد گاهی واضح نمیآید.
فرزانه در گوشههای مختلف خانه قدم میزند تا نقطهای را پیدا کند که اینترنتاش سیگنال قویتری بدهد. گاهی کنار پنجره میایستد، گاهی اتاق دیگر و گاهی هم به صحن حویلی میرود؛ اما انترنتاش همچنان ضعیف است.
فرزانه ۲۳ساله، باشنده شهرک «خالد ابن ولید» در شهر مزارشریف است. او دانشجوی سمستر دوم دانشکده حقوق و علوم سیاسی در یکی از دانشگاههای خصوصی بود که طالبان دروازه دانشگاهها را به روی دختران بستند.
فرزانه شش ماه پیش در یک برنامه آموزشی آنلاین زبان انگلیسی ثبت نام کرده بود. او میگوید: «دو روز است وقتی در زووم وصل میشوم بسیار قطع و وصل میشود. گاهی در جریان صنف حتا ۱۵ دقیقه آنتن شبکه میرود.»
او همچنین میگوید: «از یک طرف هزینه انترنت سیمکارتها بسیار بالاست. اگر من بخواهم برای یک ماه ۲۵جی بی فعال بکنم آن هم آیا به یک ماه برسد یا نی، چون درسهایم آنلاین است باید ۱۲۰۰ افغانی کردت بندازم با مالیه که شبکه خودش از کردت دور میدهد، اینقدر توان من و هیچ کسی نمیرسد. وای فای خوب بود هم سرعتش بسیار عالی بود هم هزینهاش پایین بود.»
به باور فرزانه، طالبان با چنین تصمیمهایی میخواهند تمام راههای آموزشی را به روی زنان و دختران مسدود کنند: «اصل هدفشان همین است که مانع درس و تحصیل ما زنان شوند. دیدند که درسهای حضوری را منع کردند ما تسلیم نشدیم، حالی وایفای را قطع کردند که نتوانیم آنلاین هم درس بخوانیم.»
نوریه غفوری (نام مستعار) ۲۵ساله از دیگر باشندگان شهر مزارشریف است. نوریه با خواهرش سمستر دوم دانشکده کمپیوترساینس در دانشگاه بلخ بودند که دانشگاهها بر روی دختران بسته شدند.
نوریه و خواهرش پس از مدتی خانهنشینی، سال گذشته فرصت پیدا کردند که از طریق آنلاین در یکی از دانشگاههای آنلاین، در رشته کمپیوترساینس ثبت نام کنند.
به نظر این فرصت بازهم از نوریه و خواهرش گرفته شده است: «انترنت ما کار نمیداد من فکر کردم مثل همیشه برای چند دقیقه شاید کار ندهد، ولی در خبرهای تلویزیون یکی از رسانهها دیدم که گفتند طالبان تا امرثانی وایفای را قطع کردند. همان دقیقه روزی یادم آمد که دانشگاه بسته شده بود و تا رسیدن به خانه همه راه را گریه کرده بودم.»
نوریه میگوید به دلیل وضعیت اقتصادی ضعیف قادر به خرید انترنت از طریق شبکههای مخابراتی نیست و مدت سه روز میشود نتوانسته است به صنف درسی خود وصل شود: «از وقتی وایفای قطع شده انترنت فعال نکردیم، چون پدرم بیچاره دوکاندار است در خانه کارگر دیگر نداریم. همین وای فای را هم مامایم بخاطر درس من و خواهرم برای ما گرفته بود، حالی دیگر نمیتوانیم انترنت فعال بکنم.»
نیلاب (نام مستعار) ۱۷ساله، یکی دیگر از دختران بازمانده از تحصیل است. نیلاب صنف هشتم مکتب بود که از ادامهی تحصیل محروم شد. او مدت دو سال میشود درسهای خود را در یک مکتب آنلاین ادامه میدهد و در کنار آن زبان انگلیسی را هم از طریق آنلاین میخواند.
نیلاب به رسانهی رخشانه گفته است: «امارت اسلامی با قطع کردن انترنت در بلخ یک بار دیگر آرزوی ما را نابود کردند. دروازه مکتب را بسته کرده بودند، حالی دروازههای آنلاین را هم به روی ما بسته کردند، هرگز من طالبان را نمیبخشم.»
برای ادیبه کریمی (نام مستعار) ۳۱ساله قطع شدن انترنت مساوی با گرسنه ماندن خانوادهاش است. او که به کمک یکی از دوستانش یک سال پیش تجارت آنلاین فروش لوازم آرایشی و بهداشتی را آغاز کرده بود، اکنون دوباره بیکار شده است: «کار و بارم نمیگویم بسیار زیاد خوب بود ولی حداقل همانقدر بود که خانوادهام گشنه نمانند، چون پدرم سه سال پیش فوت کرده و سرپرست دیگر نداریم.»
مروت صادقی (نام مستعار) ۲۷ ساله و ساکن ولایت بامیان است. هنوز قطعی انترنت از طریق فایبر نوری به بامیان نرسیده است، اما او نگران است که این کار ممکن است زندگیاش را دوباره زیر و رو کند. مروت میگوید، از طریق آنلاین در بازارهای مالی جهانی ترید (معامله) میکند و کارش هر لحظه با انترنت است.
مروت گفته است: «قطع شدن اینترنت برای من بسیار بسیار سخت تمام میشود من خودم نتورک مارکتینگ کار میکنم و در بازارهای مالی طبعاً اگر حتی یک دقیقه هم آنلاین نباشی ضرر میکنی؛ مه حتی تصور نمیتوانم که خدای ناخواسته یک روزی انترنت قطع شود و ما بدون انترنت زندگی کنیم.»
حس بدتر از زنده به گور شدن
ستاره (نام مستعار) ۲۲ ساله است، ساکن یکی از قریههای ولسوالی زیباک ولایت بدخشان و عضو یک خانواده پرجمعیت روستایی است. درآمد خانوادهاش از طریق فروش مواشی و محصولات زراعتی تامین میشود.
ستاره گفته است: «تقریبا سه ماه میشد که وای فای به زیباک امده بود، وقتی خبر شدیم، ددیام (پدرم) با پولی که قبلن از فروش یک مال مانده بود پنجهزار افغانی، که امو را برم یک موبایل خرید تا بتوانم به انترنت وصل شوم و درس بخوانم.»
ستاره هر روز ساعت ۹صبح از خانه با برادر بزرگترش حرکت میکرد و بعد از سیدقیقه پیادهروی به انترنت پرسرعت از طریق وای وصل میشد، با هزینه ماهانه ۴۵۰ افغانی.
ستاره در سال دوم حاکمیت طالبان از طریق آزمون سراسری کانکور در رشته کمپیوتر ساینس در دانشگاه بدخشان راه یافته بود، اما پیش از آنکه پایش به درس و دانشگاه برسد، طالبان در تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۲۲ با صدور یک مکتوب رسمی، دروازههای دانشگاه را بهروی دختران بستند و اعلام کردند که تحصیل دختران تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآمده است.
ستاره از طریق آنلاین در برنامه آموزشی رایگان زبان انگلیسی ثبت نام کرده بود. ستاره که از پشت گوشی خشم و ناامیدی را میشد در صدایش حس کرد، گفت: «باور کنید مرگ به اسارت شرف داره، مرگ شرف داره از امی زندگی که ما داریم.» چند ثانیهی آرام شد و باز ادامه داد: «در روستا هیچی نیست، هیچچیزی؛ فقط کار است، پشت کار و یکی دو وقت غذای بسیار ناکافی. مردم اصلن درد خواندن و نخواندن ندارند، کل دردشان پیدا کردن لقمه نان است. اما مه میخواستم و هنوزم میخواهم درس بخوانم کار کنم و از نوک قلمم پیسه پیدا کنم.»

عکس: رسانهی رخشانه
ستاره هر روز یک ساعت به انترنت وصل میشد و زبان انگلیسی میخواند، به گفتهی خودش «از وقتی کورس انگلیسی ره شروع کردم دو ماه میشد، در این دو ماه تمام ترس و نگرانی و تشویشهایم از یادم رفته بود. چون مصروف درس ها بودم.»
قطع شبکه فایبر نوری نهتنها زندگی ستاره در زیباک، بلکه فرصت کوچک آموزش و کار را از دختران زیادی در بدخشان گرفته است. مثل زرنگار (نام مستعار)، دانشجوی دانشگاه آنلاین زن از ولسوالی اشکاشم.
زرنگار ساکن ولسوالی اشکاشم است. او نیز یک سال میشود که در دانشگاه آنلاین زن در بخش زبان و ادبیات دری دانشجو است، اما طالبان با قطع شبکه فایبر نوری دوباره این فرصت را از او گرفته است: «وقتی طالبان افغانستان ره تصرف کردند، من در مزار شریف ادبیات دری میخواندم، ولی وقتی دانشگاه بسته شد مجبور شدم اشکاشم بیایم و بعد حالی تقریبا یک سالی میشد که درسهایم ره به صورت آنلاین ادامه میدادم، اما چند روزی میشه فعلن دسترسیام قطع است.»
به گفتهی زرنگار، دسترسی به انترنت از طریق خدمات مخابراتی ممکن است، از یک طرف به خاطر قیمت گزاف و از سوی دیگر، خدمات ضعیف مخابراتی در مناطق دوردستی که زرنگار زندگی میکند، قطع شود.
پدر زرنگار، مردی ۴۵ ساله، که در یک موسسه محافظ امنیتی است: «پدرم ماهانه ده تا دوازده هزار افغانی معاش دارد، اما هر ماه حدود ۱۵۰۰ افغانی را صرف هزینه انترنت ما میکرد، چون در خانه وایفای داشتیم و همین مبلغ برای مصرف انترنت میشد.»
دو خواهر زرنگار، که بهترتیب ۱۸ و ۲۰ ساله هستند، در کورسهای زبان انگلیسی و آلمانی شرکت میکردند. اما پس از قطع انترنت بهدست طالبان، آنها نیز از ادامه درسهایشان محروم شدهاند.
رویا سادات (نام مستعار)، ۲۵ ساله، از باشندگان فیضآباد و ساکن شهر نو است. او بیش از سه سال است که در زمینه تجارت آنلاین فعالیت میکند. اما با قطع انترنت فایبر نوری و محدودیتهای موجود، فعالیتهای کاری و تجارت او با مشکلات جدی مواجه شده است.
رویا که فارغالتحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه کابل است و مایل نیست جزئیات بیشتری از کارش در این گزارش بیاید، به رسانهی رخشانه در مورد مشکلات خود از قطع شدن شبکه فایبر نوری گفته است: «درس و دانشگاه را بسته کردند، کار و بار زنان ره محدود کردند، به خانهداری و بچه داری و حالا فقط یک امی انترنت مانده بود که ایره هم سر ما قطع کردند، اگر صدا بلند کنیم جانمان در خطر.»
بستن آخرین روزنه
فعالان حقوق زن میگویند، این کار طالبان به معنای بستن آخرین روزنهی آموزش و ارتباط زنان است.
مزدا مهرگان، کنشگر اجتماعی و فعال حقوق زن، در گفتوگو با رسانهی رخشانه تأکید میکند که محدودیتهای تازهی طالبان پیامدهای منفی و عواقب تلخی برای زندگی زنان و دختران در افغانستان خواهد داشت: «طالبان با سانسور شبکههای اجتماعی و محدود کردن اینترنت، آخرین پنجره ارتباطی زنان افغان با جهان بیرون و تنها روزنهای را که دختران برای آموزش و تحصیل به آن دسترسی داشتند، بستهاند.»
مزدا مهرگان هشدار میدهد که با این اقدام، هر ظلم و جنایتی که علیه زنان در داخل کشور رخ دهد، بازتاب بیرونی نخواهد داشت و طالبان با دست بازتری به سرکوب ادامه خواهند داد.
او همچنین یادآور میشود که بسیاری از زنان در چهار سال گذشته، برای رهایی از فشارهای روانی ناشی از خانهنشینی، بیکاری و محرومیت، از طریق فضای مجازی با روانشناسان و پزشکان زن در تماس بودند؛ اما اکنون با قطع شدن انترنت، این امکان حیاتی نیز از آنان سلب شده است.
شمسیه راسخ (نام مستعار)، از فعالان حقوق زن در بدخشان، در مورد این محدودیت تازه طالبان گفته است: «آنها(طالبان)همواره دستورهایی علیه پیشرفت و توسعه صادر میکنند و با این کارشان میخواهند مردم را در انزوا نگه دارند تا صدای زنان و جامعه به بیرون درز نکند و عملاً مردم را در یک زندان محدود قرار دهند.»
کمپاین اعتراضی
همزمان با قطع شدن انترنت از طریق فایبرنوری، کاربران در شبکههای اجتماعی کارزاری با شعار «اینترنت را در افغانستان قطع نکنید» راهاندازی کردند.
معترضان در پیامهای خود گفتهاند: «آنها میخواهند راههای ارتباطی و آموزشی نوین را ببندند تا کسی نتواند آزادانه سخن بگوید، آموزش ببیند و حقیقت را روایت کند. انترنت در افغانستان امروز حق اساسی مردم برای دسترسی به اطلاعات، آموزش نوین و پیوند با جهان است. قطع شدن انترنت یعنی بریدن نفس جامعه، خاموش کردن حقیقت و جدا کردن انسانها از همدیگر.»
تا زمان تهیه این گزارش، بیشتر از ۱۰هزار تن با به اشتراک گذاشتن تصویر اعتراضی در صفحات اجتماعی به این کمپاین پیوستهاند.
مسیحالله خوش قدم، که به این کمپاین پیوسته است با نوشتن متنی در صفحه اجتماعی فیسبوک گفته است: «انترنت حق ماست نه امتیاز. قیمت بلند انترنت در افغانستان مانع بزرگ آموزش، کار و ارتباط شده است. ما خواهان انترنت سریع، ارزان و قابل دسترس برای همه مردم کشور هستیم. صدای ما را بلند کنید.»

لینا روزبه، شاعر و فعال حقوق زن با اشاره بر تاثیر قطع خدمات انترنت فایبر نوری از سوی طالبان در صفحهی فیسبوکش چنین نوشته است: «تاثیر این تصمیم طالبان از این قرار خواهد بود، دختران به آموزش آنلاین نیز دسترسی نخواهند داشت؛ طالبان قادر به تخطی گسترده حقوقبشر به شمول کشتار مردم، آزار و اذیت و سورفتار با مردم خواهند گشت و مردم ظرفیت گزارش دهی و تماس با مراجع جهانی مدافع حقوقبشر و ثبت و نشر ویدیوها از سو رفتار طالبان را نخواهند داشت؛ گروه القاعده و دیگر تروریستها با آزادی عام و تام در سراسر افغانستان تردد کرده و فعالیتهای خود را به پیش خواهند برد.»
ویدا ساغری، از دیگر فعالین حقوق زن در صفحه فیسبوک خود نوشته است: «اگر انترنت را مسدود نکنند چطور میتوانند کروکولم مدارس دیوبندی را در ذهن و مغز کودکان و جوانان پیاده کنند؟ خلیلزاد در سفر آخر خود به کابل طالبان را وارد فاز سوم ماموریت شان ساخت.»
همینگونه، شبکههای اجتماعی در روزهای اخیر پر از شکایت شهروندان؛ اعم از زنان و مردان بوده است. بسیاری از کاربران صفحات اجتماعی چون فیسبوک با نوشتن متنهای انتقادی از این تصمیم طالبان انتقاد کردهاند.
فیضی روشن، در انتقاد از این تصمیم طالبان نوشته است: «اگر انترنت را قطع کرد همه تجارت مردم از هم میپاشد و هزاران تجارت آنلاین از بین میرود. وقتی که تجارت از بین رفت سطح بیکاری اوج میگیرد، سطح بیکاری اوج گرفت فقر را به وجود میآورد. عواقبش بسیار سنگینتر خواهد شد.»
یادداشت: این گزارش مشترک از سوی خبرنگاران رسانهی رخشانه تهیه شده است.

