زیبا بلخی
کور خواندی که ساکتم بکنی شعر من انقلاب خون من است
روبرویت چو شعله میسوزم هرگز اصلن مگر نمیترسم
این ابیاتی از شعر لیلی غزل، شاعر جوان بلخی است که پاسخ روشن و دندانشکنی به ممنوعیت فرهنگی تازه طالبان در افغانستان میدهد.
طالبان اخیرا قانون «تنظیم مشاعره» را توشیح کردهاند که بر اساس آن سرودن شعر عاشقانه و نقد آن، توسط ملا هبتالله، رهبر این گروه منع شده است. در قانون «تنظیم مشاعره» آمده است که سرودن شعر عاشقانه، شعر درباره دختران و پسران ممنوع میباشد.
این قانون گفته است: «شعر باید خالی از عشق مجازی، خواهشات ناروا و احساسات بیجا باشد.»
این اقدام طالبان واکنشهای گستردهی شاعران و فعالان فرهنگی و زبانی را بر انگیخته است. از جمله نخستین واکنشها در برابر این محدودیت فرهنگی طالبان، از سوی شاعران زن صورت گرفتهاست.
لیلی غزل، شاعری که شعرهای عاشقانهی زیادی سروده است، با نشر شعر و یک متن اعتراضی به یکی از نخستین صداهای این کارزار بدل شد.
لیلی غزل، در گفتوگو با رسانهی رخشانه تاکید میکند که هدفش از پیوستن به این اعتراض نپذیرفتن سکوت در برابر تصمیم طالبان بوده است: «من سکوت را خیانت میدانم. وقتی شنیدم که شعر عاشقانه ممنوع اعلام شده، حس کردم که اگر واکنش نشان ندهم و سکوت بکنم در حقیقت بخشی از وجودم خاموش میشود. صدایم شاید کوچک باشد ولی باید بلند میشد تا بگویم که عشق خاموش شدنی نیست.»
به باور خانم غزل، هرچند این ممنوعیت همه را متاثر میکند، اما همچنان قربانی درجه یک آن زنان هستند. او معتقد است که مردان در جامعه افغانستان حتا در سختترین شرایط همیشه امکاناتی برای بیان و انتخاب داشتهاند: «زنهایی که پیشاپیش از تحصیل، حق کار و حتا حضور در اجتماع محروم شدند حالا حتا از خیال پردازی درباره شعر هم باز داشته میشوند و این برای یک زن شاعر فقط یک ممنوعیت برای سرودن شعر نیست؛ بلکه یک حمله مستقیم به زندگی شخصی و حق انسانی او است. به همین دلیل است که من فکر میکنم تاثیرش بر زنان عمیقتر و دردناکتر است.»
او که در شعرهایش بیشتر تجربههای زنانه، خشمزنانه در برابر بیعدالتیها، اندوهغربت، عشق و تبعید را بازتاب داده است، میگوید عشق در شعر با آزادی گره خورده است و در حقیقت حق انتخاب و نفس کشیدن بدون قید را بیان میکند.
این شاعر جوان بلخی میگوید، طالبان از شعر زنان هراس دارند؛ زیرا شعرعاشقانه دیوارهای «سنت تحمیلی» را میشکند: «این ممنوعیت برای من بسیار پیام روشن دارد؛ طالبان نه تنها آزادیهای اجتماعی و سیاسی زنان را سلب کرده، بلکه حتا کوچکترین عرصه بیان فردی را هم میخواهد از زنان بگیرد و عشق را میخواهند خاموش بکنند.»
براساس این قانون جدید طالبان، وزارت اطلاعات و فرهنگ این گروه اجازه دارد که شاعران، ترانهخوانان و نویسندگانی را که از این قانون تخلف ورزند مطابق احکام شریعت، مجازات کند.
همین دست باز برای مجازات مایهی نگرانی سرکوب بیشتر است. فعالان فرهنگی میگویند، این ممنوعیت بخشی از روند حذف زنان از جامعه است.
خانم غزل گفته است: «این ممنوعیت ادامه همان زنجیره است. وقتی زنی در زندگی حقی برای انتخاب ندارد، خیلی طبیعی است که از بیان عشق هم محروم میشود. طالبان میخواهند که زنها حتا در خیال هم آزاد نباشند. شعر عاشقانه میتواند به زن یادآوری بکند که هنوز میتواند دوست داشته باشد و انتخاب کند، حتا اگر درها بسته باشد. این شعرها مثل نفس کشیدن در یک فضای بسته و خفه است.»
وزارت عدلیهی طالبان روز شنبه( ۸ سنبله) در این قانون ۱۳ مادهای به شاعران گفته است: «اخلاق اسلامی، سیاست شرعی، تزکیه نفس، تحکیم عقیده اهل سنت و جماعت، اتحاد امت و دعوت به خواستههای اسلام» را مراعات کنند.
عبارتهای کلی و گنگی که معنای روشنی ندارد و برای همین از نظر فعالان فرهنگی، دست طالبان برای مجازات و گناهتراشی شاعران باز است.
در ۲۰ سال گذشته شاعران جوان زیادی در افغانستان سر بر آوردهاند و نام و نشان کشیدهاند. حضور زنان شاعر نیز پر رنگ و قابل توجه بوده که با سرودن شعر واژهها، توانستهاند زنگار نهادینه شده را از دل جامعه سنتی بزدایند و ستم مضاعف زنان را به تصویر بکشند.
مروری بر کارنامه زنان جوان شاعر در افغانستان نشان میدهد که آنها در کنار پرداختن به عشق بیشتر به مسایل و وضعیت زنان توجه کردهاند.
لینا روزبه، شاعر و فعال حقوق زن که به این کارزار اعتراضی علیه طالبان پیوسته، معتقد است که ممنوعیت سرودن شعر عاشقانه از سوی طالبان تنها یک دستور فرهنگی نیست، بلکه بخشی از روند سازمانیافته حذف زنان از جامعه افغانستان است.
او سرودن شعر عاشقانه از سوی زنان را تابو میداند و میگوید جامعه سنتی افغانستان از ابتدا با شعر عاشقانه مخالف بوده است. به باور او، جامعه همواره این نوع شعر را ابتذال دانسته و بهویژه زنان شاعر را قضاوت کرده است.
به گفتهی او، طالبان پیش از این با صدها فرمان، حضور اجتماعی و حتی آزادیهای فردی زنان را محدود کرده بودند و حالا نوبت به احساسات زنانه رسیده است.
خانم روزبه که اشعارش الهام گرفته از تحولات در افغانستان و پیامدهای جنگ بر آن سرزمین است و موضوعاتی چون زن ستیزی، مردسالاری، سوءتعبیر از دین و دیگر ناهنجاریهای اجتماعی نیز در اشعارش بازتاب یافته است، میگوید: «جامعه ما از اول، با شعر عاشقانه مخالف بود، جامعه سنتی افغانستان همیشه شعر عاشقانه را نوعی ابتذال تلقی میکرد، یعنی وقتی یک شاعر، شعر عاشقانه مینوشت، قضاوتهای جامعه، به خصوص اگر آن شاعر زن بود، این بود که آن زن عاشق شده است و یا این شعر را در مدح مردی نوشته، بناء بهطور کل، قضاوت جامعه سنتی و مردسالار در قبال شعر عاشقانه، آن هم شعر عاشقانهای که توسط یک ادیب زن نوشته شود، قضاوت از قبل صادر شده داشت و به شعر عاشقانه در جامعه ارج زیادی گذاشته نمیشد. شاید به همین دلیل است که من تا حال، شعری را که بتوان واقعا شعر عاطفی یا عاشقانه خواند، ننوشتم و از خودم ناراضیام که منحیث یک فعال حق زن، تا حال موفق به شکستن این تابو نشدهام.»
خانم روزبه بر این باور است که این کار طالبان بخشی از سرکوب فرهنگی و جنسیتی این گروه در افغانستان است: «صدور حکم منع نوشتن شعر عاشقانه، به خصوص توسط زنان، یک قدم دیگر از سوی طالبان برای مهار و محو و نفی احساسات زنانه است. یعنی طالبان با این حکم میخواهند بگویند که ما حضور فیزیکی زن و فعالیتهای ملموس او را در جامعه نفی و ممنوع کردیم، حال وقت آن رسیده که احساسات زنانه را نیز کنترل و محو سازیم. اینکار نوعی نشان دادن اقتدار هبت الله در کنترل زنان است.»
خانم روزبه میگوید، این کار به شاعران انگیزه بیشتری برای ایستادگی علیه طالبان میدهد. او به رسانهی رخشانه گفته است: «من طوریکه گفتم تا حال شعر عاشقانه به دلیل قضاوت سوء جامعه ننوشتم، ولی وقتی دیدم که هبت الله حال آنقدر به خود جرات داده که احساسات زنان را نیز میخواهد کنترل و نفی کند، تصمیم گرفتم که به نوشتن اشعار عاشقانه آغاز کنم، من یکی از اشعارم را که در وصف خلقت زن است، در این کارزار شریک کردم ولی هنوز روی یک غزل عاشقانه باید کار کنم که به معنای واقعی آن عاشقانه باشد و باید جرات کنم و این تابو را با نوشتن شعرهای عاطفی و احساسی زنانه، بشکنم.»
سمیع حامد شاعر نامدار افغانستان نیز با اشتراک گذاشتن شعر انتقادی، صدای اعتراضاش به این قانون طالبان را بلند کرده است: «با لشکر ترانه ترا سرنگون کنیم
با شعر عاشقانه ترا سرنگون کنیم
ای شیخ شبزده! به نبردت بیاوریم
خورشید را به شانه ترا سرنگون کنیم.»
عارف بسام، از دیگر شاعران افغان با اشتراک گذاشتن شعری عاشقانه در صفحهی فیسبوکش نوشته است: «طالبان سرودن شعر عاشقانه را ممنوع اعلام کردند؛ اما نمیدانند که عشق را نمیتوان با فرمان ممنوع کرد. همان گونه که نمیتوان جلو روییدن گل را در بهار گرفت. و این شعر را نیز به نوع اعتراض نوشتم.»
ناجیه صمدی، یکی از فعالین حقوق زن در گفتوگو با رسانهی رخشانه، ممنوعیت سرودن شعر عاشقانه از سوی طالبان را محدود کردن آزادی بیان و احساسات زنان میخواند: «طالبان میخواهند با این تصمیم خود اعلام بکنند که زن هیچ حق در زندگی ندارد و باید همه تصامیماش توسط دیگران گرفته شود. طالبان این صداها را خاموش میکنند تا جامعه راحتتر ازدواجهای اجباری را بپذیرد. در واقع ممنوعیت شعر عاشقانه ادامه همان سیاستی است که زنان را مجبور به ازدواج بدون رضایت میکند.»
این فعال حقوق زنان میگوید، هدف اصلی این ممنوعیت تازه طالبان، همچنان پایمال کردن بیشتر زنان است: «بسیار واضح است هدف اصلی شان زن است یعنی زن نباید شعر بسراید و یا نباید زن در شعری توصیف شود، پس بازهم این تصمیم طالبان محدود کردن آزادی زن است.»

